<rss version="2.0" xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/">
<channel>
	<generator>Vivvo CMS 4.1</generator>
	<title>Khodnevis</title>
	<link>http://www.khodnevis.org/</link>
	<copyright>&amp;copy;2007 Spoonlabs d.o.o.</copyright>
	<image>
		<title>Khodnevis</title>
		<url>http://www.khodnevis.org/files.php?file=</url>
		<link>http://www.khodnevis.org/</link>
	</image>
	
			
				
					<item>
						
							<title>تعصب</title>
							<link>http://www.khodnevis.org/%D8%A8%D9%84%D8%A7%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86/4567-تعصب.html</link>
							<category>بلاگستان</category>
							<pubDate>Sat, 06 Feb 2010 15:01:00 +0000</pubDate>
							<description>یکی از موانع رشد اندیشه، تعصب است. تعصب به‌مانند ترمزی‌ست که جلوی گردش و نوزایی فکر را می‌گیرد و آن‌را وادار به ایستادن و درجا زدن می‌کند. تعصب در ظاهر ناشی از عشق و علاقه و دوستی‌ست ولی اگر نیک بنگریم حاصل آن تنها آسیب و خسارت و نابودی‌ست.

فرهنگ سخن در تعریف  کلمه‌ی تعصب می‌نویسد: &amp;quot;طرف‌داری یا دشمنیِ به دور از منطق و بیش از حد نسبت به شخص، گروه، یا امری&amp;quot;. و در تعریف تعصب داشتن می‌نویسد: &amp;quot;نسبت به شخصی یا چیزی حساسیت و علاقۀ بیش از حد داشتن و از او یا آن سخت طرفداری کردن&amp;quot;.

آن‌چه &amp;quot;سخن&amp;quot;، طرف‌داری و دشمنیِ به دور از منطق می‌نامد، دشمن شماره‌ی یکِ تفکرِ انسان است. آسیبی که تعصب به تفکر آزاد و ذهن آزاد می‌زند با هیچ آسیب دیگری قابل قیاس نیست. تعصب زنجیری‌ست به پای تفکر که او را از رفتن باز می‌دارد. اثر این زنجیر در کشورهای عقب‌مانده به خوبی مشهود است. میزان تعصب با درجه‌ی پیشرفت جوامع بشری نسبت عکس دارد.

تعصب، دشمنِ نویسنده‌ی منتقد است. هر گاه نویسنده‌ی منتقد، در دوستی و دشمنی راه افراط بپیماید و از حدِّ اعتدال خارج شود، ذهن‌اش به اسارتِ تعصب در می‌آید و قدرت حقیقت‌جویی‌اش را از دست می‌دهد.</description>
							
						
					</item>
					
							
								
									<item>
										<title>sabzali</title>
										
										<category>بلاگستان</category>
										<pubDate>Sun, 07 Feb 2010 01:47:20 +0000</pubDate>
										<description>آقای سخن قلم و اندیشه شما را دوست دارم و هر مطلبی که نام شما بر آن باشد را می خوانم، اما تاثیری که بر من دارد از بینش من میتراود&lt;br /&gt;
استاد عزیز اگر قرار بر شکافتن کلمه ای و اشاره به تاثیر آتی آن بر جامعه بود، آیا زیباتر نبود از شخصی نامی به میان نمی آمد؟ آیا شما پیام جنبش را با اندیشه ها و بینش های مختلف نشینیده اید؟ بنده و شما و جهانیان می دانند که این جنبش رهبر ندارد، آیا این خود نشان از عدم کیش شخصیت به بزرگانی (با اندیشه های مختلف )نیست که جان برکف گرفته اند و با پایمردی، چه در زندان یا که در حصر خانگی و یا فرار به غربت همراه مردمند؟ &lt;br /&gt;
&amp;quot;سخن&amp;quot; همشه عزیز آیا فضای روشنفکری کمی قبل از 57 را به خاطر دارید؟&lt;br /&gt;
یکی از روزهای بعد از انتخابات به خیابان رفتم با غروری سی ساله، به خانه که برگشتم بیسوادی بودم اما پر از تحسین به استادانی که سالها بیسواد می پنداشتم، و همان شب در صفحه ای پر خواننده اعتراف کردم.&lt;br /&gt;
سبز باشید</description>
									</item>
								
							
						
				
			
		




<description>Khodnevis</description>
</channel>
</rss>
