«مغالطات» اشارهای کوتاه و انتقادی به «مغالطات منطقي» در نوشتهها و گفته هاي بزرگاني است که به زعم نویسنده، مهماند و حائز اهميت. مغالطات اين هفته به سخنان سيد محمد خاتمي ، سخنراني سيد علي خامنهاي و مصاحبهي حميد رضا جلايي پور اختصاص دارد
شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران » با شعار «هم غزه، هم لبنان، جانم فداي ايران» در مخالفت با گفتمان مداخله جوي احمدينژاد و خامنهاي هر دو موثرند. اما شعار اول «نه غزه ، نه لبنان .. » كار كرد داخلي موثرتري دارد و به عوض شعار «هم غزه، هم لبنان ... » كار كرد بينالمللي مفيدتري خواهد داشت. شعار اول در داخل همبستگيساز است اما شعار ديگر در خارج همبستگيساز است شعار اول به لحاظ اخلاقي و انساني كاملا ً قابل دفاع نيست اگرچه تحريك كننده است اما شعار دوم كاملا ً قابل دفاع است و تحريك كننده و همبستگي ساز....
برادرِ بزرگ! رمز شكست اصلاحات هم همين بود. همه چيز با «جامعه» آغاز شد، اما شما از بچههاي ِ جامعه بريديد. به قول شما جامعه شناسها، فعالان جنبش به نهادها رفتند و خواستههاي جنبش به دل نهادها در آمد تا آه از نهادِ «ما» برآيد. مدتي پيش پرسيدمت، چشم دموكراسي كجاست؟ ميداني چرا؟ چون ميترسيدم باز هم بزنيد و كورش كنيد....
کیست که نداند، روزنامه نگاران مستقل، چشم بیدار ملتند و آنهایند که میتوانند افسار قدرت را به دست بگیرند و لجام قدرت را مهار کنند. کیست که فراموش کرده باشد، انحرافِ قدرت از روزی آغاز شد که چشم بیدار ملت به بر روی صاحبان قدرت بسته شد و دهان منتقدان قدرت، به تمجید دولت گشوده شد. کیست که نشنیده باشد حکایت روباه و زاغ را! و... کیست که می خواهد « روزنامه نگاران مستقل » چشمها را بسته و دهان به آواز بگشایند تا « روبه سیاست » بجهد و طعمه را برباید؟...
«مغالطات » اشاره ای کوتاه و انتقادی به « مغالطات منطقي » در نوشته ها و گفته هاي بزرگاني است که به زعم نویسنده، مهماند و حائز اهميت. مغالطات اين هفته به بيانيه شماره ۱۸ ميرحسين، مانيفيست تاج زاده و سخنان سيد محمد خاتمي اختصاص دارد. ...
بگو ولایتِ چه صنفی و چه قشری از ولایت «فقیه» بدتر بود كه به دامن ولایت فقیه پناه گرفتیم؟ انصاف بده، آیا تمام آنچه ایران در خصوص دموکراسی تولید کرده است، در یک فلاپی دیسکت جا نمی شود؟ دموکراسی لیبرال چه مشکلاتی دارد که آن را نپذیریم؟ چند مقاله و کتاب و نوشته در رد دموکراسی لیبرال در کشور اسلامی ایران تولید شده است که در محافل آکادمیک دارای ارجاع باشد؟ چرا دموكراسی، در ولایت ِ آمریكا بر عراق و افغانستان، زودتر از ولایت فقیه در ایران به ثمر نشست؟ و اما؛ از همین اسلامی که تو از او سخن میگویی، می پرسم. چرا باید «یک حرف معمولی« در خصوص مسئولیت پذیری رئیس جمهور، به قالبِ یک حکم ِ مقدس در بیاید تا به پشتوانهی این تقدس، رئیس جمهورِ یک ملت، با نظر ِ یك نفر برکنار شود؟ آیا این گونه ساقط کردن رئیس جمهور توسط ِ مقدسات، تو را به یادِ ۲۲ خرداد ۸۸ نمیاندازد؟ جواب بده مصطفی !...
بیانیه موسوی و کروبی، البته مشکلِ سرکوب اعتراضها را حل میکند اما مشکل معترضان به قوت خود باقی است. یاد اون جمله مشهور جان لاک در سریال لاست میافتم :« به من نگو چه کاری رو نمیتونم انجام بدم ! »...
القصه ، این روزها ،ایران ِ ما ، شاهد تکرار نام های پدران و پسران است. واژه هایی چون : خمینی، طالقانی، بهشتی، مطهری، هاشمی، خامنهای، بازرگان، شریعتی، سروش، حتی شجریان و ناظری و مخملباف هم، تنها به یک نام راضی نمیشوند …
قرن هاست روزگارِما ، روزگارِ پدران و پسران است. هنوز هم بیحاصلی یک انقلاب به پایان نرسیده است. خبر کردن «آنا» و «کشیش» با من! امیدوارم این بار کاریکاتور نباشد …...