نیک آهنگ کوثر

در مدح بالاترین

بعضی از دوستان، خواسته یا ناخواسته خودنویس را با بالاترین مقایسه می‌کنند. کارکرد این دو کاملا متفاوت است. هفته پیش با مهدی یحیی‌نژاد در همین باره حرف زدم و این گفتگو را به شکل پادکست روی خودنویس گذاشتم. اما وقتی یک از همراهان خودنویس در مطلبی خواست که «خودنویس را تبدیل به بالاترین نکنیم»، خیال نمی‌کردم این نگاه فردی او، تبدیل به سوتفاهمی میان خوانندگان و دنبال‌کنندگان دو سایت شود. اساس کار در خودنویس، تولید محتوا و انتشار محتوای شهروندروزنامه‌نگاری است. در اینجا، بر اساس رای اعضا، مطلبی حذف یا اضافه یا روی صفحه اول نمی‌آید. هدف این نبوده و نخواهد بود. اما نکته مثبت بالاترین همین است که بر اساس نظر جمعی، می‌توان دریافت که سلیقه تعداد زیادی از فعالان و کاربران آنلاین چیست. می‌توان فهمید چه مساله‌ای برای خوانندگان مهم‌تر بوده، دغدغه مردم چیست... تفسیر بعضی از دوستان برایم جالب بود. اینکه خیال کنید خودنویس یک سایت وابسته به جنبش سبز است یا مخالف جنبش، باید یادآوری کنم که هر کسی تا زمانی که در چارچوب شهروند روزنامه‌نگاری با هر نگاهی بنویسد، قدمش روی چشم ماست. مطالب متعددی بوده از نویسندگان محترمی که ممکن بود اندکی اهانت آمیز باشد یا اتهام‌هایی وارد می‌کرد که قابل اثبات نبود و از خالقان نوشته‌ها خواسته شده یا مطلب را از نو بنویسند یا اصلاح‌شان کنند. ...
ادامه

شطرنج با حریفی که تخته نرد بازی می‌کند

اعدام دو نفر از متهمان «براندازی» باعث ناراحتی و نگرانی بسیاری از ایرانیان داخل و خارج از کشور شده است. گفته می‌شد که کوتاه آمدن بعضی از سران جنبش اعتراضی، برای کاستن از احتمال اعدام تعدادی از متهمان هم بوده است. از ۱۳۷۶ تا کنون، هر گاه اصلاح‌طلبان محکم عمل کرده‌اند، قدرت مانور رقیب و حاکمیت را گرفته‌اند. اما افتادن در بازی فرسایشی حاکمیت و از دست دادن پتانسیل ایجاد تغییر، بدون ملاحظه‌کاری‌های راهبران جریان اصلاح‌طلبی میسر نبوده است. اعدام دو نفر از متهمانی که حتی گفته می‌شود یکی از آنها پیش از انتخابات ریاست جمهوری بازداشت شده و البته به علت عضویت احتمالی در انجمن پادشاهی، امکان حمایت از آنان از سوی اصلاح‌طلبان گرفته شده، نشانه مبارکی نیست. در حال حاضر، ۹ محکوم به اعدام دیگر هم منتظر نتیجه بررسی احکام در دادگاه تجدید نظر هستند. می‌توان به این نتیجه رسید که بخشی از حاکمیت برای نشان دادن عزم خود بر حفظ نظام به هر قیمتی، حاضر است پی در پی منتقدین را به اتهام محاربه دار بزند تا حلقه را بر بخش نزدیک به حکومت جنبش اعتراضی تنگ‌تر کند. ...
ادامه

