Khodnevis: گفتگوی خودمانی با طراحان گرافیک (۴) داود منطق گفتگوی خودمانی با طراحان گرافیک (۴) داود منطق ================================================================================ سیا ۰۹ بهمن ۱۳۸۸ به دلیل مشغله طراحان گرافیک و مشکلات دسترسی از طریق اینترنت، تصمیم بر آن شد که نوبت قرارگیری گفتگوها در سایت، بر اساس زمان دریافت پاسخ‌ها باشد. تمامی حقوق گفتگوهای زیر برای سایت خودنویس محفوظ است و انتشار آنها تنها با ذکر منبع و نام خودنویس مجاز می باشد دوستانی که به دلیل فیلترینگ نمی‌توانند گفتگوها را بخوانند برای دسترسی به آرشیو به انتهای همین صفحه مراجعه کنند: ۱. بیوگرافی مختصر و رزومه کوتاهی از خودتان بفرمایید (بدون شکسته نفسی لطفاً J) اختیاری: اگر تمایل دارید محل سکونت و شغل فعلی تان را نیز ذکر کنید. ۲. تازگی‌ها چه خبر؟ (روزهای گذشته مشغول چه کارهایی بوده‌اید یا چه چیزهایی ذهن شما درگیر کرده؟) داود منطق متولد سال ۱۳۵۳ و فارغ التحصیل رشته نقاشی هستم در حال حاضر در کانادا زندگی می‌کنم و مشغول درس خواندن و نقاشی کردن هستم و به طور آزاد کماکان کار گرافیک هم انجام می‌دهم. در روزهای اخیر بیشتر در حال خواندن و نقاشی کردن بوده‌ام و چند کار شخصی گرافیکی هم انجام داده‌ام. ۳. اولین، آخرین، بهترین و بدترین کار حرفه‌ای تان چه بوده؟ اولین کار گرافیکی‌ام یک پوستر تئاتر و مربوط به تئاتری از مرحوم جهانگیر صمیمی فر بود و آخرین کار گرافیک هم مجموعه‌ای از پوستر و کارت برای نمایشگاهی در تورنتو بوده است. کارهای خوب و بد زیادی داشته‌ام و همگی در جای خود باعث شده‌اند که در جای فعلی باشم پس خیلی به آنها فکر نمی‌کنم. تنها امیدوارم از این به بعد کارهای بد کمتری داشته باشم. ۴- بهترین و بدترین تجربه‌تان در زندگی چه بوده؟ بهترین تجربه‌ام سفرهایی بوده که رفته‌ام و بدترین غرق شدن در روز مره گی. ۵- بهترین و بدترین خاطره تان چه بوده؟ بهترین خاطراتم مربوط به دوران کودکیم است، زمانی که کمتر درگیر مسئولیت‌های فعلی بودم و بیشتر وقت داشتم که خودم باشم و بدترین خاطراتم گرفتن دستمزد کار گرافیکی یا اصولا هنری در ایران. اکثرا بیشتر از انرژی ای که برای کار کردن صرف می‌کردم باید انرژی مصرف می‌کردم تا حق خود را بگیرم. خوشبختانه مدتی است که این خاطره بد را کمتر تجربه می‌کنم. ۶- اولین، آخرین، بهترین و بدترین کتابی که خوانده‌اید چه بوده؟ اولین کتابی که خواندم البته به غیر از کتاب‌های درسی کودکی، کتاب طاعون آلبر کامو بود که در سال سوم دبستان خواندم، آخرین کتاب جهان هولوگرافیک. بهترین کتاب؛ کتاب‌های زیادی بوده‌اند که دوست داشته‌ام. شاید یکی از بهترین‌هایشان داستان‌های کوتاه آمریکای لاتین بوده. بدترین کتاب؛ اصولا بعد از ۳۰-۴۰ صفحه خواندن کتابی را که دوست نداشته باشم رها می‌کنم در نتیجه می‌توانم بگویم کتاب بدی نخوانده‌ام. ۷- اولین، آخرین، بهترین و بدترین فیلمی که دیده اید چه بوده؟ اولین فیلمی که دیدم، فیلم کندو. آخرین فیلم، ۲۰۱۲ بدترین فیلم، فیلم بالای شهر پائین شهر که به اصرار دوستی دیدم. ۸- اولین، آخرین، بهترین و بدترین موسیقی که گوش کرده اید چه بوده؟ اولین موسیقی، شهر قصه. آخرین موزیک، آثاری از چند گروه راک. بهترین موسیقی، آثار پرایتزنر. بدترین موسیقی، آثار لوس آنجلسی. ۹- اولین، آخرین، بهترین و بدترین وبسایتی که بازدید کرده اید بوده؟ فکر می‌کنم اولین سایت، یاهو یا گوگل بود و آخرین سایت هم باز گوگل. بهترین سایت، به لحاظ طراحی گرافیکی، سایت بنز و بهترین به لحاظ کاربرد گوگل. بدترین سایت ها هم خیلی زیادند از کدامشان بگویم؟ ۱۰- از موارد بالا کدام را به طراحان جوان پیشنهاد می کنید؟ موزیک خوب، کتاب خوانی فراوان و سفر ۱۱- اولین و آخرین بار کی به سینما رفتید؟ اولین را به خاطر ندارم ولی آخرین بار ۲ یا سه هفته پیش. ۱۲- چه شخصیت‌هایی در زندگی الگو و سرمشق شما بوده‌اند (به طوری که مدام آنها را تحسین می‌کنید)؟ محمد ابراهیم جعفری (نقاش) الکس گری (نقاش) میکل آنژ، گوستاو کلیمت و مرتضی ممیز. ۱۳- مرگ چه شخصیتی شما را متاثر کرد؟ ساعد فارسی (نقاش). در کل از مرگ جوانان بیشتر دلگیر می‌شوم. ۱۴- یک "نقل قول" یا "گفتار نغز" که اکنون در خاطر دارید، برای خوانندگان ما بفرمایید. چنین گفت قورباغه نر به همسر: زیبا نیست آنچه زیباست / آنچه پسند خاطر ما بیفتد زیباست. ۱۵- یک "بیت شعر" که اکنون به یاد می‌آورید برای خوانندگان ما بفرمایید. سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت سرها در گريبان است کسی سربرنيارد کرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را. نگه جز پيش پا را ديد نتواند، که ره تاريک و لغزان است. وگر دست محبت سوی کس يازی، به اکراه آورد دست از بغل بيرون؛ که سرما سخت سوزان است. و کنون که بر کف گل جام باده صاف است/به صد هزار زبان بلبلش در اوصاف است بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گير/چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است فقيه مدرسه دی مست بود و فتوی داد/که می حرام ولی به ز مال اوقاف است به درد و صاف تو را حکم نيست خوش درکش/که هر چه ساقی ما کرد عين الطاف است ببر ز خلق و چو عنقا قياس کار بگير/که صيت گوشه نشينان ز قاف تا قاف است حديث مدعيان و خيال همکاران/همان حکايت زردوز و بورياباف است خموش حافظ و اين نکته‌های چون زر سرخ/نگاه دار که قلاب شهر صراف است ۱۶- اگر می‌توانستید چیزی را در جهان تغییر دهید، چه می‌کردید؟ دوست داشتم آزادی را به مردم ایران هدیه بدهم. ۱۷- آیا دوست داشتید جای کسی بودید؟ چه کسی؟ جای خودم را دوست دارم ولی دوست داشتم جایی شبیه به پرایزنر را هم تجربه می‌کردم. ۱۸- آیا دوست داشتید در دوره زمانی دیگری زندگی می‌کردید؟ کی؟ فکر می‌کنم ما می‌توانیم در گذشته و حال و آینده زندگی کنیم من در همه این جایگاه‌ها زندگی کرده‌ام. ۱۹- آیا دوست داشتید در مکان دیگری بودید؟ کجا؟ در حال حاضر از جایی که هستم راضی هستم. البته سعی می‌کنم در آینده زندگی در اسپانیا را هم تجربه کنم. ۲۰- اگر تمایل دارید برای ایجاد ارتباط بهتر، ایمیل، وب سایت و یا شناسه شبکه‌های اجتماعی (مانند فیس بوک، تویتتر، گوگل، یاهو،...) که در آنها عضو هستید را ذکر کنید. (آیا طراحان جوان می‌توانند برای مشورت، پرسش و یا راهنمایی با شما در تماس باشند؟) در فیس بوک با آی دی davood mantegh عضو هستم و خوشحال می‌شوم اگر با دوستان گپی بزنم. ضمنا آدرس وب سایت و ایمیلم هم به شرح زیر است: www.mantegh.com davood@mantegh.com آرشیو گفتگوها: http://docs.google.com/View?id=ddmcf8xt_3xqsnspd4