احسان مهرابی
۰۷ بهمن ۱۳۹۰
احسان مهرابی
قبلا هیچ نداشتیم و حال همان هیچمان هم ارزش ندارد.این حکایت مردمی است که درتمام عمربه سختی کار کردهاند و درپایان چیزی ندارند. حداقل دلشان
برادران خادم و برادران محمدی به هم رسیدهاند، برای این به هم رسیدن باید راه بسیار پیموده باشند چرا که آنان را فاصله بسیار است شاید ازفاصله مشهد تا آبادان و لرستان. تفاوت برادران برادران خادم و برادران محمدی ازهمان خانواده آغاز شد .اولی خانواده ای داشتند متمایل به گروههای سنتی مذهبی و دومی پدری داشتند که دراعدامهای فلهای اول انقلاب ازدستش دادند. برادران خادم یک بار ازکشتی به سیاست رفتند و قصد بازگشت دارند شاید بازار سیاست کساد شده است. برای برادران محمدی را قصد رفتن ازتشک به جای دیگر نبود اما تشک را هم ازآنان ستاندند....
اصغر فرهادی و اصغردیگری که «اصغر ع » میگویندش و نام خانوادگیاش را کسی نمیداند، از همین شهرند. اگر ایران را توریسمی بود، شاید فرهادی هم «آنجلینا جولی» و «مدونا» را دعوت میکرد به شهرش، اما حالا که برای این شهر تنها نام «اصغر ع» مانده است و تجاوز و اعدام. ...
نزدیکانش او را ملک عبدالله میخوانند، او هم از شنیدن این نام چندان بدش نمیآید. مخالفان و موافقان قدرتمندی دارد و این را حسن میداند و میگوید که امام اول شیعیان هم مخالفان قدرتمندی داشت و هم موافقان بزرگی. او نان فکری را میخورد که ۳۰ سال پیش به ذهنش خطور کرد و او را درجایگاه ریاست یکی ازقدرتمندترین نهادهای کشور قرار داد. ...
دو برادر اینک سرنوشتی مشابه یافتهاند، البته به یک دلیل مشابه؛ روزگاری حسین سردار بود ورئیس ستاد مشترک سپاه اما جواد دانشجوی مغضوب اخراجی. اما این روزها هر دو گویا وضعیتی یکسان دارند و حسین هم سرنوشت جواد را پیدا کرده و او را نیز منافق میخوانند....
یکی رئیس بانک ملی میشود، دیگران که هرسه سیاسیاند را به سلولهای اوین و رجاییشهر میاندازند. فرشاد حیدری، عبدالله مومنی و رسول بداغی از همان دوران کودکی یکدیگر را میشناختند و البته هر یک شرایطی متفاوت داشتند. فرشاد خانوادهای نسبتا مرفه داشت و شاید از همین رو بود که راه اقتصاد گزید. خانواده عبدالله هم از ابتدا سودای سیاست داشتند. رسول اما وضعیتی متفاوت از هر دو داشت. فرشاد که با بهمن احمدی امویی همکلاسی بود، بعد از فرار «خاوری» مدیر عامل بانک ملی شد....
انتخابات ۸۸ دردسرهای مضاعفی را برای بهائیان به ارمغان آورد، اما حداقل یک حسن بزرگ داشت و آن اینکه فعالان سیاسی، روزنامهنگاران و حتی فعالان حقوق بشری تازه فهمیدند درباره بهاییها چه قدر کم میدانند. زندانیان سیاسی فهمیدند به جز داستان تلخ آنان داستان دیگری نیز هست. گزارش امروز کار احسان محرابی، روزنامهنگاری است که از نزدیک، وضعیت بهاییهای زندانی را لمس کرده است....