حدِّ نوشتن درباره "مقام رهبری" تا کجاست؟
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
آنچه اکنون میخوانید تنها در ارتباط با نویسندگانیست که یا در خارج از کشور ساکن هستند و خطری تهدیدشان نمیکند یا در ایران با نام مستعار مینویسند و دست عوامل حکومت به آنها نمیرسد. بدیهیست کسانی که با نام واقعی خود مینویسند باید خطوط قرمزی را رعایت کنند که حکومت به آنها دیکته میکند. به اعتقاد اینجانب در بارهی مقام رهبری میتوانیم تا جایی بنویسیم که در بارهی سایر اهل سیاست مینویسیم. مقام رهبری بهرغم داشتن مرجعیت مذهبی، در امر سیاست مانند هر سیاستمدار عادی دیگر است و فرقی میان او با دیگران نیست. لباس این مقام، امتیاز بیشتری به او در عرصهی سیاست نمیدهد و سپر حفاظتی پیرامون او ایجاد نمیکند. البته نظرِ خودِ مقام و اطرافیان او طبیعتاً چیزِ دیگریست و میل دارند این لباس، احترام ویژه و سپر حفاظتی خاص برای او بهوجود آورد. دلیل این که تفاوتی میان مقام رهبری و سایر سیاستمداران وجود ندارد بسیار روشن است:
مقام رهبری در عرصهی سیاست به عنوان یک سیاستمدار عمل میکند و نه یک روحانی عالیرتبه که احترام ویژه در سطح جامعه و نگاه اکثریت مردم مسلمان دارد. آیتاللهی که نخواهد این احترام ویژه از او سلب شود، باید وارد امر سیاست نشود؛ اگر شد، لباس روحانی حول او خط قرمز ایجاد نخواهد کرد. کسی که زندگی من و شما در اختیار اوست، کسی که با تصمیم او زندگی من و شما میتواند از این رو به آن رو شود، کسی که این قدر قدرت و اختیار دارد که فرمان اعدام کسی را بدهد یا مانع اعدام کسی بشود، پس حق من و شما خواهد بود که از او انتقاد کنیم و اتفاقاً به خاطر قدرت بیش از حدی که در اختیار دارد، به مراتب بیش از دیگران و به مراتب سختتر از دیگران هم از او انتقاد کنیم.
چند سال پیش در مطلبی از آقای مسعود بهنود دیدم که ایشان ورود روحانیان به عرصهی سیاست را به ورود شخص با بار شیشه به بازار مسگران تشبیه کردهاند. تشبیه بسیار خوبیست. کسی که وارد چنین بازاری میشود، باید بارِ شیشه را قبل از ورود در جایی امن بگذارد. یک آیتالله یا آیتاللهالعظمی میتواند جایگاه روحانی خود را حفظ کند و وارد عرصهی پُر تاخت و تاز و پُر انتقاد سیاست نشود. انتقاد تند قلمی از چنین آیتاللهی مگر در عرصهی تخصص دینی و توسط متخصصان امور دینی، از نظر اکثریت مردم جایز نیست و دلیلی هم برای چنین انتقادی وجود ندارد. ولی همین آیتالله یا آیتاللهالعظمی به محض ورود به عرصهی سیاست تبدیل به یک سیاستمدار عادی میشود که باید از او انتقاد کرد.
اگر به دمکراسی معتقد هستیم، یکی از عوامل رشد و پایداری آن انتقاد است. انتقاد نکردن به دلیل لباس روحانیتی که بر تن سیاستمدار است با اصل دمکراسی سیاسی مغایرت دارد. امتیازیست که به ناحق و به شکل تبعیضآمیز به شخص روحانی داده میشود. گناه انتقادی که ممکن است با مقامِ روحانیِ شخص در تضاد باشد به گردن نویسنده و منتقد سیاسی نیست بلکه عامل و باعث آن شخص روحانیست که خواسته است پا به عرصهی سیاست بگذارد.
اما یک خط قرمز، نه تنها برای مقامِ عالی روحانی که برای هر سیاستمدار و حتی هر انسان عادی دیگر وجود دارد و آن رعایت اعتدال و انصاف و ادب در نقد و رعایت حقوق انسانی شخص نقد شونده است. هر نوع نوشته یا تصویر و کاریکاتوری که از نقد سیاسی یا اجتماعی و فرهنگی فراتر رود و به شکل و رنگ و نژاد و مذهب و زبان و ضعف های خدادادی انسان به شیوهای منفی بپردازد، در بارهی هر کس که باشد، جایز نیست و باید به عنوان خط قرمز رعایت شود. در خصوص انتقاد و ادب، و این که نسبت نقد و تندیِ نقد باید در مورد مقامات عالیرتبه به مراتب بیش از مقامات میانی و سطوح پایین مدیریت باشد در آینده سخن خواهیم گفت.
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.