بلاگستان
ما جمهوری خواهان بايد کم کاری و نازائی خود را بپذيريم. ما اگر رضا پهلوی را بازماندهء دوران منقرض سلطنت پهلویها میبينيم، بايد به ياد داشته باشيم که هنوز هم در بين ما کسی برجستگی همآوردی با او را ندارد، آنگونه که اغلب مان آرزو میکنيم که رضا پهلوی جمهوری خواه شود و خود را کانديد رياست جمهوری کند! همچنانکه در بين جمهوری خواهان نيز کسی نمیتواند هيمنهای را بخود بگيرد که ابوالحسن بنی صدری میگيرد که همجنان خود را نه «رئيس جمهور قبلی جمهوری اسلامی» که «رئيس جمهور منتخب مردم» میخواند. و يا مورد مريم رجوی را داريم که رياست جمهوریاش (حتی با قيد موقت بودن آن در آينده) اکنون بيشتر به شوخی تبديل شده است....
کیهان مطهری را از قایق نظام پیاده کرد و ممکن است بزودی اربایش را نیز بیرون کند!...
به محض مطرح شدن موضوع شاهین نجفی و ترانهی نقی، چهار نوع تحلیل در رسانههای چاپی و اینترنتی عرضه شد. کلیّت تحلیل اول در باب توهین نجفی به مقدسات و لزوم کشتن او به عنوان مرتد بود. کلیّت تحلیل دوم در باب توهین نجفی به مقدسات و زشتی و کراهت کار او و نادرست بودن توهین و تحقیر، و در وهلهی آخر و به شکلی کمرنگ نادرست بودن حکم ارتداد و قتل او بود. کلیّت تحلیل سوم در باب اهمیت نداشتنِ توهینآمیز بودن یا نبودن ترانه و مهم بودن جان شاهین نجفی بود که امروز در خطر است. کلیّت تحلیل چهارم در باب حقِّ توهین به مقدسات داشتن و حمایت بی چونوچرا از کار شاهین نجفی بود. در دو سوی این تحلیلهای چهارگانه، فحاشیهای مخالفان و موافقان شاهین نجفی و ترانهی او قرار میگرفت. من شخصاً تحلیل سوم را میپسندم و توهینآمیز بودن یا نبودن آنچه نجفی در ترانهی «نقی» میگوید، در مقابل جان او برایم بیاهمیت است. به عبارتی، پرداختن به توهینآمیز بودن یا نبودن محتوای ترانهی او یا چگونگی عرضهی این ترانه یا عدم درک موقعیت و عدم توجه به حساسیّتهای بخش مؤمن و معتقدِ جامعه را در موقعیتی که جان این خواننده در خطر است باعث انحراف اذهان عمومی از این خطر میپندارم و روش کسانی را که در این شرایط به بحثهای فلسفی و دینی پیرامون موضوع توهین و ارتداد و حقِّ واکنش و امثال اینها میپردازند نادرست میدانم. ...
امروز اگر میخواهیم راهبری و کمکی به جامعه آشفته حالمان داشته باشیم تنها راه آن در مقابل قضاوت مردم نشستن است، پنهانکاری نکردن است، خودی و ناخودی نداشتن است، گفتن تمامی حقایق به مردم است، بی تردید گفتن گوشهای از حقیقت از هر دروغی دروغ تر است، راهی برای ما باقی نمانده است جز اینکه خودمان را در اختیار قضاوت مردم قرار دهیم و پنهان برایشان به تصمیم گیری نپردازیم از قضاوت آنها هراسی به خود راه ندهیم و وحشت مقابل مردم نشستن را از خود دور کنیم...
ژان لوک گدرا نابغه فرانسوی سینمادر فیلم مشهورش تحقیر(۱۹۶۳) در سکانسی خدایان باستانی را به تصویر میکشد، مینرو (آتنا) خدای عقل و هنر، نپتون خدای ...
در لیگ برتر ایران استفاده از دروازبان خارجی ممنوع بود تا امروز با ذکر یک شرط ( ملی پوش بودن آن) آزاد شد.
فلسفه این کار ...
روی سخنم با توست که خود را اشرف مخلوقات دانسته و به نام مقدس(انسان)بر دیگر موجودات افتخار مینمائی. روی سخنم با توست که خود را ...
لازم به توضیح نیست که بخشی از بدنه روزنامهنگاری ما را فعالان سیاسی اشغال کردهاند. فعالانی که بیشتر بر اساس منافع مینویسند یا سانسور میکنند. دم فرو میبندند به وقت گفتن و میگویند به وقت خاموشی. فعالیت سیاسی شاخ و دم ندارد! وقتی دوستان فقط به «نتیجه» کار دارند نه درستی عمل، و بنا به مصالح و منافع گروههای سیاسی مینویسند و مانعی بر سر انتشار نگاههای متفاوت ایجاد میکنند، کار عیب دارد. وقتی روزنامهنگار در روز ۲ خرداد میرود برای عرض تبریک و زیارت سید محمد خاتمی، آدم میماند به همکاران عزیز ما نیاموختهاند که این کارها «زشت» است؟ میروند «رهنمود» بگیرند؟ اما بزرگترین فایده این دیدارها، حد اقل ثبت حرفهایی است که زده شده! خاتمی گفته است که از شرکت در انتخابات راضی نیست. خاتمی گفته است: «به خاطر گشایش در امور رای دادم اما متاسفانه هیچ خیرخواهی دیده نشد و فضا هر روز بدتر و تنگ تر از گذشته شده است... من قبول دارم رای دادنم یک شوک در جامعه ایجاد کرد که در این زمینه انتقاد ها را قبول دارم.» بررسی عملکرد خاتمی بعد از ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ و مباحثی که پارسال در باره انتخابات طرح کرد را به خاطر آورید. خاتمی شرطهایی گذاشت برای مشارکت در انتخابات. خاطرتان هست؟ ...
در آستانه سومين سالگرد جنبش سبز ايران هستيم و بسياری از مردمی که جان و مال و زندگی خود را در اين رويداد تاريخی مايه ...
این آهنگ با هیچ معیاری از نظر فقه شیعه مشمول هیچیک از احکام ارتداد یا سبّالنّبی نیست....