Khodnevis: به بهانه سالگرد کشتار قارنا: کردستان در «دوران طلایی رهبری» بخش اول به بهانه سالگرد کشتار قارنا: کردستان در «دوران طلایی رهبری» بخش اول ================================================================================ بلندتر فکر کنیم ۱۲ شهریور ۱۳۸۹ قطع به یقین، قوم کرد بخشی از ایرانیانی هستند که از زمان مادها و آشوریان در محلی که در حال حاضر محل تلاقی کشورهای ایران، عراق، ترکیه و بخش کوچکی از سوریه است مستقر بوده‌اند. به گواه تاریخ این قوم که «کورتو» نامیده می‌شدند، پس از حمله اعراب به ایران نام آنها را به «کرد» تغییر می‌دهند. آنها بیش از ایرانیان دیگر در مقابل اعراب مقاومت می‌کنند و بالاخره پس از دو شورش که در مقابل «معتصم» و «مقتدر» می‌کنند به تدریج دین اسلام را می‌پذیرند و همانند سایر ایرانیان در آن زمان سنی مذهب می‌شوند. دوران صفویه پیش از صفویان شیعه در ایران در اقلیت بود و حتی صفویان خود نیز سنی بودند. برخی از مورخان مانند Roger Savory عقبه آنها را نیز کردهایی می‌دانند که در اردبیل سکنی گزیده بودند. صفویه در دوره‌ای پا به عرصه گذاشت که ایران دارای اتحاد مطلوبی نبود و از طرف دیگر عثمانی خود را خلیفه مسلمانان می‌دانست و گاهی نیز چشم طمع به غرب ایران و آذربایجان. ابتکار صفویه برای اتحاد ایران برای اولین بار پس از دوران ساسانیان، استفاده از عامل محوری مذهب شیعه بود، روشی که پاسخ داد. در این بین کردها، کماکان سنی باقی ماندند و گاهی نیز به دلیل سنی بودن عثمانیان روابطی را با آنها برقرار می‌ساختند و البته پس از سال‌ها، مرز بین ایران و عثمانی مشخص شد و یک قوم، با خطی فرضی و سیاسی به دو بخش تقسیم شدند. فشار صفویه بر کردها افزایش یافت. بخشی از آنها به بهانه‌ی جلوگیری از حمله ترکمن‌ها به شمال خراسان فعلی فرستاده شدند و بخش دیگری نیز به افغانستان فعلی و یا سیستان تبعید و رانده شدند و همانجا باقی ماندند. دوران رضا شاه در پایان جنگ جهانی اول و همزمان با ظهور ناسیونالیسم و فاشیسم در دنیا، رضاشاه در ایران و کمال در عثمانیِ تکه تکه شده از جنگ جهانی اول و با نام جدید جمهوری ترکیه به روی کار آمدند. انگلیس برای رسیدن به اهداف تجاری، دستیابی به نفت و خلیج فارس و بالاخره نزدیکی به هند، پنهانی با فرانسه و روسیه بر سر تقسیم ولایت های باقی مانده از عثمانی توافق می‌کند و عراق را در اختیار قرار می گیرد (قرارداد سایکس-پیکات). بنابراین دوباره قوم کرد با خط فرضی و سیاسی دیگر به نام مرز، شقه می‌شود. ترکیه، همانند سایر کشورهای بازنده جنگ اول جهانی، به دنبال هویت از دست رفته، ناسیونالیسم ترک را مطرح می‌کند و فشارهای فرهنگی و قومی خود را بر کردهایی که جنوب کشور قرار دارند افزایش می‌دهد و رضاشاه هم به پیروی از او بهترین راه حل را، تبعید کردها از خانه و کاشانه می‌داند. آغاز مارکسیسم پس از انقلاب روسیه و پایان جنگ جهانی اول، موجی از ایده‌های مارکسیسم به اروپا نفوذ پیدا کرد و بالتبع به دلیل هم مرز بودن ایران و روسیه و از طرفی دیگر فشارهای رضاشاه و قزاق‌های تحت امر او بر قومیت‌ها، گسترش قلمروی انگلیس در جنوب ایران و رقابت شوروی برای اشغال بخش‌هایی از ایران، همگی شرایط را اماده برای بوجود آمدن احزاب «چپ» در ایران کرد. حزب توده و حزب دموکرات کردستان ماحصل این دوره هستند. حزب دموکرات کردستان با رهبری قاضی محمد در مهاباد پاگرفت و توانست تعدادی از افراد طبقه متوسط و برخی سرشناسان کرد را درکنار خود جمع کند. در بند اول بیانیه تأسیس این حزب، چارچوب خودمختاری را در قالب مرزهای ایران می‌شناسند. جنگ جهانی دوم نیز با پیروزی متفقین به پایان می‌رسد و شوروی بخش شرقی اروپا را جولانگاه کمونیست می‌کند. پیش از این نیز، با هدف عدم اتحاد، استان آذربایجان غربی با جمعیت نیمی کرد و نیمی آذری ثبت شده است. ادامه دارد... ------------------------------------------------------------------------- مراجع : Mc Dowall, A Modern History of the Kurds, Third Edit. 2004, Tauris & Co.Ltd Goldschmidt and Lawrence, A Concise History of the Middle East, 9th Edit., Westview Press Izaady, The Kurds: A Consice Handbook, 1st Edit. ,1992, Taylor and Francis Publ. اگر کمی خوش شانس باشید می توانید بخش هایی از این سه کتاب را در Google book بخوانید