Khodnevis: مسيح مزدور بيگانه يا لابي‌گر جمهوري اسلامي مسيح مزدور بيگانه يا لابي‌گر جمهوري اسلامي ================================================================================ آرش حسینی پژوه ۱۸ اسفند ۱۳۸۸ اما بحثي كه بين حبيبي‌نيا و علي نژاد ايجاد شد بحثي است كه ماه‌هاست در محيط فيس بوك جاري‌ست و افراد زيادي در اين باره اظهار نظر كرده اند . يه گريزي مي‌زنم به چند ماه پيش كه من از نحوه برخورد برخي از ايرانيان خارج از كشور گله كردم و رفتار انها را مشابه شريعتمداري‌ها دانستم مسيح از اون نوشته من انتقادي كرد و گفت بايد با اين گروه ها كنار امد و بغض سي ساله انها را درك كرد .... بگذريم اما من معتقد بوده و هستم كه همان قدر كه نوشته‌هاي شريعتمداري به جنبش سبز ضربه مي‌زند برخي از اظهار نظرات از طرف اين دوستان هم مي‌تواند براي جنبش مضر باشد، و نه تنها در زمان موجود كه در حال گذار هستيم اين نوع ادبيات كمكي به گذر ما به دموكراسي نمي‌كند بلكه اين نوع ادبيات در يك كشور دموكراتيك هم پسنديده نيست . من مشكلي با طرح ديدگاه‌هاي مختلف ندارم اما چه لزومي دارد كسي كه نه اعتقادي به شركت در انتخابات داشته است و نه اعتقادي به اصلاح دارد و اصولا منكر خواست عمومي مردم براي تغيير مي‌شود زير پرچم جنبش سبز فعاليت كند؟ دوستان راديكال از جمله حبيبي نيا عزيز مي‌توانند به فعاليت سياسي خود ادامه بدهند و اگر فكر مي‌كنند كه بايد از رهبران سبز عبور كرد بهتر است به فكر عبور از جنبش سبز باشند و براي پايه ريزي جنبشي جديد تلاش كنند. چرا اين دوستان فراخواني براي راهپيمايي صادر نمي‌كنند تا عيار قدرتشان براي ما هم مشخص شود؟! مصادره كردن حضور ميليوني مردم كه با فراخوان اصلاحات به خيابان آمدند در دنياي سياست چه معني دارد؟ مصادره جنبش سبز كه اصولا از يك انتخاب شروع شد و زدن برچسب‌هايي در تضاد با ماهيت آن چه معني مي‌تواند داشته باشد؟ به وضوح ميتوان ديد همانطور كه حاكميت از اقبال عمومي اصلاحات به هراس افتاده نيروهاي راديكال هم از اين اقبال عمومي استقبال نكرده‌اند و سعي در تخريب اصلاحات دارند، نيروهايي كه دم از راديكاليزم و رفتن به سمت سيلاب انقلاب مي‌زنند بايد راه كار ارائه بدهند و مشخص كنند كه با كدام ابزار سعي در براندازي دارند و با كدام منطق مردم را به بازي فرامي‌خوانند كه حاكميت در آن قدرتمند است؟! اين دوستان بايد شرح دهند كه با چه منطق و با چه اصل استراتژيكي مي‌خواهند دست به براندازي بزنند؟ اين دوستان مدعي اين هستند كه اين حكومت اصلاح پذير نيست و اصولا اقتدارگرايان زير بار اصلاح نمي‌روند و از همين استدلال هم براي كوبيدن اصلاحات استفاده مي‌كنند، اما من پرسشم اين است كه حكومتي كه به اصلاح خود تن نمي‌دهد چطور به انقلاب تن ميدهد ؟؟؟ كساني كه تفكر راديكال را رواج مي‌دهند بايد راهكار ارائه دهند و روشن كنند كه با چه ابزاري و با چه نيرويي خواهان براندازي هستند؟ من مدعي هستم كه صداي امريكا بايد در دعوت از مهمانانش توجه بيشتري داشته باشد و از كساني دعوت كند كه حرفي براي گفتن دارند و از رفتار هاي اصلاح‌طلبان اگاهي دارد و حقيقت جامعه ايران را دريافته است، حبيبي نيا در اين گفتگو صحبت‌هايي را كرد كه مي‌تواند در يك تاكسي هم از راننده كم سواد آن شنيد و فكر مي‌كنم حتي همان راننده عزيز بتواند پنجره بهتري را در بحث براي بيننده باز كند . آقاي حبيب نيا عنوان كردند كه مجلس ششم و اصولا اصلاحات هيچ حركت مثبتي نداشته‌اند كه واقعا جاي سوال دارد كه آيا در هشت سال اصلاحات هيچ كار مثبتي صورت نگرفته است؟ آيا آقاي حبيبي نيا چيزي از لايحه جرم سياسي شنيده‌اند؟ آيا نطق‌هاي نمايندگان مجلس ششم را شنيده‌اند ؟ آيا جان گرفتن جنبش زنان ، جنبش دانشجويي و ديگر نهادهاي مدني كه بعد از دو خرداد نمود بيشتري داشتند حاصل فعاليت اين دوستان در خارج از كشور بوده است؟ آيا تحكيم وحدت برانداز است؟ آيا اعضا كمپين يك ميليون امضا برانداز هستند؟ و بايد پرسيد كه آيا اين جنبش‌ها كه امروز شما آنها را نماد خواست‌هاي مردمي مي‌دانيد همه برانداز هستند يا حامي تغيير؟ حبيبي‌نيا اعتقادات مذهبي مردم را ناديده گرفت و كلا منكر حقيقت مذهبي جامعه ايران شد آيا زماني كه از لايه روشن فكر و دانشگاهي عبور كنيم ما در جامعه به مردمي سكولار بر مي‌خوريم يا مذهبي؟ آيا حسين (ع) در ديگاه مردم ايران و در فرهنگ ايراني عنصري ماورالطبيعه است؟ اين نوع برداشت از جامعه ايراني برداشتي كاملا غير منطقي و غير علمي است و بيان آن از زبان يك روزنامه‌نگار غير منطقي ! حبيبي‌نيا مدعي شد كه رسانه‌ها در خارج از كشور تك صدايي هستند و صداي آلترناتيو ها را به گوش مردم نمي‌رسانند ! اين دوست عزيز از كدام آلترناتيو صحبت مي‌كند؟ كدام صدا را مي‌گويد كه بايد شنيده شود؟ از اين دوست عزيز خواهش مي‌كنم اين آلترناتيوها را به ما هم نشان دهد. آيا همانطور كه حبيبي‌نيا عنوان كرد خواست حداقلي مردم آزادي حجاب است؟ اگر اينگونه است آزادي انتخابات در طبقه بندي خواست‌هاي اين عزيز در كجا جا دارد؟ آيا خواست برگزاري انتخابات آزاد امروز راهبردي تر است يا بحث آزادي نوع پوشش؟ آيا شعار آزادي انتخابات انحرافي است يا آزادي نوع پوشش؟؟؟ اين دوستان فراموش كرده‌اند كه ما در حال گذار به دموكراسي هستيم و بايد از داشته هاي خودمان استفاده كنيم نه اينكه داشته هاي‌مان را به كناري بگذاريم و صحبت از نداشته ها بكنيم ، كاملا مثالي كه مسيح زد با شرايط اين دوستان همخواني دارد. بايد بنويسم كه با برچسب زدن اين دوستان نمي‌تواند به دموكراسي كمك كنند، اين دوستان بايد فكري به حال ادبيات كهنه خود كنند و مهم تر از هر چيزي بايد براي نظراتشون راهكار ارائه دهند، اگر واقعا هدف اين دوستان كمك به استقرار دموكراسي است بايد براي شعار هاي‌شان فكري كنند بايد به حقيقت جامعه نزديك شوند و دست از شعار هاي پوپوليستي بردارند و شعار هاي حقيقي بدهند، بايد تشريح كنند كه با كدام بستر و با كدام ابزار مي‌خواهند دست به براندازي بزنند؟ بايد توضيح دهند چگونه استقرار دموكراسي را بعد از انقلاب مي‌خواهند تضمين كنند؟! كسي كه شعاري مي‌دهد بايد روشن كند چگونه مي‌خواهد به هدف اين شعار برسد؟؟؟ براي من جالب است كه اصلاح طلبان در هيچ جاي دنيا نمي‌توانند بدون برچسب فعاليت كنند، تا زماني كه در ايران هستند وابسته به بيگانه‌اند و از آمريكا پول مي‌گيرند و زماني هم كه از ايران خارج مي‌شوند مزدور جمهوري اسلامي‌اند . حال اين پرتغال فروش را خود مردم بايد پيدا كنند كه چرا اصلاح طلبان از سوي هر دوطرف برچسب مي‌خورند؟ چرا شريعتمداري و حبيبي نيا همسو با هم صحبت از عبور از رهبران سبز مي‌كنند؟ هنوز چند روزي از از متن روزنامه نگار اصولگرا كه مسيح علي نژاد را عامل امريكا دانسته بود و به او برچسب زده بود نمي‌گذرد كه در فضاي مجازي همين عامل ديروز امريكا امروز عامل جمهوري اسلامي مي‌شود !!! در آخر به پاراگراف پاياني متن مسيح در جرس اشاره مي‌كنم و تاكيد مي‌كنم كه چرا بايد اصلاح طلبان مدام زير برچسب باشند؟ اگر يك اصلاح طلب براي آزادي جان هم بدهد باز برچسب مي‌خورد .... پيدا كردن پرتغال فروش را به عهده خواننده مي‌گذارم... موسوی خویینی، فریاد می زد: به عملکرد رهبری رسیدگی کنید تا صدام حسینی دیگر در کشور شکل نگیرد بیرون از مجلس، می گفتند این اصلاح طلبان همه مدافع ولایت فقیه هستند، گول شان را نخورید....امروز موسوی می گوید تا پای مرگ همپای مردم ایستاده ام و اینجا می گویند، برای بازگشت به قدرت است، گولشان را نخورید. عیسی سحرخیز، در داخل ایران برای نشریات آنلاین مقاله می نوشت و آقای خامنه ای را متهم به برگزاری یک انتخابات نمایشی و برپایی یک نظام دیکتاتوری می کرد، همان زمان می گفتند: یار غار خاتمی است، از خودشان است، سوپاپ اطمینان نظام است، ورنه چرا با آن همه تندی هنوز در ایران آزاد می گردد. امروز مصطفی تاجزاده، همراه و عضو ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی وعیسی سحرخیز عضو ستاد انتخاباتی سید مهدی کروبی هر دو در زندان هستند و از همان اوین هم برای ملت پیغام می فرستند و یکی مسول تمام بحران های کشور را شورای نگهبان و دیگری مسوول کشتار و شکنجه مردم را آقای خامنه ای اعلام می کند. اما ما کماکان دور از ایران و دور از جزیره سرگردانی وطنی، خود سرگردان رجز های خویش ایم و بی هیچ استراتژی مشخصی ، آیه های یاس می خوانیم و تخم تفرقه می پاشیم ( مسيح علي نژاد)