اصلاحات؟

من نمی‌توانم باور کنم چطور می‌توان اصلاحات را در وجود کسانی جستجو کرد که سازش بر سر منافع حکومتی را بر خواست مردم ارجح می‌دانند. شما ممکن است طرفدار هر کسی باشید. ممکن است مطمئن باشید که اگر میرحسین امروز رئیس جمهوری بود، خوشبخت خوشبخت بودید. ممکن است خیال کنید، اگر در سال ۱۳۸۴، به جای احمدی‌نژاد، قالیباف بالا می‌آمد، امروز وضع‌مان خیلی بهتر بود... من البته حق دارم با شما مخالف باشم. مخالفت، حق من است. مخالفت نیز حق شماست. کسی شما را مجبور نمی‌کند تابع یک دیدگاه باشید. مگر باید گمان کنیم تحت «ولایت» بودن این یا آن سیاستمدار، همه مشکلات را حل می‌کند؟ آیا پیروی کورکورانه از این یا آن نشانه رشد ماست؟ ما در دوران شبکه‌های اجتماعی آنلاین نفس می‌کشیم. در این شبکه‌ها، می‌توان دید خواست گروه‌های مختلف چیست، بحث کرد، ایراد گرفت، قهر کرد...اما آدم حس می‌کند جزو گروه بزرگی است که نگاهی عمیق‌تر به مسائل دارد. دردمند است. به دنبال راه حل است. طبیعتا سیاستمداران علاوه بر حضور خود، حقوق‌بگیران خود را نیز در این شبکه‌ها فعال می‌کنند. چه ایرادی دارد؟ ...
ادامه

یک خودنوشته در باره خودنویس

هنوز عمر خودنویس به دو ماه نرسیده که بیش از هزار عضو دارد. از هفته آینده، خبرنامه خودنویس به اعضا ارسال خواهد شد، همچنین با کمک دوستان «سبزنامه» مطالب منتشر شده را هر روز به اعضا خواهیم فرستاد. همان‌طوری هم که می‌دانید، سایت دارد یواش یواش کامل می‌شود و مرحله به مرحله پوست می‌اندازد. از این هفته، کمیک استریپ جدید به بخش کارتونستان اضافه خواهد شد. «ملا پیاز» عمری بیشتر از خودنویس دارد، اما از دوستان این سایت اجازه گرفتیم تا این کمیک را اینجا هم منتشر کنیم. اما بازنشر برخی مطالب در سایت برای خیلی‌ها این سوال را ایجاد خواهد کرد که چرا در جایی، از همراهان می‌خواهیم مطالب منتشر نشده را بفرستند و در جایی، برای انتشار مجدد یک طرح اجازه می‌گیریم؟ دو قسمت «خودنوشته» و «بلاگستان»، عملا جای انتشار مطالبی است که تا کنون جایی منتشر نشده است. در بخش‌های دیگر نیز وضعیت تقریبا به همین منوال است. بعضی از دوستان، نوشته‌های خود را ایمیل می‌کنند، و بعضی همان‌جا می‌گذارند تا منتشر شود.البته تعداد اندکی از پست‌های بلاگستان در روزهای اول، بر اساس خواست نویسنده‌هایی که نمی‌توانستند خود مطلب را در "کنترل پنل" خودنویس بگذارند، از روی وبلاگ‌های‌شان برداشته می‌شد. با زیاد شدن کار و مطالب سایت، و فاصله ارسال مطالب آن دوستان، از جمله مسیح علی‌نژاد، توضیح در باره کارکرد سایت را به ایشان بدهکار بودیم که همین‌جا پوزش می‌طلبم....
ادامه

اعتیاد به بالاترین

راستش را بخواهید، من به بالاترین معتاد شده‌ام. این اعتیاد، یکی از شیرین‌ترین مشکلات زندگی من شده است. الان که یک ساعتی است که سایت مشکل پیدا کرده، خمار خمارم...حالم گرفته است...به مهدی یحیی‌نژاد پیام می‌دهم که چی شده؟ می‌گوید در حال درست کردنش هستیم...دو باره سر می‌زنم...پیغام روی سایت می‌‌خورد توی ذوقم...502 Bad Gateway...اما واقعا فکر کرده‌اید چند سال پیش که بالاترین را نداشتیم، چه می‌کردیم؟ چک کردن بالاترین تبدیل شده به بالاترین عادت من! ببینم چه موضوعی داغ شده است، بخوانم کدام کامنت‌گذاران داغ کرده‌اند، ببینم چه کسی داغی به دل فردی دیگر گذاشته...«بعضی‌ها داغش را دوست دارند!». بسیاری از ما جزو خانواده بزرگ بالاترین شده‌ایم. یک شبکه بزرگ آنلاین که می‌توانیم مخالف هم باشیم، شدیدا به هم اعتراض کنیم، بگذاریم طرفداران این و آن قضاوت کنند و ...ما خیلی از فامیل‌های آنلاین‌مان را آنجا می‌بینیم! خیلی راحت در بالاترین پسر خاله هم می‌شویم (در مورد خانم‌ها نمی‌دانم! احتمالا پسرخاله نمی‌شوند!). اما گر چه هست، می‌توانیم در این جامعه آنلاین، در باره اهداف‌مان، کارمان، نگاه‌مان بحث کنیم. می‌بینیم ایده‌آل‌هایمان چقدر متفاوت است....
ادامه

