آخرين جمعهگردي آقاي نوري علا را كه ميخواني، خوشحال ميشوي ديگران هم «جدی» شدهاند و«ترازنامهي سكولار» بر خلاف بسياري از نوشتههاي نوري علا، از كنشگري خبر ميدهد نه از خردهگيري. من هم – بي تعارف – به وجد آمدهام و اگر نبود اين جديت در متن، اين گونه دكتر اسماعيل نوري علا را مخاطب قرار نميدادم .
در آمد: به عنوان كسي كه تعدادي از بستگانم را در اعدام هاي سياسي ۶۰ و ۶۷ از دست دادهام و معصومانه « شاهدي عيني » بر گورهاي بي نام و جنازه هاي بي كفن بودهام و به اهميت آگاهي در خصوص آنها و محاكمهي متهمان معتقد و پاي بندم ، تلاش ميكنم تا در اين نوشته «در برابر منتقدان»، از نظام رفتاري و فكري بدنهاي از حاكميت ( حتي در اين موارد خاص) در ساليان پس از انقلاب دفاع كنم . اين دفاع يك دفاع عقلاني است و به هيچ وجه جنبه ي ايدئولوژيك ندارد.
براي پرهيز از حاشيه هاي تاريخي و روايي به تمثيل رو آورده ام . به مخاطرات اين مدعا ، نسبتاً آگاهم و به نسبيت هر آنچه مي دانيم اعتراف مي كنم . از تعميق معرفت شناسانه ي موضوع ، پرهيز كرده ام چون مخاطبان سياستمدار و افكار عمومي ، احتياج و علاقه اي به اين تعميق ندارند ! اميدوارم اين نوشته ، مخاطبان اصلي خود را بيابد و به « عقلانيت عملي » در ميان « همه ي » فعالان جنبش سبز كمك كند .
...
«مغالطات» اشارهای کوتاه و انتقادی به «مغالطات منطقي» در نوشتهها و گفته هاي كساني است که به زعم نویسنده، مهماند و حائز اهميت. مغالطات اين هفته به سخنان عطالله مهاجراني ، واكنش اسماعيل نوري علا و يادداشت علي شكوري راد اختصاص دارد ...