<rss version="2.0" xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
<channel>
	<generator>Vivvo CMS 4.1</generator>
	<title>Khodnevis</title>
	<link>http://www.khodnevis.org/</link>
	<copyright>&amp;copy;2007 Spoonlabs d.o.o.</copyright>
	<image>
		<title>Khodnevis</title>
		<url>http://www.khodnevis.org/files.php?file=</url>
		<link>http://www.khodnevis.org/</link>
	</image>
	
			
				
					<item>
						
							<title>تحریک به قتل (فتوای قتل برای شاهین نجفی) در دنیای امروز  یک جرم جنایی است</title>
							<link>http://www.khodnevis.org/permalink/17981.html</link>
							
									
										<media:content url="http://www.khodnevis.org/cache/thumbnail/article_large/fatwa_213196831.jpg" />
									
								
							<category>بلاگستان</category>
							<pubDate>Wed, 16 May 2012 20:19:00 +0000</pubDate>
                            
                            <dc:creator>بابک سینا</dc:creator>
                            
							<description>
                                <![CDATA[
                                	<a href="http://www.khodnevis.org/permalink/17981.html"><img src="http://www.khodnevis.org/thumbnail.php?file=fatwa_213196831.jpg&amp;size=summary_medium" alt="تحریک به قتل (فتوای قتل برای شاهین نجفی) در دنیای امروز  یک جرم جنایی است" /></a>
                                    <p class="MsoNormal" style="margin-bottom: .0001pt; text-align: right; line-height: 16.5pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-family: Arial,sans-serif;">حکومت &nbsp;اسلامی ایران &nbsp;نه تنها صدای انتقاد را با گلوله می دهد بلکه با استفاده ابزاری از دین، تلاش می کند حتی آن سوی مرزهای ایران با رعب و وحشت و قتل هر گونه دگر اندیشی رادر نطفه از بین ببرد. &nbsp;حکومت اسلامی با صدور فتوای &nbsp;قتل برای شاهین نجفی درلوای توهین به مقدسات اسلامی تلاش می&zwnj;کند آزادی بیان در عرصه &nbsp;هنری را هم، حتی در آن&zwnj;سوی مرزهای ایران &nbsp;بر دگراندیشان &nbsp;تنگ نماید و همبستگی و همیاری ایرانیان را &nbsp;</span><span style="font-family: Arial,sans-serif;">۳</span><span style="font-family: Arial,sans-serif;"> سال &nbsp;پس از انتخابات سال </span><span style="font-family: Arial,sans-serif;">۸۸</span><span style="font-family: Arial,sans-serif;"> بیازماید. &nbsp;</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal" style="margin-bottom: .0001pt; text-align: right; line-height: 16.5pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-family: Arial,sans-serif;">در فضای مجازی ما شاهد اظهار نظرهای &nbsp;بسیاری در پشتیبانی از آزادی بیان و در رد فتوای قتل شاهین نجفی بودیم &nbsp;که این نشان دهنده بینش بزرگ بسیاری &nbsp;از هموطنان است. در این میان عده&zwnj;ای &nbsp;نیز که بینش مذهبی آنان بر منطق &nbsp;شان غلبه میکند با انتقاد و یا فحاشی به شاهین نجفی &nbsp;آهنگ &laquo;نقی&raquo; او را توهین به مقدسات عنوان می&zwnj;کنند.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal" style="margin-bottom: .0001pt; text-align: right; line-height: 16.5pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-family: Arial,sans-serif;">سوالاتی که اینجا &nbsp;مطرح می&zwnj;شوند: آیا افرادی که این آهنگ را توهین به مقدسات قلمداد میکنند آنرا به خوبی گوش کرده&zwnj;اند؟ در این آهنگ خواننده از مشکلات سیاسی، اجتمایی و اقتصادی جامعه سخن می&zwnj;گوید یعنی آن چیزی که حکومت اسلامی عامل آن است &nbsp;ثانیا &laquo;گروه فیسبوکی نقی&raquo; ماه&zwnj;ها قبل از انتشار این آهنگ فعالیت داشت چرا اکنون حکومت اسلامی مدعی دفاع از مقدسات اسلام می&zwnj;شود؟</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal" style="margin-bottom: .0001pt; text-align: right; line-height: 16.5pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-family: Arial,sans-serif;">آن دسته از دوستان که گرایشات مذهبی دارند ولی امروز خود را در صف اپوزیسیون علیه حکومت اسلامی می&zwnj;بیند، بایستی مراقب باشند که اشتباهات </span><span style="font-family: Arial,sans-serif;">۳۳</span><span style="font-family: Arial,sans-serif;"> سال پیش را مجددا تکرار نکنند. پاسداری از آزادی بیان یک &nbsp;مقوله فرا ملی، فرا حزبی &nbsp;و فرامذهبی &nbsp;است. </span><span style="font-family: Arial,sans-serif;">۳۳</span><span style="font-family: Arial,sans-serif;"> سال پیش هنگامی&zwnj;که حکومت اسلامی یکی پس از دیگری آزادی&zwnj;های سیاسی، اجتمایی و فردی را از ما سلب می&zwnj;کرد، ما سکوت کردیم &nbsp;زیرا در وهله اول، این ممنوعیت&zwnj;ها ما را در بر نمی&zwnj;گرفت، تا آن&zwnj;روز که این اهریمن به سراغ ما نیز آمد، ولی آنوقت کسی باقی نمانده بود که فریاد ما را بشنود. تکرار می&zwnj;کنم: دفاع از حقوق بشر فرا ملی، فرا حزبی &nbsp;و فرا مذهبی است. حمایت از آزادی بیان برای هر شهروند به دور از نژاد، جنسیت و یا وابستگی حزبی یا گروهی، بزرگ&zwnj;ترین قدمی است که یک جامعه در راه دمکراسی برمی&zwnj;دارد.&nbsp;</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal" style="margin-bottom: .0001pt; text-align: right; line-height: 16.5pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-family: Arial,sans-serif;">اگر امروزه با عوام فریبی، حکومت اسلامی تلاش می&zwnj;کند در صفوف &nbsp;دگراندیشان رخنه بیاندازد، ما بایستی بیدار باشیم و بدانیم که پاسخ دگر اندیشی گلوله نیست، پاسخ دگر اندیشی فتوای قتل &nbsp;نیست و اگر از دیدگاه فرد یا افرادی، این &nbsp;کارهنری، توهین تلقی می&zwnj;گردد، در دنیای امروز، دادگاه&zwnj;های قضایی تنها مرجع رسیدگی به این امور هستند ونه روحانیون.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal" style="margin-bottom: .0001pt; text-align: right; line-height: 16.5pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-family: Arial,sans-serif;">مسله مهم دیگری که اینجا بایستی به آن &nbsp;پرداخت این است که تحریک به قتل در دنیای امروز &nbsp;یک جرم جنایی است، و مقامات کشور آلمان و اتحادیه اروپا بایستی در این رابطه از طریق دادگاه&zwnj;های ببین المللی، خواستارمحاکمه شخص و یا اشخاصی &nbsp;باشند که اینگونه، رسما و علنا، فتوای قتل صادر می&zwnj;کنند. تاریخ به &nbsp;ما نشان داده است که سکوت و عدم واکنش صحیح &nbsp;نسبت به نقض &nbsp;آزادی بیان، &nbsp;خطای جبران ناپذیری ست ، &nbsp; جامعه جهانی بایستی با هم و یک صدا در کنار هم &nbsp;ایستاده &nbsp;و از آزادی بیان &nbsp;دفاع کند.. نباید دوباره در ایران و یا در سایر کشورها در برابر این عمل جنایتکارانه ساکت نشست. <strong>از سرنوشت احمد کسروی ، فریدون فرخزاد ، سلمان رشدی ها و هزاران دگر اندیش دیگر، باید درس گرفت &nbsp;تا به کی باید &nbsp;جامعه جهانی در مقابل این &nbsp;طرز فکر ارتجاعی خاموش بنشیند . فتوای قتل ، تهدیدی است برای جامعه جهانی و بایستی &nbsp;در همه &nbsp;جای دنیا &nbsp;پیگرد قضائی &nbsp;داشته باشد. </strong>در این رابطه ایجاد کمپین بین الملی بر علیه فتوای &nbsp;قتل و اعتراضات خیابانی می&zwnj;تواند اولین حرکت در راستای مبارزه با این&nbsp; &laquo;فتوای جنایات علیه &nbsp;بشریت&raquo; باشد.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal" style="margin-bottom: .0001pt; text-align: right; line-height: 14.25pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-family: Arial,sans-serif;"><br /> </span><strong><span style="background: none repeat scroll 0% 0% white; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color: #333333;">شعر اعتراض نکردم از برتولت برشت</span></strong><span></span><strong><span style="background: none repeat scroll 0% 0% white; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color: #333333;"><span></span>:</span></strong><strong><span style="font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color: #333333;"><br /> </span></strong><span style="background: none repeat scroll 0% 0% white; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color: #333333;">اول به سراغ يهودي ها رفتند، من يهودي نبودم اعتراض نكردم . پس از آن به لهستاني ها حمله بردند، من لهستاني نبودم و اعتراض نكردم .آن گاه به ليبرال ها فشار آوردند، من ليبرال نبودم و اعتراض نكردم .سپس نوبت به كمونيست ها رسيد، كمونيست نبودم بنابراين اعتراض نكردم سرانجام به سراغ من آمدند.</span><span style="font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;; color: #333333;"><br /> <br /> <span style="background: white;">هر چه فرياد زدم كسي نمانده بودكه اعتراض كند...</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin-bottom: .0001pt; text-align: right; line-height: 14.25pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;">&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal" style="margin-bottom: .0001pt; text-align: right; line-height: 14.25pt; direction: rtl; unicode-bidi: embed;">-----<br />مطالب بلاگستان و کلیه مطالب رسیده از اعضا، معرف دیدگاه شخصی نویسندگان است نه سایت خودنویس.</p>
<p>&nbsp;</p>
                                ]]>
                            </description>
							
						
					</item>
				
					<item>
						
							<title>مراجع تقلید مرتد!</title>
							<link>http://www.khodnevis.org/permalink/17970.html</link>
							
									
										<media:content url="http://www.khodnevis.org/cache/thumbnail/article_large/rgs4wggppgu09fl86qv1_406784727.jpg" />
									
								
							<category>بلاگستان</category>
							<pubDate>Wed, 16 May 2012 02:49:00 +0000</pubDate>
                            
                            <dc:creator>حسام شریعتی</dc:creator>
                            
							<description>
                                <![CDATA[
                                	<a href="http://www.khodnevis.org/permalink/17970.html"><img src="http://www.khodnevis.org/thumbnail.php?file=rgs4wggppgu09fl86qv1_406784727.jpg&amp;size=summary_medium" alt="مراجع تقلید مرتد!" /></a>
                                    <p style="text-align: right;">با انتشار آهنگ پرمناقشه &laquo;نقی&raquo; در فضای مجازی، چند روزی&zwnj;ست که گفتگوهای مخالفان و موافقان این به اصطلاح تابوشکنی رنگ خشن&zwnj;تری به خود گرفته و کار را به جایی رسانده که برخی از مراجع تقلید شیعه، حکم به تکفیر و ارتداد شاهین نجفی، خواننده و شاعر این آهنگ داده&zwnj;اند. هر چند که بعضی از روزنامه&zwnj;نگاران و مقاله&zwnj;نویسان همچون ف.م سخن از زاویه&zwnj;ای دیگر به موضوع نگریسته و با مطالعه دقیق متن شعر به درستی پی برده&zwnj;اند که شاهین نجفی بیشتر از اینکه نظر به توهین امام دهم و دوازدهم شیعان داشته باشد، نابسامانی&zwnj;ها و نا&zwnj;هنجاری&zwnj;های حاکمان در جمهوری اسلامی را هدف قرار داده لیکن به نظر می&zwnj;رسد این توصیفات نتوانسته حق مطلب را به طور کامل ادا نماید.<br /><br />اگر به پیش زمینه فراهم آمده توسط حاکمان در ایران نگاهی عمیق بی&zwnj;افکنیم به&zwnj;خوبی در می&zwnj;یابیم در طول عمر جمهوری اسلامی و خصوصا از سال ۸۴ که محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری منتخب یا منتصب گردید، سردمداران رژیم با حمایت برخی از مراجع تقلید شیعه، به انحاء مختلف حاکمیت را منتسب و مربوط به امام دوازدهم خود نموده&zwnj;اند. شاید لازم به ذکر نباشد که برخی از علمای شیعه در قم، اولین هیات دولت معرفی شده از سوی محمود احمدی نژاد و همچنین نمایندگان مجلس شورای اسلامی در دوره نهم را منتخب و مورد تایید شده از سوی امام دوازدهم شیعیان اعلام نموده و در طول این مدت بارها بر این موضوع تاکید کرده&zwnj;اند.<br /><br />تلاش برای تقدیس جمهوری اسلامی از راه اتصال حکومت به امام مهدی، از سوی مراجع تقلید شیعه، قدمتی سی و چند ساله دارد. در این مطلب سعی بر آن نیست که این تلاش&zwnj;های بی وقفه، نوعی عوام فریبی تلقی گردد بلکه با نظری خوشبینانه ادعای طرح شده از سوی روحانیون حکومتی مبنی بر نظارت و مدیریت امام زمان بر تمام شئونات کشور و مردم را مفروض قرار می&zwnj;دهیم .بدیهی&zwnj;ست وقتی کارگزاران رژیم با مدیریت امام دوازدهم شیعیان بر کشور حکمرانی می&zwnj;نمایند و مورد تایید وی نیز می&zwnj;باشند، مسئولیت کلیه اعمال این کارگزاران متوجه آن امام تلقی می&zwnj;شود.<br /><br />با این بستر سازی که از سوی روحانیون پر نفوذ شیعه در قم طی سال&zwnj;ها صورت گرفته، به متن شعر شاهین نجفی که معضلات جامعه را یک به یک برمی&zwnj;شمارد بر می&zwnj;گردیم. همان معضلاتی که در حکومتی بوقوع پیوسته که مراجع تقلید قم سعی مستمری برای اثبات اتصال آن به امام دوازدهم به خرج داده&zwnj;اند.<br /><br />با توجه به نکات بالا باید از مراجع تقلیدی که حکم به تکفیر و ارتداد شاهین نجفی داده&zwnj;اند پرسید که آیا در وجود معضلاتی که شاعر در شعر خود بیان می&zwnj;کند تردید دارند؟! قطعا این علما نمی&zwnj;توانند معضلات مطروحه در شعر مذکور را مورد تشکیک قرار دهند زیرا تقریبا تمامی این نابسامانی&zwnj;ها به صورت کاملا رسمی از سوی همان کارگزارانی اعلام گردیده که به&zwnj;زعم روحانیون مذکور، مورد تایید امام زمان می&zwnj;باشند. از آمار فحشا و گرانی ارزاق گرفته تا میزان متوسط مطالعه در سطح کشور و..!<br /><br />پس جای گلایه نیست اگر شاهین نجفی با استناد به گفته مراجع تقلید قم که تلاش مستمرشان برای اتصال و ارتباط جمهوری اسلامی به امام زمان بر کسی پوشیده نیست و مرتبا بر آن صحه می&zwnj;گذارند، مسبب این ناهنجاری&zwnj;ها را آن امام قلمداد نماید. هر چند که شاعر به صورتی تلطیف شده و طنز آلود، مدیریت جمهوری اسلامی را که به&zwnj;زعم مراجع تقلید همانا امام دوازدهم می&zwnj;باشد، در &laquo;خواب&raquo; معرفی می&zwnj;کند.<br /><br />شاهین نجفی در متن شعر، به صادرات غیرنفتی! &laquo;فواحش&raquo; به کشورهای حوزه خلیج فارس و آسیای جنوب شرقی و همچنین اعتیاد سرسام آور در بین جوانان و صدها نقیصه و معضل دیگر در کشور تحت مدیریت امام دوازدهم اشاره&zwnj;ای ندارد. حال با توجه به اینکه علمای روحانی و مراجع تقلید و کارگزاران رژیم به صورتی کاملا شفاف مدیریت این نابسامانی&zwnj;ها و فسادهای غیرقابل انکار را به امام غایب شیعیان نسبت می&zwnj;دهند، هنرمند طناز مذکور باید تکفیر و مرتد اعلام شود یا کسانی که این معضلات را به امام دوازدهم و مدیریت وی منتسب می&zwnj;نمایند؟<br /><br />البته چنانچه از منظری دیگر موضوع حکم ارتداد و به تبع آن واجب&zwnj;القتل بودن شاهین نجفی، که از سوی برخی مراجع شیعه اعلام گردیده را مورد بررسی قرار دهیم، بالاجبار به بحث پردامنه &laquo;احترام به مقدسات دیگران&raquo; وارد می&zwnj;شویم. موضوعی که قلم&zwnj;فرسایی در مورد آن در این مقال کوتاه نمی&zwnj;گنجد اما چنانچه خواسته باشیم بدون تعصبی خاص آن&zwnj;را مورد ارزیابی قرار دهیم و آن&zwnj;گونه که علمای شیعه، متجاوزین و هتاکین به مقدسات خود را مجازات و تنبیه می&zwnj;نمایند را معیار محسوب نماییم، همه&zwnj;ی مسلمانان و بالاخص مراجع تقلید شیعیان، مهدورالدم می&zwnj;باشند.</p>
<p style="text-align: right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align: right;">-----<br />مطالب بلاگستان و کلیه مطالب رسیده از اعضا، معرف دیدگاه شخصی نویسندگان است نه سایت خودنویس.</p>
                                ]]>
                            </description>
							