میزان، رای ملت است، حتی در برنامه ۹۰، یا چگونه فرق آدم با ناموس با «و غیره» را تشخیص دادم؟

ماجرا ساده است. فردوسی‌پور، مجری محبوب برنامه تلویزیونی ۹۰، وقتی متهم به دست بردن در آرای «اس-ام-اس» مردم می‌شود، از نظر مخاطبانش دفاعی ناموسی می‌کند. ...
ادامه

۱۹۱ کامنت؟ یا حضرت فیل!

شاید کسی باورش نشود که دیروز، وقت عمده من صرف خواندن تک تک کامنت‌های پای کارتون «پنج تن آل عطا» شد. به هر حال بایستی پیش از انتشار همه را بخوانم. نکته جالب، محدوده کوچک خاکستری میان دو قطب سیاه و سفید بود. مخالفین و موافقین فضای زیادی را اشغال کرده بودند! تازه، تعدادی از کامنت‌ها که تکراری یا اهانت آمیز هم بودند را منتشر نکردم. نه فقط اهانت به من، که اهانت به دکتر سروش یا عطا‌الله مهاجرانی و گنجی. اما یک سوال بزرگ برایم پیش آمد؛ مرز اهانت کجاست؟ تعدادی از خوانندگان و بینندگانی که از بالاترین به اینجا آمده بودند، این کارتون را اهانت‌آمیز خواندند. البته این تفسیر از نگاه من، نوعی مخالفت بود. آیا این کارتون به کسی اهانت کرده بود؟ چند هفته پیش وقتی بحث برسر کشیدن مراجع داغ بود، تعداد زیادی از دوستان معتقد بودند که کشیدن کاریکاتور مراجع ایرادی ندارد، و حتی طرح آیت‌الله خامنه‌ای (که واقعا کاریکاتور هم نبود!) چندان به مذاق‌شان خوش نیامد، چون او را نابود نکرده بودم. اما عده‌ای دیگر در آن سر طیف، ورود رهبر ایران را به یک کارتون، بر نتافتند و آنرا اهانتی مسلم فرض کردند. ...
ادامه
گپی با سردار سید محمد رضا حسینی مدحی

گپی با سردار سید محمد رضا حسینی مدحی

دیروز با سردار سید رضا حسینی (مدحی) گفتگو کردم. این گفتگو مثل یک گپ است و به‌سان گفتگوهای رادیویی تنظیم نشده. از این سردار سابق که دو سالی است خارج از کشور زندگی می‌کند سوال‌هایی پرسیدم که شنیدنش خالی از لطف نیست. چندی پیش روزنامه «بانکوک پست» با او گفتگو کرد. اما سوال‌های زیادی پیرامون علل خروج او، مدارک ارائه شده، تجربیات فردی او در نظام و دلایلش برای فاش کردن برخی مسائل مطرح شده است که در این باره باز هم از او خواهیم پرسید....
ادامه

