Khodnevis: منشور سبز (۱) منشور سبز (۱) ================================================================================ سارا زرتشت ۰۴ مرداد ۱۳۸۹ «بايد از گذشته درس گرفت تا آينده‌ي بهتري داشته باشيم». اين توصيه‌ي مشهور با سوء تفاهم‌هاي بسياري روبرو شده است. همين اندازه بگويم كه معلوم نيست به اين توصيه،« چه وقت » بايد عمل كرد!! به همين بسنده مي‌كنم و ترجيح مي‌دهم حالم را با واخواني و اصلاح منشور سبز بگذرانم، شايد حالم بهتر شود. به قول حكيم عمر خيام؛ كه حسابي فراموشش كرده‌ايم : از دی كه گذشت هیچ ازو یاد مكن ... فردا كه نیامده است فریاد مكن بر نامده و گذشته بنیاد مكن ... حالی خوش باش و عُمر برباد مكن --- (توضيح: بخش هايي كه با عدد آغاز مي شوند ، عيناً از متن منشور سبز انتخاب شده اند) ۱) ريشه ها و اهداف ۱-۱ ) بروز انحرافات گوناگون و موانع بتدریج سازمان یافته در مسیر تحقق اهداف و آرمان‌هایی چون عدالت، استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی که مردم به خاطر آنها انقلاب شکوهمند اسلامی را به پا کردند، ظهور گرایشات تمامیت خواهانه در میان برخی از مسوولین حکومتی، نقض حقوق بنیادین شهروندان، بی حرمتی به کرامت انسانی، سوءمدیریت دولتی، افزایش فاصله طبقاتی و محرومیت های اقتصادی و اجتماعی، قانون گریزی بل قانون ستیزی برخی مجریان قانون، نادیده گرفتن منافع ملی و ماجراجویی های عوامفریبانه در تعاملات بین المللی، فراموشی تدریجی و دردناک اخلاق و معنویت برای قدرت عواملی است که به نضج گیری نگرش های اعتراضی در میان دلسوختگان، دردمندان و قاطبه مردم ایران در سال های اخیر انجامید که بروز بارز و نیرومند آن در جنبش سبز مردم ایران پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ جلوه کرد. *عبارت « جمهوري اسلامي » بايد حذف و يا اصلاح شود. به سه دليل؛ اول آن كه قرار گرفتن اين مفهوم، در كنار آرمان‌هايي چون «عدالت، استقلال و آزادي » صحيح نيست، چون اين‌ها، آرمان‌ها و ارزش‌هاي بنيادينند؛ اما «جمهوري اسلامي» يك شيوه‌ي حكومتي براي استقرار آنها است. يعني اين يك آرمان سياسي است، اما آنها نوعي ارزش‌هاي اجتماعي و يا ارزش‌ هاي بنيادينند .اما دليل دوم: يعني مي‌پذيريم كه به گواهي همانِ شعار مشهور انقلاب، «جمهوري اسلامي» يكي از خواسته‌ها و آرمان‌هاي انقلاب اسلامي بود، اما همان طوري كه منشور به سابقه‌ي جنبش در انقلاب مشروطه تاكيده كرده است، اما به الگوي حكومتي آن جنبش يعني «مشروطه ي مشروعه» اشاره‌اي نداشته، لازم است كه جمهوري اسلامي نيز در منشور غائب باشد. دليل سوم هم بنيادي‌تر است. «جمهوري اسلامي» بيش از آن كه ناظر به يك « گفتمان» باشد، ناظر به يك الگوي حكومتي است و اين سبب ابهام در استعمال اين واژه مي‌شود . *عبارت ِ «در سال هاي اخير» بايد حذف شود. به سه دليل؛ اول آن كه اين عبارت، يك «قيد زماني» را بر «انحراف‌ها و اعتراض‌ها» اعمال مي‌كند و آن وقت تعيين اين زمان، دردسر ساز خواهد بود و عامل تشتت آراء. از طرف ديگر، تعيين هر زماني براي انحراف، «نوعي پيش داوري» است و سوم اين كه، انحراف و اعتراض به شيوه‌ي حكومت و الگوي زمامداري فعلي و لزوم اصلاح