Khodnevis: آقای کیهان! اتفاقاً با همین وبلاگ فکسنی چشم تو را درآوردم ! آقای کیهان! اتفاقاً با همین وبلاگ فکسنی چشم تو را درآوردم ! ================================================================================ عليرضا رضائي ۱۷ خرداد ۱۳۸۹ نظر به آنجا که کیهان طی یک اقدام محیر العقول توانست از ترکیب دوتا از مطالب صفحه خودم و یکی از نوشته‌هایم در همین خودنویس و سه تا از کامنت‌های بالاترین و هفت تا کامنت صفحه خودم و دوتا کامنت فیس‌بوکم و چندتا کامنت بازم همین خودنویس در مجموع یک مطلب تولید بکند و ببندد به خیک ما بعنوان نویسنده‌ی همان مطلب در اینجا ضمن تبریک سازنده به حسین شوش چندتا سوال برایمان پیش آمد که اگر ایشان و هیئت همراه به یکیش هم جواب بدهد کلاهمان را می‌اندازیم تا بیخ روی سر کچلش! ۱. داداش جنابعالی جسارتاً فیلترشکن از کجا میگیری؟ این خودنویس و بالاترین و فیس‌بوک و صفحه خودمان و بقیه‌ی جاها مجموعاً فیلتر است تو چطوری تمام اینها را باز می‌کنی مطالب را می‌خوانی بما جواب سازنده می‌دهی؟ اولترا سورف داری یا از این وی.پی.ان ثابت‌ها اجاره می‌کنی؟ احیاناً ارور نمی‌دهد؟ ۲. شماره‌ی چشم جنابعالی احیاناً چند است؟ تصدقت ما جمعاً یکبار مطلب خودمان و نیم بار دوتا از کامنت‌های فقط یکجا را که می‌خوانیم چشممان می‌خواهد از حدقه بزند بیرون، تو که میخ نشسته‌ای تمام اینها را وجب به وجب می‌خوانی که از تویش یک فحش دربیاوری ببندی به خیک ما الآن کلاً چشمت اصلاً جائی را می‌بیند؟ نکنه می‌ترسی شماره چشمت را بدهی ما هی تلفن مزاحمی بزنیم بهش؟ ۳. حضرتعالی با این مرحوم ذبیح الله منصوری احیاناً نسبتی چیزی نداری؟ آن خدا بیامرز هم عین خودت دو خط نوشته که می‌دادی دستش یک رمان هشت جلدی از همان دو خط درمی‌آورد برمی‌گرداند به خودت. البته چون عین تو معتاد نبود اخلاق ورزشکاری داشت پائینش می‌نوشت که من هیچ نقشی در تألیف این رمان ندارم فقط مترجمش هستم! ۴. کچل! چرا حق تحریر ما رو نمی‌دی؟ هر روز نوشته‌های ما را برمی‌داری باهاش ده تا صفحه‌ی کیهان می‌بندی حتماً باید بریم ازت شکایت کنیم؟ که تو هم در دفاع از خودت توی دادگاه هشتاد و سه مورد دیگر به اتهامات ما اضافه کنی؟ این خودنویس که بما پول و پله‌ نمی‌دهد، تو بده، ما هم که مزدوریم فرقی برایمان نمی‌کند، هرکی پول بده محض خاطر او می‌نویسیم. ۵. چیز مشنگ! نوشته‌ای "خودت در رفتی، به بقیه میگی شعار بدن ؟" ؟ پس چیکار کنم؟ در رفتم که بتونم مثل وقتی که بودم همینارو بگم دیگه. خودمم همین‌جائی که هستم شعار میدم. اصلاً حالا که اینطوری شد: کچل کچل کلاچه، حسین و کله پاچه ! (روغن می‌بـُـرّه نوشتم حسین !)