و اما بحث شیرین کامنت!
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
در روزهای اخیر با داغ شدن بحث رفتن به فاز دوم خودنویس، بسیاری از اعضا نگرانیهای خود را بابت سانسور و کنترل نظرها و نوشتههایشان ابراز کردهاند. طبیعتا اگر بر اساس منطق ایرانی رسانه به مساله نگاه کنیم، میتوانم حق را به این دوستان بدهم. یکی از اشکالهای کلی کار بسیاری از ما این است که وقتی رسانهای را با آداب غربی راه میاندازیم، میخواهیم با روش مدیریتی «هیاتی» ادارهاش کنیم و قواعد ناکارآمد سنتی خودمان را به آن تحمیل کنیم. تعارف که نداریم، شهروند روزنامهنگاری پدیدهای نو است و کاملا غربی، اما این امکان را داریم که برای کار رسانهای فارسی زبان از آن استفاده لازم را ببریم. کامنت گذاری طبیعتا برای بسیاری از ما پدیدهای جدید است. لطفا تعداد رسانههای بزرگ آنلاین فارسی زبان که امکان کامنتگذاری را به مخاطبین میدهند را برشمارید. و از آن مهمتر، رسانههایی که کامنتهای انتقادی را منتشر میکنند. طبیعتا با مرور کامنتهای رسانههای سیاسی، به تعداد کمتری از آنها برخواهید خورد که تحمل مخالفت را داشته باشند. اما چرا کامنت و نظر اهمیت دارد؟ رسانههای امروزی، ابزارهای حرف زدن یکطرفه نیستند و نویسنده و رسانه، با مخاطبانش وارد گفتگویی دوطرفه میشود. با این حال، شما این حق را دارید که با کسی حرف بزنید که آداب قابل قبول گفتگو را بپذیرد. شما با کسی که به شما دشنام میدهد نمیتوانید گفتگویی سالم داشته باشید. شما از فلسفه بگویید و طرف هم رسما بدون توجه به حرفهای شما، بخواهد اعضا خانوادهتان را «آباد» کند. در بررسی ساز و کارهای منطقی کردن رابطه سایت و نویسنده با مخاطب، میتوان الگوی مناسبی پیدا کرد. یکی از منطقیترین الگوها، «شیوهنامه» (۱) سایت روزنامه گاردین انگلستان است. سایتی که روزانه میلیونها نفر بازدید کننده دارد و هزاران کامنت میگیرد. دست اندرکاران گاردین توضیح میدهند که دریافت نظر مخالف و انتقادی برایشان اهمیت زیادی دارد. اما اینکه بتوان اهانت و حمله شخصی به نویسنده را تحمل کرد، حرف دیگری است و از آداب گفتگو به دور است.
کامنتهای تبلیغاتی، کامنتهایی که ناقض کپیرایت باشد، کامنتهایی که تهمت و اهانت به دیگران محسوب شود نباید جایی برای انتشار پیدا کند.
بر اساس همین نگاه، کامنتهای نژادپرستانه، تبعیضآمیز و نفرت پراکن را نمیتوان منتشر کرد.
اگر کامنتی به مطلب ربطی نداشت، نباید منتشرش کرد. به عبارت دیگر، از خوانندگان درخواست میشود که بر اساس مطلبی که خواندهاند کامنت بگذارند. حمله شخصی به نویسنده مطلب هم خارج از قاعده است.
از سوی دیگر، از کامنتگذاران خواسته میشود که با لحنی مناسب پیام بگذارند چون ممکن است طنز آمیز کردن بیش از حد کامنت، پیام مخاطب را دچار خدشه کند.
اما چرا گذاشتن قاعده برای کامنت اهمیت دارد؟ گذاشتن محلی برای ثبت نظر خوانندگان به این دلیل است که هر مطلب میتواند محل برخورد نظرها باشد و در طی همین درگیری دوستانه، میتوان ایدهها را کاملتر کرد و نقاط ضعف مطلب یا حتی کامنت را بهتر درک کرد. اگر فضای سالم گفتگو تبدیل به محل زد و خورد غیر مسوولانه شود، نهایتش هرج و مرجی است که تندترین مخالفان هم تحملش را ندارند.
حفظ سلامت این فضا به نظر من بسیار واجب است.
اما، حفظ سلامت به معنی سانسور نیست. به هیچ وجه چنین اشتباهی نکنید. اگر بر فرض با نگاه من مشکل دارید، انتقادتان را بنویسید، نه اینکه مرا متهم کنید که از اینتلجنس سرویس و نوریزاده و رضا پهلوی و سارا پیلین و جان مککین و نیلکلاس سارکوزی و کارلا برونی پول گرفتهام تا تفرقه بیاندازم! دوستی به عنوان مثال نویسندهای را متهم به دست داشتن در جنایتهای بیشماری کرده بود. این دوست که با هویتی پنهان شده، بدون ارائه سند چنین کرده بود، چقدر قابل اطمینان است؟ فکر میکنم میتوانیم کمی منطقیتر هم باشیم.
چرا فاز دوم؟
این سوال را گروهی از دوستان طرح کردهاند که چرا سایت وارد فاز دوم میشود؟ سادهترن جواب این است که نمیخواهیم درجا بزنیم. فضای بهتری باید برای اعضا فراهم کرد. اگر امکان مشارکت بهتر و بیشتر اعضا فراهم شود، میتوان در آینده امور سایت را به اعضا سپرد. به نظر من اداره محتوای سایت نهایتا باید بر عهده اعضای فعال باشد نه دو سه نفر بنیانگذار سایت. موسسین سایت نهایتا مسوول حفظ آن خواهند بود و نقش نظارتی خواهند داشت.
خودنویس سایتی مشارکتی است که آزادی بیان بر پایه قواعد رسانهای را دنبال میکند. در مسیر رشد حتما اشتباهاتی داشته و خواهد داشت، اما ترجیح میدهیم با نگاهی مسوولانه این رسانه را پیش ببریم.
حالا که خودنویس ۹ ماهه میشود، ممنون میشویم نظرهایتان را برایمان بنویسید تا در فاز دوم، سایت را مشارکتیتر کنیم و مناسبتر برای اعضا. البته مشکلات فنیمان را داریم آرام آرام حل میکنیم...
-----------
Subscribe to comments feed نظرات (22 نوشته شد):
در ارتباط با پانوشت ها هم متوجه شدم خود نویسنده پانوشت میتواند به خودش نمره مثبت دهد ، که چیز خوبی نیست ، اگر ان فرد از سجایای اخلاقی درستی برخوردار نباشد .
بعلاوه ، لازمست که افراد دارای مشخصات کاربری و رمز باشند ، و قبلا جهت ورود به سایت آنرا استفده کنند . برای آندسته از افراد هم که نمیخواهند شناسایی شوند ، شماره ای اختصاص یابد تا همواره با ان شماره امکان درج نوشته یا پانوشت باشند ، تا از سوء استفاده جلوگیری شود
اگر خودنویس لطف نماید میتواند آنرا با کلمه پایبندی اخلاقی ( درستی نداشته باشد ) عوض کند
----------
درست است. البته باید ببینیم چه گزینههای دیگری وجود دارد؟
برادر من، اگر درخواست دیگری دارید، همین حالا و قبل از استارت فاز دویّــم بفرمایید و تعارف نداشته باشید.
درخواست شما، حکایت مهمان ملا نصرالدین را برایم تداعی کرد:
روزي شخصي به خانه ملا آمد و مھمان وي شد. ملا برايش غذا آورد و آن مرد بعد از خوردن غذا گفت:
در شھر ما رسم است كه پس از خوردن غذا مقداري ھم ميوه ميخورند. ملا به تندي سرش را جنباند و گفت:
برعكس در شھر ما اين كار بسيار بد و ناپسند است.
جناب آقای کشتکار
دریــای فــراوان نشــود تیــره به سنــگ
عارف که برنجد، تنگ آب است سر رفت
...........ببخشید، آدم اصولا کامنتهای خودنویس را که بخواند،دریچه ای جدیدبه سویش گشوده می شود!
حالا از شوخی گذشته،من درموردنحوه خبررسانی خودنویس سؤالی داشتم.آیا تمرکزشما فقط روی اخبارایران است یا خبرهای مهم جهان راهم پوشش می دهید؟مثلا خاطرم است درموردتظاهرات سران کشورهای صنعتی درتورنتو ویدئویی داشتید ولی درموردتظاهرات مهم اخیردرآمریکا مطلب خاصی درخودنویس ندیدم.وقایعی که هم اکنون درآمریکا اتفاق می افتدوهمصدایی جمهوریخواهان وبه موازات آن کمپین جنگ طلبان تأثیری مستقیم برمملکت فلک زده مادارد.متأسفانه فعالیت واطلاع رسانی فعالان ضدجنگ غربی به مراتب چشمگیرترازخودما ایرانیهاست.آنقدربه مسائل داخلی سرگرم شده ایم که انگاربرایمان مهم نیست یک مشت هفت تیرکش ورشکسته دوباره چه خوابی برایمان می بینند.
--------------
فاطمه عزیز. اخبار را همراهان خودنویس ارسال میکنند. ممکن است سروش و آرش که در روزهای معینی به کار خبر میپردازند، روی خبرهای ایران متمرکز باشند، اما مثلا هنگام اجلاس جی-۲۰، دارا اخبار تورنتو را پوشش داد و یا "بالاتر فکر کنیم"خبرهای ورزشی را پوشش می دهد. در این ساختار شما میتوانید اخبار حوزههایی که به آنها علاقه بیشتری را دارید منتشر کنید.