						
					</item>
				
					<item>
						
							<title>ترانه شاهین نجفی؛ نماد شکست جنبش سبز است</title>
							<link>http://www.khodnevis.org/permalink/17965.html</link>
							
									
										<media:content url="http://www.khodnevis.org/cache/thumbnail/article_large/News/t_4_148606696.jpg" />
									
								
							<category>بلاگستان</category>
							<pubDate>Tue, 15 May 2012 16:27:00 +0000</pubDate>
                            
                            <dc:creator>سروش جعفری</dc:creator>
                            
							<description>
                                <![CDATA[
                                	<a href="http://www.khodnevis.org/permalink/17965.html"><img src="http://www.khodnevis.org/thumbnail.php?file=News/t_4_148606696.jpg&amp;size=summary_medium" alt="ترانه شاهین نجفی؛ نماد شکست جنبش سبز است" /></a>
                                    <p style="text-align: right;"><span style="font-size: small;">بحث و نظرات پیرامون این بود که این آهنگ &laquo;توهین&raquo; است یا خیر؟ و یا ما محق به توهین به باورهای &laquo;نادرست، پوشالی، مقدس&zwnj;شده و ..&raquo; انسان&zwnj;ها هستیم یا خبر؟ عده&zwnj;ای با توهین انگاشتن آهنگ &laquo;نقی&raquo;، نوشتند که حق توهین برای هیچ&zwnj;کس محفوظ نیست، و برخی نیز با دفاع از آزادی بیان و با &laquo;هنری&raquo; دیدن این آهنگ، به دفاع تمام قد از اثر شاهین نجفی پرداختند.<br /><br />آنچه در این یادداشت کوتاه به آن می&zwnj;پردازم درواقع به&zwnj;نوعی برگرفته از <a href="http://www.bbc.co.uk/blogs/persian/viewpoints/2012/05/post-129.html">مقاله&zwnj;ی</a> آقای علیزاده است؛ جایی که می&zwnj;گوید: &laquo;مبارزه با مذهب به این شکل تسکینی است موقتی بر زخم&zwnj;های بخش&zwnj;هایی از جامعه ایران که در مبارزه با زیرساخت&zwnj;های تبعیض شکست&zwnj;خورده&zwnj;اند. ... اگرچه حاکمیت ماشین صدها هزار نفره تبلیغات مذهبی از طلاب و چندین شبکه رادیویی و تلویزیونی مختص آداب فقهی به راه انداخته، اما نباید به این دروغ او اذعان کرد که قدرتش محصول اعتقاد دینی مردمان این سرزمین است. در چنین اذعان کردنی، شکست خود را رقم زده&zwnj;ایم. قدرت حاکمیت از توان سرکوب، مالکیت ماشین نظامی و انتظامی و امنیتی، مالکیت انحصاری بخش عظیمی از اقتصاد، و .. است&raquo;<br /><br />در واقع موضوع این است که حرکت سیاسی در ایران شکست خورده است؛ جنبش سبز سرکوب شده است و حالا مخالفان ناتوان و شکست خورده در مبارزه، برای انتقام گرفتن از رژیمی که حرکت آنان را خفه کرده است؛ آمده&zwnj;اند تا منبع مشروعیت جمهوری اسلامی که همان دین است را هدف قرار دهند؛ غافل از آنکه بازهم در دام جمهوری اسلامی افتاده&zwnj;اند.<br /><br />به عبارت دیگر مخالفان، منبع مشروعیت نظام ایران را &laquo;آموزه&zwnj;های دینی&raquo; گرفته&zwnj;اند؛ درحالی که هیچگاه در طی سه دهه حاکمیت جمهوری اسلامی، منبع مشروعیت دین نبوده است؛ و دین و شریعت فقط به عنوان ابزار سرکوب در اختیار حاکمیت قرار داشته است و منبع اصلی مشروعیت چنان&zwnj;که آقای علیزاده هم می&zwnj;گوید همواره توان نظامی و اقتصادی حکومت&zwnj;گران بوده است.<br /><br />براساس متن ترانه و سابقه شاهین نجفی می&zwnj;توان گفت که وی در راستای فعالیت سیاسی&zwnj;اش این ترانه را خوانده است. حال اگر بپرسیم چگونه است که این ترانه، هم صاحب آن و هم مخالفان حکومت را ارضاء کرده به این نکته می&zwnj;رسیم که این آهنگ یک &laquo;افیون اجتماعی&raquo; برای مخالفان شکست خورده بوده است. <br /><br />در واقع اینکه بگوییم ما به این طریق مبارزه می&zwnj;کنیم.. ما آموزه&zwnj;های دینی &laquo;پوشالی&raquo; را هدف قرار می&zwnj;دهیم تا از قبل آن، رژیمی که مشروعیتش را از این آموزه&zwnj;ها می&zwnj;گیرد مورد هجوم ما قرار گیرد.. از این&zwnj;رو خطاست که شما چیزی را هدف قرار داده&zwnj;اید که ربطی به مشروعیت جمهوری اسلامی ندارد، و فقط دروغ نظام اسلامی را پذیرفته&zwnj;اید که می&zwnj;گوید منبع مشروعیت حکومت ما در آسمان&zwnj;هاست.</span></p>
<p style="text-align: right;">&nbsp;</p>
<p style="text-align: right;">-----<br />مطالب بلاگستان و کلیه مطالب رسیده از اعضا، معرف دیدگاه شخصی نویسندگان است نه سایت خودنویس.</p>
                                ]]>
                            </description>
							
						
					</item>
				
					<item>
						
							<title>اتفاقاً درست برعکس: حق تمسخر و تحقیر محفوظ است!</title>
							<link>http://www.khodnevis.org/permalink/17963.html</link>
							
									
								
							<category>بلاگستان</category>
							<pubDate>Tue, 15 May 2012 15:03:00 +0000</pubDate>
                            
