هنر جنگ: چرا به راهپیمایی جمعه نخواهیم رفت
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
فرصت گردهمآیی و راهپیمایی برای گرد آمدن جنبش سبز در خیابانها و نمایش قدرت مردمی عنصری حیاتی برای ادامه ی حیات و حرکت جنبش است. برای برخی از فعالان جنبش فرصت اخیر برای تبدیل تظاهرات حکومتی به نمایش قدرتی دیگر برای جنبش سبز فرصتی است بیبدیل. اما به عقیده ی برخی دیگر این کار در حکم به دام افتادن و قبول سپردن ابتکار عمل به دست حکومت اسلامی است.
پس از بلوای پاره شدن عکس آقای خمینی، رهبران جنبش سبز در داخل ایران، طی بیانیههایی این عمل را به شدت محکوم کردند و از آن تبری جستند. اما حکومت بیکار ننشست و برای اثبات اینکه در راهی که در پیش گرفته است کوتاه نخواهد آمد به طور ضمنی موافقت خود را با راهپیمایی به منظور آنچه صیانت از تقدس آقای خمینی می خواند، اعلام کرد.
در میان موافقان با راهپیمایی روز جمعه دلایل زیر شنیدنی هستند:
۱- هربه ی توهین به «امام» از سوی جنبش سبز از حکومت گرفته میشود و علاقهمندان به آقای خمینی همچنان در صف جنبش می مانند.
رهبران جنبش و در راس آنها میر حسین موسوی هیچگاه به بدی از آقای خمینی یاد نکردهاند و علاقهمندان به آقای خمینی از پیش میدانند که این ترفند پاره شدن عکس، هربه ای حکومتی است و برازنده ی جنبشی که خود را به آن متعلق میدانند – آن هم در برابر دوربین صدا و سیما – نیست. پس علاقه ی آنان به جنبش سبز تحت تأثیر تبلیغات رسانه ی دولتی قرار نمیگیرد تا با راهپیمایی مردمی ترمیم شود.
۲- سران جنبش به صراحت این عمل را محکوم کردهاند و درخواست مجوز راهپیمایی داده اند.
طبیعی است که میرحسین موسوی به دلایل استراتژیک چنین عملی را محکوم کند. اما چرا باید برای شرکت در راهپیمایی عمومی از پیش تعیین شده ی دولت درخواست مجوز کند؟ پیشاپیش برای او روشن است که چنین مجوزی دست کم به او تعلق نخواهد گرفت. اما با این کار به حکومت میفهماند که بازی را خوانده و درسش را بلد است. اگر حکومت مجوز راهپیمایی به موسوی ندهد آن گاه بهانهای برای تبلیغات بر محور «خمینی» نخواهد داشت چون مجوز اعتراض مردمی را صادر نکرده است. از طرف دیگر اگر مجوز را صادر کند به دست خودش تبلیغات خودش را نقض کرده و ثابت کرده است که بزرگترین رهبر مخالفان حکومت فعلی ضد آقای خمینی نیست و کارهایاش از سوی حکومت مورد تأیید است و تمام برنامههای بعدیاش - از جمله طرح بازداشت موسوی – به هم میریزد. موسوی با درخواست مجوز بازی باخت-باختی را پیش روی حکومت گذاشته که با حضور نسنجیده ی مردم در روز جمعه تبدیل به بازی برد-برد حکومتی خواهد شد.
۳- فرصتی دیگر برای جنبش فرهم میآید تا قدرت مردم را به رخ «کودتاچیان» بکشد
آیا واقعاً حکومت ایران از قدرت جنبش سبز آگاه نیست؟ آیا هر فرصتی غنیمت است؟ و آیا هزینهی شرکت خودسرانه در چنین تظاهراتی با تکیه بر شعارهای احساسی مقدمات نابود شدن جنبش سبز را فراهم نمیکند؟ اینها سؤالاتی هستند که مردم فرهیخته ی عضو جنبش باید از خود بپرسند و نیروی خود و اعتماد دیگران را بر سر طرحی چنین رسوا بر باد ندهند.
چرا حکومتی که از کوچکترین اجتماع مردم بیم دارد باید اعلام راهپیمایی کند؟
سران جنبش نمیتوانند علناً به مردم اعلام کنند که موافق چنین راهپیمایی از پیش اعلام شده ی دولتی نیستند زیرا بیانیهی خود را در محکومیت این اقدام زیر سؤال میبرند و بازی را به حریف خواهند
باخت. آنان به درستی اختیار اندیشیدن را به مردم دادهاند تا خود بسنجند که چه باید کرد و در دام واکنش گرایی – که حکومت تا به امروز به آن دچار بوده – نیافتند و ابتکار عمل را به دست اتاق جنگ حریف ندهند.
برخلاف تفکر عدهای که بیانیهی موسوی و کروبی را پذیرش آقای خمینی به عنوان خط قرمز جنبش سبز میدانند باید گفت سان تسو نویسندهی هنرمند کتاب هنر جنگ پس از شرح و بسط حیلههای جنگی میگوید: “تمامی این فنون بر پایه ی به اشتباه انداختن حریف تعبیه شدهاند.”
حکومت ایران باید بداند که جنبش سبز به نوعی یک رزمی کار آیکیدو است. آیکیدو با کوچکترین حرکتی نیروی حملهی حریف را بر ضد خودش استفاده میکند و او را از پا در میآورد. هر چه حریف بیشتر تقلا کند بیشتر بازنده خواهد بود.
حریف جنبش سبز سرطان دارد. یادمان باشد که حتی اگر هیچ تقلایی نیز نکند به زودی خواهد مرد. قاتل او اندیشهی ماست
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.