آیا شمادرنظرداریدکارگروههایی برای تمرکزروی موضوعات مختلف درست کنید؟مثل سیاست،علمی،فرهنگی-هنری،جامعه و... .یعنی اعضا بتوانندطبق علایق ومعلوماتشان مطلب رادربخش موردنظرانتشاردهند.همین موردآمریکا یک مثال بود.فرضاکسی که درآمریکا زندگی می کندامکانات بیشتری برای تهیه مطلب ازاوضاع سیاسی آنجادارد.
دیگراینکه آیاخط مشی خودنویس بویژه دربخش خبررسانی انتشاراخبارداخل ایران است یا «اوضاع داخلی وسیاست خارجی »دیگرکشورها-بویژه آمریکا-هم جزواولویتهامحسوب می شود؟
بدیهیست که ارسال کننده مطلب بایدعضوخودنویس باشد.منظورمن فقط دانستن «اولویتها»بود.
دشمن در خانه و ما گرد جهان می گردیم!!
به قول شما آنها هفت تیر کش ورشکسته هستند، پس نگرانی شما از این ورشکسته گان چیست؟!
شیخ اجل در گلستان نگاشته است :
منجمی به خانه در آمد. یک مرد بیگانه را دید که با زن او بهم نشسته. دشنام و سقط گفت. فتنه و آشوب برخاست.
صاحبدلی که برین امر واقف بود گفت: تو بر اوج فلک چه دانی چیست که ندانی که در سرایت کیست؟
خیلی دوست دارم مرامنامه خودنویس درباره پرچم ایران و گرایش مذهبی داشتن یا نداشتن این سایت را بدونم.
- با توجه به طرح "اون ممه رو لو لو برد" از مهران که از پرچم بی نشان استفاده شده.
- انتشار چند باره عکسهای مکه و مدینه در قسمت عکاسخانه که گرایشات اسلامی سایت را نشان میده.
با این توصیف اگه از حرف ما 2 تا برداشت می کنین و یکیش شما رو عصبانی یا غمگین می کنه، پس منظور ما این یکی نبود، اون یکی بود.
ضمنا فریده خانم عزیز ، سرور هر چی جر زنه که هر موقع کم میارن، منتقدین را به توهین و فحاشی خود متهم می کنند.
الرب معكم دائما والله يسترنا من النفوس الضعيفة
سبزاللهی ها زبان عربی را بهتر می فهمند و شما هم کمی بخند و اینقدر ترشرو و عصبانی نباش! زندگی ارزش این حرفها رو نداره قربونت برم!
ای تلخ ترین بهانه خندیدن
از من همه گفتن و ز تو نشنیدن
خوش باش، که جاهلان قلدر مسلک
در هر صورت به روی دنیا ........*
-------------------------------
*ادب هم خوب چیزی است
------------
برادر جان، لطف کردی انتقاد کردی، اما من به هیچ وجه انتقاد محترمانهای را سانسور نکردهام. چون سایت شما کامنتها را به هر اسمی منتشر میکند، دیدم فردی به اسم من مطلبی نوشته و اهانتی کرده. آن کامنت اولی از من نیست. همین مشکلی که نمیخواهیم در اینجا تکرار شود.
رادر مکتبی! نیک آهنگ عزیز! برای یک بار هم که شده سرنا را از سر تنگ اش بزن ببین چقدر خوش صدا میشه!
برادر جان! شما به من توضیح بده که چه زمان ملت از حرف مفت ضرر کرده که حالا مرتبه دوم اش باشد و برعکس کی ملت از سانسور منفعت برده که حالا مرتبه دوم اش باشد!؟ برادر جان میدانی این واژه "توهین" چه فلاکتها و بلاها به منافع ملت وارد کرده!؟ نگاه کن به اوضاع دوران شاه! هر کس را که میخواستند از خایه آویزان کنند، اول به او مهر توهین به اعلیحضرت همایونی میزدند و بعد هم طرف را میفرستادند آنجا که عرب نی انداخت.
زمان این یکی دیکتاتور که اوضاع صد برابر بدتر هم شده و به اینجا رسیدیم که اگر به دسته بیل باغبان رهبر هم گفتیم دسته کلنگ! به جرم "توهین" به مقدسات، آدم را راست راست از خایه آویزان میکنند.
حالا با این توصیفات شما زحمت بکشید و تعیین کنید ملت ایران از کدام سوراخ مار بارها گزیده شده!؟ از آزادی بیان یا از "توهین" به این یا آن دسته بیل!؟
سانسورچیهای رژیم هم یک مرتبه که همه چیز را سانسور نمیکنند که برادر! اول رهبر عظیم الشان خمینی ملعون میگوید من روزنامه آیندگان نمیخوانم، بعد تهدید به شکستن قلم ها می کند و عاقبت هم یواش یواش مخالفین را میگیرند و از خایه آویزان میکنند. خلاصه اینکه اگر میخواهید سانسور برپا کنید رودربایستی را کنار بگذارید که ما خسته شدیم از این همه قایم موشک بازیها! صاف و پوست کنده بگویید میخواهید سانسور کنید!
