غلط دیکته
تو این دوره زمونه آدم باید به فکر خودش باشه. همین محمد مگه نبود؟! ما میرفتیم جبهه این نشست درسشو خوند رفت ژاپن. ببین چه زندگی به هم زده. تو هم میخوای راحت زندگی کنی درستو بخون به فکر آیندت باش
گروه بیست و سه خرداد اقدام به تهیه گزارشی درباره چهار زندانی از چهار جنبش اجتماعی کرده که به دور از جهت گیری های سیاسی، سعی در آگاه سازی بخشی از جامعه که به این اخبار دسترسی ندارند، دارد. امید است در چاپ و انتشار این تک برگ همراهان زیادی دست بر دست هم نهند و زندگی بهتری را برای جامعه ایران رقم بزنند. در ادامه مطلب کامل گروه بیست و سوم خرداد همراه با لینکهای دانلود قرار میگیرد:...
در وصف خمینی است:
تورا چه سود/
فخر به فلک برفروختن/
هنگامی که/
هر غبار راه لعنت شده نفرینت میکند؟ /
تو ...
قصد ندارم متن تحلیلی در نقد خط امام و دوران طلاییاش بنویسم . چون نظرات بیشماری از «موسوی خودشم از خمینی خوشش نمیاد و ...
دور دوم انتخابات ریاست جمهوری خاتمی 10 سالم بود و تو کوچه با بچه ها بازی میکردم . بابام جلو در نشسته بود و هرکی رد میشد، بهش میگفت : آقای … ( اسم بابام ) «خاتمیه رای ورجگی ده؟» ( به خاتمی رای میدی دیگه ؟) بابامم میگفت :«هه اله خاتمی دی» (آره صد در صد خاتمیه). داداشم اومد و با بابام رفتن رای دادن و برگشتن. فرداش به دادشم گفتم :«مگه نمیگفتی آخوندا مملکت رو خراب کردن و ما رو بدبخت کردن و … پس خاتمی هم که آخونده. چرا طرفداریش رو میکنی؟» با لحنی که با بچه صحبت میکنن، گفت :«این خوبشونه عزیزم. باید به این رای بدیم تا راه برای آدمای بهتر باز بشه.»...
قرآن که مهین کلام خوانند آن را / گه گاه نه بر دوام خوانند آن را بر گرد ...
یک سال و اندی پس از شروع جنبش سبز، دیگر باید روشن شده باشد که یکی از نقاط ضعف جنبش مردمی و بالتبع ...
من هم اگر سیاستمدار بودم ترجیح میدادم از ابزاری برای دست یابی به قدرت استفاده کنم که کمترین هزینه را برایم داشته باشد. و چه ...
سیاست یعنی دروغ، جبهه گیری، کلک زدن، باند بازی، جاسوسی و نفوذ درکشورهای دیگر و ... ( که البته باید در راستای منافع مردم باشد). از این رو وقتی دین حکومت میکند، مجبور است مبانی اخلاقی خود را زیر پا گذاشته و از قواعد بازی در دنیای سیاست پیروی کند. اما چون مشروعیت حکومتی خود را از مبانی اخلاقیاش به دست آورده، ناگزیر به اضافه کردن تبصره و مادههایی بر دین ( برای توجیح اعمالش ) میشود ......
پارسال موقع انتخابات ۱۷سالم بود و تازه عقلم میرسید که خوب و بد رو از هم تمیز بدم. منم مثل بقیه مردم شور و هیجان داشتم و حتی به نسبت سن و سالم خیلی بیشتر بود. شبها با دوستام بیرون میرفتیم و برای موسوی تبلیغ میکردیم (یک نوع تفریح) . اما رسید به مناظرهها ...
بعد از ۲۲ بهمن جنبش سرد شد و دوباره فرصتی بود که هر از چندی به مسائل گذشته فکر کنم. دیدم در تمام این مدت انتخابهای بد ما در مقابل بدتر رهبران ما بودند. ما میگفتیم مرگ بر جمهوری اسلامی اینها به دنبال حفظ رژیم بودند، ما میگفتیم دین از حکومت جدا اینها میگفتند حکومت دینی، ما میگفتیم مرگ بر اصل ولایت فقیه اینها از خمینی و قانون اساسی میگفتند و ... . پیش خودم گفتم نه، حق ما این نیست، حتمآ باید انسانهای شایستهای رهبر جنبش باشند. اما هرچقدر گشتم کسی را بهتر از این انتخابهای بدمان در مقابل بدتر برای رهبری جنبش پیدا نکردم. و همین جا بود که فهمیدم چرا رژیم فروهرها و بختیارها رو با هزینه زیاد میکشت و ریشه بخت بد ما رو میکاشت... ...