Khodnevis: تفاوت " دفاع از خود" با "خشونت" چیست؟ تفاوت " دفاع از خود" با "خشونت" چیست؟ ================================================================================ فرشید فاریابی ۰۵ دی ۱۳۸۸ در وقایع اخیر پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری خشونت سازمان یافته با برنامه ریزی قبلی و سرمایه گذاری کلان از قبل مورد توجه جدی طراحان پروسه "دزدی آراء مردم" بود و در مقاطع مختلف بر اساس فاز بندی اتاق فکر "یک دست سازی حاکمیت" در ایران مورد استفاده قرار گرفت. طرفدداران خشونت تمامی توجیهات عقلی‌، قانونی‌، نظری و عملی آن را بررسی و راه کار‌های عملیاتی کردن آن را نیز برنامه ریزی کردند تا جایی که شیخ مهدی کروبی در افشاگری‌های خود اشاره به گسیل نیروهایی دولتی و حاکمیتی به کشورهای خارجی و کسب آموزش های نوین به کار گیری خشونت در سرکوب اعتراضات را آشکارا بیان کرد. با اوج گیری اعتراض مردم‌، حاکمیت ضمن برخورد و سرکوب خشن ِ فوق تصور راه کار موازی مورد نظر یعنی به آشوب کشاندن اعتراضات را اجرایی کرد. که خوشبختانه جنبش سبز با واکنش به هنگام و دوری از خشونت در اندک زمانی به اثبات رساند که تخریب اموال عمومی و خشونت ایجاد شده سازمان یافته و از پیش طراحی شده از سوی حاکمیت صورت گرفته است نه جنبش اعتراضی مردم. در شش ماه اخیر مردم مظلوم ایران همچنان متحمل وحشیانه‌ترین خشونت‌ها در اشکال و اندازه‌های مختلف هستند، زنان، مردان، دختران و پسران ایرانی در هر سن و از هر قشر طعم تلخ خشونت را از کوچه و خیابان گرفته تا مراکز انتظامی و امنیتی می‌چشند؛ جالب‌تر از همه خشونت‌های عریان صورت گرفته در قلب نهاد‌های قضایی است که از سوی مردان قانون،قسط و عدل بر مردم تحمیل شده و می‌شود. سوالی که از نخستین روز‌ها ذهن من را به خود مشغول داشته این است که: چگونه می‌توان با این خشونت مواجه شد؟ آیا دفاع حداقلی هم در اندیشه "نفی خشونت" مذموم است؟! نمی‌خواهم فراز و فرود نافرمانی‌های مدنی را در مدت اخیر بررسی کنم. مشخصا می‌خواهم بدانم آیا در زمان مواجهه با حمله‌های خشن تنها باید پذیرای خشونت و آسیب‌های ناشی از آن باشم و یا تماشاگر ددمنشی های اعمال شده بر زنان، دختران و هموطنان بمانم؟! برای مثال توجه کنید به وقایع تلخ حمله به خانه‌ی صاحب عزای آیت الله منتظری و یا روز و شب ۵ دی ماه ( تاسوعای حسینی) . مجلس تلاوت قرآن زنانه بی هیچ اعتراضی مورد حمله قرار می‌گیرد؟! و یا عزاداری شب عاشورا . با شرایطی که اطلاع دارید بدون شک در موضع خشونت قرار نگرفتن ممکن نیست. در این حالت آیا می توان میان "دفاع از خود" با "خشونت" تمیز قایل بود؟ آیا "دفاع از خود" به "درگیری" و "مقابله به مثل" می انجامد؟ این سوالی است که با تماشای فیلم های مختلف در باره مبارزات مهاتما گاندی و نیز مطالعه کتبی با موضوع "اندیشه عدم خشونت" نتوانستم پاسخی برای آن پیدا کنم. آیا اندک اندک می توان به پاسخ های این پرسش پرداخت و آمادگی خود را برای کمتر آسیب دیدن بالا برد؟