چند مقطع از نوشته شما را اینجا منعکس میکنم و چند سوال مطرح میکنم اگر قلم رنجه فرمودید و پاسخی دادید بسیار سپاسگزار میشوم و اگر هم به[...] مبارکتان فرض کردید که بی خیال!
میفرمایید: "طنز آمیز کردن بیش از حد کامنت، پیام مخاطب را دچار خدشه کند."
چطور شد!؟ حالا طنز آمیز کردن هم خدشه ایجاد میکند!؟ پس من هم میتوانم مدعی شوم که کاریکاتورهای شما هم به ساحت مبارک قاعد اعظم خدشه وارد میکند!! چطور بود خوشتان آمد!؟ برادر جان وقتی کسی زحمت میکشد و کسی را نقد میکند، معمولا هدف اش خدشه دار کردن (زیر سوال بردن) آن نوشته یا نظر است، برای تفنن که کسی نقد نمیکند که برادر جان! این چه منطقای است که شما دارید!؟
میفرمایید: اگر فضای سالم گفتگو تبدیل به محل زد و خورد غیر مسوولانه شود، نهایتش هرج و مرجی است که تندترین مخالفان هم تحملش را ندارند.
زد و خورد قلم به دستان!؟ ای بابا مگر قرار است کلاشنیکف بدست بنویسند!؟ اصولا نوشتن باعث هیچ هرج و مرجی نمیشود این تئوری را شما را از کدام دکان عطاری پیدا کردید!؟
میفرمایید: ... به عنوان مثال نویسندهای را متهم به دست داشتن در جنایتهای بیشماری کرده بود. این دوست که با هویتی پنهان شده، بدون ارائه سند چنین کرده بود، چقدر قابل اطمینان است؟ فکر میکنم میتوانیم کمی منطقیتر هم باشیم.
ای بابا مگر قرار نیست خوانندگان مطلب خودشان قضاوت کنند!؟ نکند شما خودتان را برتر از خوانندگان تان خیال میکنید و خوانندگانتان را انسانهای نادان و بی شعوری فرض کرده اید! که باید هدایت شان کرد!؟
راستی نگفتید ممیزی سایت را چه کسی قرار است به عهده بگیرد!؟ نکند خدای ناکرده حاج آقا سعید مرتضوی را قرار است به خدمت بگیرید!؟
یک توضیح: اگر از واژههایی استفاده کردم که شما را رنجاند به فلان اسب حضرت عباس! منظور همین بود! شاید تلنگری باشد برای اینکه بعضی را بیدار کنیم. گاهی اوقات برای بیدار کردن بعضی باید از ابزار پرقدرت استفاده کرد وگرنه طرف از خواب بیدار نمیشود. یادتان هست بچه که بودیم صبح ها برای بیدار کردن گاهی اوقات پدر یا مادر تهدید میکردند که اگر از خواب بیدار نشویم با پارچ آب به سراغ ما خواهند آمد!؟ استفاده از واژگان که شما آنرا مصداق توهین میدانید هم بعضی مواقع برای بیدار کردن است نه برای توهین!
-----------------
برادر حسن آقا، دامت نروژاته!
مطلب اشارهای بود به آداب مورد نظر "گاردین" و هنوز آییننامه ما تدوین نشده!
بخشی از کامنتها که "تهمت" است و مستندی ندارد مشمول حذف خواهد شد. اهانت در خودنویس تعریفی حداقلی دارد و بنا نیست سانسور سیاسی بکنیم.
اگر کسی را میخواهید بیدار کنید، حتما با فحش باید باشد؟
الان ببین برادر جان فضا در بالاترین چگونه است؟ راضیات میکند؟ اینکه گروهی بر سر کامنتگذار منتقد یک دیدگاه میریزند و تهمت میزنند و منفی ارزشی می دهند؟ آیا باید گذاشت خوانندگان اسیر جنگ روانی آنلاین برخی از دوستان شوند؟
طبیعتا خودنویس در دوره ۹ ماههاش پستی و بلندی داشته، اما هدفش به هیچ وجه حذف "محتوا" نیست. میخواهیم از دوستان خواهش کنیم "فرم" را بهتر کنند، همین!
خودنویس سانسور نمیکند. از دوستانی که بدون سند و دلیل واقعی تهمت میزنند و اهانت را تنها راه بیان نظر میدانند میخواهد راه بهتری پیدا کنند. همین
نظمی به این بی نظمی بدید . فکر کنم هر کی می خواد نظر بده باید به اصول خودنویس قسم بخوره و بعد اظهار فضل کنه .
مرامنامه خودنویس در بخش نظرات :
«« من متعهدمی شوم به عنوان خواننده خودنویس نظرات خوب و شایسته ای بگذاریم که نیکان انها را حذف نکند و تمام مطالب اموزشی بلاگستان را خوانده و التزام عملی به کنواسیون نظر دهی گاردین دارم اعتقاد راسخ دارم که کسی از نظر من نمی رنجد و سعی می کنم هر روز نظر بهتری در خودنویس بگذارم . »»
نیکان نظرت درباره مرامنامه نظر خودنویسی که گذاشتم چیه ؟
-----------------
۱- اگر مطلب را برای خودنویس فرستاده بودند و جایی دیگر منتشر نشده بود، حتما
۲- ایشان همین مطلب را در کامنتی آوردهاند
۳- ما ممنون ایشان به خاطر توجه به مسائله سانسور هستیم. خودنویس سانسورچی نیست، اما از دوستانی که تهمت میزنند و اهانت میکنند می خواهد که روش بهتری برگزینند.
