Khodnevis: اتفاقاً اگر مجوز می‌دادید نمی‌اومدیم راهپیمائی ! اتفاقاً اگر مجوز می‌دادید نمی‌اومدیم راهپیمائی ! ================================================================================ عليرضا رضائي ۲۱ خرداد ۱۳۸۹ در راستای اینکه علی الحساب بالاترین چیز شده و دنباله هم چیز شده و چون فردا ۲۲ خرداد است و ما دلمان می‌خواهد همه چیز به هم ربط داشته باشد لذا از طرف خودمان احتمال می‌دهیم عنقریب خودنویس و فیس بوک و روزآنلاین و شب آفلاین و غیره هم جیز بشوند و بلکه یهو دیدی تا پس فردا همچی کانکت که بشوی زرتی صفحه اول کیهان عین بختک باز بشود و نیز در راستای اینکه در همین راستاهای بالا خصوصاً ربط دادن همه چیز بهم دلمان نمیخواهد ولی خوش داریم که تمام سایت‌های وابسته به موسوی و کروبی هم دیروز تا حالا چیز و جیز با هم شده باشند و این بیانیه‌ها تمامش چیزی بوده باشد و ..... (اصلاً چی می‌خواستم بگم اینجوری شد ؟ بخدا یادم رفت !) ..... در هر صورت در راستای اینکه ما یک چیزی می‌خواستیم بگوئیم که یادمان رفت فعلاً تا دوباره یادمان نرفته یک چیز دیگر می‌گوئیم: سین: آیا فردا باید به راهپیمائی رفت؟ جیم : آخه اینهم سوال بود که پرسیدی؟ لابد بعدش هم می‌خواهی بپرسی آخه موسوی و کروبی گفته‌اند راهپیمائی فینیش پس چه جوری می‌شود؟ هیچی پدرجان، هیچ جوری نمی‌شود. همانجوری می‌شود که این یک سال گذشته شده. اینهمه تدارکات و بگیر و ببند؛ ما می‌رویم آنها هم اگر دوست داشتند و در محاصره‌ی اقتصادی اجتماعی سیاسی قضائی فضائی نبودند می‌آیند. پارسال تا حالا هر دفعه ما قرار راهپیمائی گذاشته‌ایم اینها بیانیه داده‌اند کنسل کرده‌اند. خودشان می‌گویند اصلاً رهبر جنبش سبز نیستندها! فقط دنباله رو هستند ولی نمی‌دانم چرا برای لغو راهپیمائی از طرف ما اطلاعیه می‌دهند! سین: پس باید رفت راهپیمائی؟ جیم: مگه زده به سرت؟! اینها اینقدری که برای مردم لشکرکشی کرده‌اند زمان جنگ برای عراق نکرده بودند. جام زهرمار هم خیالت راحت، آن یکی باز بعضی وقتها یک ته مایه‌های آدم‌واری از خودش در می‌کرد که سر کشید این یکی که فقط چائی نبات سر میکشه اونم پشت جییییییییـزززززّ! شما مرحمت بفرما فردا فقط خونه نشین، شده بری تا سر کوچه پوشک مای بیبی بخری برو. حالا لابد میگپی من بچه ندارم چیکار کنم ؟ پدرجان! من که زن هم ندارم! پارسال فکر می‌کنی چطوری می‌رفتم وسط بزن و بکش عکس و خبر میگرفتم می‌فرستادم برای اجنبی مزدور وطن‌فروش بیگانه؟ دوتا بسته پوشک می‌گرفتم دستم می‌رفتم وسط شیکم دشمن ! اونام لابد فکر میکردن این بدبخت هرکی هست فعلاً اوضاع بچه‌اش اورژانسه تند تند راه باز میکردن که کون بچه معطل نمونه منم میگفتم ممنون برادر! بعد که کارم تموم میشد می‌رفتم یه کمی جلوتر فحش میدادم در می‌رفتم ! ی ی ی ی ی ! سین: پس فردا چیکار کنیم ؟ جیم: میگیرم میزنمتا!