مهدی جامی
طرح یک روز از زندگی ایرانیان ممکن است موفق شود یا با مقاومت و کندی و تردید روبرو شود. این مهم نیست. مهم این است که چنین اتفاقی دیر یا زود خواهد افتاد که ما ثبت زندگی خود را نه تنها برای خود که برای در میان گذاشتن با دیگران انجام دهیم. اگر روز دوشنبه این اتفاق بیفتد معلوم میشود که در زمان درست موضوع مطرح شده است. اگر اتفاق نیافتد طرح زودهنگام بوده است اما بهزودی هنگام آن خواهد رسید. فقط دیر و زود دارد. سوخت و سوزی در کار نیست. این آینده رسانه است. این آینده فرهنگ عمومی است. رسانه و فرهنگ عمومی از این پس هر قدر بگذرد با نقش فردی و انتخاب شخصی مردم بیشتر پیوند میخورد. تنها زندگی دیگران نیست که اهمیت دارد زندگی تک تک ما هم اهمیت دارد. این بزرگداشت زندگی است بزرگداشت زندگی همه ما.
چهار سال پیش درست در شب سالگرد مشروطه بود که رادیو زمانه را شروع کردیم. حالا در استانه یک سالگرد دیگر از این عزیزترین روز ...
این مطلب را مهدی جامی برای سایت «تهران ریویو» نوشته است. با اجازه جامی در خودنویس منتشرش میکنیم. از جامی متشکریم و امیدوار بودیم این مطلب را نخست برای خودنویس میفرستاد تا اینکه آنرا به رسانهای دیگر بر اساس «تعهد حرفهای» و «کاری» بدهد.
توضیح دیگر اینکه خودنویس، ضمن تایید برخی انتقادهای وارده، رسانهای «بی رنگ» است، بر خلاف آنچه «کیهان» و «رجا» میگویند و خودنویس را رسانهای «سبز» میخوانند. خودنویس رسانهای متعلق به همه رنگها است، و جایی است که همه افراد از دیدگاههای مختلف میتوانند از فضایش استفاده کنند.
خانم رضایی مجد هم با وجود آنکه استفاده ابزاری از برخی «فکت»های خبری کرده است، حتی خارج از از «کانتکست»، اما کارش «خبر» نیست و اگر بود، در صفحه اول سایت زیر بخش «اخبار» میآوردیم.
تاکید مهدی جامی بر سختگیری را ارج مینهیم. سختگیری در باب خبر، با سختگیری در باب «نظر» در خودنویس متفاوت است. خانم رضایی مجد، نظری را که داشته، به پشتوانه برخی منابع درست و یا نادرست طرح کرده است. قرارگیری مطلب در فضایی عمومی امکان نقد آنرا فراهم کرده است. خانم رضایی مجد علاوه بر جویا شدن دیدگاه آقای کدیور در باب پرونده «ازدواج مجدد»، سوال کرده است که موضع اقای کدیور در قبال شرکت آقای مهاجرانی در اجلاس «واشینگتن اینستیتوت» چیست. اما مدارک و شواهدی که برای اثبات نگاه خود آورده، محل اشکال است.
«خودنویس»، مجموعهای متعلق به اعضا است. همه میتوانند نویسنده و یا خالق باشند، اما «نویسنده» خواندن یک نفر، برای آنکه به نظر آید بر اساس توافق، یا قرارداد، یا تعهد برای خودنویس مینویسد، که در مطلب مهدی جامی به نظر میآید بر این اساس معنی شده، خارج از «کانتکست» است.
...
هر اتفاقی که در ۲۲ بهمن افتاده باشد و بر سر توصیف آن همداستان باشیم یا نباشیم پیامدهایش را تغییر نخواهد داد. آنچه به عنوان «بعد از ۲۲ بهمن» اتفاق خواهد افتاد بتدریج خود را اشکار میکند. این روند مرحله تازهای در جنبشی است که از۲۲ خرداد آغاز شد و به گمان من آن را تقویت خواهد کرد اما مسیر آن را به طور شاخصی از آنچه تاکنون پیش بینی می شد تغییر خواهد داد. من از این وضعیت جدید استقبال می کنم و خوشحالام که جنبش سبز به راهی خواهد رفت که از تکرار بهمن ۵۷ دور و دورتر خواهد افتاد.
به نظرم ما به سوی آیندهای میرویم که با استعدادهای جنبش همخوانی بیشتر و بیشتری خواهد داشت و از توان نظام تبعیض برای مهار آن بشدت خواهد کاست. چیزهایی که میتوان استشمام کرد و ابرهایی که می توان در افق دید دوره تازهای از جنبش را نوید میدهد. اما هنوز برای روشن کردن همه جنبه های آن خیلی زود است. تنها میتوان طرحی کلی و اتود-وار به دست داد.
نمی دانم امین بزرگیان چقدر از لوازم حرفی که در مقاله بزرگداشت امید مهرگان زده آگاه است. اما به احتمال زیاد اگر همان خط را دنبال کنیم باید آینده جنبش سبز را نوع دیگری ببینیم. من به این گفته او اشاره دارم که بدرستی تاکید کرده است که انقلابهای بزرگ قرن بیستم به نوعی انقلاب نیروهای سنتی بوده است. شاخص همه اینها هم دهقانها و روستائیان هستند....
جنجالی که بر سر پاره کردن عکس آقای خمینی راه انداختهاند همان نشانههای تکراری از بحرانسازیهای حاکمیت را در بر دارد. همیشه یک حادثه تک در یک گوشهای اتفاق میافتد و همان تک حادثه میشود پایه یک جنجال بزرگ. حادثهای که چه بسا در اصل بسیار شبههناک است. مثل همین ماجرای پاره کردن عکس خمینی در جریان اعتراضات دانشجویی.
...
.موبایل که تا دیروز پیش از انتخابات رسانه پیامک بود یکباره رسانه فیلمهای کوتاهی شد که هیچ خبرنگاری امکان تولید آن را نداشت. شهروندان خود خبرنگار شده بودند....
اطلاعات نویسنده