Khodnevis: اینترنت همخوان با سوسیال دمکراسی! اینترنت همخوان با سوسیال دمکراسی! ================================================================================ کسری آل اسحاق ۲۰ اسفند ۱۳۸۸ اگر آزادی و پلورالیسم ( تکثرگرایی) را دو شاخصه دمکراسی و تساوی در برخورداری از منابع و امکانات را شاخصه سوسیالیسم به عنوان ابتدایی‌ترین نیازمندی‌های جامعه مدرن بپذیریم از این منظر دنیای مجازی و مولودش یعنی وبلاگ نویسی فضایی است که در آن سوسیال دمکراسی حاکم است. جنبه تکثرگرایی آن بدلیل اختیار انتشار متنوع و متضاد مطالب و محتوایی است که شاید همنشینی آن در فضایی حقیقی سخت و نا ممکن باشد و جنبه آزادی آن بدلیل فرصت آزاد بیان عقاید و نظرات برای تک تک حاضران در این فضا ست. تساوی در برخورداری از امکانات و منابع دیگر ویژگی دنیای مجازی و بالاخص وبلاگ نویسی است که بهره‌مندی بدون تمایز و مختار افراد در استفاده از سرویس‌های فراهم شده در آن را مهیا کرده است که بر ویژگی منحصر بفرد سهل الکاربردی استوار شده است. اینترنت شکست انحصار مونولوگ به مالتی لوگ کمتر از دو دهه پیش رسانه های سنتی همچون رادیو تلویزیون و روزنامه ها تحت انحصار و نظارت مستقیم دولت‌ها قرار داشتند و تیغ سانسور بر گردن همه آنها افراخته بود؛ ارتباط ِ طولی ِعمودی و مونولوگ میان رسانه‌ها و شهروندان برقرار بود به نحوی که رسانه ها اخبار گزینشی و دستچین شده در اختیار شهروندان قرار می دادند اما با ظهور اینترنت و وبلاگ این انحصار مونولوگی از دیالوگ عبور و به مالتی لوگ تبدیل شد به نحوی که بسیار از دولتمردان، روزنامه‌نگاران و شهروندان عادی در جوار هم بطور عرضی در بیان آراء و نظرات و تولید محتوا شرکت می‌کنند. رقیب نوظهور رسانه‌های سنتی اینترنت و مولودش وبلاگ در عرصه رسانه‌ای علاوه بر شکست انحصاری تولید اخبار و محتوا خود را به رقیب رسانه های سنتی تبدیل کرد به نحوی که بسیاری از روزنامه ها و رسانه های تصویری بخشی از اخبار خود را هم بصورت اینترنتی تولید و هم بصورت اینترنتی کسب می کنند؛ اکثرا شبکه های تلویزیونی، رادیویی برنامه‌های خود را بصورت اینترنتی منتشر می‌کنند و در وقایع بعد از انتخابات ۲۲ خرداد مطالب عکس‌ها و فیلم‌های منتشر شده توسط وبلاگنویسان بخش عمده‌ای از اخبار و استنادات تلویزیون‌ها و خبر گزاری در کسب اطلاع از چند و چون وقایع در کف خیابان‌های تهران بود امری که بدلیل انحصار و سانسور شدید در ایران تنها رقیب با رسانه های رسمی و دولتی بود. شهروند خبرنگار فرزند خلف وبلاگنویسی شاید ظهور مفهومی به نام شهروند خبرنگار تا پیش از وقایع انتخابات به وبلاگنویسان اطلاق می‌شد با مخاطرات پیش امده در انتشار اخبار و دستگیری وبلاگنویسان بعد از انتخابات می ‌وان گفت وبلاگنویسی به مرحله جدیدی از حیات خود با ظهور شهروند خبرنگار وارد شد؛ امری که بیشتر وجه پلورالیستیک انرا بیشتر نمایان و کیفیت و کمیت بعد رسانه‌ای اینترنت و وبلاگنویسی را دو چندان می‌کند. دوالیسم ( DUALISM ) در فضای اینترنت اگر خیر و شرّ را دو اصل مجزا از هم در مفهوم دوالیسم بنگریم آنگاه فضای اینترنت از این حیث برخوردار از مشخصه‌های دوالیسم است؛ هر دو جنبه خیر و شر در آن مشهود است؛ جنبه خیر آن رسالت انتشار دقیق و صحیح اخبار و خدمات در جای جای جهان به تمامی مردم است و وجه شرّ آن نفوذ آرام و بی اجازه آن در حریم‌های خصوصی است که به مذاق بسیاری خوش نمی‌آید. دیکتاتوری در دنیای مجازی انسان‌های جوامع را می‌سازند و زورمندان خود را کفیل و راهبر زیر دستان می‌دانند و سعی می‌کنند خواست خود را بر اداره آن اعمال می‌کنند محیط‌های مجازی نیز از این قاعده مستنثی نیستند و دولت‌ها با اعمال محدودیت‌های همچون فیلترینگ و یا راه‌اندازی گروه‌های خرابکار در صدد ایجاد همان انحصار و دیکتاتوری هستند که در میان رسانه‌های سنتی یکّه تاز آن بودند اما قواعد و فن این عرصه با عرصه های گذشته متفاوت می ‌نماید؛ در ازای فرو ریزی هر وب سایت یا وبلاگ، وبلاگ‌ها یا وب سایتهای دیگر سر بر می آورند و درد سر تازه ای برای مخالفانش می‌آفرینند؛ امری که شباهت با خرد کردن جامی بلورین دارد که با خرد کردن هر چه بیشتر آن نه تنها نمی‌تواند آنرا از بین ببرد بلکه بر تکثر قطعات و عناصرش می‌افزاید. وبلاگ تراپی، آثار خود روان درمانگری صرف نظر از جنبه های رسانه ای و خبری و کاربردی اینترنت جنبه های فردی و شخصی برای حضور در دنیای مجازی قابل تامل است؛ اجتماعات مجازی و وبلاگنویس‌های غیر حرفه ای که گزارش روزانه از دنیای پیرامون خود را منتشر می‌کنند. دارندگان این صفحات با بیان شرحی از روزمره گی های خویش که دامنه وسیعی از خاطرات، شادیها، اندوه‌ها و یا شرح احوال خویش در زمان را شامل می‌شود، ضمن وقوف بر جنبه همه گیری و همه خوانی این صفحات با بیان شرح احوال خویش برای آشنایان و رهگذران ناشناسای اینترنتی به نوعی به فرافکنی ذهنی در جهت کاهش استرس های روانی روزمره خویش می پردازند. به نوعی که می توان آنرا از جهاتی به هم دلی ها و هم سخنی هایی تشبیه کرد که نگارنده برای مخاطبی می نویسد که می تواند هیچ گاه ندیده باشد اما این یقین را دارد که در برابر نوشته هایش چشمهایی برای خواندن هست؛ به نوعی درد دل با مخاطب غایب؛ که نگارنده می کوشد خود را به تصویر کشد و بودن خویش را بیان کند.(۱) و اما آخر بازی دنیای مجازی بازتابی از دنیای واقعی است که بشر کنونی در آن سیر می کند، بازتابی که در آن تصویر آرمان‌ها و ایده‌الها و ضعفهایش نمایان است و به امید دستیابی به آنها و رفع ضعفهایش در تکاپوست ، بلکه دنیای مجازی با تکرار و پژواک آن آرمانها ما را به آنها نزدیکتر کند. پی نوشت : ۱- http://www.radiozamaneh.org/radioblog/2007/01/post_82.html