نیک آهنگ کوثر
اگر هاشمی میخواهد نشان دهد که شایعات در باره اینکه پشت یاران را خالی میکند درست نیست، و به دنبال جلب اعتماد مردم است، باید از جایی شروع کند. از جیب خود مایه بگذارد. مالیات قدرت مالی و سیاسی را باید پرداخت.. هاشمی سالهاست بدهکار مردم است، چیزی که اعضای خانوادهاش دوست ندارند بشنوند. هاشمی میتواند و باید با تمکن مالی خود، زندانیانی که توان تامین وثیقه را ندارند از زندان بیرون بیاورد. گمان نکنید نمیتواند، میتواند و اگر نام نیکی میطلبد، باید بداند که فردا دیر است....
مدتی است که با بچههای خودنویس داریم در باره جوانان بحث میکنیم. مهمترین مساله ما این است که روزی که جوان بودیم، غر می زدیم که این مردهای گندههای کچل و شکم گنده به فکر جوانان نیستند، مادران هم فقط از جوانی بر بادرفته خود مینالند. اما بدون تعارف، کدامیک از ما شکم گندهها به جای توجه به کار و زندگی خودمان، به وضعیت جوانترها توجه کردهایم؟ نیازهایشان؟ خواستهایشان؟ حتی همان چیزهایی که خودمان وقتی جوان بودیم طلب میکردیم را هم نمیتوانیم تحمل کنیم اگر به روی خودمان بیاورند! نسل اندر نسل، داریم گند میزنیم به روزگار نسلهای بعدی، آنها هم همین روند را تکرار میکنند. قبول ندارید؟ از چند نفر از دوستان جوانتر خودنویسی خواستهایم در باره جوانان هم بنویسند. این خواهش را هم میخواهیم از شما بکنیم. ببینید نیاز جوانترها چیست؟ عشق است؟ عاطفه است؟ بازی کامپیوتری است؟ مد لباس است؟ ادوکلن است؟ فلان آلبوم موسیقی زیر زمینی است....ممکن است خیال کنید حرف زدن از مسائل جنسی و مشکلات جنسی خارج از قاعده است. نه! اتفاقا میخواهیم در این باره بحث کنیم، اما میشود مودبانه هم نوشت و اسیر «سه کاف مقدس» هم نبود....
من امروز تحت تاثیر نوشته دوست و همکارم مسیح علینژاد قرار گرفتم. به این دلیل که رسمیترین نوشتهای بود در رد ماجرای نامزدی ماکان و ...
وقتی مطلب خوب مهدی جامی در نقد نوشتههای خانم فرشته رضایی را میخواندم، به یاد پستی افتادم که چندی پیش جامی در نقد نوشتاری از ...
ساز و کار خودنویس بر اساس قرارگیری سردبیر در موقعیت ولایت فقیهی نیست، بلکه برپایه نقد مخاطبان و عقل عمومی شبکه است.
در طول یک هفته ...
سال ۱۳۸۸ برای همه ما، سالی پرفراز و نشیب بود، چه در ابتدایش منتظر چیزی دیگر بودیم. وقتی آرزو کردیم که دچار «احسنالحال» شویم، نمیدانستیم آخر سال گرفتار چه احوالاتی خواهیم بود! برای بانیان خودنویس، سال ۱۳۸۸ با همه سختیهایش، سالی دلنشین بوده است. تولد رسانهای نو و تلاش برای فراهم آوردن شرایط و فضایی برای نوشتن و انعکاس دیدگاههای علاقهمندانی که هنوز مشارکت در فضای مجازی را تجربه نکرده بودند، بسیار زیبا بوده است. کارمان را در ۱۶ آذر آغاز کردیم، و اندک اندک با حمایت خوانندگان و بیش از ۱۹۰۰ عضو، شبکهای ایجاد شد که عقل جمعیاش، آنرا به پیش خواهد برد. ما هدفهای کوتاهمدت و بلند مدت بسیاری داریم. در همین وقت کم، بخشهای مختلفی راه افتاد که امکان مشارکت بیشتر علاقهمندان را در حوزههای مختلف امکانپذیر میکند.
ارتباط بیش از پیش دستاندرکاران خودنویس با اعضا و مخاطبان باعث شده تلاش بیشتری برای افزودن بخشهایی که ممکن است در آینده نیازمندشان باشیم به کار ببندیم. در طول چند هفته اخیر، بخش «فتوبلاگ» را راه انداختهایم، که فضایی را در اختیار شهروند روزنامهنگاران عکاس قرار میدهد....
