Khodnevis: بن‌بست کوچه علی چپ در خودنویس؟ بن‌بست کوچه علی چپ در خودنویس؟ ================================================================================ سوسن سیروسی ۱۷ شهریور ۱۳۸۹ جالب است که از ابتدا که نیک آهنگ از فاز دوم خودنویس می‌گفت به نظر واکنشی می‌آمد نسبت به سواستفاده های برخی از آزادی نیازمند مسئولیت پذیری در خودنویس اما اینک به نظر می‌رسد ایشان خود پیشگام حمایت از این حرکت خودنویس شده اند! این را باید یادآور بود که آزادی مطلق از ویژگی های جنگل و یا جوامع بی‌قانون می‌باشد و امتیازی است که برخی از آن برخوردار بوده و بواسطه آن حقوق دیگران را پایمال می‌کنند. قانون آمد تا مرز آزادی را به خط قرمزی محدود کند که ان خط قرمز همان حقوق دیگران می‌باشد. به عبارتی آزادی در حدی که به حقوق دیگران تعدی نشود معقول و مقبول است. حق دیگران را در این فضای مجازی هرکس بنابر مسئولیتی که در رسانه دارد و با ارجاع به تعاریف و دانشش مشخص می‌کند و این فعل پسندیده و لازم است. پیش از اینها هشدارهایی از سوی کاربران پیرامون عدم توجه به حقوق افراد و همچنین خطر غلطیدن خودنویس به سطحی نگری بصورت کامنت یا مقاله در خودنویس منتشر شده و این خطر آنچنان واقعی بوده که جناب نیک آهنگ به آن واکنش نشان داده و درصدد حرکت به سوی تغییراتی تحت عنوان فاز دوم خودنویس بر آمد. اینک هر چند که به نظر می‌رسد اعلام سخت‌گیری‌های بیشتر و وضع پاره ای مقررات در خودنویس از همین حالا چهره قابل قبول‌تری از خودنویس ارائه داده اما برخی آزرده از این اقدام، خودنویس را متهم به سانسور می‌کنند. من معتقدم که برای شکلدهی خودنویس به رسانه ای معتبر همچنان نیاز به تکاپو و مسئولیت پذیری بیشتر است. خودنویس رسانه نسبتا محبوبی است که تقلای اعتبار اندوزی را آغاز کرده و با گذشت همین مختصر زمان از تولدش نشانه‌های بهبود را می‌توان در محتوا و همچنین ساختار نظارت سردبیر دید. ( انصافا باید در نظر داشت که چندین سایت نیز نوپا بوده و تولدشان پس از خرداد ۸۸ می‌باشد اما به سرعت مخاطبان را جلب نموده‌اند) در این میانه برخی که پیش از اینها خود را بیرق دار آزادی‌خواهی می‌خواندند و کوششان را متصل به اندیشه تقابل با انحصار طلبی می‌کردند و البته فعلشان با ادعایشان تناسبی نداشت هرچند در ابتدا موضعی منتقد فاز دوم داشتند اما ناگاه به تمجید از آن قلمفرسایی را آغاز نموده‌اند. شاید ایشان مترصد فراهم نمودن مجالی دیگر باشند که همچنان نیات خود را برآورده نمایند. توقع آن است که خودنویس فارغ از تمجیدها و یا انتقاد اشخاص مصالح رسانه‌ای خود را مد نظر داشته و پیگیری نماید. بیم آن می‌رود که یارکشی‌ها مانع جزمیت عزم اصلاح خودنویس شود هرچند که نیک آهنگ انصافا تاکنون استقلال و منش روزنامه‌نگاری خود را ثابت کرده است. باید اما به هوش بود و سیمای مدعیان مخالفت با انحصار را شناخت. مدعیانی که خودنویس را منحصرا رسانه‌ای برای خود می‌خواهند تا گفتار