پادکست‌های ما

ما در خودنویس، از روز اول به فکر راه‌ انداختن بخش پادکست بوده‌ایم، اما به خاطر هزار و یک کار همزمان، مجبور شدیم فاز به فاز جلو برویم. در فاز اول، چند نفر از همکاران پادکست‌های خود را برای سایت تولید کردند که می‌توانید در این بخش گوش‌شان دهید. اما دیروز که با یکی از نیروهای سابق امنیتی گفتگو می‌کردم، به این نتیجه رسیدم که غافل ماندن از این بخش بیشتر از این جایز نیست. الان گفتگوی ۱۵ دقیقه‌ای با سردار سید رضا حسینی مدحی را بدون ادیت اضافه حاضر کرده‌ام که باید قاعدتا تا آخر شب روی سایت بیاید، و اگر بخت با من یار باشد، گفتگوهای این بخش را جدی‌تر پی خواهم گرفت تا این رسانه شهروند روزنامه‌نگاری فعال‌تر بشود. یکی از راه‌هایی که می‌توانید با افراد گفتگو کنید، استفاده از «اسکایپ» و سیستم ضبط آن است. اگر فرد مورد نظرتان نیز مجهز به کامپیوتری باشد که اسکایپ رویش هست، مشکل‌تان کاملا حل است! کیفیت صدا آنقدر خوب خواهد بود که شنونده خیلی واضح می‌تواند حتی صدای تق و توق انگشت طرف مقابل روی کی‌برد را بشنود. ...
ادامه

گوسفندها و بزغاله‌ها

شاید این سوال برای‌تان پیش آمده باشد که آیا تشویق برای جماعت رسانه‌ای باعث می‌شود که انتقادها و یا حتی حملات را نادیده بگیرند؟ راستش، عدم توجه به نقد و نظر مخالف راحت‌ترین کار ممکن است، اما ساختار رسانه‌های شهروندی بر اساس فرار تنظیم نشده است. این بار که متهم خود من هستم، راحت‌تر هم می‌توانم حرف بزنم و لازم نیست از جانب دوستانم سخنی بگویم. ماجرا ساده است؛ آغاز تبدیل مباحث انسانی و اجتماعی به تمثیل‌های حیوانی در کارتون‌های اخیرم. راستش تقصیر تا حد زیادی گردن من و همکاران کارتونیست من است. ما در آشنا کردن مخاطبان کارتون با یکی از قدیمی‌ترین فنون و کلیشه‌های رایج کوتاهی کرده‌ایم. گرچه از زمان یونان و روم قدیم، تمثیل چهره‌های انسانی به حیوانی در آثار هنری فراوان دیده می‌شود، اما در ادبیات خودمان کم نداشته‌ایم. کلیله و دمنه شاید بهترین مثال باشد. اما حساسیت به برخی حیوانات در ایران باعث می‌شود که بعضی احساس اهانت کنند. این طبیعتا باعث خوشحالی طراح نیست....
ادامه
قلعه حیوانات - شماره ۱

قلعه حیوانات - شماره ۱

This is Khodnevi’s new comic, titled, Iranian Animal Farm. Sheep in front are shouting "We are followers of the donkey and obey his hee-haw ", and others are responding: "We will attack the kids." Of course it rhymes in Persian. This comic refers to Ayatallah Alamolhoda's speech last week in Tehran, where he called the opposition, “kids and calves." The sheep are the best supporters of the powerful "Donkey,” who is somehow similar to the character of Napoleon in George Orwell’s Animal Farm.

...ساندیس ما خوش آمدی!

از «قلعه حیوانات»، تا «حیواناتی که بر ما حکومت می‌کنند»......
ادامه

لینک دادن ممنوع! نقل از مطالب ممنوعه هم ممنوع! حتی شما کیهان عزیز

لابد می‌دانید که لینک دادن به مطالب سایت‌های ممنوعه، خودش ممنوع است. یعنی عملا اطلاع‌رسانی امور ممنوعه از سوی دادستانی ممنوع شده است. اما نکته جالب آنکه دست‌اندرکاران کیهان که البته نیاز به فیلترشکن ندارند (فیلتر شکن شوند، همه طوطیان توپ‌خانه!)، هر روز چند ساعت وقت صرف می‌کنند تا ببینند ما در اینجا چگونه مطالب «براندازان» و «محاربین» را منتشر می‌کنیم! وقتی تعاریف برادران را می‌خوانم، خنده‌ام می‌گیرد! مازیار بهاری می‌گفت بازجوی‌ سپاهی او را جاسوس می دانست، چون در برنامه تلویزیونی "دیلی شو" شبکه کمدی آمریکا، مقابل جیسون جونز در هیبت یک جاسوس ظاهر شده. یعنی برادران متهعد ما نمی‌دانند کسی که جاسوس است نمی‌آید خودش را در یک برنامه کمدی لو بدهد. راستش حرف‌های مازیار را که می‌شنیدم، بیشتر از آنکه خنده‌ام بگیرد، دردم گرفت. وای به روزگار مردمی که کارهای بزرگ‌اش دست آدم‌های کوچک بیافتد! البته از نظر فیزیکی، برادران چندان هم کوچک نیستند، اما شواهد نشان می‌دهد از نظر ذهنی، مشکلاتی دارند. ...
ادامه

برانداز لیلی...دوستت دارم خیلی...