قانون اساسي، از همان روزهاي اول حكومت و با مرحوم آيت‌الله طالقاني، مرحوم بازرگان، مرحوم بختيار و مرحوم مفتي‌زاده و ديگران! آغاز شد. ۱- ۲ ) جنبش سبز با پایبندی به اصول و ارزش‌های بنیادین انسانی، اخلاقی و دینی و ایرانی، خود را پالایش‌گر و اصلاح‌گر روند طی شده در نظام جمهوری اسلامی ایران در سال‌های پس از انقلاب می‌داند و بر این اساس حرکت در چارچوب قانون اساسی و احترام به نظر و رای مردم را وجه همت خویش قرار خواهد داد. *عبارتِ «اصول و ارزش هاي بنيادين انساني، اخلاقي و ديني و ايراني» بايد اصلاح شود. به سه دليل؛ نخست آن كه مجموعه‌ي «اصول و ارزش‌ها» چند مجموعه يا شبكه‌ي «متفاوت»اند و چه بسا تعدادي از آنها « نسبي» باشند. دليل دوم آن كه اجتماع اين ارزش‌ها مجموعه‌ي عظيم و متنوعي خواهد شد كه تشخيص آن دشوار و تاويل بردار است و چه بسا يك مجموعه ي «بسيار ناساز گار» باشد. و سوم اين كه اگر مراد «اشتراك اين ارزش‌ها» باشد، همان قيدهاي « انساني، اخلاقي» كفايت مي‌كند چون ارزش‌هاي ديني و ايراني لابد! ارزش‌هاي انساني و اخلاقي هم هستند. ۱- ۳ ) جنبش سبز حرکتی در تداوم تلاش مردم ایران برای دستیابی به آزادی و عدالت اجتماعی و تحقق حاکمیت ملی است که پیش از این در برهه هایی چون انقلاب مشروطیت، جنبش ملی شدن نفت و انقلاب اسلامی خود را جلوه گر ساخته است. بازخوانی تجربه معاصر در تلاش برای تحقق اهداف والای اجتماعی مردم ایران نشان میدهد که تنها از طریق تقویت جامعه مدنی، گسترش فضای گفتگوی اجتماعی، ارتقاءسطح آگاهی و جریان آزاد اطلاعات، مشارکت موثر احزاب و تشکل ها وهمچنین زمینه پردازی برای فعالیت آزاد روشنفکران و فعالان اجتماعی- سیاسی وفادار به منافع ملی در چارچوب تحول خواهی و ایجاد تغییر در وضعیت موجود می توان اهداف جنبش سبز را عملی کرد. و این امر مستلزم توافق و تاکید بر اصول حداقلی و مطالبات مشترک و ایجاد تعامل و هماهنگی میان همه نیروهایی است که علی رغم داشتن هویت مستقل با پذیرش تکثر در درون جنبش، زیر چتر فراگیر جنبش درکنار یکدیگر قرار می گیرند. *قيد «وفادار به منافع ملي» را بايد برداشت. اين قيد نافي روشنفكري است. به سه دليل! اول اينكه روشنفكر ممكن است درصدد « تغيير و تعريف » مفاهيم منافع و مليت و منافع ملي برآيد، يعني مفهوم روشنفكري پيش از اين مفاهيم بايد تصور شود. ديگر اين كه اين قيد مي‌تواند روشنفكران را به دو دسته وفادار و غير وفادار تقسيم كرد و اين يك «‌پيش‌داروي» است و سوم آن كه تعبير «منافع ملي» حافظه‌ي تاريخي ما را به ياد «اقدام عليه امنيت ملي» و مصائب آن مي‌اندازد . *عبارت «مطالبات مشترك» يك عبارت «مبهم» است كه بايد شفاف شود. به سه دليل اول آن « نوع » اين مطالبات معلوم نيست. دوم آن كه «مبارزه ي مشترك» الزاماً با مطالبه‌ي مشترك يكي نيست و مي‌توان با «مطالبات غير مشترك» هم مبارزه‌ي مشترك داشت و سوم آن كه تشخيص مطالبات و يافتن اشتراك آنها، «يك فرايند» است كه اگر به بعد از مبارزه موكول شود، تضميني ندارد و اگر قبل از مبارزه مشخص شود، سازو كار آن معلوم نيست و البته در حين مبارزه هم، «‌يك شكاف بالقوه» است كه هر لحظه مي‌تواند مانند يك شمشير دولبه عمل كند.