                            <dc:creator>بهنام بزرگمهر</dc:creator>
                            
							<description>
                                <![CDATA[
                                	<a href="http://www.khodnevis.org/permalink/17963.html"><img src="http://www.khodnevis.org/thumbnail.php?file=&amp;size=summary_medium" alt="اتفاقاً درست برعکس: حق تمسخر و تحقیر محفوظ است!" /></a>
                                    <!--[if gte mso 9]><xml> <w:WordDocument> <w:View>Normal</w:View> <w:Zoom>0</w:Zoom> <w:TrackMoves /> <w:TrackFormatting /> <w:PunctuationKerning /> <w:ValidateAgainstSchemas /> <w:SaveIfXMLInvalid>false</w:SaveIfXMLInvalid> <w:IgnoreMixedContent>false</w:IgnoreMixedContent> <w:AlwaysShowPlaceholderText>false</w:AlwaysShowPlaceholderText> <w:DoNotPromoteQF /> <w:LidThemeOther>EN-GB</w:LidThemeOther> <w:LidThemeAsian>X-NONE</w:LidThemeAsian> <w:LidThemeComplexScript>AR-SA</w:LidThemeComplexScript> <w:Compatibility> <w:BreakWrappedTables /> <w:SnapToGridInCell /> <w:WrapTextWithPunct /> <w:UseAsianBreakRules /> <w:DontGrowAutofit /> <w:SplitPgBreakAndParaMark /> <w:DontVertAlignCellWithSp /> <w:DontBreakConstrainedForcedTables /> <w:DontVertAlignInTxbx /> <w:Word11KerningPairs /> <w:CachedColBalance /> </w:Compatibility> <w:BrowserLevel>MicrosoftInternetExplorer4</w:BrowserLevel> <m:mathPr> <m:mathFont m:val="Cambria Math" /> <m:brkBin m:val="before" /> <m:brkBinSub m:val="&#45;-" /> <m:smallFrac m:val="off" /> <m:dispDef /> <m:lMargin m:val="0" /> <m:rMargin m:val="0" /> <m:defJc m:val="centerGroup" /> <m:wrapIndent m:val="1440" /> <m:intLim m:val="subSup" /> <m:naryLim m:val="undOvr" /> </m:mathPr></w:WordDocument> </xml><![endif]--><!--[if gte mso 9]><xml> <w:LatentStyles DefLockedState="false" DefUnhideWhenUsed="true"   DefSemiHidden="true" DefQFormat="false" DefPriority="99"   LatentStyleCount="267"> <w:LsdException Locked="false" Priority="0" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Normal" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="heading 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 7" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 8" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="9" QFormat="true" Name="heading 9" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 7" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 8" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" Name="toc 9" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="35" QFormat="true" Name="caption" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="10" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Title" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="1" Name="Default Paragraph Font" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="11" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Subtitle" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="22" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Strong" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="20" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Emphasis" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="59" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Table Grid" /> <w:LsdException Locked="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Placeholder Text" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="1" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="No Spacing" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light List" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" UnhideWhenUsed="false" Name="Revision" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="34" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="List Paragraph" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="29" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Quote" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="30" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Intense Quote" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 1" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 2" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 3" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 4" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 5" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="60" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Shading Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="61" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light List Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="62" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Light Grid Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="63" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 1 Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="64" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Shading 2 Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="65" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 1 Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="66" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium List 2 Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="67" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 1 Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="68" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 2 Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="69" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Medium Grid 3 Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="70" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Dark List Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="71" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Shading Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="72" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful List Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="73" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" Name="Colorful Grid Accent 6" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="19" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Subtle Emphasis" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="21" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Intense Emphasis" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="31" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Subtle Reference" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="32" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Intense Reference" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="33" SemiHidden="false"    UnhideWhenUsed="false" QFormat="true" Name="Book Title" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="37" Name="Bibliography" /> <w:LsdException Locked="false" Priority="39" QFormat="true" Name="TOC Heading" /> </w:LatentStyles> </xml><![endif]-->
<p>&nbsp;</p>
<p>آقای مهدی جامی در مقاله ای به نام حق تمسخر و تحقیر محفوظ نیست در وبلاگ خود منتشر کرد&zwnj;ه&zwnj;اند؛ این مقاله سپس در <a href="http://www.rahesabz.net/story/52994/">جرس</a> نیز باز نشر شده. بخشی از سخنان ایشان به این شرح است:</p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="margin-right: 36pt; text-indent: -18pt;">1-<em>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; گروه&zwnj;هایی در ایران به این نتیجه رسیده&zwnj;اند که آزادی یعنی حق توهین کردن.</em></p>
<p><em><br /></em></p>
<p style="margin-right: 36pt; text-indent: -18pt;"><em>2-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; سپس می&zwnj;گویند پیوند خوردن آزادی به حق توهین از آسیب&zwnj;های اصلی فکر آزادی در میان ملت ماست! </em></p>
<p><em><br /></em></p>
<p style="margin-right: 36pt; text-indent: -18pt;"><em>3-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; نهایتاً نتیجه می&zwnj;گیرند: هرج و مرج و توهین دو روی یک سکه&zwnj;اند! اگر آزادی به معنای هرج و مرج نیست پس توهین هم به معنای آزادی نیست.</em></p>
<p><em><br /></em></p>
<p style="margin-right: 36pt; text-indent: -18pt;"><em>4-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; و شگفت آورانه می گوید: من بعید می دانم که مثلا شاهین نجفی جرات کند وارد مباحثی بشود که جامعه میزبان او در آلمان مثلا توهین می داند. فرضا تولید ادبیات ضدزن یا ضدسیاهان یا ضدیهودی یا ضدهمجنسگرایان.</em></p>
<p><em><br /></em></p>
<p style="margin-right: 36pt; text-indent: -18pt;"><em>5-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; و دست آخر: چه کسی گفته است که اگر به کسی توهین کردی او را تمسخر کردی و توی سر او و باورهایش زدی کاری آزدیخواهانه کرده ای؟ و چه کسی در کجای تاریخ و جغرافیا نشانی دارد از اینکه کسی با این روشها دست از عقاید خود برداشته باشد و تغییر کرده باشد؟</em></p>
<p><em><br /></em></p>
<p class="MsoNoSpacing"><span style="font-size: 12pt; font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;"><em>این همه</em> خلط مبحث به نداستن مفاهیم پایه ای در باره آزادی بیان مربوط می&zwnj;شود. اما پاسخ تک به تک این موارد:</span></p>
<p class="MsoNoSpacing"><br />۱-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; آری، آزادی یعنی حق توهین، اما توهین به شخص به ویژه اشخاص حقیقی با توهین به اندیشه تفاوت آشکار دارد. اگر شما نتوانید آزادانه اندیشه های نقادانه خود را ابراز کنید عملاً آزادی بیان را از بین برده اید زیرا هر شخص یا گروهی بر اساس معیارهای خود مقدساتی را مطرح می&zwnj;کند و تعاریفی را نیز از توهین مطرح می&zwnj;کند و بر اساس آن هر کس که هر گونه سخنی مخالف اندیشه آن فرد یا گروه را بیان کند متهم شناخته می&zwnj;شود. قابل توجه آقای جامی و همفکران ایشان اینکه در طول تاریخ هرگز کسی یا گروهی یا حکومتی آزادی بیان را بدون دلیل محدود نکرده (و این خود دلیلی غیر مستقیم بر این است که آزادی بیان جزء حقوق اولیه بشری همانند حق حیات است). همواره دلایلی مانند توهین به مقدسات، امنیت ملی، خرابکاری، وابستگی به اجانب، مرتجع بودن و غیره دلایلی برای منع آزادی بیان بوده است و هنوز هم هست. دوهزار و پانصد سال پیش سقراط به جرم توهین به خدایان المپ به نوشیدن جام شوکران محکوم شد، هزار و چهارصد سال پیش عصما بنت مروان به دلیل محاجه با قرآن و سرودن شعر علیه اسلام به دستور محمد ترور شد و چهار صد سال پیش جیوردانو به دلیل مخالفت کردن با سخنان انجیل پس از هشت سال زندان و قطع زبان زنده در آتش سوزانده شد!!! اگر کسانی یا گروهی انتقاد و دگر اندیشی را توهین می&zwnj;دانند این مشکل تعریف آنها از "اهانت" و "مقدس پنداری خود صحیح پنداری" آنهاست نه مشکل دیگران.یکی از مشکلات اصلی مقدس مآبی خود صحیح پنداری است: عقیده من چون صحیح و درست است پس مقدس است و عقیده دیگران چون درست نیست طبیعتاً نباید ابراز شود و گسترش یابد و عقیده درست مرا تحت الشعاع قرار دهد و احیاناً متزلزل و بی اعتبار کند. و این دقیقاً همان مفهوم استبداد و دیکتاتوری است، زیرا زیربنای فکری دیکتاتوری هم همین خود صحیح پنداری است که به فرد این اجازه می&zwnj;دهد دیگرانی را که به زعم او بر خطا هستند محدود کند. اگر با زبان خوش محدود شدند که هیچ، اگر نه داغ است و درفش و گلوله. &nbsp;<br /><br />۲-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; درست بر عکس نظر شما، پیوند حق توهین به اندیشه به حق آزادی از نشانه&zwnj;های(۲) بلوغ فکری و فرهنگی ایرانیان است. این امر نشان&zwnj;دهنده فرهنگ تسامح و تساهل است و اینکه دیگر حفاظت از باورهای فاقد ارزش و بلکه مضر با سپر تقدس میسر نیست. در واقع اگر اندیشه و باوری درست و مفید باشد نیازی به مقدس نمایی ندارد تنها نیاز به استدلال دارد.<br /><br />۳-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; آن را که ایشان هرج و مرج می&zwnj;دانند تنها تفاوت فکری انسان&zwnj;ها است و عدم تحمل ایشان نسبت به این تفاوت،&nbsp; هفتاد میلیون انسان در ایران مجازند هفتاد میلیون عقیده متفاوت داشته باشند که هر کدام به معنای نفی تمامی عقاید دیگرباشد.<br /><br />۴-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; نقد، انتقاد یا توهین به عقیده با نقد و انتقاد و توهین به گروه&zwnj;های انسانی یا جنسیتی یا جنسی تفاوت دارد. جناب آقای جامی! انسان&zwnj;ها بر اساس نفس انسانی خود و بدون توجه به عقاید خود همه ارزشمند و برابر (مساوی) هستند. &nbsp;تفاوت جنسیت، گرایش جنسی، سن، نژاد و رنگ و عقیده و باور تأثیری در این ارزشمندی ندارد. توهین&zwnj;هایی که شما مثال زده&zwnj;اید توهین یا تمسخر ذات انسانی است زیرا آنها بخشی از وجود انسان هستند و نمی&zwnj;توان انسان را از آنها (مثلاً سن یا جنس یا رنگ یا گرایش جنسی)(۱) تفکیک کرد اما &nbsp;عقیده و باور تنها مانند پرده یا لباسی است که بر انسان کشیده شده و در هر کس متفاوت است و در خود فرد هم مدام در حال تغییر است و نمی&zwnj;تواند ملاک ارزشگذاری ذات انسانی باشد (درست بر خلاف نظر قرآن و اسلام). بنابراین توهین و تمسخر آن هرگز توهین به ذات انسانی محسوب نمی&zwnj;شود. ضمناً نقد یهودیت در دنیا مانند نقد اسلام آزاد است و همین همراه کردن یهودیت با مواردی مانند گرایش جنسی یا &nbsp;نژاد توسط شما نشان می&zwnj;دهد که شما تفاوتهای زیر بنایی را درک نکرده اید.( آنچه که ممنوع است انکار نسل کشی یهود در جنگ جهانی دوم یا همان هلوکاست است).<br /><br />۵-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; پاسخ سؤال شما در بند پنج بالا این است: بند نوزدهم اعلامیه حقوق بشر. ضمناً شما اینجا هم مجدداً انسان و باورهایش را یک گرفته&zwnj;ای و نقد باور را با نقد انسان یکی گرفته&zwnj;ای! ضمناً بحث بر سر آزادی بیان است نه اینکه آیا توهین به عقاید باعث تغییر عقیده دیگران می&zwnj;شود یا نمی&zwnj;شود هدف آزادی بیان که کمک به تغییر باور (به زعم ما غلط) دیگران نیست که! آزادی بیان فی نفسه بخشی از حقیقت وجودی انسان و هویت و معنای اوست . در عین اینکه تاریخ رنسانس اروپا نشان می&zwnj;دهد که نقد و تمسخر و توهین به مسیحیت تغییرات شگرفی در مسیحیت و باورهای مسیحیان ایجاد کرد. آیا این همه ایرانی (به ویژه جوانان) که تا دیروز مسلمان بوده اند و امروز بی دین یا مسیحی هستند چون اکنون مذهب&nbsp; قبلی خود را نقد می&zwnj;کنند و آن را قبول ندارند به خود یا به اسلام توهین کرده اند؟!<br /><br />یا اگر طرفداران نظریه خدای اسپاگتی پرنده از فردا بند جدیدی به عقایدشان اضافه کردند و اعلام کردند که پرستیدن خدای دیگری در حکم توهین به خدای ماست یا علم فیزیک به دلیل اینکه منشاء جهان را چیزی غیر از خدای اسپاگتی پرنده می&zwnj;داند موهن به خدا و باورهای ما بوده و لذا باید ممنوع شود، تکلیف چیست ؟ (یاد آوری می&zwnj;کنم روزگاری مسیحیان چنان اعتقادی داشتند). مسلمانان و عقاید آنها چه برتری ای بر پیروان اسپاگتی پرنده دارند؟ چون قدیمی ترند یا چون تمدن اسلامی داشته ایم یا چون کشورهای بسیار را فتح کرده اند؟ یا شاید چون آدم بسیار کشته اند و برده بسیار گرفته اند و اسیر بسیار سر بریده اند و تجاوز به زنان لشکر شکست خوردگان بسیار کرده&zwnj;اند؟! یا چون به نظر ما منطقی و درست می&zwnj;رسد؟!<br /><br />این را به خاطر داشته باشید اگر بنا بر درستی نظر شما باشد نفس داشتن عقیده&zwnj;ای بر خلاف دیگران به معنای توهین به سایرین است. یهودی بودن یعنی اینکه مسیح و محمد دروغگو بودند و البته پیروانشان. و سنی بودن یعنی توهین به شیعیان و هندو بودن یعنی ....<br /><br />آقای جامی مشکل آنچه شما فکر می&zwnj;کنید نیست مشکل این است که شما و همفکرانتان چنان دایره ای تنگ و بسته و البته خودخواهانه از عقیده &nbsp;و آزادی دارید که یا باید عملاً فاتحه آزادی بیان را خواند یا اینکه هر عقیده مخالفی موهن به شما تلقی می&zwnj;شود.<br /><br />نهایتاً خوشمزه&zwnj;ترین قسمت این بحث این است که کسانی دم از منع توهین و تمسخر به عقاید دیگران می&zwnj;زنند که دینشان و کتاب آسمانی شان بزرگترین توهین&zwnj;ها و تمسخرها را به تمامی انسان&zwnj;های دیگرکرده و در تاریخ و سنت اسلام همه این موارد عملاً &nbsp;توسط خود محمد و صحابی اوانجام شده!!! مواردی مانند:<br /><br />زنا زاده دانستن مخالفان محمد (و هو زنیم را در قرآن آنلاین سرچ کنید گو اینکه زنازادگی جرمی و گناهی بر کسی نیست چه اصلاٌ زمان وقوع جرم حتی نطفه اش هم وجود نداشته).<br /><br />چهار پا و حتی بدتر از چهارپا دانستن آنها(اولئک کلانعام بل هم اظل را سرچ کنید).<br /><br />گمراه دانستن آنها.(و هم لایبصرو، لا یعقلون، لا یتفکرون را سرچ کنید).<br /><br />کور و کر بودن آنها (از نظر درک و شعور) (صم بکم عمی را سرچ کنید)<br /><br />در حد مدفوع و ادرار دانستن آنها (به رساله های شیعیان و کتاب&zwnj;های اهل سنت رجوع کنید، کافر همانند مدفوع و ادرار عین نجس است).<br /><br />مجاز دانستن برده داری و تجاوز به دشمنان اسلام( تاریخ اسلام را بنگرید و آیات حرب؛ &nbsp;برده دانستن اسرا جنگی، آیه پنجاه سوره احزاب،...). اصلاً شما خبری از تاریخ اسلام و آیات قرآن و شأن نزول آنها دارید؟!<br /><br />&nbsp;<br /><br />زیر نویس:<br /><br />۱-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; مطالعات بسیاری وجود منشاء ژنتیک در گرایشات جنسی &nbsp;را در انسان نشان می&zwnj;دهد نه انحراف اخلاقی بودن آن، همجنس خواهی در بسیاری از حیوانات از حشرات و پرندگان تا بونوبوها (نوعی میمون) و شیرها مشاهده می&zwnj;شود.<br /><br />۲-&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; در هر کدام از موارد ذکر شده بالا چنانچه مایل به داشتن اطلاعات بیشتر هستید همان مورد مثلاً" ترور عصما بنت مروان" را در اینترنت سرچ کنید در همان چند سایت اول اطلاعات کاملی را دریافت خواهید کرد. از گوگل برای سرچ استفاده کنید!</p>
<p class="MsoNoSpacing">&nbsp;</p>
<p class="MsoNoSpacing">-----<br />مطالب بلاگستان و کلیه مطالب رسیده از اعضا، معرف دیدگاه شخصی نویسندگان است نه سایت خودنویس.</p>
                                ]]>
                            </description>
							
						
					</item>
				
					<item>
						
							<title>تولید انبوه آلترناتیو به روش آزمایشگاهی</title>
							<link>http://www.khodnevis.org/permalink/17953.html</link>
							
									
										<media:content url="http://www.khodnevis.org/cache/thumbnail/article_large/rangin_100352332.jpg" />
									
								
							<category>بلاگستان</category>
							<pubDate>Mon, 14 May 2012 22:21:00 +0000</pubDate>
                            