من به عنوان خوانده ثابت و دوستدار خودنویس و مستاجر سایت جالب شما خودم را محق میدانم که نظرم را در این مورد مطرح کنم امید که جیغهای بنفش عده ای از خواهر و برادران طرفدارانم گوش مهمانان را کر نکند .
همنطور که خود مطرح کردید و ما قبول داریم خودنویس قدمی در راهی نوین برداشته، در این کار جرات به خرج دادید که امیدواریم استحکام داشته باشید . مسئله کامنت البته مسئله با اهمیتی بوده و هست و اتفاقن تا به حال یکی از ویژهگیهای خودنویس بوده که بالانس و هم وزنی را بین خواننده و نویسنده ایجاد کرده، دیگر ویژگی خودنویس تریبون آزاد برای نویسندگان است از این رو هجوم جناح خاصی را چه به شکل نویسنده و چه به صورت کامنت گذار به خودنویس را شاهد هستیم حالا اگر برای خواننده آزادی بیان در کامنت گذاری نباشد ( چیزی که این نویسندگان محترم بارها خواستار آن بودند ) نتیجه این میشود که آنها مینویسند یک عده هم هورا میگویند مخالفین هم یا سانسور میشوند و یا حذف و طولی نخواهد کشید که بالاترین دیگری خواهیم داشت، همانطور که میدانید بالاترین هم اینجور که امروز است قبلان نبود، و شما کوثر عزیز خود یکی از فعالین بالاترین بودید که امروز فکر نمیکنم حتا سری آنجا بزنید.
سوال اینجاست که چه کسی کامنتها را کنترل میکند و چه کسی این کنترل گر را کنترل میکند؟ معیار این کنترل چیست؟ توهین از کجا شروع میشود؟مگر نه این است که هر شخص هم برداشت شخصی خودش را دارد؟ چه کسی تعیین میکند کدام حرف توهین است؟؟؟ اینکه به خسرو گلسرخی اتهام تروریست زده بشه توهین است یا اینکه به اتهام زنده گفت بشه بسیجی؟ برای یکی استفاده کردن از مجاهد یا کمونیست فحش محسوب میشود برای دیگری بسیجی یا حزب الله اینجا کی تعیین میکنه که اگر یکی نوشت شما در جهت کمک به رژیم هستید توهین است یا آنکه جواب میده سبزلله؟؟؟؟
ببینید آقای کوثر وقتی شما یک مقاله را منتشر میکنید که از طرف جناح سیاسی خاصی نوشته شده که تعداد آنها روز به روز بیشتر میشه من خواننده که این مقاله را که چیز تازه یی به همراه ندارد و پر از خالی است به امید این میخوانم که کامنت بلبلی.... را که با طنز دردناکی مو شکافی کرده در ادامه بخوانم، کامنت بیچاره که با سادهترین جمله بندی حرف دل را میزند، همسر .... که حضورش پر از فاکت است، شهرام که حرف آخر میزند دوست بی نام عزیزی که تاریخ را ورق میزند،سروش که ادبیات اصیل ایرنیش، حاضر جوابیش خواننده را به وجد میاورد ......... همهٔ این افراد فرهنگ و روش خاص خود را در نگارش دارند که آنها را بخصوص میکند و ما را مسرور از آشنایی با آنها و البته عده یی هم این دیدار برایشان دردناک است که این دو طرفه هست و بهائی است که ما باید برای آزادی بیان پرداخت کنیم، کی گفت که آزادی باید همیشه شیرین باشد؟؟؟ اینکه یک نویسنده با نام مستعار این امکان را دارد از آزادی خودنویس استفاده کند و خودنویس را پوچ و کمتر از کیهان خطاب کند شیرین است ولی اگر جواب بگیرد که مقاله پوچ و بی سرو ته نوشته توهین به حساب میاد؟؟
شما خود بهتر میدانید بقول معروف ریش دست شماست، قیچی هم هم دست شما کمااینکه تا به حال بهترین روش که همان نقطه چین حرفهای توهین آمیز و دادن امتیاز منفی و مثبت است داشتید که خیلی هم موفق عمل کرده، حالا اگر بخواهید بنا به برداشت شخصی خود حرف توهین آمیز را درجه بندی کنید برمیگردیم به همان قدرت شخصی یک فرد یا گروه تعیین کننده، همین اخیرا کامنتی از طرف شما داشتم که : لطفا دوستانه تر کامنت بگذارید...... که پر واضح است که اگر توهین نوشته شده بود انتظار نقطه چین داشتم ولی این فقط کامنتی بود برای تذکری نه برای توهین بلکه برای برای کنترل متن دوستانه یا رسمی که مرا به کاری تاکید میکنه که ممکن است قلبا و منطقاً به آن اعتقادی نداشته باشم ولی برای خوشامد سلیقه یک نفر باید انجام بدم، ارشاد یا تعلیم و تربیت ؟؟
در آخر نیکآهنگ عزیز قدمی برداشتی نوین، خود را از عادت و رسوم کهنه جدا کردی، بذری کاشتی نهالی سر زد امید که این نهال را در فصل تابستان هرس نکنی که مرگ این نهال خواهد بود، نگاهی به معترضان کامنت تحت عنوان توهینامیز بودن بیندازی آنها و نیت آنها را خواهی شناخت.
