جنبش سبز: جنبشی ضد تبعیض
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
به نظر من جنبش سبز در کلی ترین و مردمی ترین مفهوم آن یک جنبش ضد تبعیض است. جنبش حقوق شهروندی. ضد تبعیض اندیشه ای و باورهای شخصی، ضد تبعیض جنسیتی، ضد تبعیض قومیتی و یا هر شکل دیگر تبعیض میان شهروندان. اما جنبش سبز باید فعالانه تر در طرح مطالبات ضد تبعیضانه اش تلاش کند. درچنین صورتی جنبش سبز به سطح جنبشی واقعا فراگیر در سطح ملی خواهد رسید.
اگر بند اول بیانیه ی شماره ی 17 آقای موسوی را شروعی بدانیم برای بعضی عقب نشینی ها در یک دوره ای از جنبش سبز، مصاحبه ی آخر آقای موسوی اعلام پایان آن دوران است. در آن دوره ی پس از بیانیه ی 17 تلاش هایی شد از هر دو جناح محافظه کاران و اصلاح طلبان تا بلکه جایی در میانه به توافقی حداقلی برسند: از این طرف ریاست جمهوری احمدی نژاد را به رسمیت بشناسند تا آبروی رهبری لااقل میان هوادارنش محفوظ بماند و از آن طرف هم امید داشتند که لااقل شاید فشارها روی سران زندانی اصلاح طلب و بقیه ی زندانیان جنبش سبز کم شود و حتی آزاد شوند و به نوعی به طرف آرامش وضعیت پیش بروند یا به قول آقای رفسنجانی فتیله ها را پائین بکشند.
اما به نظر می رسد که در آن طرف کار، سران میلیارد سپاه و مافیای سیاسی-اقتصادی و امنیتی دست بالا را گرفته اند. به نظر من آقای موسوی در این طرف، موقعیت را خیلی خوب تشخیص داده است. آقای موسوی علیرغم خوشبینی ها و امیدهای اولیه اش امروز بیشتر از همیشه پی برده که حکومت آقایان کوچکترین عقب نشینی اش هم از روی نیرنگ یا خدعه است. بیشتر برای ایجاد چند دستگی بیشتر میان مردم و سرکوب نهائی جنبش سبز است و نه لزوما پیدا کردن راهی برای حل بحران.
آقای موسوی در مصاحبه ی آخرش با سایت کلمه خوشبختانه بی پرده تر حرف می زند. می گویم خوشبختانه چون حالا دیگر می شود نظریات ایشان را مثل هر آدم سیاسی دیگر نقد کرد و نقطه های قوت و ضعف اش را به بحث عمومی گذاشت. تا پیش از این هر گاه که تلاش می شد که سیاست ها و مواضع رهبران جنبش سبز نقد شود همواره این پاسخ را می گرفت که فعلا مصلحت جنبش اینجاب می کند که رهبران اینگونه سخن بگویند و موضع بگیرند. اما حالا آقای موسوی به روشنی مطرح می کنند که به نظرشان قانون اساسی مانند هر قانون دیگر قابل تغییر است. منتها ایشان فعلا بر آن هستند که مطرح کردن تغییر قانون اساسی موجب تفرقه و تشتت میان مردم می شود. من با این گفته ی آقای موسوی موافق نیستم و معتقدم بر عکس، آنچه می تواند موجب چنددستگی و دلزدگی مردم شود همین پافشاری روی عدم لزوم تغییر قانون اساسی است و یا حتی مانند آقای خاتمی تا آنجا پیش برود که بگوید "تغییر قانون اساسی خیانت" است. اما بهرحال نکته ی مثبت این است که حالا می شود درباره ی این مواضع حرف زد و آنها را نقد کرد.