تاریخ مصرف گذشته خود را در آن منعکس کنند. گفتار بی‌خریداری که سال‌ها برخی خارج نشینان سیاست باز در تعقیب آن بودند اما همواره افکار عمومی ایرانیان از ایشان روی گردان می‌باشد. گفتاری که از آن هخا و یا منجیان دیگری بیرون آمدند و اگر نگوییم اعتبار اپوزیسیون خارج نشین را مخدوش کرده اما حتما اسباب خنده و انبساط خاطر بوده‌اند! گفتار متوهمی که همه آرمان‌های خود را در تقابل و نفی نظام اکنون ایران تعریف می‌کند و سیاست براندازانه را به شکلی پیگیر است که چشم بستن از واقعیت ها و ویژگی‌های جامعه ایران الزاما عدم اقبال بدانها را سبب شده و البته باید گفت امکان عمل‌گرایی و یاکنش‌گری در مسیرش نیز مسدود است. مسدود به این اعتبار که نه تنها اقبال عمومی را ندارد بلکه برنامه عملی نیز از سوی متولیانش قابل ارائه نیست و یا حداقل تاکنون برنامه‌ای عملی به افکار عمومی عرضه نشده است. نفی خیال‌پردازی انحلال‌طلبان از موضع حمایت از اصلاح‌طلبی نیست. امروزه و در این موقعیت زمان عملگرایی است و این خود منحصرا بر هر خیالبافی ارجحیت دارد. خوشبینانه اگر مواضع نا متعارف ایشان را مرور کنیم شاید این خیالبافی‌ها را متصل به عدم شناخت از شرایط اکنون ایران بدانیم و در بینشی بدبینانه نیز می‌توان این اقدامات و گرد و خاک‌ها را مانعی بر راه کنش‌گری فعالین دید که اگر چه به گمان من توان چندانی در انحراف انگیزه‌های کنش‌گری مردم ندارند اما اعتبار رسانه‌های متوجه این اوهامات قربانی محتوم آن می‌باشد. خودنویس راهی را پیش گرفته که در آن مجال ابراز هر اندیشه‌ای می‌تواند باشد اما برداشت و یا امید من این است که شاید به یمن بصیرت لزوم اصلاح در خودنویس دری بروی اوهامات و خیال پردازی ها گشوده نمی‌شود. این که اندیشه‌ای خواست و یا لزوم انحلال را مطرح نماید حوزه‌ای متفاوت با آن خیال‌پردازی‌های مورد اشاره می‌باشد. مقصود از خیال‌پردازی طرح مطالباتی آرمان‌خواهانه در فراغت از زمینه‌های پیگیری آنها می‌باشد. مطالباتی که از سویی قابل پیگیری نیستند و از سوی دیگر گاهی با مطالبات و اهداف کنش‌گران مقطعی تنافر دارند. به عبارتی با خواسته‌هایی آنچنان انتزاعی مواجه‌ایم که شاخص ارزش‌گذاری کنش‌گری در واقعیت شده‌اند و دستاویز کسانی شده تا با قیاس مطالبه واقع بینانه کنش‌گران با ایده‌آل‌ها بهانه تخریب کنش‌گران را بدست آورند. کنش‌گرانی که برآمده از خواست عمومی پشتیبانی مردم ستمدیده را دارند. بدیهی است که هیچ واقعیتی منطبق با تصورات آرمانی نمی‌شود. به عبارتی اندیشه ورزی مقوله‌ای سوا از خیال‌پردازی و توهم است. لزوم ارجاع به مدارک و انطباق بر واقعیت بودن در مقالات که از سوی نیک آهنگ اعلام شده نیز این امیدواری را بیشتر می‌کند. امیدی که بدان دلبسته‌ام و سیر پیشرفت خودنویس را جستجو می‌کنم. هرچند که شاید تدوین و ارائه مقررات نوشته شده و در دسترس از سوی خودنویس تا حدود زیادی می‌تواند راهگشا باشد و مانع اتهام سانسورگری سردبیران شود.