------------
فریده عزیز. کار در میان دبیران خودنویس تقسیم شده است. ممکن است میزان تساهل ما متفاوت باشد! اما اساس را از این به بعد این میگذاریم که اگر لحن و بیان اهانت آمیز باشد، کامنت را منتشر نکنیم. کامنت نباید تهمت بزند. اما مساله دیگر این است که میزان تحمل ما در برابر اعتراضها متفاوت است، ممکن است من چون پوستم کلفت است یک کامنت برایم عادی باشد و برای دوستی دیگر بسیار اهانت آمیز. سعی میکنم حد وسط را بگیرم.
درست کردن این بخش حتما زمان میبرد اما امیدوارم بتوانیم بر اساس یک قاعده کلی کار کنیم.
اینکه یک دیدگاه مطلبش بیشتر است را باید در تنبلی طرفداران دیدگاه مقابل جستجو کرد.
من و دوستانم میخواهیم خودنویس به سرنوشت دیگر سایتهای اشتراکی مبتلا نشود، از این رو ساختار را داریم تغییر می دهیم. من اتفاقا به بالاترین هم سر میزنم، اما بازیهای گروهی از کاربران را نادیده میگیرم که فضا سازی و جوسازی بیشتر از واقعیت برایشان اهمیت دارد.
ممنون از شما و انتقادتان. مطمئن باشید تمام تلاش ما برای این است که هم آزاد باشیم، هم ازادانه حرف بزنیم و هم با آزادیمان به دیگر قربانیان لطمهای وارد نکنیم.
پاسخ به آن نادانی که دزدی هویت می کند:
خسن آقا نیست نادان! نام مستعار من خُسن آقا است
اقای نیک اهنگ کوثر از انجا که در وبلاگتان بارها ابراز علاقه تان را به مصدق دیده ام خواستم به نکته ای بسیار اشکار اشاره کنم که خود شما نیز مطمئنا به ان اگاه هستید.
هر چند که دنیای مجازی در این روزها پیشرفت زیادی کرده و بسیاری از حوزه های اجتماعی و فراتر از ان را اشغال نموده و حتی در سیاستهای دولتی و جهانی نیز تاثیر مستقیم و گسترده ای داشته و دارد.اما تا پنجاه شصت سال پیش که چنین داستانی نبود.با این حال در ان زمان مصدق به رئیس شهربانی اش دستور داد:مطبوعات در ابراز هرگونه توهین و دروغ و تهمتی به شخص اینجانب و دولت مجازند.نتیجه انکه با انبوه مقالات توهین امیز و سرتیترهای دروغین علیه خود و حتی خانواده اش مواجه شد.حال پرسش من از شما این است ایا سایت وزین شما که بازدید بالایی نیز دارد از جایگاه دولت مصدق با ان همه مشکلاتی که همین ازادی بیان میتوانست برایش فراهم کند(که کرد) بالاتر و تشکیلاتتان از بنیاد سیاسی تحت ریاست او پیچیده تر است؟حال شاید بگویید هدف ما هم جلوگیری از نتایج مشابه سیاسی است که مصدق با انها رو به رو شد ولی دسته کم مصدق خود هیچ گاه ازادی بیان موجود در زمان نخست وزیری اش را تخطئه نکرده و در خاطراتش ان را افتخار خود نیز دانست. نتیجه گیری های خود را در همین حد خلاصه میکنم بقیه اش دیگر با خودتان است.اما رسم اطلاع رسانی و مبارزه مجازی این نیست عزیز من.
-----------
دوست عزیز، در وبلاه حسن آقا هم در پاسختان نوشتم که ما که بر اساس معیارهای مصدق و روزگار او که رسانه را اداره نمیکنیم. هر چیزی قواعدی دارد و میتوان بر پایه تجربه رسانههای موفق به شیوهای منطقی رسید. بحث ما این است که اتهام بدون سند نگذاریم، اهانت را پاس نداریم و بتوانیم به شکلی منطقی و با احترام با هم حرف بزنیم. باور کنید که میشود بدون فحش دادن با هم مخالفت کرد.
