منوچهر رضائی
۰۳ بهمن ۱۳۹۰
منوچهر رضائی
از این زاویه میتوان گفت عکس گلشیفته فراهانی چیزی را آشکار کرد که شاید دیگران هرگز نتوانستنه بودند بیان کنند.جامعه نیاز دارد تا با خود
پیشنهاد محمد خاتمی به رهبر ایران آنهم در چنین شرایطی یک تاکتیک درست و کاملا حساب شده و دقیق است که رهبر ایران را در شرایط بسیار دشواری قرار میدهد.
تصمیمگیری بین تقصیم قدرت و یا حفظ حکومت مطلقه ولایت فقیه که نتیجهاش تا کنون تجزیه حکومت بود و ادامهاش به نابودی حکومت منجر خواهد شد....
شاید اگر هردو میدانستند که نمیتوان از مردم هزینه کرد وضع بهتری میداشتند، و یا اینکه اگر از مردم هزینه میکنند، به این مردم بیچاره هم توجه کنند و آدم حسابشان کنند، نه برگ رای و نه سیاهی لشکر.
نه ترجمه جمهوری اسلامی به مردمسالاری دینی توانست برایشان قدرت بیشتری بیاورد و نه چسبیدن به ظهور امام زمان، شاید اگر بهراستی به مردم میپیوستند و بهراستی مردمسالار بودند، امروز وضع بگونه دیگری میبود....
احمدی نژاد را بزرگ نکنید! او بزرگ نیست که حتی بسیار هم کوچک است و بهخاطر همین کوچکی هم به این پست در واقع منصوب شده، او خطر زیادی ندارد و نمیتواند هم داشته باشد، خطر از جانب عقلا میتواند بهوجود آید نه از طرف لمپنها....
تجزیه در درون حکومت های ایدئولوژیگرا، از هر نوع، امری اجتناب نا پذیر است، دولت ایدئولوژیک اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی هم دچار همین تجزیه ایدئولوژیک شد؛ بعد از استالین، در دوران خروشچف اختلافات دیده شد، در واقع سرکوبهای گسترده استالین نتوانست مانع گسترش اختلافات گردد، در دوران برژنف هم اختلافات در زیر پوسته کمونیسم، رشد کرد و گورباچف فقط به وجود آن اعتراف کرد و اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی که بسیار مستحکم مینمود کاملا از هم پاشید و تجزیه شد.
وجود فرق مختلف در ادیان نیز از همینجا ناشی میشود , مداهب گوناگون در دین اسلام هم از همین روست , تجزیه جمهوری اسلامی هم امری اجتناب نا پذیر است و کسی نمیتواند جلوی آنرا بگیرد , درواقع هرکدام از دوجناح اصول گرا که در این تجزیه برنده شوند نیز باز هم باید منتظر تجزیه باشند . ...
اکنون نه تنها در عرصه بیان و قلم , و نه تنها در عرصه سیاست ( که حتی رئیس جمهور را هم شامل شده ) و یا در عرصه اقتصاد , که در عرصه اجتماعی نیز نا امنی گسترده شده است و این یک چالش بزرگ است که در طرف مقابل آن همه مردم قرار دارند . ...
به نظر میرسد مساله اخراج یا ابقای مصلحی وزیر اطلاعات، پرده از بحرانی عمیق بین احمدینژاد و رهبری برداشته باشد و اکنون نزاع وارد مرحله بسیار علنی و جدیتری شده است. از یک سو نقدی و طرفداران ولایت هشدار میدهند که فتنه اخیر، یعنی همین باند احمدینژاد بسیار بدتر از فتنه قبلی است و از سوی دیگر حامیان دولت هشدار میدهند که کاخهای آنان را ویران خواهند کرد. آنچه در بطن این درگیریها مشهود است، ترس هر دو طرف از مردم آنهم بخاطر مسایل اقتصادی است. هر دو طرف شرایط را بحرانی میدانند و منتظر شورشهای مردمی هستند ....
حال بنگریم که اگر همین اقتصادی که امام خمینی آنرا زیر بنای خر نامید، بهعنوان اساس در نظر گرفته شود و اقتصاد دولتی رد شود، آنگاه «سیه روی شود هرکه در او غش باشد».
روبنای این اقتصاد که همان حقوق بشر است نیز در همین راستا قابل تبلیغ است و تاکتیکها نیز در همین راستا تعیین میشوند، آیا کسی میتواند با این گونه روشها مخالفت کند؟ حتی مخالفین این راه نیز مجبور خواهند شد که خود را طرفدار آن نشان دهند، چرا که مخالفت با این، درواقع رسوایی است.
به نظر میرسد که این روش میتواند همان کاری را بکند که در سال ۵۷ امام خمینی را به رهبر انقلاب تبدیل کرد......
حاکمان سوریه نیز برای چندین دهه، مردم را از خطر اسراییل ترساندند. در واقع وجود اسراییل امتیاز بزرگی برای دیکتاتوری در سوریه بود، اما مردم سوریه نشان دادند که این حیله دیگر کار ساز نیست و دموکراسی رودی است که به جریان افتاده و هرگز سرباز ایستادن ندارد. اکنون بشار اسد که به راستی دکتر است، دریافته که باید امتیاز بدهد و این بسیار خوب است.
قانون شرایط اضطراری در سوریه لغو میشود؛ امتیاز بزرگی است ....
هرچه فاصله حاکمان از مردم بیشتر میشود، القاب هم بزرگتر میشود. از خدایگان بزرگ ارتش داران شاهنشاه آریامهر گرفته تا امروز که صحبت از سید خراسانی و یا علی گفتن در هنگام تولد است. فرق امروز با دیروز اینست که اکنون کل دین اسلام است که زیر سئوال میرود و مردم به همه آنچه در مورد ائمه گفته شده شک خواهند کرد....
اطلاعات نویسنده