آقای موسوی به درستی به مطالبات جنبش سبز در مورد آزادی های سیاسی و احترام به گوناگونی فکری مردم و عدالت اقتصادی اشاره می کند. بخصوص تاکید آقای موسوی روی مسئله ی عدالت اقتصادی خیلی مهم است. چون حکومت تلاش می کند تا با وابسته کردن اقشار محروم به خودش بعنوان ارباب، ارتشی از مردم محروم و وابسته به کمک های حکومتی را رعیت وار در اختیار داشته باشد. همان مردم محرومی که نامه و عریضه بدست بدنبال ماشین احمدی نژاد و دیگر مسئولان حکومتی دوان هستند. عدم تلاش لازم برای مطرح کردن و پیش بردن اصلاحات اقتصادی متاسفانه یکی از نقطه ضعف های بزرگ دوران آقای خاتمی بود. از طرف دیگر واقعیت این است که امروز در کشور ما کوچکترین اصلاحات اقتصادی با منافع میلیاردی نظامیان و شرکت های متعلق به آنها که بخش بزرگی از اقتصاد کشور را بدست دارند برخورد می کند. اما این، یعنی عدالت اقتصادی از مطالبات اصلی جنبش سبز است که آقای موسوی هم درباره ی آن بدرستی و روشنی صحبت کرد.
جنبش سبز بیشتر از هر چیز یک جنبش ضد تبعیض است. تبعیض میان شهروندان کشور. و به نظر من آقای موسوی که گفته ها و نوشته های اش بازتاب بزرگ داخلی و جهانی دارد باید روی ضد تبعیض بودن جنبش بیش از پیش تاکید کند. عمده ترین شکل تبعیض، تبعیض جنسیتی میان زنان و مردان در کشور است. این عمده ترین شکل تبعیض است چون نیمی از جمعیت کشور، یعنی زنان را در بر می گیرد. جنبش زنان ما بعنوان یکی از فعال ترین جنبش های مدنی، در ماه های پیش از انتخابات به یک تلاش جمعی زیر عنوان "همگرائی زنان" دست زد که در واقع تلاشی بود از طرف فعالان جنبش برابری طلبانه ی زنان، از زن و مرد، برای مطرح کردن مطالبات و خواسته های زنان. خانم رهنورد بعنوان مشاور آقای موسوی بر مهم بودن مطالبات زنان تاکید می کرد و حتی برخی از این مطالبات در برنامه ی انتخاباتی آقای موسوی هم بطور مدون ارائه شد. امروز آن مطالبات همچنان بر جای شان باقی اند. به نظر من در گفته های آقای موسوی درباره ی مطالبات سیاسی و اقتصادی جنبش سبز به این جنبه ی ضد تبعیض جنبش یعنی احقاق مطالبات زنان کمتر توجه شده است. همه ی اینها در حالی است که در هر حرکت و فعالیت جنبش سبز، زنان در صف اول هستند و هزینه های اغلب بسیار سنگین از جسم و جان و روان شان می دهند.
یک نمونه ی مهم دیگر از تبعیض ها که جنبش سبز و شرکت کننده گان در آن بطور طبیعی مطرح می کنند حقوق قومیت هاست. قومیت هایی که به شکل های مختلف یعنی باور مذهبی، حقوق سیاسی و امکانات اجتماعی و فرهنگی مورد تبعیض های نهادینه شده قرار می گیرند. اگر جنبش سبز و بخصوص گفته ها و نوشته های آقایان موسوی و کروبی بتواند مطالبات مدنی قومیت ها را مطرح کند پتانسیل عظیمی را که در مردم مناطق محروم وجود دارد به شکل مثبتی آزاد می کند. مردمی که جای طبیعی شان در جنبش سبز است و امروز شاید آنچنان که باید بیان مطالبات شان را در شعارها و مواضع رهبران این جنبش پیدا نمی کنند. این پتانسیل بزرگ می تواند به هر چه فراگیر شدن جنبش سبز بیانجامد. اتفاقا تبعیض های خشن و مطرح نشدن مطالبات قومیت هاست که می تواند موجب تقویت گرایش های ضد ملی شود. وگرنه جنبش سبز بنا به خصلت خودش می تواند یک جنبش ملی یعنی فراگیر در سطح کشور باشد.
می توان امیدوار بود که با این مصاحبه ی آقای موسوی دوره ی اعتلای دیگری برای جنبش سبز آغاز شده. امیدوار باشیم که با هوشیاری و با چشم های باز و دل پر امید به طرف فراگیرتر شدن و تقویت هر چه بیشتر جنبش سبز مردم ایران حرکت کنیم. جنبشی که از دل مناسبات تبعیض آمیز و در واکنش به آن بیرون آمده و دغدغه ی تغییر و اصلاح را برای امکانات برابر و فرصت های برابر برای همه ی شهروندان دارد.
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.