اطلاعاتی‌ها معمولا آدم‌هایی بسیار جدی هستند. وقتی چشم‌بند بسته‌ای و دارند تو را سین جیم می‌کنند، حس می‌کنی این آدمی که دارد با تو حرف می‌زند، یا هیولا است که فقط برای نترسناندن بیشترت به تو چشم‌بند بسته‌اند تا نبینی‌اش، یا در زندگی‌اش هیچ‌وقت نخندیده و از تابستان سال ۱۳۶۷، دائم جام زهر نوشیده. اما وقتی دیروز فهرست ۶۲ تایی موسسات بر‌انداز از نظر وزارت اطلاعات را می‌خواندم، بی اختیار خنده‌ام گرفت. یعنی معاون وزیر اطلاعات، همکاری با ۶۲ موسسه خارجی را غیرقانونی دانسته بود، چون تلاش‌شان در جهت براندازی بوده است. حالا کجای این لیست خنده‌دار است؟ نه! من به لیست نخندیدم! به منطق معاون وزیر خندیدم! آخر با این روندی که مقام‌های نهادهای امنیتی و نظامی و انتظامی ایران دارند اجرا می‌کنند، کدام دولت خارجی حاضر است منابع خودش را برای براندازی دولت ایران حرام کند؟ الان با این وضعیت، حکومت دارد از درون منفجر می‌شود....
ادامه

شبکه‌های اجتماعی، جانشین رهبران می‌شوند یا نه؟

در بیانیه شماره ۱۷ میرحسین موسوی، به نقش شبکه‌های اجتماعی اشاره شده بود. گویی این شبکه‌ها از حالت مجازی خارج شده‌اند و تعیین می‌کنند فردا مردم بیرون بیایند یا نیایند. یعنی به عبارتی دیگر، موسوی خود را جزوی از همین شبکه‌ها خوانده بود، نه رهبر یک جنبش. شبکه‌های اجتماعی، مرا یاد احضار روح با استکان می‌اندازند! یادتان می‌آید، قدیم‌ترها می‌نشستیم دور هم و روی یک مقوا حروف الفبا را درون دایره‌های مجزا می‌نوشتیم. چند نفری سعی می‌کردیم در نور شمع، تمرکز کنیم تا جناب روح سر و کله‌اش پیدا شود، بعد به نوک انگشتان ما منتقل شود تا استکان را روی دایره‌های حروف الفبا برود و از روح جواب‌های‌مان را بگیریم. همه نوک انگشت اشاره‌شان به استکان بود و البته نباید فشار هم می‌آوردند! اما نکته جالب این بود که جوابی هم گرفته می‌شد که می‌توانست ناشی از فشار یا تمرکز بیشتر یکی از چند احضار کننده آماتور توی اتاق باشد. الان شبکه‌های اجتماعی شاید چنین باشند. همه دارند تلاش می‌کنند به جوابی برسند، اما آنانکه تلاش بیشتری می‌کنند، نتیجه را معمولا تغییر می‌دهند. ...
ادامه
شبکه‌های آنلاین اجتماعی و رو کردن دست خبرگزاری فارس

شبکه‌های آنلاین اجتماعی و رو کردن دست خبرگزاری فارس

امروز ازطریق توییتر، به لینکی هدایت شدم که عکس یکی از حاضران در راهپیمایی اخیر هوادارن دولت را نشان می‌داد. البته همراه با عکس‌های دیگر همین خبرگزاری از او در روزهایی دیگر. البته در یکی از عکس‌ها، ماسکی هم زده است که می‌تواند محل بحث باشد... ...
ادامه

ما را دنبال کنید