Khodnevis: اشکال از ما است یا از هالیوود؟ اشکال از ما است یا از هالیوود؟ ================================================================================ دارا ایرانی ۰۶ شهریور ۱۳۸۹ فیلم‌های امروز هالیوودی را که نگاه می‌کنی تفاوت فاحش آنها با فیلم‌های قدیمی‌تر را احساس می‌کنی. بر خلاف فیلم‌های دهه ۱۹۷۰ یا حتی دهه‌های بعداز آن با وجود پیشرفت‌های تکنولوژیک فراوان در ساخت و عرضه فیلم‌ها ولی فیلم به دل آدم نمی‌نشیند. همین فیلم جدید سیلوستر استالونه یا فیلم «سالت» آنجلینا جولی از این دسته هستند. تبلیغات فراوانی در مورد این فیلم‌ها می‌شود تا بیشتر بفروشند. از ابتدا هم هالیوود سینمایی بود که باید بفروشد تا موفق باشد. این مشکلی نیست. مشکل از آنجا ظهور می‌کند که فیلم را می‌خواهند به زور تبلیغ به تماشا چی بفروشند. فیلم جدید استالونه که درمورد تعدادی مزدور بود که برای سرنگونی یک دیکتاتور اقدام می‌کنند ناخودآگاه یاد فیلم فراموش نشدنی «غازهای وحشی» باشرکت ریچارد برتون و راجرمور در سال ۱۹۷۸ می‌افتی که به نظر می‌رسد نیم نگاهی هم به آن داشته است ولی آن کجا و این کجا؟این فیلم نه سردارد و نه ته. یک مشت انفجار و اکشن در آن است که برای دقایقی تماشاچی پاپ کورن بر دست درسالن سینما را با خود سرگرم می‌کند (من سرگرم نشدم !) و بعد هم از یادها می‌رود یا از فروشگاه‌های اجاره و فروش DVD یا Blue-Ray سر در می‌آورد. آخر فیلم باورم نمی‌شد تمام شده است. از خودم پرسیدم: همه فیلم همین بود؟! به طور خیلی خلاصه به نظر می‌رسد فیلم‌سازهای امروز هالیوود آن قدر برای ساخت و عرضه فیلم و فروش آن شتاب دارند که از فیلمنامه غافل می‌شوند. شخصیت‌ها هویت ندارند. معلوم نیستند از کجا می‌آیند و به کجا می‌روند. به نظر می‌رسد منتقدان هم از بازار نسبتا کساد فروش فیلم‌های تابستانی هالیوود نگرانند ولی این نگرانی را بروز نمی‌دهند. برای من که جوان نسل قدیم هستم هنوز تماشای فیلم‌های قدیمی هالیوود دیدنی و با ارزش است ولی با فیلم‌های جدید نمی‌توانم ارتباط برقرار کنم. شاید جوان‌های حالا این گونه نباشند. جوان نسل حاضر آن قدر سرگرمی در یوتیوب و فیس بوک و تلفن همراهش با تعداد کثیر پیامک‌های رسیده از دوستان مجازی دارد که شاید دیگر وقتی برای تعمق در فیلم‌ها نداشته باشد. چه بسا این موج فیلم‌سازی که به آن نام «سرهم بندی سازی» می‌گذارم پاسخی به نسل حاضر باشد که درعصر انفجار اطلاعات وقت و حوصله ای برای تعمق ندارد. قدیم‌ها فیلم را که می‌دیدی آن قدر با شخصیت‌ها یکی می‌شدی و درون‌شان می‌رفتی که گاهی به حس «همذات پنداری» می‌رسیدی. درمورد خود استلالونه کمتر کسی است که سری فیلم‌های راکی را از یاد برده باشد. شاید هم هرگز راکی از یاد نرود. همچنین فیلم‌های «مشت» و «اولین خون» که استلالونه در آنها خوش درخشید. یا به یاد بیاورید فیلم‌های ارشمند سینمای هالیوود مانند «شکارچی گوزن» (که در مورد جنگ ویتنام بود) یا «پرواز بر فراز آشیانه فاخته» (در ایران: دیوانه از قفس پرید) که پس از ۳۵ سال هنوز دیدنی و تاثیرگذار هستند.چه بر سر «آرواره‌های کوسه» یا «تعقیب در شاهراه» (نام اصلی: شوگر لند اکسپرس) و «ای-تی» استیون اسپیلبرگ آمد؟ هنوز وقتی فیلم تلویزیونی «دوئل» این فیلم‌ساز را می‌بینی انگار خودت به جای دنیس ویور در وسط بیابان داری رانندگی می‌کنی و نگران راننده کامیون تعقیب کننده است هستی. هنوز وقتی «بیمار روانی» (در ایران: روح) آلفرد هیچکاک را تماشا می‌کنی با وجود اینکه فیلم متعلق به ۵۰ سال قبل است هنوز فضای فیلم پس از این هم مدت احاطه‌ات می‌کند. پس از ۳۷ سال «جن گیر» هنوز دیدنی و تکان دهنده است. هنوز «دکتر ژیواگو» را که می‌بینی دلت به دنبال دکتر است که آشفته و هراسان به دنبال «لارا»‌ از «تراموا» به بیرون می‌پرد و به واسطه سکته قلبی وسط خیابان نقش زمین می‌شود. کجا رفتند این فیلم‌ها؟ چه شد آن فیلم‌نامه‌های قوی و تاثیر گذار که هنوز وقتی تلویزیون آن را نمایش می‌دهد حاضری برای آن وقت بگذاری و برای چندمین بار آن را تماشا کنی؟ آیا باید بپذیریم که هالیوود خسته از تکرارخود با اتکا صرف به تکنولوژی و بدون درنظرگرفتن عنصر مهم فیلم‌نامه دارد مخاطبانش را از دست می‌دهد؟ شاید هم اشکال از ما است که با نسل امروز انطباق نیافته‌ایم و هنوز نگاهی نوستالژیک به آن سال‌های دور داریم. به راستی اشکال از ما است یا از هالیوود؟