Khodnevis: چند کلمه در باره انتقاد چند کلمه در باره انتقاد ================================================================================ ف.م. سخن ۱۲ دی ۱۳۸۸ نقد، ضربه‌ای‌ست که او می‌خورد، و ضعف او را به رُخ می‌کشد. این ضربه تا حدّی قابل قبول است که او را در هم نشکند. به زبانی ضعف او را مطرح کند که باعث هتک احترامِ او نشود؛ دانش او را زیر سوال نبَرَد؛ او را از عرش به فرش نکشد؛ در نزد دیگران خوار و خفیف‌اش نکند. به طور کلی ضعف او را به نحوی بیان کند که با حداقل آسیب اجتماعی و فرهنگی، به آن ضعف پی ببرد و او را برای رفع آن هشیار کند. به این می‌گویند انتقاد سازنده. بدین ترتیب کسی که قرار است انتقاد سازنده کند باید ده‌ها عامل را از شخص نقدشونده گرفته تا خوانندگان او، تا طرفداران او، تا شخصیت علمی او، تا مقام اجتماعی او، و عوامل مشابه دیگر در نظر بگیرد تا نقدش سازنده شود. به دیگر سخن، نه مورد نقد، که موارد بیرونی را هم در نظر بگیرد. به اعتقاد این‌جانب این همه تلاش برای راضی نگه داشتن نقدشونده عبث است. اصل برای منتقد، نقد است و باقی فرع است و منتقد اگر در مرزهای تعریف شده‌ی نقد باقی بماند، به هر زبانی مجاز است انتقاد خود را عرضه کند. به همین لحاظ برای نگارنده چیزی به نام انتقاد سازنده وجود ندارد. انتقاد، یا انتقاد است یا تخریب. اگر در چهارچوب نقدِ مورد باقی بمانیم سازنده و مخرب معنی خود را از دست می‌دهد. انتقاد سازنده بیشتر از زبان شخص مورد انتقاد شنیده می‌شود تا شخص انتقادکننده. پس سازنده بودن برای شخص انتقادشونده مهم است و نه شخص انتقادکننده. انتقادشونده از انتقادکننده می‌خواهد که در حفظ منافع او بکوشد. این وظیفه‌ی منتقد نیست. وظیفه‌ی منتقد، تخریب نیست. اگر تخریب کرد، منتقد نیست، مخرب است. مخرب کسی‌ست که نقد موضوع را به نقد شخصی می‌کشاند. مخرب کسی است که "شبْه نقد" را نه برای نقد مورد نقد که برای ضربه زدن به شخص نقدشونده می‌نویسد. این‌ها هیچ‌کدام در طبقه‌بندی نقد قرار نمی‌گیرد لذا نمی‌توان از لفظ انتقاد برای چنین کاری استفاده کرد و ضرورتی هم ندارد که لفظ انتقاد را با سازنده برای جلوگیری از چنین نقدهایی همراه کنیم. گاه نقدشونده، نقد تند و کوبنده را با تخریب اشتباه می‌گیرد. نقد می‌تواند تند یا ملایم باشد. این به شخص نقدکننده و زبان او و این که چه شیوه‌ی بیانی را موثر بر نقدشونده و خوانندگان او و خوانندگان خود بداند بستگی دارد. نقدِ تند، نه تخریب است نه زشت. ربطی هم به بی‌ادبی و پرده‌دری و استفاده از الفاظ ناشایست ندارد. تحمل نقد تند اصولا مشکل است. در جوامع بسته، چون نقدْ روالِ عادی نداشته، حدِّ وسط میان افراط و تفریط همیشه خالی بوده است بنابراین فرصتی برای اعتلای نقد به وجود نیامده است. به همین خاطر جامعه‌ی فرهنگی ما جامعه‌ایست به شدت حساس و زودرنج. درست‌تر بگویم نازک‌نارنجی‌ست و تحمل تندی ندارد. تحمل کردن این تندی را باید به تدریج یاد بگیریم و ذهن‌مان را در مقابل ضربه‌های بیرونی تقویت کنیم. این باعث قوی شدن ما در مقابل ضربات تندِ قلمی می‌شود. همیشه وقتی انتقاد تند می‌شود شخص نقدشونده به گلایه، از ادب و متانت نقد غربی یاد می‌کند. این تصوری‌ست واهی از نقد غربی. نقد غربی گاه آن‌قدر تند و تیز می‌شود که برای ما شرقی‌های زودرنج باورکردنی نیست. غربی‌ها غالباً می‌توانند ضمن تحمل نقدهای تند –و البته دادن پاسخ و نوشتنِ ردّیه‌های تند- با هم دوست و همکار بمانند. چیزی که در میان ما ایرانیانِ اهل فرهنگ، خیلی زود تبدیل به دشمنی و کینه و نفرت و دسته‌کشی و واکنش‌های هیئتی و پناه بردن به جمع‌ها و حلقه‌های هوادار می‌شود، در غرب تنها به عنوان نقد شنیده و استفاده می‌شود (البته استثنا هم وجود دارد). مورد آخر، پذیرش یا ردِّ نقد است. قرار نیست هر نقدی هر چند متین و منطقی پذیرفته شود. می‌توان نقد را رد کرد ودر رد نقد، زبان تند و تیز به کار گرفت. قضاوت نهایی و تصمیم‌گیری در مورد صحیح و غلط به عهده‌ی ناظران نقد و خوانندگان خواهد بود. خودنویس باید جایی برای نقد به معنای واقعی و ردّیه به معنای واقعی و میدانی برای مباحثات و مجادلات قلمی باشد و از تخریب به هر شکل و صورت آن دوری جوید.