برادرم عبدالرضا؛ این کارها فقط بخاطر قدرت نظام و ضعف ماست!
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
عبدالرضا تاجیک در نامهای بدلیل هتک حرمت در زندان خواستار ملاقات فوری با مسئولین قضائی شد. با خودم فکر کردم اگر همین فردا صادق تیوبلس با عبدالرضا ملاقات بکند از آنجا که هیچکدام از حرفهای عبدالرضا قطعاً مثل بقیه تحت هیچ فشاری گفته نمیشود و ادب مرد هم به ز هتک حرمت اوست به احتمال زیاد عبدالرضا اینجوری باید حرف بزند:
بنده توسط مأمورین وزارت اطلاعات بازداشت و (...) شدم و بلافاصله به اوین منتقل و همانجا (...) گردیدم . مامورین وزارت اطلاعات خیلی با من مهربانی و (...) کردند و درحالیکه (...) دائم میگفتند یا زهرا یا هیچکی! من نمیدانم این زهرا کی است که اینها در حال مهربانی با (...) همهاش میگویند یا زهرا یا زهرا و هیچکس دیگر را هم قبول ندارند. به هرحال ما به انفرادی هدایت و همانجا چند دفعه ارشاد و (...) شدیم و همانطوریکه در نامهام اشاره نمودم آنجا در حضور تمام مسئولین قضائی شلوار ما را جهت آشنائی بیشتر درآوردند و ما برای راحتی بیشتر توی انفرادی بجای بیژامه با شورت میگشتیم که راحتتر باشیم و (...) هم بهتر بود.
بنده سردرنمیآورم (...) چه کاری است که شما یاد گرفتهاید از یکسال پیش با آدمهای سیاسی (...) و (...) را در (...) آدم میکنید . بنده گیرم که تمام قوانین (...) الهی شما را گذاشتهام زمین جفت پا پریدهام روش آیا واقعاً حفظ نظام فقط اینجوری ممکن میشود که شما هم (...) بردارید (...) برود توش؟ یعنی واقعاً اگر قرار به اجرای قانون باشد حتماً باید شلوار ما دربیاید و (...) بسختی انجام بشود؟ جداً فکر میکنی اینطوری ما بیرون که آمدیم بجای نویسندگی میرویم تعویض روغنی میزنیم ؟
نکند حتماً باید غیر از کهریزک صد نفر دیگر هم در اوین (...) و شهید بشوند تا بعد که گندش درآمد آقا آدم بفرستد در (...)گاه زندان بعد بگویند ۲۰۹ و ۲۴۰ و ۳۵۰ اوین هم استاندارد نبود ببین آقا چقدر به (...) و مسائل (...) اهمیت میدهد دستور داد شلوارمان را بکشیم بالا و (...) را تعطیل کنیم ؟ خ.ره! با تمام این کارها صدایم را وقتی از توی زندان هم که باشم به بیرون میرسانم بالاخره که یکروز کلاً بیرون میآیم، بترس از آنروز که صدایم را همه بشنوند و روز حساب تو بشود و در دادگاهت شهادت بدهم و شلوارت را دربیاورند بکشند سرت و (...) و (...) و (...) بشوی بدبخت !
Subscribe to comments feed نظرات (14 نوشته شد):
:))
اصلا حرف نداری تو
در حالیکه عبدالرضا تاجیک و خانواده اش از شرح و تفصیل آنچه که بر ایشان در زندان رفته اکراه دارند و از آن به عنوان " هتک حرمت " یاد کرده اند، شما آن را سوژه طنزتان ساختید که فکر نمی کنم لبی به خنده بجنبد مگر برای ابراز تأسف.
چه بسیار گام ها
که نه از ترس تیغ دشمنان
که از بیم طعنه ی دوستان
در راه مانده اند.
حمید مصدق
بنده سردرنمیآورم (...) چه کاری است که شما یاد گرفتهاید از یکسال پیش با آدمهای سیاسی (...) و (...) را در (...) آدم میکنید . بنده گیرم که تمام قوانین (...) الهی شما را گذاشتهام زمین جفت پا پریدهام روش آیا واقعاً حفظ نظام فقط اینجوری ممکن میشود که شما هم (...) بردارید (...) برود توش؟
فوق العاده اثر گذارتر و تلنگر که نه ضربه شدیدی به ذهن خواننده به ویژه ولایتمداران می زند.
ضمناً آنچه بر بزرگوارانی چون تاجیک رفته از نظر من که به هیچ وجه مایه سرافکندگی آنها نیست بلکه مثل هر نوع شکنجه دیگری مایه افتخار آنهاست و من به شخصه در برابر تحمل آنها از آن مهمتر غیرت و شرافت آنها که باعث شده این اعمال شنیع را برای آگاهی جامعه علنی کنند و از خود بگذرند حقیقتاً سر تعظیم فرود می آورم و اشک در چشمانم حلقه می زند. من به داشتن چنین هموطنان غیور و دلاوری حقیقتاً به خود می بالم گرچه که نصف غیرت و دلاوری آنها را هم نداشته باشم.
-------------
خانم محترم. با چند اسم کامنت میگذارید؟ مینو یا مریم؟
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید