Khodnevis: به دنبال منشووور!(اووووره کااااا!اوووره کاااا!)قمست صفرم! به دنبال منشووور!(اووووره کااااا!اوووره کاااا!)قمست صفرم! ================================================================================ یاردان قلی ۱۵ دی ۱۳۸۸ دوشنبه ۱۴ دی ۸۸ بود که همین جوری اتفاقی در سایت کلمه این خبر را خواندم... منشور کوروش به ایران نمی‌آید بنده نحیف منِ یاردان قلی! این بار سنگین را بر کِتف نحیف خود احساس کردم که راه حلی پیدا کنم(البته بعداً متوجه شدم سنگینی دست توهم خان بود بر روی کتفم!)بعد از پنج دقیقه و هفت ثانیه سکووت و چُرت زدن! متوجه شدم که ای بابا کما فی سابق به قول دایی جان ناپلئونِ عزیز کار کار انگلیسی هاست! و این چشم آبی های آفتاب ندیده بی‌دین و ایمون منشور حقوق بشر ما را دزدیدن! من هم در مرحله اول سراسیمه دویدم دویمدم تا برسیدم به میراث فرهنگی: یاردان قلی: سلام آقای میراث فرهنگ! لطفاً سریعاً اقدام کنید .... آقای میراث فرهنگ: سلامون علیکم و رحمتوووووالله و برکاتوووووو و اشهدوووووو مرگ بر اسرائیل! ما نه با اسرائیل رابطه داریم نه با مردمش!! و ییهو خنده‌ای بس عجیب کرد و گفت پسر من کدوم فرهنگ کدوم میراث!مگه ما قبل از 1388 سال پیش از تولد جنبش سبز هم فرهنگی داشتیم ! آقا خیلی هم برات اون تیکه گل مهمه برو سازمانِ محیط زیست اونا تو کارو گرد و خاک گِل هستن! دویدم دویدم تا برسیدم به سازمان محیط زیست!! یاردان قلی: سلام آقای آب دوزدک دو زیست! منشوووور... آقای آب دزدک دو زیست: سلامو علیکم بر رییس جمهور و خاندان پاکش و دوستانش و برادران سپاهیش! پسر من افتادی دنبال یه تیکه گِل که چی بشه تو هم مثه آمریکا انگلیس افتادی دنبال آلوده کردن محیط زیست! ول کن این خرافاتو برادرِ من!!! ما تازه با همکارییه برادر زیست محیط میخوایم سد سیوندو احداث کنیم بقیه‌شم بفرستیم زیر آب! حالا میخوای سازمان انرژی هسته‌ای هم برو شاید به دردت خورد!!!راستی سلام پسرم! دویدم دویدم نفهمیدم چرا به نطنز رسیدم! آقای حق مسلم اونجا بود تا اومدم بگم :منشوووو.... آقای حق مسلم گفت: انرژی هسته ای حقِ مُسلم ماست !کوروش کبیر جایش تو .... ماست!(با ش -ر - ت یه کلمه بسازید!و جای خالی را پر کنید!) نا امید از همه جا دودیدم دویدم رسیدم به سفارت انگلیس دیدم برادرای بسیجی دارن سنگ می‌زنند به دیوار انگلیس منم دیدم آب گلالودهو موقع ماهی گیری! داد زدم :منشوور ما رو دزدیده با منشوور ما داره پز میده!! ییهو دیم برادرای بسیجی انگلیسو ول کردن دارن میگن مرگ بر منافق گوساله محارب اونا بدو من فرار کن! دویدم دویدم رسیدم به خونه دیدم تَوهُم غمباد کرده گوشه خونه نشسته ! رفتم به حموم وان پر کردم از آب داغ دراز کشیدم!داشتم فکر میکردم که ییهو یاد یکی افتادم !!!گفته بود هر چی سرمون میاد ما خودمون مقصریم که ...ییهو احساس کردم این وان حمووم هموون وان حموووم معرووووف ارشمیدسِ شده منم خود ارشمیدس و راه چاره پیدا کردم و لخت از حمام پریدم بیرون فریاد زدم توهم توهم و توهم گفت: ها !!چی میگه و من فریاد زدم: اوووووووووووووره کا! ... اووووووووووووووووووره کا! ارشمیدس به هنگام کشف قانون معروفش لخت از حمام بیرون پرید و داد زد : اوره کا !... اوره کا! ( به معنی یافتم... یافتم...) فک کنم ادامه داشته باشه... --------------------