وقتی نمیدانم برای چه چیزی مبارزه میکنم ...
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
قصد ما «مرگ بر اصل ولایت فقیه» بود، گفتند زمانش نیست، تغییر باید به مرور انجام شود. دیدیم راست میگویند. موسوی گفت «اجرای بی تنازل قانون اساسی شعار مردم است»، با اینکه تا به حال همچین شعاری از مردم نشنیده بودیم، پذیرفتیم. موسوی گفت اما نگفت یعنی چه؟ هرچقدر فکر کردیم دیدیم اگر اصل ولی فقیه باشد قانون همین است. فقیه میگوید انتخابات سالم بود، بگویی نه، ... محاربی، ... اعدام! از همین رو تظاهرات مخل مبانی اسلام است و ندادن مجوز راهپیمایی قانونیاست. در کل نمیفهمیم منظور موسوی از واژه زیبای «اجرای بی تنازل قانون اساسی» چیست. از طرفی موسوی عشق منفور ما خمینی و دوران طلاییاش را داشت، دلسرد شدیم. از آن طرف خود ما انقدر چند شهید را بزرگ کردیم و به دیگران نپرداختیم که ضرغامی مستند میسازد و پدرش میگوید سبز نبود، حکومت زیر همه چیز میزند و خداحافظ شما. گلویمان را پاره میکنیم بگوییم «نه غزه ، نه لبنان، جانم فدای ایران»، طرف از آن سوی دنیا به دوربین نگاه میکند میگوید ماست سیاه است، و این حس به آدم دست میدهد که عدهای سوار بر او در حال موج سواری هستند. در کوچه و خیابان و بقالی و چقالی از اسانلو و مجید توکلی میگویی، میگویند: «به تو چی میرسه، به فکر نون باش» (من در جنوب تهران ساکنم)، تو هم سعی میکنی به اینترنت پناه ببری تا همفکرت را ببینی. هرچند که این همفکران محله تو را نمیبینند، اما برای روحیه گرفتن بد نیست.
اما مهمترین عامل دلسردی نبود رهبریاست. نه رهبری که ملت حرفش را گوش کند، بلکه رهبری که به حرف اکثریت مردم گوش بسپارد. مثلآ موسوی انتخاب بد ما برای ریاست جمهوری در مقابل بدتری مثل احمدی نژاد بود. وگرنه همه میدانیم که در جامعهای آزاد صحبت از دوران طلایی خمینی و چسباندن عکس رفسنجانی بر پوستر کاندیدا باعث منفوریتش میشود. حالا هر چقدر به دور و برم نگاه میکنم شخصیتی را شایسته رهبری نمیبینم. یا در گذشته با رژیم جنایت کار بودهاند، و حاظر به مبری دانستن خود از آن و مبارزه صد در صد با آن نیستند، یا انقدر کوچکند که قابلیت رهبری یک جنبش را ندارند. به خاطر همین تا دوباره سبز شدنم به نگاه کردن به «مرگ بر خامنهای» که روی دیوار کوچه نوشتم قناعت میکنم.
Subscribe to comments feed نظرات (7 نوشته شد):
،با واژها کمتر بازی کنیم ،و از واژه کمتر سو استفاده کنیم .
آقای کدیور اشتباه شعار نه غزه و نه لبنان را پذیرفت ،و متاسفانه بخش عمده سخنانش در مورد همان اشتباه نادیده گرفته شد .
۲.در مورد آقای کروبی و موسوی در مورد ولایت فقیه ،اگر بدقت به گفتهای آنها توجه کنید ،خط قرمزی نمانده است ،مگر شما هم انتظار داشته باشید ،که این آقایان فردا بیانیه ای صادر نمایند ،مسل من و تو بگویند مرگ بر اصل ولایت فقیه .
یک نگاه ساده ای از بیست و دوم خرداد تا به امروز به رویدادهای ایران بیاندازی ،متوجه خواهی شد ،که هم اکنون ما در کجا هستیم .
یادمه بهرام مشیری می گفت قسمتی از ایرانیا از مرگ زندانبان می ترسند و میگن اگه اون بره پس کی به ما غذا می ده؟!!!
حالا حکایت شماست
تیزی تیشه از نرمی بیده!
این عطش شما برای اینکه حتما یه آقا بالا سر داشته باشین را چطور میشه برطرف کرد جز اینکه یه دیکتاتور بیاد این نقش را بازی کنه؟
یعنی از تربیت ما ایرانیاست؟
اونکه اگر فقیه بگه انتخابات سالمه و ما بگیم نه بعد بگیرن اعداممون کنن خودش اصل مشکل ماست.
داداش من این خلاف قانونه نه خود قانون.
شما از کجای قانون مجوز همچین چیزی را سراغ می تونید بگیرید؟
جنبش سبز جنبش حقوق مدنیه
حقوق مدنی هم با هر تعریفی شامل حقوقی میشه که قانون برای ما در نظر گرفته.
ما در مبارزه برای حقوق معوق و مخالفت با قانون شکنی هستیم.
حالا ضرغامی یا هر کس دیگه هر چی دلش میخواد بگه
اگه قراره 4 نفر از اونطرف مثل ضرغامی و جنتی و چند تا از این ور مثل نیکان و کدیور تو این مسیر انحراف ایجاد کنن که تا حالا ایجاد شده بود.
مگه سی سال رژیم تبلیغ نمی کرد تا یه عده سرسپرده تربیت کنه. با اون همه هزینه و دم و دستک
شد؟
نشد دیگه
برادر عزیزم ما نباید نا امید بشیم
مطمئن باش که ما پیروزیم
شک کنیم توی این شکست را پذیرفتیم
درود بر شهیدان
درود بر شما
دیکته و دیکتاتور را باید انداخت دور
موافقی؟
ما ملت بس من است قیم داشتن اینبار تک تک مان ، رهبریم و رسانه
زنده باد خودمان،
زنده باد تو
زنده باد من
زنده باد ما
در کل این شرایط بهترین شرایطیه که میتونست به وجود بیاد. یعنی احمدینژاد انتخاب بشه و آتیش کینه این آقایون هم شعله ورتر بشه و راست یا دروغ(اصلآ مهم نیست) بگن تقلب شده.(حالا مناظره ها هم که جای خودش رو داره).
خود احمدینژاد هم با درایت فوق العادش ضربه های کاری به پیکره حکومت زد.
پس اینهمه ناشکری نکنید که بهتر از این نمیشد.
والی راه شما از بر افتادن این دولت میگذره. در نظر داشته باشد که انتخابات مجلس و ۳ ساله دیگه انتخابات ریاست جمهوری هست. تا اون موقع همدیگه رو پیدا کنید.
از کسانی مثل موسوی یا کروبی استفاده کنید. با اینها همراه باشید تا زمانی که کار شما رو پیش میبرند. بدش میتونین اون ها رو هم کنار بگذارد واسه یکی بهتر.
مردم سالاری واقعی یعنی این.
من تو ایران نیستم و ۲۵ ساله که نبودم. ولی بیشتر از 15 ساله که عضو سازمان امنستی بینن ملل هستم و برای آزادی و حقوق زندانیان همه جا فعالیت کردم. و تجربه من اینکه حقوق زندانیان و آزادی مردم در تمام جامعه ها دست در دست هست. چرا که آزادی بیان شرط لازم آزادی مردم هست. و اگر مردم از زندان و شکنجه بترسند در حقیقت ازدی بیان ندارند. این برای من شاخص حکومت ها هست.
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید