نیک آهنگ کوثر

اپوزیسیون یا قمپزیسیون؟ - ۲

اپوزیسیون یا قمپزیسیون؟ - ۲

گمان نمی‌کردم مجبور شوم یا بخواهم یادداشت پیشین را ادامه دهم، اما خبرها و بحث‌هایی که در طول سه روز گذشته شنیده‌ام نگذاشت حتی در ساعات محدود سفر چندان بیکار بنشینم. بر اساس آنچه از منابع مختلف شنیده‌ام و دریافته‌ام، بخشی از اپوزیسیون با هدف «آلترناتیوسازی» می‌خواهد خود را نماینده اکثریت مردم ایران معرفی کند. اگر قرار است یک گروه اندک‌شمار، بر اساس یک طرح از پیش برنامه‌ریزی شده، فردا در استکهلم یا هر پایتخت دیگری، مراسم «تاج‌گذاری» برپا یا ردای رهبری «صوری» به تن یکی کند و نهایتا کسانی دیگر فرمان به دست باشند و خیال قدرت‌های اروپایی را راحت کنند که «آلترناتیو» یا جانشین پیدا شده و مشکل حل است، گمانم همه اندکی اشتباه کرده‌اند. بدون تردید، جمع شدن نمایندگان واقعی گروه‌های اجتماعی و سیاسی کنار هم برای بحثی منطقی و نه یک «بیعت» کارگردانی شده می‌تواند نتایج بهتری برای مردم ایران داشته باشد. اما باز هم سوال‌های بسیاری وجود خواهد داشت. چه کسی تعیین کرده که افرادی، نمایندگان واقعی گروه‌های اجتماعی هستند؟ آیا رای‌گیری شده؟ فکر می‌کنم آخرین رای‌گیری اینترنتی که رویش تبلیغ فراوان کردند و نتیجه‌اش چندان درخشان نبود، به کمپین «رفراندوم» بود که اگر خاطرتان باشد، تعداد آرا به چند ده هزار نفر رسید و بس....
ادامه

اپوزیسیون یا قمپزیسیون؟

طی سال‌های اقامت در ولایات غربی و اشتغال به امور خبری و کارتون‌نگاری، با یک مساله همیشگی در پوشش خبرها مواجه بوده‌ام که بسیار عذاب آور است. آن اینکه برخی از نیروهای سیاسی که هم اکنون در خارج از کشور و در فضای آزاد و با ارزش‌های جامعه باز غرب زندگی می‌کنند، تفسیری که خبر و پوشش خبر دارند، تفاوت چندانی با رویکردهایی که در یک جامعه استبداد زده - مثل ایران- داشتند و دارند، ندارند. یعنی فکر می‌کنند که خبر زمانی رخ می‌دهد و باید پوشش داده شود که از مجرای رای ملوکانه و تایید آنها گذشته باشد و درغیراین صورت خبرنگار، باید چشم برآن ببندد چون یا به صلاح این و آن نیست، یا با انتشارش زمین به آسمان می‌رسد و منتشر کننده باید مورد نقد قرار گیرد. اما نمی‌توان هم داعیه ارزش‌های دموکراتیک داشت و شعارداد واز آینده دموکراتیک برای ایران سخن گفت و ساده‌ترین اصول اولیه یک جامعه دموکراتیک را نادیده گرفت. باور کنید نمی‌شود که نمی‌شود. اگر دنیا را از چشمان یک کارتونیست بنگرید، هر رخداد و پدیده‌ای که شامل افراد سرشناسی شود که به قصدی اقدامی سیاسی را انجام می‌دهند علاون بر عنصر خبر، دارای ارزش‌هایی است که بتوان آن را کشید و زوایای مختلف آن را برجسته کرد. یعنی چه «نرم» باشد چه نباشد «سوژه» است. چه برسد که جمعی بخواهند خارج از قواعد این جامعه آزاد هم بازی کنند. اما اگر بازی کنند مساله مهم این است که این افراد تحمل نقد دارند یا ندارند؟ واقعیت این است که وقتی انتشار خبری که همه ارزش‌های خبری در آن وجود دارد می‌تواند به قبای سازندگان خبر بربخورد، خیلی سخت می‌توان انتظار داشت که چنین پوست نازکانی که نام فعال سیاسی برخورد دارند به درد کار سیاسی مهمی مثل براندازی حکومت جمهوری اسلامی - یا سفیران گذاربه جامعه دموکراتیک- بخورند....
ادامه

با کلامی ساده و کوتاه ارتباط بر قرار کنیم، نه ...

بررسی میزان بیننده‌های نوشته‌های مختلف سایت و همچنین مشارکت خوانندگان و اعضا در بحث مرا باز وادار کرد خواهشم را تکرار کنم. لطفا طولانی ننویسید! یکی از استادان ما که از مدیران بخش خبر تلویزیون سی‌بی‌سی کانادا بود و مدت‌ها سایت این شبکه را اداره می‌کرد می‌گفت که هنر این نیست که طوری بنویسید که «عالی» باشد و هیچکس نخواند! مطلب خوب‌تان را بهتر تنظیم کنید! یک مطلب «خوب» که «خوب» تنظیم شده باشد، حتما از مطلبی «عالی» که پاراگراف‌هایش بلند باشد، سخت‌تر خوانده می‌شود. یک مطلب کوتاه «خوب»، حتما بهتر از یک مطلب «عالی» طولانی دیده می‌شود. خوانندگان با دیدن نام کسانی که طولانی می‌نویسند، به طور ناخودآگاه ‌«ماوس»شان به سراغ دیگران خواهد رفت و از کلیک مطلبی که حدس می‌زنند طولانی است، خودداری خواهند کرد! ممکن است خیال کنید که دارم تشویق می‌کنم که از محتوا کاسته شود و مطالب از حالت «آکادمیک» خارج شوند...«آکادمیک»؟ مگر خودنویس سایتی شهروندی نیست؟ اگر باشد، پس طبیعتا بهتر است زبانی برگزید که مخاطبان بیشتری را در برگیرد. به نظر من، هنر این است که محتوایی والا را با فرمی ساده ارائه کنیم. کم نیستند نویسندگان چیره‌دستی که محتوایی درجه ۴ را با هنر خود به شکل مطلبی درجه ۱ عرضه کرده و می‌کنند و طبیعتا «به به» هم زیاد می‌شوند، اما تعارف را کنار بگذاریم! نوشته‌های طولانی و بیشتر از ۵۰۰ کلمه، خوانندگان کمتری دارند. حتی وقتی در بالاترین به آنها لینک داده شد، به سختی امتیاز می‌آورند. امتیاز کمتر، معمولا با خواننده و رجوع کمتر نسبت مستقیم دارد. مطلب کوتاه، پاراگراف‌های کوتاه و جملات کوتاه! آیا می‌توانید جملاتی کوتاه‌تر از ۲۰ کلمه بنویسید و پیام‌تان را به خوبی برسانید؟ پاراگرافتان ۳ تا ۶ جمله باشد؟ کل مطلب‌تان در ۲ دقیقه خوانده شود؟ می‌خواهم چند تجربه و چند مکالمه ساده را برای‌تان بازگو کنم: ...
ادامه
وقتی دختر را به جای پدر محکوم می‌کنند

وقتی دختر را به جای پدر محکوم می‌کنند

این کارتون به طور همزمان در سایت http://www.tv5.org فرانسه منتشر شده است.

هر نوع عملیات تروریستی از سوی هر کسی محکوم است، حتی شما آقای عزیز!