                            <dc:creator>امین   موحدی</dc:creator>
                            
							<description>
                                <![CDATA[
                                	<a href="http://www.khodnevis.org/permalink/17953.html"><img src="http://www.khodnevis.org/thumbnail.php?file=rangin_100352332.jpg&amp;size=summary_medium" alt="تولید انبوه آلترناتیو به روش آزمایشگاهی" /></a>
                                    <p style="text-align: right;">موضوع بسیار ساده است؛ اپوزیسیونی که باید وقت خود را صرف نحوه مبارزه با جمهوری اسلامی کند، بر سر نوع نظام آینده ایران چانه می&zwnj;زنند که این مهم وظیفه آنان نیست و وظیفه ملت ایران می&zwnj;باشد. آنهادر دام طعمه&zwnj;ای&zwnj; به نام آلترناتیو گرفتار آمده&zwnj;اند. آلترناتیو تبدیل به طعمه&zwnj;ای&zwnj; شده است که احزاب و گروه&zwnj;ها و شخصیت&zwnj;ها بر سر آن به جای مبارزه با رژیم به رقابت با هم&zwnj;دیگر پرداخته و با این طعمه به دام سیاست&zwnj;های تفرقه افکنانه جمهوری اسلامی افتاده&zwnj;اند.<br /><br />آلترناتیو بااپوزیسیون فرق دارد. اپوزیسیون، مخالفین یک حاکمیت سیاسی&zwnj; هستند اما آلترناتیو، نیروی جایگزینی است که پتانسیل جایگزینی داشته باشد. ساخت و پرداخت آلترناتیو هم بر عهده اپوزیسیون نیست و آلترناتیو طی&zwnj; یک فرایند طولانی مبارزاتی بر اساس اقبال و اعتماد عمومی&zwnj; و پایگاه اجتماعی&zwnj; گروه، فرد یا ائتلافی از گروه&zwnj;ها و افراد مطرح می&zwnj;شود و قابل ساخت در محدوده کوچک اتاقهای کنفرانس&zwnj;ها و در زمان کوتاه چند روز و چند ماه نمی&zwnj;باشد.<br /><br />آلترناتیو سازی واژه&zwnj;ای&zwnj; است که نه تنها نمی&zwnj;تواند دمکراتیک باشد بلکه می&zwnj;تواند زمینه استقرار یا ریشه دار شدن استبداد را بیشتر فراهم آورد. اگر فرد یا افرادی در صدد باشند که آلترناتیوی را ساخته و آنرا تحمیل کنند اینکار یعنی&zwnj; تصمیم گیری به جای مردم.<br /><br />متاسفانه جمعی ازاپوزیسیون ایرانی وظیفه خود را در ساختن آلترناتیو خلاصه کرده&zwnj;اند و حتی خود یا نحله فکری خود را آلترناتیو معرفی&zwnj; می&zwnj;کنند، در حالی&zwnj;که آلترناتیو بر اساس اقبال عمومی&zwnj; مردم به حزب یا گروه فکری خاصی مطرح می&zwnj;شود و نمی&zwnj;توان آلترناتیو را به شکل مصنوعی و در آزمایشگاه ساخت و پرداخت بلکه این قدرت جایگزین، می&zwnj;باید در پروسه مبارزاتی شکل گیرد واز سوی مردم به رسمیت شناخته شود،حال آنکه آلترناتیو سازان مصنوعی در تلاشند آن&zwnj;را در کارخانه&zwnj;ها یا ستریل فکری دو یا چند نفره خود ساخته، بسته بندی و عرضه نمایند. <br /><br />واقعا تعجب می&zwnj;کنم این&zwnj;همه روشنفکر در بین اپوزیسیون داریم و اما یکی&zwnj; را در بین آنها نمی&zwnj;توان یافت که فرق بین آلترناتیو و اپوزسیون و وظایف هر کدام را مورد توجه قرار دهند و این بیشتر موجب نگرانی&zwnj; می&zwnj;شود که شاید معلومات کافی&zwnj; ندارند و اشتباهشان عمدی نیست.<br /><br />چنین برداشت&zwnj;های اشتباه و تفسیر&zwnj;های من در آوردی در مورد فدرالیزم هم وجود دارد. تفسیر فدرالیزم توسط فدرالیست&zwnj;های کنونی با روح فدرالیزم در تضاد است .فدرالیزم در قرن ۱۸ در اروپا زمانی&zwnj; مطرح شد که اروپا درگیر جنگ&zwnj;های داخلی&zwnj; بود و فدرالیزم برای استفاده از حد اقل مشترکات برای ایجادصلح و اتحاد مطرح و عملی&zwnj; گردید حال آنکه ما در ایران نه تنهاجنگ داخلی&zwnj; نداریم که نیاز به فدرالیزم در آن احساس شود بلکه اساسا، ایران دورانی را که در آن میشد به فدرالیزم فکر کرد را پشت سر گذاشته است. دوران خان خانی و ملوک الطوایفی در ایران به سر آمده است. تجویز فدرالیزم برای ایران که هیچ گونه نشانه&zwnj;های درگیری بین اقوام وجود ندارد در واقع شبیه آن است که ناگهان به آلمانی&zwnj;ها بازگشت به دوران دوک نشینی پیشنهاد شود.<br /><br />این فدرالیست&zwnj;ها چرا بر اساس مشترکات از فدرالیزم صحبت نمی کنند؟ پاسخ بسیار روشن است چون اگر از مشترکات صحبت کنند در جواب خواهند شنید که چرا باید اساسا در جامعه&zwnj;ای&zwnj; که هیچ درگیری بین اقوام وجود ندارد بگردیم دنبال نکات مشترک برای ایجاد فدرالیزم؟ یا به بیان بسیار ساده چرا باید سری که در د نمیکند را دستمال بست؟ برای همین است که فدرالیستهای امروزی ایران می&zwnj;خواهند به جای مشترکات از مفترقات به فدرالیزم برسند !که این با روح فدرالیزم در تضاد می&zwnj;باشد.<br /><br />حال بر گردیم به بحث آلترناتیو و اپوزیسیون و خلط این دو مبحث از طرف عده ای&zwnj; که آگاهانه اینکار را می&zwnj;کنند و عده ای&zwnj; که ندانسته و بدون اطلاع در دام چنین التقاط خطرناکی می&zwnj;افتند.<br /><br />در بالا توضیح دادیم که آلترناتیو سیاسی&zwnj; از بین طیف&zwnj;های فکری و گروههای سیاسی&zwnj; یا یک ائتلاف ، مطرح می&zwnj;شوند اما باید توجه کرد که گروه یاائتلافی می&zwnj;تواند به عنوان آلترناتیو مطرح شودکه مورد توجه و اقبال عمومی&zwnj; مردم باشد و اقبال و اعتماد عمومی هم نیازمند پروسه ای&zwnj; طولانی است که در طی&zwnj; این پروسه چنین دست&zwnj;آوردی حاصل می&zwnj;شود. اعتماد عمومی&zwnj; همانند خود آلترناتیو، هرگز در شرایط آزمایشگاهی قابل استحصال نیست.<br /><br />جان کلام اینکه خلط اپوزیسیون با آلترناتیو اولین و مهمترین خطری است که مبارزه در مسیر آزادی و دمکراسی را به بیراهه میبرد و چه بسا به مانعی بر سر استقرار دمکراسی بدل شود.<br /><br />اساساآلترناتیو ساختنی نیست ،آلترناتیو چیزی نیست که قابل ساخت از طرف اپوزیسیون باشد بلکه این وظیفه افکار عمومی&zwnj; و مردم است که از بین اپوزیسیونی که سابقه&zwnj; مبارزاتی قابل قبول و پایگاه اجتماعی قابل توجهی&zwnj; داشته باشد، طیفی را به عنوان آلترناتیو مطرح کنند. نه اینکه آن افراد یا گروه&zwnj;ها ودرکل اپوزیسیون قادر به معرفی&zwnj; خود یا دیگران به عنوان آلترناتیو باشند.<br /><br />امیدواریم قبل از به کار بردن هر واژه&zwnj;ای، آنرا بشناسیم و سخن گوییم سخن گفتن از آلترناتیو و فدرالیزم و سکولاریزم و دمکراسی بدون شناخت آنها و ارتباط&zwnj;شان با هم&zwnj;دیگر نه تنها کاری غیر مسئولانه است بلکه اساسا وارد شدن در آن حوزه&zwnj;ها و ازظن خود سخن گفتن در مورد آنها بسیار خطرناک خواهد بود و به قول یکی&zwnj; از همان دوستان &laquo;واژه ساز سیاسی&zwnj;!&raquo; که من و مقالات مرا موجب بد آموزی می&zwnj;دانست و می&zwnj;داند ،واژه سازیهای بی پایه خود ایشان می&zwnj;تواند موجب بد آموزی گردد.<br /><br />آلترناتیو سازی ،واژه غلطی است که به غلط رایج شده و متاسفانه حوزه اپوزیسیون را نیز آلوده خود کرده است ،باید مرز&zwnj;های آلترناتیو با اپوزیسیون روشن شود تا هم اپوزیسیون تکلیف خود رابدانند و هم افکار عمومی تکلیفشان با آلترناتیو وآلترناتیوسازان روشن شود.<br /><br />چون معتقد به شفاف گویی در حوزه نوشتاری هستم به روشنی عرض می&zwnj;کنم با اندکی&zwnj; مطالعه در مورد آلترناتیو و فرق آن با اپوزیسیون ، ازبحث آلترناتیو سازی به عنوان مضحک ترین بخش تاریخ سیاسی&zwnj; ایران در آینده یاد خواهد شد.<br /><br />آلترناتیوی که در اتاق&zwnj;های دربسته و باز و یک شبه ساخته شود پدیده &zwnj;ای ساختگی است و اعتباری ندارد.<br /><br />باز هم مجبورم بگویم آقایان و خانمهای آلترناتیو ساز! بیاییم راست بنشینیم و راست صحبت کنیم:<br /><br />ابتدا تعریف و فرق بین اپوزیسیون و آلترناتیو را برای ما روشن فرمائید و در ثانی&zwnj; دست از افکار التقاطی و به هم ریختن تعاریف رایج دنیای سیاست و ابداع واژگان جدید بردارید که اینکار به پیچیده شدن یشتر اوضاع اپوزیسیون می&zwnj;انجامد و گره بر گره&zwnj;ها خواهد افزود.<br /><br />بعد از ورود واژگانی همچون سکولاریزم نو و کهنه و فدرالیزم بر عکس، نوبت به درآمیختن واژگانی نظیر آلترناتیو و اپوزیسیون رسیده است تااز آن میان واژگان غیر علمی&zwnj; و غلط آلترناتیو سازی وآلترناتیو ساز ،وارد ادبیات سیاسی&zwnj; کشور گردد.<br /><br />یک&zwnj;روز دولت در تبعید تشکیل می&zwnj;شود یک روز آلترناتیو میسازند ، یک&zwnj;روز&nbsp; تصمیم به برگزاری انتخابات ده بیست نفری میگیرند تا در خارج کشور نماینده ملت ایران و یا حد اقل نماینده ایرانیان خارج کشور شوند !<br /><br />خصوصا آنهائی اینکار را می&zwnj;کنند که قبلا آزمایش پس داده و آلترناتیوی ساختند به نام خمینی و جمهوری اسلامی .<br /><br />راست بنشینیم و راست صحبت کنیم از چه رو باید به شما اعتماد کنیم؟شمایی که در ساخت سیاهترین دوران تاریخ ایران نقش مستقیم داشتید ،یک&zwnj;بار با واژگان ،بازی کردید و کلمه جمهوری را با اسلام در هم آمیختید آیابس نیست ؟و امروز هم واژه پردازی&zwnj;های غلط و لفاظی پیشه خود کرده اید تا اگر خمینی در قدرت سهیمتان نکردشاید اینبار تمام قدرت را قبضه فرمایید.<br /><br />صریح عرض می&zwnj;کنم تمام واژه های شما بی پایه و غلط است و هیچ مبنای علمی&zwnj; در دنیای سیاست ندارد.<br /><br />آیا مردم فرانسه بعد از پیروزی بر فاشیزم نازی به وابستگان فرانسوی گشتاپو ماموریت تشکیل دولت و تعیین آلترناتیودادند که ما نیز به شما چنین ماموریتی بدهیم؟خصوصا اینکه هنوز جمهوری اسلامی سرنگون نشده است ،این تعیین نوع نظام آینده چه مبنایی دارد و چرا باید نظام آینده ایران و قدرت جایگزین، توسط چند نفر در خارج کشور تعیین شود؟<br /><br />شما آزادید برای خود جلسه بگذارید ،برای هم کف بزنید ،هورا بکشید، به هم&zwnj;دیگر جایزه بدهید،رییس جمهور و نماینده مجلس برای جمع ده بیست نفری خود تعیین فرمایید ،دولت تعیین کنید ،توی دهن دولت بزنید،آلترناتیو تولید کنید آنهم به شکل انبوه و مختصری هم از آلترناتیو تولیدی خود به دیگر کشورها صادر فرمایید همانگونه که در جریان انقلاب ۱۳۵۷ مدعی صدور انقلاب به جهان بودید.<br /><br />شما آزادید واژه های جدید بسازید حتا می&zwnj;توانید دایره المعارف جدید لغات برای خود چاپ کنید ،اما حق ندارید به تحمیق اذهان عمومی&zwnj; پرداخته و خود را هم اپوزیسیون بنامید هم آلترناتیو ساز ،هم آلترناتیو و مهمتر از همه ،حق ندارید در مقابل دوربین&zwnj;ها و محافل سیاسی&zwnj; خارج کشور ،خود را نماینده ملت ایران بنامید.</p>
<p style="text-align: right;">-----<br />مطالب بلاگستان و کلیه مطالب رسیده از اعضا، معرف دیدگاه شخصی نویسندگان است نه سایت خودنویس.</p>
                                ]]>
                            </description>
							
						
					</item>
				
					<item>
						
							<title>خاله شادونه با ۴ کودک کشته</title>
							<link>http://www.khodnevis.org/permalink/17919.html</link>
							
									
										<media:content url="http://www.khodnevis.org/cache/thumbnail/article_large/shadoneh_935881910.jpg" />
									
								
							<category>بلاگستان</category>
							<pubDate>Sat, 12 May 2012 02:23:00 +0000</pubDate>
                            
                            <dc:creator>بلندتر فکر کنیم</dc:creator>
                            
							<description>
                                <![CDATA[
                                	<a href="http://www.khodnevis.org/permalink/17919.html"><img src="http://www.khodnevis.org/thumbnail.php?file=shadoneh_935881910.jpg&amp;size=summary_medium" alt="خاله شادونه با ۴ کودک کشته" /></a>
                                    <p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;"><span style="font-size: small;">ملیکا زارعی که با نام &laquo;خاله شادونه&raquo; برنامه&zwnj;هایی با همین نام را در سرزمین &laquo;دونه&raquo;ها برای مخاطبین پیش دبستانی در صدا و سیما اجرا می&zwnj;کند با حضور در خرم&zwnj;دره و در استادیوم ۳ هزار نفری خرمدره در ساعت ۶ بعدازظهر پنج شنبه نیز برنامه ایی اجرا کرد. اما این برنامه ی مفرح به دلیل حضور ۴ هزار نفر در استادیوم تبدیل به عزای ۴ خانواده شد. </span></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;"><span style="font-size: small;">علیرغم گذشت دو روز از ماجرا، مطابق معمول فعلا خبرها ضد و نقیض است، اما آنچه که مشخص است این است که این برنامه ی مفرح، ۳ کشته (دو دختر ۶ و ۷ ساله و یک پسر ۷ ساله) دربرداشته و به گزارش خبرآنلاین وضعیت نفر چهارم وخیم است. ضمن اینکه چهار مصدوم دیگر نیز در بیمارستان بستری هستند. </span></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;"><span style="font-size: small;">نکته&zwnj;ی جالب این است که فرماندار خرمدره، نوری&zwnj;پور اولین کاری که انجام داده است این بود که اعلام کرد: &laquo;مسوولان برگزاری "برنامه خاله شادونه" هیچگونه هماهنگی برای اجرا برنامه با فرمانداری خرمدره نکرده بودند&raquo; البته مطابق معمول معلوم هم نخواهد شد که مقصر چه کسی بوده است و آیا این عدم اطلاع رسانی مسئولان برگزاری، رافع مسوولیت&zwnj;های آقای فرماندار و دیگران هست و یا خیر. البته آقای فرماندار اگر زحمتی می&zwnj;کشیدند و از کودکان خود می پرسیدند، احتمالا در این مورد از تمام کارمندان حقوق بگیر فرمانداری و بخشداری بیشتر در جریان بودند.</span></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-size: small;">البته ازآنجا که مسوولان محترم در حیطه&zwnj;ی عمل خود فعلا دستگیری را تمرین کرده&zwnj;اند و بلد هستند، مدیر برنامه و مسوول سالن دستگیر شده&zwnj;اند. اما اگر مسوولان آموزش و پرورش در ماجرای غرق شدن در استخر و آتش گرفتن کلاس درس و گازگرفتگی بچه&zwnj;های معصوم و مسوولان یکی دوتا از دانشگاه&zwnj;ها برای کشته شدن دانشجویان در &laquo;فوق برنامه&zwnj;های فرهنگی(!) &raquo; مورد مواخذه قرار گرفته&zwnj;اند و این هم درس عبرتی برای دیگران شد تا پیش از انجام چنین برنامه&zwnj;هایی، برنامه ریزی کنند، می&zwnj;توان امیدوار شد که این دو نفر دستگیر شده هم (به شرط آنکه مقصر باشند) مواخذه خواهند شد.&nbsp;</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;"><span style="font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;"><span style="font-size: small;">این اظهارات در حالی ارائه می شود که اگر قرار بود فارغ التصیلان یکی از دانشگاه&zwnj;های استان زنجان نشستی علمی و یا صنفی در همان استادیوم داشته باشند، باید حداقل از هفته&zwnj;ها پیشتر، برنامه، مدعوین، شخصیت&zwnj;های سخنران و... را به فرمانداری و استانداری اعلام می&zwnj;کردند و در انتها هم قطعا تعدادی از سربازان عزیز گمنام در کنار دانشجویان حضور فعال بهم می&zwnj;رساندند. فکر می&zwnj;کردم که اگر این اتفاق در کره جنوبی، ژاپن و استرالیا به وقوع می&zwnj;پیوست، عکس العمل مردم و مسوولان چه بود!</span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;">&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal" style="text-align: right; direction: rtl; unicode-bidi: embed;">&nbsp;</p>
<div class="box_breadcrumb"><strong>هفت سوال در خصوص توهین به مقدسات و دامنه آن</strong> | <a href="persian/%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86/index.1.html">بلاگستان</a> | <a href="persian">صفحه اصلی</a></div>
<div id="box_article_tools"><a href="persian/%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86/17908-%D9%87%D9%81%D8%AA-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5-%D8%AA%D9%88%D9%87%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%82%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%86%D9%87-%D8%A2%D9%86.html#comments">نظرات (1)</a>
<div id="email_to_afriend"><a>ارسال به دوستان</a></div>
<a href="persian/%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86/17908-%D9%87%D9%81%D8%AA-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5-%D8%AA%D9%88%D9%87%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%82%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%86%D9%87-%D8%A2%D9%86.html?print" target="_blank"> نسخه چاپی </a> <a href="persian/feed/%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86/17908-%D9%87%D9%81%D8%AA-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5-%D8%AA%D9%88%D9%87%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%82%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%86%D9%87-%D8%A2%D9%86.txt">نسخه ساده</a> <a href="persian/permalink/17908.html">لینک دایمی</a></div>
<h1>هفت سوال در خصوص توهین به مقدسات و دامنه آن</h1>
<div class="clearer">
<div class="story_stamp article_stamp">۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۱                                                                                                                                                <a href="persian/author/taksir/">شهرام   فریدونی</a></div>
<div class="font_size">
<ul>
<li>اندازه حروف</li>
<li class="enlarge"><a><span></span></a></li>
<li class="decrease"><a><span></span></a></li>
</ul>
</div>
</div>
<div id="article_body">
<p class="article_abstract">آیا قسم  خوردن به ویاگرا که خودش یک دارویی هست و یا قسم به بکارت جرمه؟  اگر این  توهین به مقدسات محسوب می&zwnj;شه پس تکلیف آیاتی که به زیتون و جرقه سم اسب و  یا قاطر و کوه و تپه و انجیر و...قسم میخوره چی می&zwnj;شه؟  من در اینجا یک لیست از مواردی که در قرآن به اشیاء وموجودات واقعی و یا  فرشته گان و از این قبیل قسم خورده می&zwnj;شه میارم که ببینیم اینها هم شامل  توهین به مقدسات میشند یا نه</p>
<p class="MsoNormal">هموطنان<span>، هفت سوال در خصوص توهین به مقدسات و دامنه آن:<br /><br />ادعا می&zwnj;شه که شاهین نجفی به مقدسات توهین کرده!<span>&nbsp; </span>البته این ادعا از طرف آیت الله بی بی سی و همچنین خبرنگار رادیو آمریکا / فردا مدام تکرار می&zwnj;شه، <span>&nbsp;</span>لذا  جا داره که بنده اجالتا یک چند سوال در این رابطه مطرح کنم که موضوع برای  خودم و امثال خودم بهتر روشن بشه! در ضمن این رو هم بگم که بعنوان همدردی  با همه کسانی که مقدسات&zwnj;شون درد گرفته، خود من هم قراره به کم کم به مقدسات  ایمان بیارم و برای همین هم عدد هفت رو برای تعداد سوالاتم انتخاب کرده&zwnj;ام</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span><strong>سوال اول</strong><span><strong>:</strong> </span>مشخصات، شرایط و حد و حدود این<span>&nbsp; </span>داستان<span>&nbsp; </span>&laquo;مقدسات&raquo; رو کی تایین می&zwnj;کنه؟</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span><strong>سوال دوم: </strong>به تایید دوست و دشمن، علی ابن ابی طالب انسان کوتاه قد بوده (حضرتشان بین&nbsp; <span>۱۴۰</span> تا&nbsp; <span>۱۶۰</span> سانت قد داشتند)، حالا <span>&nbsp;</span>اگه  مثلا یک عده در موزه ای در ترکیه (مثلا موزه توپکاپی در استانبول)، ادعا  کنند که یک آلتی، مثلا یک شمشیر ۵ متری، متعلق به علی ابن ابی طالبه،  دیگران هم موظفند که این ادعا رو دربست قبول کنند و در ضمن گارانتی و تضمین  هم بدند که هرگزهم <span>&nbsp;</span>از تجسم صحنه یک انسان ۱۵۰ سانتی با یک شمشیر ۵ متری، اونهم وسط صحرای عربستان، <span></span>در حال دویدن بدنبال یکسری پابرهنه بدبخت <span>&nbsp;</span>تو بیابون نخود خنده نکنند؟</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span><strong>سوال سول:</strong> <span></span>آیا اگر همون عده تو همون موزه، یک دندان ۷ سانتیمتری رو متعلق به بنیانگذار دین اسلام معرفی کنند، اون دندان مقدس می&zwnj;شه؟ <span>&nbsp;</span>آیا  اصولا طرح این مسئله که دندان ۷ سانتی نمیشه که مال آدم باشه، توهین به  مقدسات محسوب می&zwnj;شه؟ اگر یک جانور شناسی، لنگه اون دندون رو آورد و اسم  موجودی که صاحب اون دندون بوده رو هم معرفی کرد، جرمش از کوه پرت شدنه، <span>&nbsp;</span>یا قطع دست و پا بصورت اوریب و ضربدری؟</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span><strong>سوال چهارم:</strong> اگر اعتقاد جمعیتی (حالا شما بگیرید صد میلیون) <span>&nbsp;</span>به  چیزی و یا موجودی، دلیل بر تقدس اون چیز و یا موجوده، آیا مثلا بت  پرست&zwnj;های آفریقا هم حق فرمان ارتداد ملایی که به بت های اونها توهین میکنه  رو پیدا می&zwnj;کنند؟</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span><strong>سوال پنجم</strong><span>: </span>آیا  انسان&zwnj;هایی که گاو رو مقدس میدونند و تعدادشون هم شاید بیش از یک میلیارد  باشه، حق دارند که برای هر کسی که مثلا خدای نکرده به آخوندی که فرمان  ارتداد صادر میکنه بگه &laquo; مرتیکه گاو&raquo;، <span>&nbsp;</span>فرمان قتل صادر کنند و بگند که این شخص، با گاو خواندن این ملا، به مقدسات یک میلیارد انسان توهین کرده؟<br /></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span><strong>سوال ششم: </strong>آیا قسم خوردن به ویاگرا که خودش یک دارویی هست و یا قسم به بکارت جرمه؟<span>&nbsp; </span>اگر  این توهین به مقدسات محسوب می&zwnj;شه پس تکلیف آیاتی که به زیتون و جرقه سم  اسب و یا قاطر و کوه و تپه و انجیر و...قسم میخوره چی می&zwnj;شه؟ من در اینجا  یک لیست از مواردی که در قرآن به اشیاء وموجودات واقعی و یا فرشته گان و از  این قبیل قسم خورده میشه میارم که ببینیم اینها هم شامل توهین به مقدسات  می&zwnj;شند یا نه.</span></p>
<p class="MsoNormal"><span>&nbsp;</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span>اینهم لیستش</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span>قسم خوردن به فرشتگان</span><span></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span>"<span>والنازعات غرقا والنا شطاط نشطا... فالمدبراب امرا"سوره نازعات آیات۱-۵</span></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span>قسم خوردن به جان پیامبر</span><span></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span>" <span>لعمرک انهم لفی سکرتهم یعمهون" سوره حجر آیه ۷۲</span></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span>قسم خوردن به قرآن مجید</span><span></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span>"<span></span><span></span><span><span></span><span></span>یس و القرآن الحکیم". سوره یس ۱ و ۲</span></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span>قسم خوردن به قیامت</span><span></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span>" <span>و الیوم الموعود" سوره بروج آیه ۲</span></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span>قسم خوردن به پدیده&zwnj;های آفرینش</span><span></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span>مانند ایمان، خورشید، ستارگان، زمین، ماه، باد، ابر، دریا،کشتی،انجیر و زیتون. مراجعه شود به</span><span></span><span></span><span><span></span><span></span>:</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span>سوره طارق آیه ۴،  سوره شمس آیه ۱، سوره تکویر آیه ۱۵، سوره شمس آیه ۶، سوره انشقاق آیه ۱۸،  سوره ذاریات آیه ۱ و ۲ ، سوره طور آیه ۶، سوره ذاریات آیه ۳، سوره تین آیه ۱</span><span></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span>قسم خوردن به زمانهای مختلف</span><span></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span>سپیده دم،  چاشتگاه، عصر، غروب آفتاب، روز و شب مراجعه شود به: "سوره فجر آیه ۱، سوره  شمس آیه ۱، سوره عصر آیه ۱، سوره انشقاق آیه ۱۷، سوره شمس آیه ۴، سوره  تکویر آیه ۱۷</span><span></span><span></span><span><span></span><span></span>.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span>قسم خوردن به مکانهای مقدس</span><span></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span>مانند مکه، کوه طور، بیت المامور در سوره بلد آیه ۱، طور آیه ۱ و ۳</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><strong><span>و اما سوال هفتم که از همه سوالات مقدس تره</span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><span>اکثر ایرانی&zwnj;هایی که به اینترنت دسترسی دارند، فیلم&zwnj;های یک آخوند مریض و نادانی رو بنام &laquo;دانشمند&raquo; دیدند که این آقا رسما <span>&nbsp;</span>پدر زن <span>&nbsp;</span>بنیان&zwnj;گذار  اسلام عمر رو ... زاده خطاب میکنه و بد&zwnj;ترین توهین&zwnj;ها رو هم به هموطنان  سنی ما می&zwnj;کنه، آیا این داستان هم جزو توهین به مقدسات محسوب می&zwnj;شه؟ اگر  نمی&zwnj;شه، چطور می&zwnj;شه تصور کرد که پیغمبر اسلام که همه چیز رو میدونسته دختر  چنین مردی رو به همسری انتخاب کرده؟ و اگه این اراجیف این آخوند مریض توهین  به مقدسات اکثریت مسلمین جهان محسوب می&zwnj;شه، قیمتی که برای کشتن این آخوند  تایین شده چقدره و فرمان ارتدادش رو کی صادر کرده؟ </span></p>
<p class="MsoNormal"><span>اگر توهینات این  آخوند رو به عمر و همه هموطنان سنی ما ندیدید برید ببینید که این مدعیون  تقدس و احترام به عقاید دیگران وقاحت رو تا کجا پیش می&zwnj;برند</span></p>
<p class="MsoNormal">&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>-----<br />مطالب بلاگستان و کلیه مطالب رسیده از اعضا، معرف دیدگاه شخصی نویسندگان است نه سایت خودنویس.</p>
</div>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
                                ]]>
                            </description>
							