خیلی جالب بود اینکه آیت الله خامنهای بعد از ۲۰ سال رهبری، یکهو امسال چهارشنبهسوریاش گل کند و گیر بدهد به ماجرا. حدس میزنیم که ارسال نامه به ایشان و مراجع برنامهریزی نشده باشد! و حدس میزنیم که سخنان ایشان با توجه به نگرانیهای حاکمیت از زیر سوال رفتن حاکمیت در روزهای ویژه بیارتباط باشد، و اینکه ایشان نتوانستهاند با اتوبوس هزاران هزار داوطلب بسیجی را برای پریدن از روی آتش بسیج کنند.همه ساندیسهای دنیا برای جمع کردن این تعداد آدم کافی نبود...بود؟ اما نکته جالب ماجرا این است که هر که آمد، عملا حاکمیت را زیر سوال برد و نشان داد نه به مرجعیت علاقه دارد، نه به ولایت فقیه. حمله پلیس ضد شورش به مردمی که شادی میکردند، حمله به مخالفان ولایت فقیه بود. حمله به مخالفان «خلیفه» آدم یک جوری به یاد حوادث سالهای اول حاکمیت مسلمانان میافتد...میشود گفت که کسانی که از روی آتش پریدند، نخواستند با خلیفه شام «بیعت» کنند. اما آیا سران جنبش سبز هم از روی آتش پریدند؟...
هر از گاهی، مطلبی را از سایت خودنویس به عنوان «نشانه» یا «فکت» در رسانههای حاکم نقل میکنند با این منطق که این مجموعه دارد برای بدست آوردن موقعیت یا پس زدن رقیب تلاش میکند. عدم درک کارکرد این سایت «شهروند روزنامهنگاری» از سوی جماعت حاکم بعید نیست. درکی از فضای باز اینترنتی ندارند. وقتی روزنامه کیهان، سایت «بالاترین» که میتواند نسخه ایرانی سایت «دیگ» باشد را وابسته به اسرائیل میخواند، بیآنکه بداند ساختارش چیست و مدیرش عملا کمترین دخالتی در محتوای سایت ندارد، معلوم است که نمیتواند فهم درستی از یک سایت شهروند روزنامهنگاری داشته باشد که نویسندگان و پدیدآورندگان محتوا در آن، داوطلبانه مطالب خود را در سایت میگذارند یا برای ما ایمیل میکنند. تا کنون ۲۰۰۲ مطلب و طرح و عکس و فیلم متفاوت در خودنویس منتشر شده است. آن هم در طول سه ماه، اما سایتهای جناح راستی دوست دارند با بازنشر بخشی از نوشتههای انتقادی، نشان دهند که اولا اینجا، یک سایت «ضد انقلابی» است، درثانی هدف دست اندرکارانش، زدن رقیب «همجناح» است. ...
هیچکس را نباید تا زمان اثبات جرمش، مجرم خواند. اصل بر برائت است. نباید خبرنگار صدا و سیما را بیدلیل به چیزی که هنوز اثبات نشده با چوب راند. اما این سوال وجود دارد که آیا نظام ایران که دارد به در و دیوار میزند که از معصوميت از دست رفته خبرنگار ایرانی ساکن ایتالیا دفاع کند، توجهی به بیگناهی روزنامهنگاران ایرانی ساکن ایران هم دارد؟ در طول ماههای بعد از انتخابات، دهها روزنامهنگار ایران به زندان افتاده اند، شکنجه شدهاند، خانوادههاشان تهدید و تحقیر شدهاند...برای چه؟ انتقاد بهمن احمدی امویی از سیاستهای اقتصادی دولت؟ یا تحلیلهای حقوقی وحید پوراستاد؟ گزارشها و گفتگوهای اکبر منتجبی؟ گزارشهای آنلاین مسعود باستانی؟ تفسیرهای خبری احمدزیدآبادی؟ این دردناک است، خیلی هم دردناک است؛ تبعیض میان خبرنگاران خودی و غیر خودی. روزی که سعید مرتضوی هنوز رئیس دادگاه شعبه ۱۴۱۰ بود و گفت متهم همان مجرم است، تاییدی بود بر نگاه حاکم بر قوه قضاییه، همان نهادی که آیتالله شاهرودی آنرا موقع تحویل گرفتن در سال ۱۳۷۸، ویرانه خواند، اما موقع تحویل دادن به شیخ لاریجانی، انگار ویرانه را منفجر کرده بود. این تنها خرابکاری بزرگ در سطح ملی است که مجازاتی ندارد! ......
قاعدتا خوانندگان مطالبم میدانند که هیچوقت به هیچ سیاستمداری دل نبستهام، اعصاب همه، منجمله طرفدارانشان را هم خرد کردهام. ممکن است با این نماینده مجلس ...
اطلاعات نویسنده
روزنامهنگار و کارتونیست