نیک آهنگ کوثر

۰۸ مهر ۱۳۸۹ نیک آهنگ کوثر

چشم اسفندیار هاشمی...پرونده‌های اعضای خانواده‌اش

اگر هر از گاهی رجا نیوز را بررسی کرده باشید، خواهید دید گیر سه پیچی به خاندان هاشمی داده‌اند. البته می‌توان پرسید که چرا نباید
ادامه

قدردانی از خانم رهنورد و چند نکته باریک‌تر از مو-۲

خانم رهنورد با انجام گفتگو با «خودنویس»، دردسرهای زیادی را بر خود هموار کرده‌اند که بابت این مساله از ایشان ممنونم و بابت اهانت‌ها و ...
ادامه

قدردانی از خانم رهنورد و چند نکته باریک‌تر از مو-۱

اگر خاطرتان باشد، ماه‌ها پیش در یادداشتی نوشتم که ای زهرا رهنورد می‌تواند رهبر جنبش باشد. هنوز هم معتقدم که نیاز به یک زن پیشرو ...
ادامه

پاسخی کوتاه به چند انتقاد در باره «نامه گروهی از روزنامه‌نگاران تبعیدی» به احمدی‌نژاد

دوستان محترمی به تعدادی از امضا‌های پایه نامه به رئیس دولت دهم انتقادهایی داشته‌اند. آقای عبدالطیف عبادی نیز مطلبی که در سایت خودشان به این مساله پرداخته‌اند که عینش را به خودنویس هم فرستاده بودند که چون تکراری بود، منتشرش نکردیم. همانطوری‌که می‌دانید، یک از شروط انتشار مطلبی در خودنویس در حوزه نظر و نقد، عدم انتشارش در جایی دیگر است. اما تصور اشتباه گروهی از دوستان این است که خودنویس بانی جمع کردن امضا بوده است. به هیچ عنوان. من نیز جزو آخرین کسانی بودم که این متن را امضا کرده است. اما سوال مهم در باب کسانی است که به عنوان روزنامه‌نگار پای این نامه را امضا کرده‌اند. هر کدام از دوستانی که توسط آقای عبادی «شیاد» خوانده شده‌اند می‌توانند به ایشان اعتراض کنند، البته لطفا اعتراض‌هایی که جای دیگر منتشر کرد‌ه‌اند را مجددا به خودنویس نفرستند!...
ادامه

انجمن بین‌المللی روزنامه‌نگاران ایرانی؛ از حرف تا واقعیت

دیروز در محل سازمان جهانی روزنامه‌ها و ناشران روزنامه‌ها، جلسه سوم مشورتی تشکیل انجمن بین‌المللی روزنامه‌نگاران ایرانی با حمایت سازمان‌های بین‌المللی رسانه‌ای برگزار شد. هدف این جلسه هم بررسی راه‌های رسیدن به انجمنی فراگیر بود که بتواند در آینده نزدیک و بعد از ثبت، بوسیله روزنامه‌نگاران ایرانی خارج از کشور اداره شود. شاید هیچ دوره‌ای به اندازه زمانه فعلی روزنامه‌نگار ایرانی در رسانه‌های فارسی زبان و غیر فارسی زبان فعال نبوده‌اند. از سعید کمالی دهقان در «گاردین» بگیرید تا برزو درآگاهی در «لس‌انجلس تایمز» و نازیلا فتحی در «نیویورک تایمز» و احمد رافت در رسانه‌های ایتالیایی و اسپانیایی و علیرضا نوری‌زاده در رسانه‌های عرب زبان انگلستان و جهان عرب و مازیار بهاری در «نیوزویک» و صدها خبرنگار شاغل در بی‌بی‌سی و رادیو فردا و دویچه‌وله و صدای آمریکا و رادیو زمانه و ...همه و همه نقطه مشترکی که دارند، علاقه به ایران و سرنوشت ایران است. تشکیل چنین انجمنی هم سال‌ها قبل به فکر روزنامه‌نگاران قدیمی ساکن خارج از ایران رسیده بود، اما آن زمان مگر چند خبرنگار ایرانی و ایرانی‌تبار در فرنگ کار می‌کردند؟ بخت بزرگی که بسیاری از ما داشته‌ایم، کار در رسانه‌هایی است که برای خود قواعدی دارند و اصول اخلاقی مدون. وقتی اخلاق رسانه‌ای را در کشورهای مختلف بررسی کنید، خواهید دید که ما روزنامه‌نگاران ایرانی شدیدا بداخلاقیم! اما از شوخی که بگذریم، باید گفت که ما نسبتا به یک نیاز کلی‌مان بی‌تفاوت بوده‌ایم؛ انتقال تجربه به جدیدترها و تازه واردها و کسب تجربه از قدیمی‌ها. انجمن می‌تواند محل حمایت از تازه‌واردهایی باشد که فضای رسانه‌ای این طرف را تجربه نکرده‌اند، می‌تواند جایی باشد برای جلب کمک‌های سازمان‌ها و نهادهای مختلف برای گروه جدید و پیگیری نیازهای روزنامه‌نگاران بازنشسته... ...
ادامه

چرا باید تاج‌زاده را ستود

چنین حرفی از سوی من اندکی غیر مترقبه است. به هزار و یک دلیل. یکی اینکه عادت ندارم از کسی تعریف کنم. دیگر آنکه طبیعتا ...
ادامه

زایمان اول؛ اندر احوالات تحولات سایت خودنویس

اول: هر وقت دولت‌ها بحث بازنگری در چیزی را داشته‌اند، ترجمه‌اش این بوده که قرار است تعدیل نیرو انجام گیرد و تعداد زیادی بیکار شوند. یا هر وقت خواسته‌اند در برنامه‌های آموزش عالی بانگری کنند، تعداد زیادی از استادان بازنشسته شده‌اند و فشارهای عجیب و غریبی روی دانشجویان آمده. بر همین اساس، تعدادی از اعضای خودنویس فکر کردند که ما بر همان منوال بنای حذف گذاشته‌ایم...نه! احتمالا متوجه شده‌اید که کامنت‌ها با احتیاط بیشتری منتشر می‌شوند. چرا؟ چون نمی‌خواهیم به خاطر درگیری‌ها و بعضا «پوز زنی»‌های بی‌مورد، هم از بحث کلی عقب بیافتیم و هم فضا را مشوش کنیم. از سویی، بر اساس نوشته‌های این چند روزه شاید عده‌ای خیال کنند که فیلتر «حذف سطحیات» گذاشته‌ایم. به هیچ وجه! فقط از نویسندگان می‌خواهیم که خودشان فیلتر خودشان باشند و اگر می‌خواهند سطح بحث‌های بعد از انتشار مطالب افزایش یابد، سطح نوشته‌های‌شان را بالا ببرند. برای من و همکارانم، تنوع دیدگاه، ابتکار و شجاعت اهمیت زیادی دارد. راستش وقتی می‌بینم کسی نوشته‌ای فرستاده به دور از محافظه‌کاری و مصلحت‌سنجی رایج، و حرفی دارد متفاوت از بحث‌های کلیشه‌ای و همه‌پسند، بیشتر خوشم می‌آید! دست خودم هم نیست! این به معنای تشویق هنجارشکنی نیست. من متفاوت بودن را دوست دارم. از نوشته‌هایی که می‌توانی همه جا پیدا کنی و الگو‌برداری شده از یادداشت‌ها و گزار‌ش‌های دیگر سایت‌های سیاسی است، چندان دل خوشی ندارم. خودنویس را جایی می‌دانم که می‌توان جدید بود، می‌توان نگاهی متفاوت داشت، و فکر نکرد که سردبیری آن بالاست که متناسب با تعهد حزبی یا منافع سیاسی مطالب را جراحی می‌کند. من منفعت سیاسی ندارم، و طبیعتا از سردبیرانی که تبدیل به لابی‌گران سیاسی می‌شوند هم دل خوشی نداشته و ندارم که نیازی به آوردن مثال هم نیست... برای من، سه رنگ پرچم ایران اهمیت دارد، برای من سفید و سیاه و طیف‌های گسترده خاکستری مهم‌اند. شاه‌پرست و طرفدار خمینی و کمونیست و ... و دین‌دار و بی‌دین فرقی ندارند. ...
ادامه

و اما بحث شیرین کامنت!

در روزهای اخیر با داغ شدن بحث رفتن به فاز دوم خودنویس، بسیاری از اعضا نگرانی‌های خود را بابت سانسور و کنترل نظرها و نوشته‌های‌شان ابراز کرده‌اند. طبیعتا اگر بر اساس منطق ایرانی رسانه به مساله نگاه کنیم، می‌توانم حق را به این دوستان بدهم. یکی از اشکال‌های کلی کار بسیاری از ما این است که وقتی رسانه‌ای را با آداب غربی راه می‌اندازیم، می‌خواهیم با روش مدیریتی «هیاتی» اداره‌اش کنیم و قواعد ناکارآمد سنتی خودمان را به آن تحمیل کنیم. تعارف که نداریم، شهروند روزنامه‌نگاری پدیده‌ای نو است و کاملا غربی، اما این امکان را داریم که برای کار رسانه‌ای فارسی زبان از آن استفاده لازم را ببریم. کامنت گذاری طبیعتا برای بسیاری از ما پدیده‌ای جدید است. لطفا تعداد رسانه‌های بزرگ آنلاین فارسی زبان که امکان کامنت‌گذاری را به مخاطبین می‌دهند را برشمارید. و از آن مهم‌تر، رسانه‌هایی که کامنت‌های انتقادی را منتشر می‌کنند. طبیعتا با مرور کامنت‌های رسانه‌های سیاسی، به تعداد کمتری از آنها برخواهید خورد که تحمل مخالفت را داشته باشند. اما چرا کامنت و نظر اهمیت دارد؟ رسانه‌های امروزی، ابزارهای حرف زدن یک‌طرفه نیستند و نویسنده و رسانه، با مخاطبانش وارد گفتگویی دوطرفه می‌شود. با این حال، شما این حق را دارید که با کسی حرف بزنید که آداب قابل قبول گفتگو را بپذیرد. شما با کسی که به شما دشنام می‌دهد نمی‌توانید گفتگویی سالم داشته باشید. شما از فلسفه بگویید و طرف هم رسما بدون توجه به حرف‌های شما، بخواهد اعضا خانواده‌تان را «آباد» کند. در بررسی ساز و کارهای منطقی کردن رابطه سایت و نویسنده با مخاطب، می‌توان الگوی مناسبی پیدا کرد. یکی از منطقی‌ترین الگوها، «شیوه‌نامه» (۱) سایت روزنامه گاردین انگلستان است. سایتی که روزانه میلیون‌ها نفر بازدید کننده دارد و هزاران کامنت می‌گیرد. دست اندرکاران گاردین توضیح می‌دهند که دریافت نظر مخالف و انتقادی برای‌شان اهمیت زیادی دارد. اما اینکه بتوان اهانت و حمله شخصی به نویسنده را تحمل کرد، حرف دیگری است و از آداب گفتگو به دور است....
ادامه

از بلاگستان من ببر ورقی

راستش دیروز با نگاهی به وبلاگ خودم اندکی افسرده شدم. یعنی دلم نمی‌کشد این روزها مثل قدیم آنجا بنویسم. زمانی بود که روزی حداقل ۸ ...
ادامه

فاز دوم خودنویس- قسمت دوم

من و همکارانم امیدواریم بعد از ۹ ماه و ۹ روز شروع کار خودنویس، عملا نتیجه تغییرات را ببینیم. البته می‌دانید که در انجام کارهای آنلاین، برنامه‌ریزی‌ همیشه سر وقت و متناسب با آنچه آرزو کرده‌اید، به نتیجه نمی‌رسد و جواب نمی‌دهد. گاهی وقت‌ها دوستان بدون در نظر گرفتن حجم کامنت‌ها، به این نتیجه می‌رسند که حرف‌های‌شان باید فورا منتشر شود. من و همکارانم البته تعداد کمی از کامنت‌ها را حذف می‌کنیم، اما در فاز دوم سخت‌گیری بیشتر خواهد بود. بعضی از دوستان ممکن است در کمال ادب نظرشان را نوشته‌ باشند اما لحن‌شان بدتر از هر نوع بی‌ادبی باشد. خب طبیعتا نمی‌خواهیم نظرهای آتشین را حذف کنیم. اما همین نظرها به قولی موجب دلخوری می‌شود. کامنت‌گذاری گاهی وقت‌ها نوشته و کار خلاقانه مولف را به حاشیه می‌برد که به نظرم نباید چنین باشد. با این حال ما شورای نگهبان نیستیم که بنا به «مصلحت» نگاهی را حذف کنیم. اگر مطلبی ارزش انتقاد داشته باشد، پس از باید انتقاد رسیده را نیز پاس داشت. در فاز دوم کاری‌مان، گاهی وقت‌ها مقالات دوستان را برای ادیت به اعضای فعال‌تر سایت می‌سپاریم. خودنویس سایتی مشارکتی است. نام عضو ویرایش‌گر را هم می‌نویسیم تا اگر نظری و اعتراضی بود، با او در میان گذاشته شود. یک سوال خوب را هم دیشب همکاری مطبوعاتی پرسید که چرا بخش مربوط به سینما در خودنویس بیکار مانده. پاسخش شاید توجه کمتر اعضا به سینمای روز جهان باشد. شاید توجه کمتر من هم باشد. زمانی برای رادیو زمانه گزارش هفتگی سینمایی درست می‌کردم، اما به نظرم باید این قسمت را تقویت کرد. اما یک بحث کاملا تکراری؛ خودنویس مطالب تکراری را منتشر نخواهد کرد. اگر از دست من و همکارانم هم گاهی در رفته، متاسفم. اگر دوستی همزمان مطلبی را در خودنویس بگذارد و در سایتی دیگر، و بعد از جستجو در گوگل، مطلب مشابه را مشاهده کردیم، خیلی راحت و بدون تاسف از فهرست مطالب منتظر انتشار حذفش می‌کنیم. چرا؟ چون اساس کار در خودنویس، دست اول بودن است....
ادامه

ما را دنبال کنید