Khodnevis: برادرم عبدالرضا؛ این کارها فقط بخاطر قدرت نظام و ضعف ماست! برادرم عبدالرضا؛ این کارها فقط بخاطر قدرت نظام و ضعف ماست! ================================================================================ عليرضا رضائي ۰۲ مرداد ۱۳۸۹ عبدالرضا تاجیک در نامه‌ای بدلیل هتک حرمت در زندان خواستار ملاقات فوری با مسئولین قضائی شد. با خودم فکر کردم اگر همین فردا صادق تیوبلس با عبدالرضا ملاقات بکند از آنجا که هیچکدام از حرفهای عبدالرضا قطعاً مثل بقیه تحت هیچ فشاری گفته نمی‌شود و ادب مرد هم به ز هتک حرمت اوست به احتمال زیاد عبدالرضا اینجوری باید حرف بزند: بنده توسط مأمورین وزارت اطلاعات بازداشت و (...) شدم و بلافاصله به اوین منتقل و همانجا (...) گردیدم . مامورین وزارت اطلاعات خیلی با من مهربانی و (...) کردند و درحالیکه (...) دائم می‌گفتند یا زهرا یا هیچکی! من نمی‌دانم این زهرا کی است که اینها در حال مهربانی با (...) همه‌اش می‌گویند یا زهرا یا زهرا و هیچکس دیگر را هم قبول ندارند. به هرحال ما به انفرادی هدایت و همانجا چند دفعه ارشاد و (...) شدیم و همانطوریکه در نامه‌ام اشاره نمودم آنجا در حضور تمام مسئولین قضائی شلوار ما را جهت آشنائی بیشتر درآوردند و ما برای راحتی بیشتر توی انفرادی بجای بیژامه با شورت می‌گشتیم که راحتتر باشیم و (...) هم بهتر بود. بنده سردرنمی‌آورم (...) چه کاری است که شما یاد گرفته‌اید از یکسال پیش با آدمهای سیاسی (...) و (...) را در (...) آدم میکنید . بنده گیرم که تمام قوانین (...) الهی شما را گذاشته‌ام زمین جفت پا پریده‌ام روش آیا واقعاً حفظ نظام فقط اینجوری ممکن می‌شود که شما هم (...) بردارید (...) برود توش؟ یعنی واقعاً اگر قرار به اجرای قانون باشد حتماً باید شلوار ما دربیاید و (...) بسختی انجام بشود؟ جداً فکر میکنی اینطوری ما بیرون که آمدیم بجای نویسندگی می‌رویم تعویض روغنی می‌زنیم ؟ نکند حتماً باید غیر از کهریزک صد نفر دیگر هم در اوین (...) و شهید بشوند تا بعد که گندش درآمد آقا آدم بفرستد در (...)گاه زندان بعد بگویند ۲۰۹ و ۲۴۰ و ۳۵۰ اوین هم استاندارد نبود ببین آقا چقدر به (...) و مسائل (...) اهمیت می‌دهد دستور داد شلوارمان را بکشیم بالا و (...) را تعطیل کنیم ؟ خ.ره! با تمام این کارها صدایم را وقتی از توی زندان هم که باشم به بیرون می‌رسانم بالاخره که یکروز کلاً بیرون می‌آیم، بترس از آنروز که صدایم را همه بشنوند و روز حساب تو بشود و در دادگاهت شهادت بدهم و شلوارت را دربیاورند بکشند سرت و (...) و (...) و (...) بشوی بدبخت !