بيانيه مادران فعالان دربند خطاب به مردم ایران
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
بيانيه هجده تن از مادران فعالان سياسي – مدنی دربند خطاب به مردم ایران در اعتراض به تداوم بازداشت غیرقانونی فرزندانشان
پسرم جعبه آبرنگش را پيش رويم گذاشت
و از من خواست
برايش پرندهاي بكشم
در رنگ خاكستري فرو بردم
قلم مو را
و كشيدم چارگوشي را با قفل و ميلهها!
شگفتي چشمانش را پر كرد :
اما اين يك زندان است ...
نميداني چگونه يك پرنده ميكشند؟!
...
ملت ايران
ثانيههاست كه از نوازش فرزندانمان محروم شدهايم، دقيقههاست صدايشان را نشنيدهايم، ساعتهاست چشم انتظارشان هستيم، روزهاست آغوش هايمان را مامن دردها و شاديهاشان نكردهايم، هفته هاست در انتظار خبريم و ماه هاست كه نميدانيم به كدامين جرم ناكرده مي بايست آنها را در زندان كنند، چشم به در سائيدهايم و كفش به خيابانها تا شايد دست كم خبري از ايشان يابيم اما صد افسوس كه نه تنها اينگونه نشد كه درشتيها ديديم از كساني كه مدعيان اخلاق و آزادگي هستند
با اين همه اگر تنها درشتيها بود تاب مي آورديم، اگر تنها فراق دلبركانمان بود به حرمت ايران سكوت ميكرديم و اگر تنها حبس بود تاب ميآورديم كه فرزندانمان نه عزيزتر از ديگر فرزندان درحبس ايران و نه كم مسئوليتتر از آنان در راه پيشرفت كشور هستند. اما درداد و دريغا و صد افسوس كه به ازاي هر قطره اشك ما اتهامي بر اتهامات فرزندانمان افزوده ميشود.بازداشت هاي بيدلبل كم بود كه هم اينك اتهامات واهي نيز داغي شده بر داغهايمان.اتهاماتي كه پيش از واهي بودنشان خنده ناكند.
هم وطنان
فرزندان ما را كه جملگي به فرياد زدن بر سر مخالف خويش نيز رضا نميدهند به ارتباط با گروهكهاي تروريستي خارج نشين متهم مي كنند، گروهي را به دليل فعاليت در قالب احزاب و گروههاي قانوني به اقدام عليه امنيت كشور متهم مي كنند ، جگر گوشه هايمان را به دليل نوشتن مطلبي در روزنامه اي يا وبلاگي به تبليغ عليه نظام متهم كرده اند ، پاره هاي تنمان را از خلوت دعا و نيايش به درگاه خالق يكتا به كنج زندان برده اند و چنان كرده اند كه خواست رهايي فرزندانمان از پروردگار نيز به اتهام بدل شده است. عضويت در شبكه هاي اجتماعي را به اتهام بدل كرده اند و ملاقات با فرزندان دلبندمان را به لطفي بينهايت از سوي خود تعبير ميكنند، در اين بين ما ماندهايم كه داد از كه ستانيم .
ايرانيان
گفته ميشود تاريخ بيرحمترين داور در دادگاه جهان است، و در همه حال مظلومان را به داوري تاريخ دل خوش ميكنند، تا امروز تاريخ شود و داد مظلومان بستاند. اما در سكوت ما تاريخ كجا سوختن ما را در تب بيخبري از دختران و پسرانمان به ياد خواهد آورد؟ تاريخ كجا به ياد خواهد آورد اشكها و ضجههاي ما را در غم دوري دلبركانمان؟ تاريخ كجا و خون جگري كه از دست مخلوق بيوجدان، شبانه به درگاه خالق شرح ميدهيم كجا؟
هم ميهنان
با قامتي به بلندي فرياد رنج هايمان را با شما باز گفتيم، تا باشد گوش شنوايي در گوشهاي كه به ياد آورد مادر بودن در اين زمانه سخت، بسيار سخت است. تا بداند كه هر لحظه را با شوق در آغوش كشيدن دلبركانمان به تاريخ مي سپاريم اما از پا نمي افتيم.
اي مرغ گرفتار بماني و ببيني
آن روز همايون كه به عالم قفسي نيست
۱ و ۲-حوا ابراهيمي مادر سعيد و مسعود نورمحمدي
۳-مهين جواهري پور مادر مهرداد رحيمي
۴-سكينه خرمن ديز مادر مهرداد اصلاني
۵-زهرا رضا مادر حسين نوراني نژاد
۶-صغري عليپور مادر پريسا كاكايي
۷- طيبه فخري مادر عماد الدين باقي
۸- عصمت كاشاني مادر سعيد ليلاز
۹- شهرزاد كريمان مادر شيوا نظر آهاري
۱۰-فائزه ملكشاهي مادر سعيد حائري
۱۱-مرضيه محبي مادر سعيد جلالي فر
۱۲- معصومه ملول مادر مسعود باستاني
۱۳- ملكه محمدي مادر سميه عالمي پسند
۱۴- نرگس موسوي مادر پيمان چالاكي
۱۵- پروين مخترع مادر كوهيار گودرزي
۱۶- ثريا محمد زاده مادر سعيد كلانكي
۱۷- عارفه نوري مادر مريم ضياء
۱۸- خدابس نظري مادر بهمن احمدي امويي
Subscribe to comments feed نظرات (1 نوشته شد):
نظر خود را بنویسید
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