به عنوان خواننده ي مطالب و مقالات خودنويس، تاکنون شاهد آن نبوده ام که در کامنت ها ، به مسائل شخصي و خصوصي نويسنده اشاره شده باشد و اگر چنانچه منظورنان وقوع آن بين شما و ديگر کاربران به عنوان مخالف و موافق ذيل مقالات بوده، که قرار است اين رويه اصلاح شود.
عليهذا و صد البته واضح و مبرهن است که در همين راستا، بعضي از نويسندگان بايد حرمت قلم را پاس داشته و از نگارش مقالاتي مانند " آتش اصلاح طلبي آن جاي (....) مخالفين را سوزانده است" پرهيز نمايند و چنانچه در مقاله ي ديگري مدعي مي شوند که شادي و جشن هاي خياباتي ايرانيان در جام ملت هاي آسيا پس از پيروزي تيم ملي ايران بر اسرائيل، بدليل ضديت آنان با قوم يهود و صهيونيست ها بوده و خواننده از وي درخواست منبع و مأخذ مي نمايد، پاسخگو باشد .
http://www.khodnevis.org/index.php?news=8018
پس از مطالعه ی لینک سرکار خانم نیازی و گشتی در اینترنت و شبکه های اجتماعی دیگر، شخص خودم را که با اعتماد به نفس و صرفا بنا بر مشاهدات شخصی در مقام دفاع از خودنویس برآمدم ، ملامت کردم و خجل هستم.
همین طور جدا شرمنده ی این خانم می باشم.
اطمینان دارم که شما بر این نکته ی بدیهی باور دارید که خودنویس، محلی برای حمله به شخصیت حقیقی افراد و زندگی خصوصی شان نمی تواند باشد واین امر تفاوتی ندارد که در فاز ابتدائی قرار داشته باشد و یا دوم . این که فرد یا افرادی با اسامی مختلف هر جا که مطلبی از خانم نیازی منتشر می شود با بی شرمانه ترین الفاظ و ناجوانمردانه ترین شکل ممکن، شخصیت حقیقی ایشان را مورد هجمه قرار داده و متاسفانه در خودنویسی هم که دوستش داریم منتشر شود، برای مسئولین سایت و برای ما به عنوان خواننده ی آن نمی تواند قابل قبول و پذیرش باشد.
امیدوارم ترتیبی اتخاذ فرمائید که دیگر شاهد بروز این گونه بی اخلاقی ها برای هر کس بویژه نویسندگان خودنویس نباشیم و دغدغه های ایشان نیز مرتفع گردد.
------
ممکن است به این نشانی ایمیل بفرستید؟
editor@khodnevis.org
من در آرشیوم چیزی پیدا نمیکنم
۱)توده ایها میگفتنند احمدی نژاد یهودی بود نفوذی امریکا بود (سایت پیک نت )
۲) یهودی ها میگفتنند او دشمن یهود بود میخواست اسرائیل را از نقشه پاک کند
۳)چپ های غیر توده ای و مجاهدین میگفتنند او مهره امریکا بود ، امریکا خودش ج ا را آورده بود و با احمدی بازی موش و گربه میکرد هدف اصلی مخالفت با کمونیسم و ایجاد هلال سبز بود .
۴)مذهبی ها ی سنتی و اصول گرایان میگفتند او و مشایی میخواستند نظام ولایی را به انحراف بکشند ، ایرانیت را وارد اسلام کنند با توطعه .
۵ ) موسوی یادش می آمد که آنها در شمارش رای یک اختلافاتی داشتند که حل نشد. اما هر دو روی امام و بازگشت به او ۱۰۰ در ۱۰۰ هم کلام بودند
۶) اپوزیسیون خارج کشور یادشان می آمد که با او و هر چه او میکرد مخالف بودند حتا اگر از مکتب ایران میگفت حقه بازی بود ، مهمانی میداد زن و مرد قاطی میشدند حقه بود ، شراب سرو میشد تقلب بود ، با امریکا مخالفت میکرد آتش افروزی بود ، میخواست صلح کند به او ایراد سازشکاری میگرفتیم ، با حجاب مخالفت میکرد او را هم صدا با سنتی ها میکوبیدم ، به نظر ما لاریجانی و توکلی و مطهری زیاد اشکال نداشتند چون ما اصلا در مورد آنها چیزی نمینوشتیم فقط مخالفت آنها را با احمدی بزرگ نمایی میکردیم . وزیر زن میگذاشت مخالفت میکردیم مثل متحجرین . اما موسوی میگفت وزیر زن گذاشتن در اختیار ریس جمهور تنها نیست و مجلس باید تایید کند صوت میزدیم ، کف میزدیم ، میگفتیم بیچاره نمیتواند ، نمیگذارند . (سایت اخبار روز و ......)
۷ )آمریکائیها میگفتند او با وسائل خطرناک زیاد بازی میکرد ، ممکن بود دنیا را به آتش بکشد .
۸ )بعضی عرب ها میگفتند او زیادی در مسائل عرب ها فضولی میکرد ، عربهای دیگری هم میگفتند او تنها کسی بود که دوست واقعی اعراب و ضد اسرائیل و امریکا بود .