						
					</item>
				
					<item>
						
							<title>شاهین نجفی و ترانهِ توهین به همه</title>
							<link>http://www.khodnevis.org/permalink/17921.html</link>
							
									
										<media:content url="http://www.khodnevis.org/cache/thumbnail/article_large/_______443354394.jpg" />
									
								
							<category>بلاگستان</category>
							<pubDate>Sat, 12 May 2012 11:44:00 +0000</pubDate>
                            
                            <dc:creator>ونداد زمانی</dc:creator>
                            
							<description>
                                <![CDATA[
                                	<a href="http://www.khodnevis.org/permalink/17921.html"><img src="http://www.khodnevis.org/thumbnail.php?file=_______443354394.jpg&amp;size=summary_medium" alt="شاهین نجفی و ترانهِ توهین به همه" /></a>
                                    <p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>ترانه جدید شاهین نجفی تند و بی پروا است. لحن بی&zwnj;حرمت کننده و بی  در و پیکرش به هرچه که در ایران امروز است تاخته&hellip; توی این احوالات خشن و بی  حرمت کننده که رئیس جمهور غاصب، مردم وطنش را خس و خاشاک می&zwnj;نامد&hellip; حکومتی  که توهین، فحاشی و تصویر زننده از مردم کوچه و خیابان دادن&zwnj;هایش، شلاق&zwnj;ها و  اعدام ملا عام هایش، روح و روان مردم را جریحه دار کرده&hellip; این ترانه سیلی  دیگری است در صف درازِ بی احترامی&zwnj;ها&hellip;&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>شاهین نجفی در این ترانه مثل اقایِ معاملات ملکیِ کاسب&zwnj;کاری است که می&zwnj;خواهد متاعش رو به هزار قسم آب کند&hellip; به همه فحش داده و هر کس بخواهد اعتراض  کند ناچار است بپذیرد که در یکی از این صف&zwnj;های کذایی ترانه شناسایی شود&hellip;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>ملاهای بحران طلب البته بدشان نمی&zwnj;آید بازار مکاره و مظلوم نمایی راه بیاندازند و خوب&nbsp; البته مثل همیشه فرصت طلبانه تکفیرش کردند &hellip;<br /><br /><br /> ما شاید خوب است که رفتار مان با حکومت نالایق عصر حجری فرق داشته باشد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>این ترانه دو قسمتی در بخش اول خود هر چند به کژی&zwnj;های سیستم نابخردی که  می&zwnj;شناسیم اشاره می&zwnj;کند ولی به همان اندازه نیز مخالفان حکومتی&zwnj;ها را نیز  به زبان احمدی&zwnj;نژادها به تمسخر می&zwnj;کشد:<br /><br /><br /> نقی تو رو قسم به عشق و ویاگرا<br /> تو رو به لنگ&zwnj;های هوا شده و چاکرا<br /> تو رو به سنگک و مرغ و گوشت و ماهی<br /> سینه ی سیلیکونی و بکارت راه راه<br /> نقی تو رو به ممه های گلشیفته<br /><br /><br /> که بخش بزرگ این اتهامات منفی (بینی عمل کرده&zwnj;ها، بی ناموسِ&zwnj;های غیر  محجبه، موی سر ژل زده ) به عبارتی انگشت نشانه&zwnj;اش به سمت جنبش جوان سبزِ  شهری است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>قسمت دوم ترانه با حمله به اخلاقیات شهرنشینیِ تبعیدیان سیاسی، اقتصادی و  اجتماعی خارج کشور اشاره دارد و به طور مشخص به نگاه متوهم کیهان متوسل می&zwnj;شود:<br /><br /><br /><strong> راستی اسم رهبر جنبش سبز چی بود؟</strong><br /><br /><br /> که خودش باید خوب بداند که بیش از ۴۰۰ روز در زندان قرون وسطایی و حصر به  سر می&zwnj;برند. در ادامه سمت و سوی قَسم&zwnj;های منفی&nbsp; را باز به سمت جنبش سبز و  تک تک مظاهر مدنیت گرفته و نگاه پارانویایی و لجن پراکنی های کیهانِ جمهوری  اسلامی را تکرار می کند:<br /><br /><br /> به سیاسیون فسیلی تو غربت<br /> به بیوه&zwnj;های باکلاس پلاس دیسکو<br /> به بحث&zwnj;های روشن فکری تو چت<br /> به غیرت مرد&zwnj;های اون کاره<br /> به زنان مدافع حقوق مرد<br /> به انقلاب رنگی از تو تلویزیون</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>پس از آن به همه شهروندان ایران می تازد که ظرف ۳۰ سال گذشته شاید زیاد  کتاب نخوانده&zwnj;اند چون کتاب های خوب از کتابخانه&zwnj;ها جمع اوری شده است و  انتشارات خوب محدود مانده اند و نشریات مستقل ادبی و فرهنگی سانسور و بسته  شده&zwnj;اند و&nbsp; نسنجیده اذعان می&zwnj;کند:<br /><br /><br /> &laquo;سه درصد جمعیت کتاب خون&raquo;<br /><br /><br /> داشته&zwnj;اند.&nbsp; در دامه به ارزش&zwnj;های جنبش مردمی می&zwnj;تازد و می&zwnj;افزاید: &laquo;تو رو  به شعارهای آبکی و توخالی&raquo;&hellip; و تازه نه تنها جنبش معاصر بلکه جنبش به  کودتا کشیده مصدق را به ریشخند می&zwnj;گیرد: &laquo; نقی تو رو به این جماعت حالی به  حالی صبح زنده باد میگن و شب مرده باد&raquo;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>دوستان عزیز شاید خوب است به خودمان حق دهیم که حتی شعارها و اعتراضاتی  که درون جبهه مدنی ایران ارائه می شود را با دید انتقادی بررسی کنیم.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>به این ترجیع بندِ آقا نقی&zwnj;ها می&zwnj;شود اضافه کرد که:<br /><br /> آی نقی &hellip;<br /><br /> آی نقی&hellip;<br /><br /> به این ترانه&zwnj;هایی که عینِ دریان&hellip; ولی به عمق یک متر&hellip;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<div class="box_breadcrumb"><strong>هفت سوال در خصوص توهین به مقدسات و دامنه آن</strong> | <a href="persian/%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86/index.1.html">بلاگستان</a> | <a href="persian">صفحه اصلی</a></div>
<div id="box_article_tools"><a href="persian/%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86/17908-%D9%87%D9%81%D8%AA-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5-%D8%AA%D9%88%D9%87%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%82%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%86%D9%87-%D8%A2%D9%86.html#comments">نظرات (1)</a>
<div id="email_to_afriend"><a>ارسال به دوستان</a></div>
<a href="persian/%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86/17908-%D9%87%D9%81%D8%AA-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5-%D8%AA%D9%88%D9%87%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%82%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%86%D9%87-%D8%A2%D9%86.html?print" target="_blank"> نسخه چاپی </a> <a href="persian/feed/%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86/17908-%D9%87%D9%81%D8%AA-%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5-%D8%AA%D9%88%D9%87%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%82%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D8%AA-%D9%88-%D8%AF%D8%A7%D9%85%D9%86%D9%87-%D8%A2%D9%86.txt">نسخه ساده</a> <a href="persian/permalink/17908.html">لینک دایمی</a></div>
<h1>هفت سوال در خصوص توهین به مقدسات و دامنه آن</h1>
<div class="clearer">
<div class="story_stamp article_stamp">۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۱                                                                                                                                                <a href="persian/author/taksir/">شهرام   فریدونی</a></div>
<div class="font_size">
<ul>
<li>اندازه حروف</li>
<li class="enlarge"><a><span></span></a></li>
<li class="decrease"><a><span></span></a></li>
</ul>
</div>
</div>
<div id="article_body">
<p class="article_abstract">آیا قسم  خوردن به ویاگرا که خودش یک دارویی هست و یا قسم به بکارت جرمه؟  اگر این  توهین به مقدسات محسوب می&zwnj;شه پس تکلیف آیاتی که به زیتون و جرقه سم اسب و  یا قاطر و کوه و تپه و انجیر و...قسم میخوره چی می&zwnj;شه؟  من در اینجا یک لیست از مواردی که در قرآن به اشیاء وموجودات واقعی و یا  فرشته گان و از این قبیل قسم خورده می&zwnj;شه میارم که ببینیم اینها هم شامل  توهین به مقدسات میشند یا نه</p>
<p class="MsoNormal">هموطنان<span>، هفت سوال در خصوص توهین به مقدسات و دامنه آن:<br /><br />ادعا می&zwnj;شه که شاهین نجفی به مقدسات توهین کرده!<span>&nbsp; </span>البته این ادعا از طرف آیت الله بی بی سی و همچنین خبرنگار رادیو آمریکا / فردا مدام تکرار می&zwnj;شه، <span>&nbsp;</span>لذا  جا داره که بنده اجالتا یک چند سوال در این رابطه مطرح کنم که موضوع برای  خودم و امثال خودم بهتر روشن بشه! در ضمن این رو هم بگم که بعنوان همدردی  با همه کسانی که مقدسات&zwnj;شون درد گرفته، خود من هم قراره به کم کم به مقدسات  ایمان بیارم و برای همین هم عدد هفت رو برای تعداد سوالاتم انتخاب کرده&zwnj;ام</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span><strong>سوال اول</strong><span><strong>:</strong> </span>مشخصات، شرایط و حد و حدود این<span>&nbsp; </span>داستان<span>&nbsp; </span>&laquo;مقدسات&raquo; رو کی تایین می&zwnj;کنه؟</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span><strong>سوال دوم: </strong>به تایید دوست و دشمن، علی ابن ابی طالب انسان کوتاه قد بوده (حضرتشان بین&nbsp; <span>۱۴۰</span> تا&nbsp; <span>۱۶۰</span> سانت قد داشتند)، حالا <span>&nbsp;</span>اگه  مثلا یک عده در موزه ای در ترکیه (مثلا موزه توپکاپی در استانبول)، ادعا  کنند که یک آلتی، مثلا یک شمشیر ۵ متری، متعلق به علی ابن ابی طالبه،  دیگران هم موظفند که این ادعا رو دربست قبول کنند و در ضمن گارانتی و تضمین  هم بدند که هرگزهم <span>&nbsp;</span>از تجسم صحنه یک انسان ۱۵۰ سانتی با یک شمشیر ۵ متری، اونهم وسط صحرای عربستان، <span></span>در حال دویدن بدنبال یکسری پابرهنه بدبخت <span>&nbsp;</span>تو بیابون نخود خنده نکنند؟</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span><strong>سوال سول:</strong> <span></span>آیا اگر همون عده تو همون موزه، یک دندان ۷ سانتیمتری رو متعلق به بنیانگذار دین اسلام معرفی کنند، اون دندان مقدس می&zwnj;شه؟ <span>&nbsp;</span>آیا  اصولا طرح این مسئله که دندان ۷ سانتی نمیشه که مال آدم باشه، توهین به  مقدسات محسوب می&zwnj;شه؟ اگر یک جانور شناسی، لنگه اون دندون رو آورد و اسم  موجودی که صاحب اون دندون بوده رو هم معرفی کرد، جرمش از کوه پرت شدنه، <span>&nbsp;</span>یا قطع دست و پا بصورت اوریب و ضربدری؟</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span><strong>سوال چهارم:</strong> اگر اعتقاد جمعیتی (حالا شما بگیرید صد میلیون) <span>&nbsp;</span>به  چیزی و یا موجودی، دلیل بر تقدس اون چیز و یا موجوده، آیا مثلا بت  پرست&zwnj;های آفریقا هم حق فرمان ارتداد ملایی که به بت های اونها توهین میکنه  رو پیدا می&zwnj;کنند؟</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span><strong>سوال پنجم</strong><span>: </span>آیا  انسان&zwnj;هایی که گاو رو مقدس میدونند و تعدادشون هم شاید بیش از یک میلیارد  باشه، حق دارند که برای هر کسی که مثلا خدای نکرده به آخوندی که فرمان  ارتداد صادر میکنه بگه &laquo; مرتیکه گاو&raquo;، <span>&nbsp;</span>فرمان قتل صادر کنند و بگند که این شخص، با گاو خواندن این ملا، به مقدسات یک میلیارد انسان توهین کرده؟<br /></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span><strong>سوال ششم: </strong>آیا قسم خوردن به ویاگرا که خودش یک دارویی هست و یا قسم به بکارت جرمه؟<span>&nbsp; </span>اگر  این توهین به مقدسات محسوب می&zwnj;شه پس تکلیف آیاتی که به زیتون و جرقه سم  اسب و یا قاطر و کوه و تپه و انجیر و...قسم میخوره چی می&zwnj;شه؟ من در اینجا  یک لیست از مواردی که در قرآن به اشیاء وموجودات واقعی و یا فرشته گان و از  این قبیل قسم خورده میشه میارم که ببینیم اینها هم شامل توهین به مقدسات  می&zwnj;شند یا نه.</span></p>
<p class="MsoNormal"><span>&nbsp;</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span>اینهم لیستش</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span>قسم خوردن به فرشتگان</span><span></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span>"<span>والنازعات غرقا والنا شطاط نشطا... فالمدبراب امرا"سوره نازعات آیات۱-۵</span></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span>قسم خوردن به جان پیامبر</span><span></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span>" <span>لعمرک انهم لفی سکرتهم یعمهون" سوره حجر آیه ۷۲</span></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span>قسم خوردن به قرآن مجید</span><span></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span>"<span></span><span></span><span><span></span><span></span>یس و القرآن الحکیم". سوره یس ۱ و ۲</span></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span>قسم خوردن به قیامت</span><span></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span>" <span>و الیوم الموعود" سوره بروج آیه ۲</span></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span>قسم خوردن به پدیده&zwnj;های آفرینش</span><span></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span>مانند ایمان، خورشید، ستارگان، زمین، ماه، باد، ابر، دریا،کشتی،انجیر و زیتون. مراجعه شود به</span><span></span><span></span><span><span></span><span></span>:</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span>سوره طارق آیه ۴،  سوره شمس آیه ۱، سوره تکویر آیه ۱۵، سوره شمس آیه ۶، سوره انشقاق آیه ۱۸،  سوره ذاریات آیه ۱ و ۲ ، سوره طور آیه ۶، سوره ذاریات آیه ۳، سوره تین آیه ۱</span><span></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span>قسم خوردن به زمانهای مختلف</span><span></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span>سپیده دم،  چاشتگاه، عصر، غروب آفتاب، روز و شب مراجعه شود به: "سوره فجر آیه ۱، سوره  شمس آیه ۱، سوره عصر آیه ۱، سوره انشقاق آیه ۱۷، سوره شمس آیه ۴، سوره  تکویر آیه ۱۷</span><span></span><span></span><span><span></span><span></span>.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span>قسم خوردن به مکانهای مقدس</span><span></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span>مانند مکه، کوه طور، بیت المامور در سوره بلد آیه ۱، طور آیه ۱ و ۳</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><strong><span>و اما سوال هفتم که از همه سوالات مقدس تره</span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><span>اکثر ایرانی&zwnj;هایی که به اینترنت دسترسی دارند، فیلم&zwnj;های یک آخوند مریض و نادانی رو بنام &laquo;دانشمند&raquo; دیدند که این آقا رسما <span>&nbsp;</span>پدر زن <span>&nbsp;</span>بنیان&zwnj;گذار  اسلام عمر رو ... زاده خطاب میکنه و بد&zwnj;ترین توهین&zwnj;ها رو هم به هموطنان  سنی ما می&zwnj;کنه، آیا این داستان هم جزو توهین به مقدسات محسوب می&zwnj;شه؟ اگر  نمی&zwnj;شه، چطور می&zwnj;شه تصور کرد که پیغمبر اسلام که همه چیز رو میدونسته دختر  چنین مردی رو به همسری انتخاب کرده؟ و اگه این اراجیف این آخوند مریض توهین  به مقدسات اکثریت مسلمین جهان محسوب می&zwnj;شه، قیمتی که برای کشتن این آخوند  تایین شده چقدره و فرمان ارتدادش رو کی صادر کرده؟ </span></p>
<p class="MsoNormal"><span>اگر توهینات این  آخوند رو به عمر و همه هموطنان سنی ما ندیدید برید ببینید که این مدعیون  تقدس و احترام به عقاید دیگران وقاحت رو تا کجا پیش می&zwnj;برند</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal">&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>-----<br />مطالب بلاگستان و کلیه مطالب رسیده از اعضا، معرف دیدگاه شخصی نویسندگان است نه سایت خودنویس.</p>
</div>
                                ]]>
                            </description>
							
						
					</item>
				
					<item>
						
							<title>هفت سوال در خصوص توهین به مقدسات و دامنه آن</title>
							<link>http://www.khodnevis.org/permalink/17908.html</link>
							
									
								
							<category>بلاگستان</category>
							<pubDate>Fri, 11 May 2012 12:31:00 +0000</pubDate>
                            
                            <dc:creator>شهرام   فریدونی</dc:creator>
                            
							<description>
                                <![CDATA[
                                	<a href="http://www.khodnevis.org/permalink/17908.html"><img src="http://www.khodnevis.org/thumbnail.php?file=&amp;size=summary_medium" alt="هفت سوال در خصوص توهین به مقدسات و دامنه آن" /></a>
                                    <p><!--[if gte mso 9]><xml> <w:WordDocument> <w:View>Normal</w:View> <w:Zoom>0</w:Zoom> <w:HyphenationZone>21</w:HyphenationZone> <w:Compatibility> <w:BreakWrappedTables /> <w:SnapToGridInCell /> <w:WrapTextWithPunct /> <w:UseAsianBreakRules /> </w:Compatibility> <w:BrowserLevel>MicrosoftInternetExplorer4</w:BrowserLevel> </w:WordDocument> </xml><![endif]--><!--[if gte mso 10]><br />
<style><br />
 /* Style Definitions */<br />
 table.MsoNormalTable<br />
	{mso-style-name:"Table Normal";<br />
	mso-tstyle-rowband-size:0;<br />
	mso-tstyle-colband-size:0;<br />
	mso-style-noshow:yes;<br />
	mso-style-parent:"";<br />
	mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt;<br />
	mso-para-margin:0cm;<br />
	mso-para-margin-bottom:.0001pt;<br />
	mso-pagination:widow-orphan;<br />
	font-size:10.0pt;<br />
	font-family:"Times New Roman";}<br />
</style>
<br /> <![endif]--></p>
<p class="MsoNormal">هموطنان<span style="mso-bidi-language:FA">، هفت سوال در خصوص توهین به مقدسات و دامنه آن:<br /><br />ادعا می&zwnj;شه که شاهین نجفی به مقدسات توهین کرده!<span style="mso-spacerun:yes">&nbsp; </span>البته این ادعا از طرف آیت الله بی بی سی و همچنین خبرنگار رادیو آمریکا / فردا مدام تکرار می&zwnj;شه، <span style="mso-spacerun:yes">&nbsp;</span>لذا جا داره که بنده اجالتا یک چند سوال در این رابطه مطرح کنم که موضوع برای خودم و امثال خودم بهتر روشن بشه! در ضمن این رو هم بگم که بعنوان همدردی با همه کسانی که مقدسات&zwnj;شون درد گرفته، خود من هم قراره به کم کم به مقدسات ایمان بیارم و برای همین هم عدد هفت رو برای تعداد سوالاتم انتخاب کرده&zwnj;ام</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span style="mso-bidi-language:FA"><strong>سوال اول</strong><span style="mso-spacerun:yes"><strong>:</strong> </span>مشخصات، شرایط و حد و حدود این<span style="mso-spacerun:yes">&nbsp; </span>داستان<span style="mso-spacerun:yes">&nbsp; </span>&laquo;مقدسات&raquo; رو کی تایین می&zwnj;کنه؟</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span style="mso-bidi-language:FA"><strong>سوال دوم: </strong>به تایید دوست و دشمن، علی ابن ابی طالب انسان کوتاه قد بوده (حضرتشان بین&nbsp; <span style="mso-spacerun:yes">۱۴۰</span> تا&nbsp; <span style="mso-spacerun:yes">۱۶۰</span> سانت قد داشتند)، حالا <span style="mso-spacerun:yes">&nbsp;</span>اگه مثلا یک عده در موزه ای در ترکیه (مثلا موزه توپکاپی در استانبول)، ادعا کنند که یک آلتی، مثلا یک شمشیر ۵ متری، متعلق به علی ابن ابی طالبه، دیگران هم موظفند که این ادعا رو دربست قبول کنند و در ضمن گارانتی و تضمین هم بدند که هرگزهم <span style="mso-spacerun:yes">&nbsp;</span>از تجسم صحنه یک انسان ۱۵۰ سانتی با یک شمشیر ۵ متری، اونهم وسط صحرای عربستان، <span style="mso-spacerun:yes"></span>در حال دویدن بدنبال یکسری پابرهنه بدبخت <span style="mso-spacerun:yes">&nbsp;</span>تو بیابون نخود خنده نکنند؟</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span style="mso-bidi-language:FA"><strong>سوال سول:</strong> <span style="mso-spacerun:yes"></span>آیا اگر همون عده تو همون موزه، یک دندان ۷ سانتیمتری رو متعلق به بنیانگذار دین اسلام معرفی کنند، اون دندان مقدس می&zwnj;شه؟ <span style="mso-spacerun:yes">&nbsp;</span>آیا اصولا طرح این مسئله که دندان ۷ سانتی نمیشه که مال آدم باشه، توهین به مقدسات محسوب می&zwnj;شه؟ اگر یک جانور شناسی، لنگه اون دندون رو آورد و اسم موجودی که صاحب اون دندون بوده رو هم معرفی کرد، جرمش از کوه پرت شدنه، <span style="mso-spacerun:yes">&nbsp;</span>یا قطع دست و پا بصورت اوریب و ضربدری؟</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span style="mso-bidi-language:FA"><strong>سوال چهارم:</strong> اگر اعتقاد جمعیتی (حالا شما بگیرید صد میلیون) <span style="mso-spacerun:yes">&nbsp;</span>به چیزی و یا موجودی، دلیل بر تقدس اون چیز و یا موجوده، آیا مثلا بت پرست&zwnj;های آفریقا هم حق فرمان ارتداد ملایی که به بت های اونها توهین میکنه رو پیدا می&zwnj;کنند؟</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span style="mso-bidi-language:FA"><strong>سوال پنجم</strong><span style="mso-spacerun:yes">: </span>آیا انسان&zwnj;هایی که گاو رو مقدس میدونند و تعدادشون هم شاید بیش از یک میلیارد باشه، حق دارند که برای هر کسی که مثلا خدای نکرده به آخوندی که فرمان ارتداد صادر میکنه بگه &laquo; مرتیکه گاو&raquo;، <span style="mso-spacerun:yes">&nbsp;</span>فرمان قتل صادر کنند و بگند که این شخص، با گاو خواندن این ملا، به مقدسات یک میلیارد انسان توهین کرده؟<br /></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span style="mso-bidi-language:FA"><strong>سوال ششم: </strong>آیا قسم خوردن به ویاگرا که خودش یک دارویی هست و یا قسم به بکارت جرمه؟<span style="mso-spacerun:yes">&nbsp; </span>اگر این توهین به مقدسات محسوب می&zwnj;شه پس تکلیف آیاتی که به زیتون و جرقه سم اسب و یا قاطر و کوه و تپه و انجیر و...قسم میخوره چی می&zwnj;شه؟ من در اینجا یک لیست از مواردی که در قرآن به اشیاء وموجودات واقعی و یا فرشته گان و از این قبیل قسم خورده میشه میارم که ببینیم اینها هم شامل توهین به مقدسات می&zwnj;شند یا نه.</span></p>
<p class="MsoNormal"><span style="mso-bidi-language:FA">&nbsp;</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span style="mso-bidi-language:FA">اینهم لیستش</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span style="mso-bidi-language:FA">قسم خوردن به فرشتگان</span><span style="mso-bidi-language:FA"></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span style="mso-bidi-language:FA">"<span>والنازعات غرقا والنا شطاط نشطا... فالمدبراب امرا"سوره نازعات آیات۱-۵</span></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span style="mso-bidi-language:FA">قسم خوردن به جان پیامبر</span><span style="mso-bidi-language:FA"></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span style="mso-bidi-language:FA">" <span>لعمرک انهم لفی سکرتهم یعمهون" سوره حجر آیه ۷۲</span></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span style="mso-bidi-language:FA">قسم خوردن به قرآن مجید</span><span style="mso-bidi-language:FA"></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span style="mso-bidi-language:FA">"<span></span><span></span><span><span></span><span></span>یس و القرآن الحکیم". سوره یس ۱ و ۲</span></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span style="mso-bidi-language:FA">قسم خوردن به قیامت</span><span style="mso-bidi-language:FA"></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span style="mso-bidi-language:FA">" <span>و الیوم الموعود" سوره بروج آیه ۲</span></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span style="mso-bidi-language:FA">قسم خوردن به پدیده&zwnj;های آفرینش</span><span style="mso-bidi-language:FA"></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span style="mso-bidi-language:FA">مانند ایمان، خورشید، ستارگان، زمین، ماه، باد، ابر، دریا،کشتی،انجیر و زیتون. مراجعه شود به</span><span></span><span></span><span style="mso-bidi-language: FA"><span></span><span></span>:</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span style="mso-bidi-language:FA">سوره طارق آیه ۴، سوره شمس آیه ۱، سوره تکویر آیه ۱۵، سوره شمس آیه ۶، سوره انشقاق آیه ۱۸، سوره ذاریات آیه ۱ و ۲ ، سوره طور آیه ۶، سوره ذاریات آیه ۳، سوره تین آیه ۱</span><span style="mso-bidi-language:FA"></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span style="mso-bidi-language:FA">قسم خوردن به زمانهای مختلف</span><span style="mso-bidi-language:FA"></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span style="mso-bidi-language:FA">سپیده دم، چاشتگاه، عصر، غروب آفتاب، روز و شب مراجعه شود به: "سوره فجر آیه ۱، سوره شمس آیه ۱، سوره عصر آیه ۱، سوره انشقاق آیه ۱۷، سوره شمس آیه ۴، سوره تکویر آیه ۱۷</span><span></span><span></span><span style="mso-bidi-language:FA"><span></span><span></span>.</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span style="mso-bidi-language:FA">قسم خوردن به مکانهای مقدس</span><span style="mso-bidi-language:FA"></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><span style="mso-bidi-language:FA">مانند مکه، کوه طور، بیت المامور در سوره بلد آیه ۱، طور آیه ۱ و ۳</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal"><strong><span style="mso-bidi-language:FA">و اما سوال هفتم که از همه سوالات مقدس تره</span></strong></p>
<p class="MsoNormal"><span style="mso-bidi-language:FA">اکثر ایرانی&zwnj;هایی که به اینترنت دسترسی دارند، فیلم&zwnj;های یک آخوند مریض و نادانی رو بنام &laquo;دانشمند&raquo; دیدند که این آقا رسما <span style="mso-spacerun:yes">&nbsp;</span>پدر زن <span style="mso-spacerun:yes">&nbsp;</span>بنیان&zwnj;گذار اسلام عمر رو ... زاده خطاب میکنه و بد&zwnj;ترین توهین&zwnj;ها رو هم به هموطنان سنی ما می&zwnj;کنه، آیا این داستان هم جزو توهین به مقدسات محسوب می&zwnj;شه؟ اگر نمی&zwnj;شه، چطور می&zwnj;شه تصور کرد که پیغمبر اسلام که همه چیز رو میدونسته دختر چنین مردی رو به همسری انتخاب کرده؟ و اگه این اراجیف این آخوند مریض توهین به مقدسات اکثریت مسلمین جهان محسوب می&zwnj;شه، قیمتی که برای کشتن این آخوند تایین شده چقدره و فرمان ارتدادش رو کی صادر کرده؟ </span></p>
<p class="MsoNormal"><span style="mso-bidi-language:FA">اگر توهینات این آخوند رو به عمر و همه هموطنان سنی ما ندیدید برید ببینید که این مدعیون تقدس و احترام به عقاید دیگران وقاحت رو تا کجا پیش می&zwnj;برند</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p class="MsoNormal">&nbsp;</p>
<p>
<object classid="clsid:d27cdb6e-ae6d-11cf-96b8-444553540000" width="420" height="315" codebase="http://download.macromedia.com/pub/shockwave/cabs/flash/swflash.cab#version=6,0,40,0">
<param name="allowFullScreen" value="true" />
<param name="allowscriptaccess" value="always" />
<param name="src" value="http://www.youtube.com/v/5koy64MNF6c?version=3&amp;hl=en_US" /><embed type="application/x-shockwave-flash" width="420" height="315" src="http://www.youtube.com/v/5koy64MNF6c?version=3&amp;hl=en_US" allowscriptaccess="always" allowfullscreen="true"></embed>
</object>
</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>-----<br />مطالب بلاگستان و کلیه مطالب رسیده از اعضا، معرف دیدگاه شخصی نویسندگان است نه سایت خودنویس.</p>
                                ]]>
                            </description>
							
