Khodnevis: حضور خیابانی جنبش سبز و پیش نیازهای آن حضور خیابانی جنبش سبز و پیش نیازهای آن ================================================================================ امید کشتکار ۱۷ شهریور ۱۳۸۹ دو عامل اساسی در پیروزی انقلاب اسلامی یکی تظاهرات گسترده خیابانی و دومی تحرکات نظامی منتهی به ۲۲ بهمن بود که با مسلح شدن توده‌های مردم و نبردهای خیابانی با ارتش شاهنشاهی همراه بود. بی‌شک پس از ورود آیت الله خمینی، در ۱۲ بهمن سرنوشت حکومت مشخص شده بود و تحرکات نظامی تنها موجب تسریع در سقوط دولت بختیار شد. جمهوری اسلامی پس از پیروزی و از همان نخستین روزهای حکومت از تحرکات و تظاهرات خیابانی به عنوان ابزاری تبلیغاتی و سیاسی استفاده کرد و با تجربه روزهای انقلاب سعی می کرد که هیچ گاه این سنت به فراموشی سپرده نشود. تا کنون علاوه بر مناسبت های سالانه مانند روز قدس، روز دانش آموز، ۲۲ بهمن و ... تقریبا هر هفته پس از نماز جمعه راهپیمایی‌های سازمان یافته‌ای بنا به ضرورت تشکیل شده است. تا جایی که ایران به تنها کشور اسلامی تبدیل شده که هیچ راهپیمایی خودجوشی در مورد مسایل اسلامی در آن برگزار نمی‌شود. البته این خاصیت دولتی بودن تجمعات در ایران، موجب شده دولت‌های خارجی اصولا آنها را به حساب عقاید عموم مردم نگذارند و صرفا به عنوان نمایشی از استراتژی دولتی ایران روی آنها مانور بدهند. با آغاز جنبش سبز و جنبش دموکراسی خواهی ایرانیان در خرداد سال ۸۸، اولین استراتژی مخالفان، تظاهرات و حضور خیابانی بود. این اتفاق در چند روز پیاپی افتاد و آشکارا حاکمیت را در شوک فرو برد. عمق ماجرا وقتی آشکار شد که حتی سرکوب‌های وحشیانه هم اثری در این حرکت نداشت. حاکمیت برای مقابله با استفاده از مناسبات های حکومتی توسط جنبش سبز، از چند استراتژی مختلف استفاده کرد. ابتدا در روز قدس با معترضان کنار آمد. سپس در ۱۳ آبان آنها را به شدت سرکوب کرد و در نهایت در ۲۲ بهمن و روز قدس ۸۹ با مهندسی سازمان یافته میدان را از رقیب گرفت. اما چیزی که در میان حائز اهمیت است، این است که از همان ابتدا هم آشکار بود که مخالفان، زور آزمایی خیابانی را به حکومت می‌بازند. به چند دلیل: یکی اینکه حکومت ایران بر خلاف دولت‌های قرقیزستان، اکراین و گرجستان آنقدر گستاخ و با مردم خود بیگانه است که از تمامی ابزارهای سرکوب برای قلع و قمع مردم بی دفاع استفاده می‌کند. تعداد بالای کشته‌های این جریان، حتی از نمونه مشابه انقلاب ۵۷ که صحنه رویارویی ارتش و چریک‌های خلق بود هم به مراتب بیشتر است. حکومت ایران از غیر انسانی‌ترین روش‌ها استفاده کرده و حتی با اتوموبیل از روی معترضان گذشت. ضمن اینکه موج گسترده دستگیری‌ها بالغ بر ده هزار نفر و انواع اخبار مبنی بر تجاوز و شکنجه، دیگر اظهر من الشمس است. دلیل بعدی اینست که حکومت ایران از ۳۰ سال پیش در حال تجربه لشکر کشی خیابانی برای ابراز وجود بوده است و قادر است تمامی امکانات دولتی را به راحتی برای این امر اجیر می‌کند. همچنین تعدادی هوادار همیشه در صحنه دارد که به زور وام و پاداش حاضر به حضور در صحنه هستند. از یک منظر دیگر به علت نبود سیستم قضایی بی‌طرف، حکومت به راحتی قادر به پرونده سازی برای حاضران در خیابان‌ها با استفاده از عکس و فیلم و تعقیب قضایی معترضین حتی پس از پایان تظاهرات است. به نظر می‌رسد در فاز اول جنبش، در راستای مشروعیت زدایی از حاکمان، حضور خیابانی لازم و بلکه ضروری بوده است. کما اینکه اگر این حضور خیابانی و این موج مردمی نبود، جهانیان به هیچ وجه متوجه مخالفت مردم با نظام جمهوری اسلامی نمی‌شدند. اما در ادامه، این استراتژی به هیچ وجه قادر به رساندن مردم به دموکراسی نخواهد بود پیش از آنکه آگاهی به عنوان لازمه یک حرکت دموکرات، در میان مردم نهادینه شود. مطمئنا در زمان لازم و هنگامی که در آخرین گام‌های رسیدن به دموکراسی نیاز باشد باز هم حضور مردم در صحنه لازم و حتمی است اما پیش از آن برای رسیدن به یک حکومت سکولار مبتنی بر آرای مردم، نیاز به ترویج اندیشه‌های آزادی خواهی، جدایی دین از نهاد حکومت، راهکارهای مبارزات مدنی بدون خشونت و بیش از همه روشنگری دلایل ناکارآمدی این دولت برخاسته از کودتا و دروغ پرداز است. راهی که جامعه ما هنوز راه درازی تا رسیدن به آگاهی در مورد آنها دارد و می‌تواند استراتژی امروز جنبش آزادی خواهی مردم ایران باشد.