در شرایط «شبه جنگی» اخیر، که ظاهرا بدون لشگرکشی اما با حذف فیزیکی و انفجار همراه است، برای عده‌ای، یافتن مقصر و بستن تهمت کار راحتی است. اگر متناسب با گفتمان جمهوری اسلامی حرف نزنی، عاشقان نظام مقدس در ایران و آمریکا فشار خون‌شان می‌رود بالا و باید حدس بزنی به سرنوشت آیت‌الله مصباح یزدی بعد از انتشار کارتون «استاد تمساح» دچار خواهند شد (گویا فشار آنچنان زیاد بود که برای عمل «هموروئید» به لندن سفر کردند). اگر متناسب با گفتمان دشمنان جمهوری اسلامی حرف نزنی، یکهو می‌شوی «هم‌دل» و«هم‌نشان». مقام‌های جمهوری اسلامی از جمله سردار جزایری حرف از حذف و مقابله می‌زنند. برخی طرفداران حذف برنامه هسته‌ای ایران به هر قیمتی، می‌گویند ترور دانشمندان هسته‌ای کاری قابل قبول است. وقتی یک کاندیدای جمهوری خواه مثل ریک سنتوروم از دولت آمریکا بابت محکومیت ترور دانشمند هسته‌ای انتقاد می‌کند و در عمل طرفدار حذف فیزیکی کارشناسان ایرانی است. خب، اگر دو طرف تندرو، حامی جدی حذف باشند و گروهی هم برای‌شان هورا بکشند، یک جای کار ایراد دارد. اندرو سولیوان در یادداشتی می‌نویسد: «آیا گروه یا کشوری که شهروندان کشوری دیگر را ترور می‌کند، تروریست نیست؟»، اما کسانی معتقدند که قتل هدفمند دشمن ترور نیست. حتما جنگ و کشتار در دو طرف، هوادارانی دارد. کسانی که گویا مرحوم «کنت دراکولا» با آنها ارتباط «خونی» دارد، گویی از خون‌ریزی لذت می‌برند. ...
ادامه
افسران «دوزاری» جنگ نرم که ساعتی هفت هزار تومان مزد می‌گیرند

افسران «دوزاری» جنگ نرم که ساعتی هفت هزار تومان مزد می‌گیرند

این چند وقت، یکی از تفریحات نسبتا سالمه من، دریافت ایمیل و هر از گاهی هم پاسخ به فرستنده‌ای بوده که «ولایت‌مدار» است و مانند همه «ولایت‌مداران» دین و ایمانش «کپی-پیستی» است! کار سازمانی این برادر عزیز که گمانم جزو طبقه مستضعفان فکری است، از ساعت ۸ به وقت تهران شروع می‌شود و ۵ بعد از ظهر می‌رود خانه‌شان! آن وسط‌ها هم غیبش می‌زند که گمانم دارد به یکی دیگر ایمیل می‌زند. دیروز ۳۵ ایمیل فرستاد. واقعا احساس خوبی به من دست داد! اینقدر تفریح کردم که حد ندارد! اولین احساس مثبت اینکه به خاطر وجود امثال من، یک برادر متعهد که احتمالا نمی‌توانست به خاطر توانایی محدود فکری، جایی مشغول به کار بشود، شغلی به‌دست آورده که حقوقی بالاتر از حقوق اساتید دانشگاه گیرش می‌آید. نکند نشنیده‌اید؟ بر اساس خبری که به‌تازگی منتشر شده، به افسران «جنگ نرم» ساعتی هفت هزار تومان حقوق می‌دهند! شوخی نیست! هفت هزار تومان! طرف از ۸ تا ۵ هم کار کند، ۶۳ هزار تومان حقوق روزانه گیرش می‌آید. احتمالا از خانه هم کار می‌کند و صورت‌حساب می‌دهد. به عبارتی شاید ماهانه بیشتر از یک و نیم میلیون تومان گیرش بیاید! اما باور کنید با وضعیت پیش آمده در تنگه هرمز که برادران نظام، مجبور شده‌اند تنگه دهان‌شان را ببندند، و افزایش قیمت دلار، ساعتی هفت هزار تومان به هیچ عنوان تا چند ماه دیگر کفایت نیازهای برادران را نخواهد کرد! این هفت هزارتومان را یحتمل در زمانی تصویب کرده‌اند که دلار ۱۲۰۰ تومان بوده. اما خب، الان که ۱۸۰۰ تومان شده، آیا برادران چماق‌دار سایبری حاضر می‌شوند با همان شور و شوق، «جاسوسان» و «قلم به مزدها» و «خائنین» را سر جای‌شان بنشانند؟ حالا فرض کنید دلار از این هم بالاتر رفت! ...
ادامه
آب‌تنی در آب صفر درجه

آب‌تنی در آب صفر درجه

امروز بعد از ظهر، بیش از ۷۰۰ نفر در شهر اوکویل کانادا مثل هرسال، در ابتدای سال نو میلادی، به درون دریاچه اونتاریو رفتند....
ادامه

ما را دنبال کنید