						
					</item>
				
					<item>
						
							<title>حاکميت ملت و معمای نوع حکومت</title>
							<link>http://www.khodnevis.org/permalink/17902.html</link>
							
									
								
							<category>بلاگستان</category>
							<pubDate>Fri, 11 May 2012 03:10:00 +0000</pubDate>
                            
                            <dc:creator>اسماعيل نوری علا</dc:creator>
                            
							<description>
                                <![CDATA[
                                	<a href="http://www.khodnevis.org/permalink/17902.html"><img src="http://www.khodnevis.org/thumbnail.php?file=&amp;size=summary_medium" alt="حاکميت ملت و معمای نوع حکومت" /></a>
                                    <p>شايد لازم باشد که در همين آغاز توضيح دهم که من مطلب اين هفته را بعنوان يک جمهوريخواه می&zwnj;نويسم و اميدم آن است که پس از فروپاشی رژيم اسلامی جمهوريخواهان بتوانند در يک فضای باز و آزاد، و با استفاده از استدلال هائی قابل اتکاء (که واقعاً وجود دارند)، رای مردم را برای رژیمی که به آن اعتقاد دارند به دست آورند. اما اعتقاد من به جمهوری خواهی نمی&zwnj;تواند مانع از آن شود که حق دیگران را برای خواستاری انواع دیگر حکومت ندیده بگیرم و یا چشم بر واقعيت های جاری در سپهر سياسی اپوزيسيون ببندم؛ چرا که چشم برگرفتن از يک پدیدهء قابل دید و لمس آن را از بین نمی&zwnj;و تنها ما را از روبرو شدن درست و منطقی با آن محروم می&zwnj;سازد. <br /><br /><br />باری، از نظر من، واقعيت کنونی آن است که با برخاستن ندای آلترناتيو سازی در دو سه سالهء اخير و پیوستن اخير شاهزاده رضا پهلوی به اين جریان، شرکت فعال او برای ايجاد وفاق و ائتلاف در بين اپوزیسیون سکولار ـ دموکرات و انحلال طلب حکومت اسلامی، و استقبال بسياری از جوانان ايران از اين پیوستن از يکسو، و گسترش بی عملی و دست روی دست گذاشتن و نق زدن و کارشکنی در ميان نيروهائی که جز خود هیچ فرد یا گروهی را نه تنها صاحب حق برای شرکت در ساختن ایران فردا نمی&zwnj;بینند بلکه حتی حاضر نیستند که مخالف عقیدهء خود را بميان اپوزیسیون حکومت اسلامی راه دهند، از سوی ديگر، اکنون دره ای بزرگ بين سياستورزان خارج کشور بوجود آمده است که در بستر آن جز نهال تفرقه و نوميدی چيزی رشد نمی&zwnj;کند. <br /><br /><br />بر اين اساس، بر هر کس که نگران آيندهء ايران است و چاره را در ايجاد يک آلترناتيو سکولار دموکرات در خارج کشور می&zwnj;داند، واجب می&zwnj;شود که راه حلی برای اين شکاف دلشکن پيدا کند. اين هفته، من نيز می&zwnj;خواهم، به سهم کوچک خويش، در اين جستجو شرکت کرده و عقايدم را در راستای رفع اختلاف و هموار کردن راه ائتلاف بيان کنم.<br />***<br />اما برای اين کار در نظر گرفتن چند واقعيت ضروری است:<br /><br />۱. صرفنظر از گروه های کمونيستی و چپ افراطی که جز به انقلاب و برقراری حکومت شورائی با شکل ديکتاتوری پرولتاريا نمی&zwnj;انديشند، در بين ديگر گروه های &laquo;غير پادشاهی خواه&raquo;، که همگی آرمان جمهوری خواهی را تعقيب می&zwnj;کنند، در برابر مسئلهء ائتلاف &laquo;همهء نيروهای انحلال طلب&raquo; نوعی انعطاف ناپذيری برقرار است. جمهوری خواهان گوناگون ما، که لااقل هم اکنون در پنج نهاد جمهوری خواهی (شاخه های چند گانهء جبههء ملی ايران، اتحاد جمهوری خواهان ايران، سازمان جمهوری خواهان ايران، جنبش جمهوری خواهان دموکرات و لائيک ايران، و همبستگی جمهوری خواهان ايران) متشکل هستند، در زمينهء ائتلاف با پادشاهی خواهان عليه حکومت اسلامی دارای انعطاف پذيری چندانی نيستند و همگی بر اين قول متفق اند که &laquo;اگر بخواهد ائتلافی عليه حکومت اسلامی شکل بگيرد اين ائتلاف بايد بين جمهوری خواهان و عليه پادشاهی خواهان باشد&raquo;. مثلاً، دوست ارجمند من، آقای دکتر فرهنگ قاسمی، با درآميختن آرمان پادشاهی خواهی و شخص آقای رضا پهلوی می&zwnj;نويسد: &laquo;اگر قرار باشد رژیم سلطنتی در ایران روی کار آید از آنجا&nbsp; که برای سلطنت رقابتی وجود ندارد، همواره این خطر وجود دارد که&nbsp; او [رضا پهلوی] بدون کوچک &zwnj;ترین رقابتی، شانس پادشاه شدن را خواهد داشته باشد. نباید فراموش کرد که در اثر روی کار آمدن رژیم پادشاهی یکی از ستون&zwnj;های حاکمیت ملت یعنی حق آزادی مردم در انتخاب رهبری از بین خواهد رفت&raquo; و &laquo; امروز ما در دوران تحول اجتماعی و فرهنگی سیاسی تازه ای یعنی در مرحله گذار از حاکمیت مذهب و دین به حاکمیت ملت هستیم تنها همراهی شفاف آقای رضا پهلوی با جمهوری&zwnj;خواهان و دفاع او از جمهوریت می&zwnj;تواند یکی از شکاف&zwnj;های موجود بین اپوزیسیون را از بین ببرد و به<a href="http://www.newsecularism.com/2012/05/02.Wednesday/050212.Farhang-Ghassemi-A-republican-independant-front.htm" title="http://www.newsecularism.com/2012/05/02.Wednesday/050212.Farhang-Ghassemi-A-republican-independant-front.htm"> پیروزی مردم ایران کمک کند</a>&raquo;۱). <br /><br /><br />۲. بدين سان، دليل اين انعطاف ناپذيری نيز کاملاً روشن است: جمهوری خواهان می&zwnj;پندارند که، از يکسو، بين سلطنت و پادشاهی تفاوتی نيست و، از سوی ديگر، هر مقام مادام العمری و توارثی می&zwnj;تواند کانونی برای توليد استبداد و سلب حق حاکميت از ملت باشد. آنها، در عين حال، معتقدند که انقلاب ۵۷ يک انقلاب ضد سلطنتی بوده و ملت ايران پروندهء چنان رژيمی را برای هميشه بسته است و حق نيست که ماشين براندازی حکومت اسلامی را تبديل به جاده صاف کن ِ بازگشت سلطنت کنيم.<br /><br />۳. توجه کنيم که اين موضع گيری به ناچار موجب می&zwnj;شود که جمهوری خواهان رنگارنگ ما، عليرغم اعلام وفاداری مؤکد به مفاد اعلاميهء جهانی حقوق بشر، خود دست به سلب حق ملت برای گزينش نوع حکومت آينده اش بزنند و از هم اکنون، با انکار آزادی مردم برای انتخاب نوع حکومت، نوعی ديکتاتور مآبی را نمايان سازند.<br /><br /><br />۴. چرا چنين است؟ براستی اگر جمهوری خواهان واقعاً پذيرفته باشند که ملت ايران تصميم خود را گرفته و طی يک انقلاب &laquo;شکوهمند&raquo; با سلطنت / پادشاهی خداحافظی کرده و رژيم جمهوری را بجان خريده است و از اين موضع عدول نخواهد کرد، چرا و چگونه است که با مطرح شدن &laquo;پادشاهی بعنوان يک گزينه&raquo; مخالفت کرده و با طرح آن در يک رفراندوم پس از انقراض حکومت اسلامی موافقتی ندارند؟ آيا اين موضع گيری خود از عدم اعتماد به نفس، و عدم يقين بر منطقی بودن استدلال خود، و بالاخره شک نسبت به شعور مردم در مورد برتری بلامنازع جمهوری بر پادشاهی نشان ندارد؟ آيا به همين دليل نيست که برخی از جمهوريخواهان حتی اين مخالفت را به حد اين تصميم هراسنده رسانده اند که برای جلوگيری از رأی احتمالی مردم به رژيم پادشاهی در دوران پس از فروپاشی حکومت اسلامی، صلاح در اين است که به همين &laquo;جمهوری ِ&raquo; اسلامی فعلی چسبيده و سعی کنيم آن را &laquo;اصلاح&raquo; کنيم؟<br /><br /><br />۵. اما در ديد و درک من، و پس از بازبينی های تجربه های چندین سال گذشته بوسيلهء همهء نيروها، جز در نزد قشر باريک &laquo;سلطنت&raquo; طلبان (که خواستار سلطهء سلطانی مقتدر و چکمه پوش و بزن بهادر بر کشور و ملت هستند)، ديگر در ميان گروه های مختلف &laquo;پادشاهی&raquo; خواه کمتر کسی را می&zwnj;توان يافت که برای ايران آينده خواستار به تخت نشستن پادشاهی مستبد و مقتدر باشد؛ پادشاهی که بتواند همهء نهادهای مدنی را تعطيل کرده و به سلطان تبديل شود. <br /><br />۶. بنظر من، آنچه در نزد اکثريت گروه های پادشاهی طلب (که از آن بعنوان پادشاهی مشروطه يا پارلمانی ياد می&zwnj;کنند) مورد توافق است به برقراری پادشاهی از نوع سوئد و هلند بر می&zwnj;گردد که در آن شاه (يا ملکه) صرفاً نماد وحدت ملی و وسيله ای برای عبور از بحران های روزمرهء سياسی محسوب می&zwnj;شود؛ نه &laquo;فرمانده کل قوای نظامی و انتظامی&raquo; است و نه بر فراز قوای سه گانه نشسته و کار آنها را کنترل می&zwnj;کند. <br /><br /><br />۷. در اين مورد نگاهی به اساسنامهء &laquo;حزب مشروطهء ايران&raquo;، بعنوان معتبر ترين تشکل پادشاهی خواه، و بخصوص مفاد چهار مادهء آن، برای شناخت اينگونه تفکر حائز اهميت است: &laquo;حاکميت مردم و حکومت قانون پايهء نظام سياسی ايران است. رأی آزادانهء مردم بايد سرنوشت کشور و نوع حکومت و سياست&zwnj;های آن را تعيين کند / ما پادشاهی مشروطه را بهترين و مناسب ترين رژيم و شکل حکومت برای ايران می&zwnj;دانيم و از هيچ گونه تلاش قانونی و دمکراتيک برای برقراری نظام پادشاهی مشروطه به پادشاهی رضاشاه دوم پهلوی فروگزار نخواهيم کرد. / هيچ قانون و اکثريتی نمی&zwnj;تواند حقوق طبيعی و جدا نشدنی افراد را از آنها بگيرد. اين حقوق که در اعلاميهء جهانی حقوق بشر و ميثاق های حقوق سياسی، مدنی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تعريف شده از جمله شامل مصون بودن جان و آزادی و مال مردم در پناه قانون و وظايف دولت در تأمين حداقل شرايط زندگی منطبق با شئون انسانی برای همهء مردم است. / همهء افراد در برابر قانون برابرند و هيچ امتياز قومی، دينی، جنسی يا طبقاتی به کسی داده نمی&zwnj;شود و هيچ کس حق ندارد به نمايندگی خدا يا به موهبت الهی سرنوشت مردم را در دست گيرد. دين و مذهب از حکومت جدا است. هيچ مقامی حق ندارد مذهب افراد را بپرسد. ما اقليتی جز در رای&zwnj;گيری&zwnj;ها، آن هم موقتاً، نمی&zwnj;شناسيم&raquo;.<br /><br /><br />۸. چنانکه مشاهده می&zwnj;شود، اين حزب &laquo;پادشاهی&raquo; را ـ آن هم بصورتی دموکراتيک و متکی بر ارادهء ملت، &laquo;بهترين و مناسب ترين رژيم و شکل حکومت برای ايران&raquo; می&zwnj;داند و در اين راستا آقای پهلوی را بعنوان &laquo;کانديدا&raquo;ی خود معرفی می&zwnj;کند و حق تعيين &laquo;سرنوشت کشور و نوع حکومت و سياست&zwnj;های آن&raquo; را به مردم وا می&zwnj;گذارد. <br /><br /><br />۹. در عين حال، پادشاهی خواهان، و شخص رضا پهلوی، تا آنجا پيش رفته اند که اعلام می&zwnj;کنند که چون تصميم گيرندهء نهائی ملت ايران است که پس از فروپاشی حکومت اسلامی در انتخاباتی آزاد تصميم می&zwnj;گيرد و اعلام می&zwnj;دارد که جمهوری می&zwnj;خواهد يا پادشاهی، آنها آماده اند تا در فردای ايران انتخاب محتمل جمهوری را بپذيرند چرا که &laquo;حتی در يک جمهوری سکولار ـ دموکرات نود در صد از آرزوهای سياسی خود را متحقق خواهند ديد&raquo;.<br /><br /><br />۱۰. اين موضع گيری ها توان انعطاف پذيری اين حزب را، هم در امروز و هم در فردائی که به احتمال قوی رژيم جمهوری در ايران برقرار می&zwnj;شود، سخت بالا می&zwnj;برد. و اينگونه است که موضع گيری های فوق به پادشاهی خواهان در شرايط کنونی اين توانائی را داده است که حاضر باشند با هرکس که انحلال حکومت اسلامی و برقراری حکومتی سکولار دموکرات را عليه حکومت اسلامی بخواهد ائتلاف کنند.<br />***<br /><br />اين نکات که گفتم فقط بخشی از ملاحظات مربوط به مشکل کنونی ما در راه ائتلاف عليه حکومت اسلامی است. حال، بی آنکه بخواهم به تفصيل بيشتری بپردازم، قصد دارم، همچون يک پيشنهاد، نشان دهم که در اين ميانه چه درس هائی برای حل مسئله می&zwnj;توان استخراج کرد:<br />در نخستين قدم، اندکی دقت در تجربه های معاصر نشان مان می&zwnj;دهد که، از نظر &laquo;استبدادی يا تشريفاتی بودن&raquo;، رژيم های جمهوری و پادشاهی با هم فرقی ندارند. مثلاً، پادشاهی سوئد تشريفاتی است و پادشاهی پهلوی ها به استبداد کشيده است. رياست جمهوری هند نيز مقامی تشريفاتی است اما رياست جمهوری در عراق و مصر و لييبی (الحماهيريه!) ـ قبل از &laquo;بهار عربی!&raquo; ـ کلاً استبدادی بوده است. <br /><br /><br />نتيجه ای که می&zwnj;خواهم بگيريم آن است که راه مبارزه با بازتوليد استبداد تنها به مبارزه با پادشاهی و تأکيد بر جمهوری نمی&zwnj;گذرد و، در واقع، لازمهء کار آن است که ساختار حکومت و دولت و مديريت کشور چنان تنظيم شود که نه جمهوريت و نه پادشاهی، هيچ کدام، به بازتوليد استبداد نينجامند. بعبارت ديگر، تأکيد را بايد بر ساز و کارهای يک قانون اساسی سکولار ـ دموکرات گذاشت که بر بنياد جلوگيری از بازتوليد استبداد، بهر شکل آن، نوشته شده باشد.<br /><br /><br />در اين زمينه، از نظر من، ما بايد مشکل اصلی خود را در ذهنيت مان جستجو کنيم؛ ذهنيتی که تعيين نوع حکومت را بر نوشتن قانون اساسی و طرح ريزی ساختار حکومت آيندهء کشور اولويت می&zwnj;دهد. به کلامی ديگر، ما می&zwnj;انديشيم که اول بايد نوع حکومت روشن و مسجل شده باشد تا بتوانيم در مادهء اول قانون اساسی جديد بنويسيم که &laquo;حکومت ايران رژيم پادشاهی يا جمهوری است&raquo; و سپس به بقيهء قضايا بپردازيم. <br /><br /><br />بنظر من، اين تصور بايد معکوس شود. ما بايد بحث نوع حکومت را از دستور کار خارج ساخته و کلاً به نحوهء تشکل حاکميت و دولت و دستگاه مديريت جديد کشور، که بر شالودهء تفکيک قوای سه گانه و انتخابی بودن صاحب منصبان و نامتمرکز کردن قدرت استوار است، بپردازيم. در اين صورت می&zwnj;توان قانون اساسی جديدی داشت که بر رأس دستگاه حاکمهء آن &laquo;نخست وزير&raquo; يا &laquo;صدراعظم&raquo; نشسته باشد و او، که دارای سمتی انتخابی و ادواری است، کل قوای نظامی و انتظامی را در اختيار خود داشته و بر دولت و کابينه رياست کند. آنگاه اين قانون اساسی می&zwnj;تواند، تنها در يک بند، به اين نکته اشاره کند که &laquo;نوع حکومت کشور، و منصب رياست نمادين و بی مسئوليت و بی دخالت بر کشور، بوسيلهء آئين نامه ای که از جانب مجلس شورای ملی تهيه می&zwnj;گردد معين شده و در يک همه پرسی به تصويب می&zwnj;رسد و مجلس همواره می&zwnj;تواند در اين آئين نامه تجديد نظر کرده و نوع حکومت جديدی را به همه پرسی بگذارد&raquo;(۱). <br /><br /><br />اين امر موجب می&zwnj;شود که کل بحث &laquo;پادشاهی يا جمهوری&raquo; تبديل به بحثی فرعی در مورد ايجاد منصبی تشريفاتی و نمادين شود؛ منصبی که ـ چه انتخابی و چه توارثی باشد ـ منبعث از قانون اساسی نيست و، در نتيجه، همواره می&zwnj;توان، به صلاح ملک و ملت، در آن تجديد نظر کرد.<br />باری، بنطر من، در موقعيت کنونی صلاح کشور ما بطور کلی، و اپوزيسيون حکومت اسلامی بطور اخص، در آن است که بپذيرد در آيندهء ايران هر که در &laquo;رأس&raquo; می&zwnj;نشيند ـ چه شاه باشد و چه رئيس جمهور ـ صرفاً جنبه ای نمادين داشته و اين دو نوع حکومت قابل جابجائی هستند. چرا که اگر پادشاهی خواهان و جمهوری طلبان بر اين اصل توافق کنند که &laquo;در حکومت آيندهء ايران، چه جمهوری باشد و چه پادشاهی، رياست کشور منصبی تشريفاتی و فاقد مسئوليت خواهد بود و قدرت واقعی در دست نمايندگان مردم و مسئولان قوای سه گانه قرار خواهد داشت&raquo; آنگاه راه برای ايجاد ائتلاف وسيعی از مخالفان انحلال طلب حکومت اسلامی باز می&zwnj;شود، اميد رسيدن به روزگاری بهتر در سايهء يک حکومت سکولار ـ دموکرات در مردم ستمديده و نگران ما بالا می&zwnj;رود، و مخالفان حکومت اسلامی هم موفق خواهند شد تا آلترناتيو سکولار ـ دموکراتی را بوجود آورند که ما را در مسير رسيدن به آزادی، استقرار حاکميت ملت، و انجام انتخابات آزاد و منصفانهء راستين مدد کند.<br /><br /><br />برای من چنين چشم اندازی چندان دور نيست؛ البته اگر منطقی باشيم و ايران و ايرانی را بيشتر از خود و منافع گروهی خويش دوست بداريم. من هميشه به اين شعار ايمان داشته ام که &laquo;ايران از همهء ما مهمتر است&raquo;.<br /><br /><br />۱. من، در پی گفتگوهای اخيرم با آقای دکتر اميرعلی فصيحی، مدير بنياد نوروز در لوس آنجلس، در مورد قانون اساسی جدید به نتایج روشن تری رسیده ام و بابت پیشنهاد جالب و دقیق ایشان، در مورد خارج کردن مبحث نوع حکومت از قانون اساسی، از ایشان سپاسگزارم.</p>
<p>&nbsp;</p>
<div style="-moz-border-top-colors: none; -moz-border-right-colors: none; -moz-border-bottom-colors: none; -moz-border-left-colors: none; -moz-border-image: none; padding: 0in 0in 1pt;"><br /></div>
<div style="-moz-border-top-colors: none; -moz-border-right-colors: none; -moz-border-bottom-colors: none; -moz-border-left-colors: none; -moz-border-image: none; padding: 0in 0in 1pt;">-----<br />مطالب بلاگستان و کلیه مطالب رسیده از اعضا، معرف دیدگاه شخصی نویسندگان است نه سایت خودنویس.</div>
                                ]]>
                            </description>
							
