Khodnevis: مغالطات (۳) مغالطات (۳) ================================================================================ سارا زرتشت ۱۲ تیر ۱۳۸۹ ( يك ) این روزها ما شاهد سخن دیگری هستیم که می گوید حکومت اصیل است؛ یعنی حکومت نه اینکه « از واجب ترین واجبات » است، بلکه «واجب ترین واجبات» معرفی شده است ( آسيب شناسي جنبش سبز ، عطا الله مهاجراني ، ۷/۴/۸۹ ) *مگر به لحاظ منطقي تفاوتي هم ، با هم دارند ؟ وقتي كسي « صلاحيت » دارد بگويد حفظ نظام از اوجب واجبات است، مي‌تواند بگويد: حفظ نظام اوجب واجبات است. غير از اين است؟ ( دو ) *به نظر من، جنبش سبز نه مذهبی است و نه خواستار حفظ نظام مذهبی؛ نه دوستدار خمينی و نه مشتاق "بازگشت به عصر طلائی" اوست و نه طرفدار ديگر دين‌کاران نشسته در قدرت. ( چرا جنبش سبز را نبايد واگذار كرد ، اسماعيل نوري علا ، ۱۱/۴/۸۹ ) *و با همين زبان و همين منطق مي توان اضافه كرد: به نظر من جنبش سبز، نه سبز است و نه مسالمت آميز و نه به دنبالِ راي خود. به نظر من نه كلاغ سياه است و نه پرنده است. كلاغ از رفتن كه خسته شد، از سر ناچاري پرواز مي‌كند و به جبر طبيعت هم سياه شده است. آيا مشكلي وجود دارد؟ ( سه ) ... حرف شما و ما این است که اگر کسی به گمان خود نسخه شفابخشی برای دردهای ملت دارد، ایرادی ندارد، آن را در «اولین فرصتی » که فراهم شود به رأی مردم می‌گذاریم. اگر مردم پذیرفتند همه از رأی مردم تبعیت خواهند کرد ولی تا « آن زمان » کسی نمی‌تواند خواسته و نظر خود را خواسته و نظر مردم بنامد...در مورد امام خمینی و اندیشه و راه او نیز چه جای بحث و مناقشه است. امام خمینی در تمام طول زمام‌داری اش مستظهر به حمایت قاطبه ملت بود و تشییع جنازه با شکوهش سند متقنی بر حمایت مردم از او در هنگام مرگش بود. موضوع و حوزه بحث های سیاسی، حق و باطل بودن اندیشه‌ها نیست، عملکردهاست. عملکردها نیز نهایتا با داوری مردم ارزش‌گذاری می‌ شود. امام از دنیا رفته است و نام او در تاریخ این ملت به بزرگی ثبت شده است. ( بحث هاي فرصت سوز، علي شكوري راد، جرس ، ۱۲/۴/۸۹ ) *و به‌راستي « اولين فرصت » چگونه فراهم ميش‌ود؟ تا كدام زمان كسي نمي‌تواند نظر و خواسته خود را نظر مردم بنامد؟ تشخيص اين زمان با كيست؟ اصلا مردم، نظر ديگران را چگونه بدانند؟