این مقاله اولین مقاله من با عنوان«هستی و زبان:نعریف یک جامعه واقعی»به خط اسپرانتو است. این قویترین و درعین حال ساده ترین مقاله نظری من است که تا به حال نوشتهام. تنها با خط زیبای اسپرانتو پرداختن چنین مضمونی ممکن بود.
صدسال است که معایب خط فارسی برای ما آشکار شده است. از آخوند زاده و ملکم خان تا کسروی و سعید نفیسی و امروز دکتر محمدرضا باطنی بر معایب خط فارسی انگشت نهادهاند و خواهان تغییر خط فارسی به الفبای لاتین شدهاند. در اینجا من بر اساس مبانی فلسفی «روشنگری» پیشنهاد دیگری را مطرح کردهام...
مهم نیست ولایت فقیه را همان ولایت الله و روسول اش بدانیم یا ولایت بر الله و رسولاش. ولایت یک صنف در هر صورت منطقی نیست و باید جایاش را به دولت عقلانی و منطقی مدرن بدهد. باید منطق را حاکم کنیم. آیا ما برای حکومت منطق استراتژیای داریم؟ این مقاله پاسخی به این نیاز است.
...
حقیقت مفهوم ولایت فقیه (رابطه برده و مولی) بهتر از هر جا در این دعا عریان میشود: مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْمَوْلى وَاَ نَا الْعَبْدُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْعَبْدَ اِلا الْمَوْلى، مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْعَزيزُ وَاَ نَا الذَّليلُ وَهَلْ يَرْحَمُ الذَّليلَ اِلا الْعَزيزُ، مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْمالِكُ وَاَ نَا الْمَمْلُوكُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْمَمْلُوكَ اِلا الْمالِكُ ....
آیا زمان آن فرا نرسیده است که بر این بند رقیت یک آخوند را از پایمان بگسلیم و آزادی را به تمامی انتخاب کنیم؟
...
دموکراسی و پوپولیسم تفاوت خاصی ندارند به جز در امر دانش. امر بازنمایی جامعه که یک ضرورت بنیادی است (زیرا انسان بنا به تعریف تحقق و هستیِ زبان است) در عوام سالاری نه توسط «دانش» بلکه به میانجی رمالی و جنگیری و خرافه انجام میشود. مادامی که بازنمائی جامعه توسط خرافه و شورای نگهبان خرافات مذهبی انجام میشود دموکراسی پارلمانی چیزی جز عوام سالاری نیست. برای آنکه زمانی بر این کشورِ جن زده دانش حاکم شود نمیتوان به خود جنزدگان(که بسیاری شان خود را بیرون از مجموعه جن زدگان به حساب میآورند) امید بست. در این راه پر خطر تنها امید ما «حاملان دانش» یعنی جنبش دانشجوئی است نه جنزدگان رنگارنگی که دور و برمان را فراگرفتهاند. ...
دموکراسی دینی، دموکراسی سلطنتی، دموکراسی ولائی ، سازگاری مردمسالاری مدرن با ولایت و مهدویت، دموکراسی کارگری و امثال آن در نوشته های ایرانیان به چیزی بیشتراز کهیرزدن دامن می زنند. واپسین ایرانیها بوی بد میدهند. بوی کپک زدگی، انحطاط، هستیِ واکنشی و بدتراز همه استفراغ فکریشان در فضای واقعی و مجازی آدم را آزار میدهد. با این بوی بد چگونه می توان به هم نزدیک شد؟ ...
«شورای هماهنگی راه سبز امید» همان گوساله طلایی هارون در زمان غیاب برادرش موسی در میان بنی اسرائیل است. هارون در لحظه بی سر شدن جنبش رهایی بنی اسرائیل نتوانست در برابر میل ارتجاعی بردگان رهاشده و نا-آزاد مقاومت کند و دستور ساخت بت طلیی را صادر کرد. این آزمون مهمی بود. موسی به عنوان رهبر جنبش و راس هرم قدرت بنی اسرائیل با رفتناش به کوه طور به شکل نمادین خودکشی کرد. آن موسی که به کوه طور رفت هرگز بازنیامد و آن که از کوه طور پایین آمد موسی نبود قانون بود. چلهنشینی نمادین موسی در کوه طور الگوی امروز ما برای رهبری جنبش بدون رهبر سبز است. آیا سرنوشت اصلاحطلبان با ما مشترک است یا با برادران بنیادگرایشان؟ آیا میخواهند برادران ما باشند یا برادران آنها؟ «انتخاب» با اصلاح طلبان است. ...