						
					</item>
				
					<item>
						
							<title>بخشیدن مملکت به خسروان، فراری از مسؤولیت</title>
							<link>http://www.khodnevis.org/permalink/17887.html</link>
							
									
								
							<category>بلاگستان</category>
							<pubDate>Thu, 10 May 2012 06:55:00 +0000</pubDate>
                            
                            <dc:creator>البرز کاشانی</dc:creator>
                            
							<description>
                                <![CDATA[
                                	<a href="http://www.khodnevis.org/permalink/17887.html"><img src="http://www.khodnevis.org/thumbnail.php?file=&amp;size=summary_medium" alt="بخشیدن مملکت به خسروان، فراری از مسؤولیت" /></a>
                                    <p>
<p style="text-align: right;"><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">ضرب&zwnj;المثل&zwnj;های هر ملتی ریشه در تفکرات و باورهای فرهنگی آن ملت دارد. به بیانی دیگر در ضرب&zwnj;المثل&zwnj;ها و امثال هر قومی می&zwnj;توان چکیده&zwnj;ای از آن چه یک ملت به آن اعتقاد دارد را مشاهده کرد.</span></p>
<p style="text-align: right;"><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">&laquo;صلاح مملکت خویش خسروان دانند&raquo; این ضرب&zwnj;المثل مصرعی سروده شده توسط حافظ است که در طول زمان به صورت ضرب&zwnj;المثلی در میان مردم جا افتاده است و در مواردی مشخص به کار برده می&zwnj;شود.</span></p>
<p style="text-align: right;"><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">چرایی سروده شدن آن هدف این بحث نیست و تاکید این متن تنها به دلیل رواج این مثل و آثار فرهنگی آن است. در کنار موارد خرد کاربرد این مثل که برای موارد شخصی، میتوان استفاده آن را در سطح کلان مانند اداره یک مجموعه کوچک و حتا در سطح ملی و حکومتی نیز دید.</span></p>
<p style="text-align: right;"><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">بی&zwnj;گمان شاهد بوده&zwnj;ایم که وقتی از کارمندی که انتقادی و یا پیشنهادی در محیط کار دارد خواسته می&zwnj;شود که پیشنهاد خود را به مسؤولان انتقال دهد، شانه&zwnj;ها را بالا انداخته و می&zwnj;گوید: ای آقا به ما چه! صلاح مملکت خویش خسروان دانند. و یا دیده&zwnj;ایم که در بحث&zwnj;های سیاسی و کلان&zwnj;تر وقتی به بحث مشارکت ملی می&zwnj;رسیم مخاطب تمامی دلزده&zwnj;گی و نومیدی تأثیر مشارکت&zwnj;اش را با استفاده از همین مطلب بیان می&zwnj;دارد که: کی به حرف من و تو گوش می&zwnj;کنه! لابد خودشون می&zwnj;دونند دارند چکار می&zwnj;کنند. از قدیم گفته&zwnj;اند، &laquo;صلاح مملکت خویش خسروان دانند.&raquo;</span></p>
<p style="text-align: right;"><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">گویی خسرو یا حکمران، یک کشور را خریده و یا ملکی به او به ارث رسیده و بعد عده&zwnj;ای را به عنوان مردم و اهالی آن کشور برای سکونت در آن دعوت کرده و یا آن مردم به عنوان مستأجر یا مهاجر در آنجا سکونت گزیده&zwnj;اند.</span></p>
<p style="text-align: right;"><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">به هر حال مهمان، مستاجر و یا مهاجر اگر مشکلی در اداره&zwnj;ی آن کشور دید و اگر خواهان انعکاس آن بود اینکار را می&zwnj;بایست با محافظه&zwnj;کاری و تردید انجام دهد و در آخرِ سخنِ خود، این حق را بدهد که تصمیم نهایی را &nbsp;تنها صاحب خانه باید بگیرد، و گرنه ممکن است با دلخوری و یا عصبانیت او مواجه شده و عواقب بدی داشته باشد.</span></p>
<p style="text-align: right;"><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">این فرهنگ ما ایرانیان است!</span></p>
<p style="text-align: right;"><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">ما داشته&zwnj;های خود، که همان حق تعیین سرنوشت و اداره&zwnj;ی کشوراست را بی&zwnj;کم و کاست و تمام و کمال در اختیار سردم&zwnj;داران حکومت می&zwnj;گذاریم (فارغ از شکل آن حکومت و عنوان آن حاکم) &nbsp;و از او بتی توانمند می&zwnj;سازیم و سپس برای به دست آوردن همان حقوق اولیه و محدود کردن اختیارات همان بت خود ساخته &nbsp;مجبور می&zwnj;شویم سال&zwnj;ها رنج، فلاکت، زندان و شکنجه را تحمل کنیم.</span></p>
<p style="text-align: right;"><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">از قدیم گفته&zwnj;اند: عنان مركب خویش به دست غیر مسپار، كه باز ستاندنش كمتر از گدایی نیست. &nbsp;</span></p>
<p style="text-align: right;"><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">این مملکت متعلق به هیچ خسرو، شاه، ولی، و حزب و دسته&zwnj;ای نیست حتا متعلق به نسل فعلی هم نیست بل&zwnj;که به همه ایرانیان از گذشته تا حال و نسل&zwnj;های آینده تعلق دارد و ما -به عنوان یک بخش کوچک از این مجموعه بزرگ- حق نداریم سرنوشت آن را به کسی واگذار کنیم.</span></p>
<p style="text-align: right;"><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">از طرف دیگر انتقالِ حق تصمیم&zwnj;گیری و تعیین سرنوشت به حاکمان و دولت مردان، به هیچ&zwnj;وجه مسوولیت ما را در قبال آن سلب نخواهد کرد. تک تک ما مسوول بد و خوب حوادثی هستیم که به سر این مرز و بوم خواهد آمد.</span></p>
<p style="text-align: right;"><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">بر ماست که پرسشگر باشیم و مانند صاحب و مالک اصلی خاک از مستاجران خود که برای اداره کشور برگزینم حساب خواهی کنیم. باید این انقلاب فرهنگی را از خود آغاز کنیم. باید ضرب&zwnj;المثل&zwnj;های مان را به نحوی دگرگون سازیم که باعث رشد فرهنگ استبدادی و اضمحلال ارزشهای انسانی مانند آزاده خواهی نگردند.</span></p>
<p style="text-align: right;"><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">باید بگوییم که: &laquo;صلاح مملکت خویش مردمان دانند&raquo;.</span></p>
<p style="text-align: right;"><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">-------------</span></p>
<p style="text-align: right;"><span style="font-family: arial, helvetica, sans-serif; font-size: medium;">مطالب بلاگستان و کلیه مطالب رسیده از اعضا، معرف دیدگاه شخصی نویسندگان است نه سایت خودنویس.</span></p>
</p>
<p>&nbsp;</p>
                                ]]>
                            </description>
							
						
					</item>
				
			
		
<description>Khodnevis</description>
</channel>
</rss>