۹ )روس ها میگفتند او خیلی به ما حال داد تا همین اواخر کلی سود بردیم تا اینکه شریک بهتری پیدا کردیم ان سوی اقیانوس اطلس ، هنوز با او مراوده داشتیم ولی برخی حرفهای او ما را ناراحت میکرد .
۸)چینی ها میگفتند : کی ؟ احمدی نژاد ؟ ما قبل از او و بعد از او از تسبیح و سنگ قبر تا موشک و کامیون و کفش و بنزین می دادیم به او و بقیه . هر چی بود سود ما هرگز خللی ندید .
۹)ونزوئلایی ها پروژه خانه سازی ارزان او را به یاد میاوردند و میهمانی افطار در جوار حرام ، برزیلی ها سود کلان گوشت فروختن تا صنایع خرد و ریز دیگر را .
۱۰ ) مردم کشور های غیر قابل دید روی نقشه او را بزرگترین کمک کننده بدون چشم داشت به یاد می آوردند
۱۱ ) کاسترو اگر زنده بود یادش می آمد که همش تقصیر امریکا و ارتش او بود و احمدی گناهی نداشت اما جنگ اتمی ممکن بود اتفاق بیفتد !!!؟؟؟ ( مگر احمدی اتمی بود ؟)
12 س )مسلمانان رادیکال او را سپر خود در مقابل امریکا به یاد می آوردند. چون بقره حکومت ها ی اسلامی دوست امریکا بودند .
هوا سنگین است اینجا ، کسی پنجره ای باز کند. پنجره ای به سوی حقیقت ، در های مصلحت را کسی ببندد . کسی ان پرده را بیاندازد
دلم هوای انشا ها ی گذشته را دارد . ان زمان که هنوز از همسایه شمالی یاد نگرفته بودیم که تاریخ را وارونه کنیم ، دوباره همه چیز را تعریف کنیم ، همه چیز را از پشت عینک مارکسیسم لنینیسم ببینیم ، از فیلتر دیالکتیک و استالین سنج عبور دهیم . آزادی را به مسلخ عدالت ببریم . عدالتی که هرگز وجود نداشت .
دلم هوای امیر کبیر و قائم مقام و ستار خان و باقر خان و مصدق را دارد . کسی پنجره ای روشن به گذشته باز کند . کسی چون بازرگان که خلاف رسمیت و باورهای غلط افراطی که تا مغز و اعصاب توده ها نفوز کرده با شجاعت و با بیان ساده از سیاست گام به گام بگوید . در عصر اسلام گرایی افراطی و کشتار از رحمت صحبت کند . وقتی همه جا را عمامه بسر ها پر کرده اند و سه تا سه تا صلوات میفرستند تا بتی بسازند سهمگین برای شکستن همه چیز و همه کس ، کراوات بزند و دست زدن را از مردم طلب کند . وقتی همه فریاد خشم و خون خواهی و امپریالیسم ستیزی را دیوانه وار فریاد میکنند او با امریکا مذاکره کند .
وقتی ماشین انقلاب پر قدرت به پیش میتازد و خرد و عقل را زیر پا خورد میکند او از ماندن شاه و سلطنت کردن او بگوید . با اعدام بدون دادگاه و وکیل و هیات منصفه سران رژیم پیش در واپسین روز های انقلاب خون و آتش مخالفت کند . کسی که وقتی زیر چرخ بلاهت انقلابی و بولدوزر حماقت ضد آمریکایی و جنون ولایت و خلافت از پا در آمد شجاعت داشته باشد استعفا دهد ، بگوید سه سه بار به ۹ بار غلط کردیم به جمهوری اسلامی رای دادیم . نه آنکه ۲۳ سال بعد به زور سند مشکوک بسازند برایش که در اعتراض به چیزی استعفای یواشکی کرده که اصلا با ان موافق بوده .
حالم دارد از آرمان گرایی ، شهید پروری ، جنجال و هیاهو های سیاسی بر سر جزئیات برای فدا کردن اصول ، جنگ بر سر چسباندن شهدا و یا زندانیان سیاسی به باند خود ، بازی با کلمات ملی و ملت و قوم ها و زبان مادری به منظور بهره برداری سیاسی و تحریف بهم می خورد . کسی پنجره ای باز کند قبل از اینکه خیلی دیر شده باشد . پنجره ای به سوی حقیقت .
اگر هدف نهای جناابلی مبنی بر یک درد کهنه ملی بوده ،به باور من به بدترین شکل از یک دیدگاه ملی دفاع نمودی ،امید که اگر توانی در قلمت بود ،تلاش کن ساده بنویس ،و هدفمند ،،حتمن آگاهید ،از نادر شاه ،با امیرکبیر ،و پراکنده گوی در مورد چپهای ایران ،و داستان دردناک شادروان محمد مصدق ،و مبارزات بیش از نیم قرن جامعه ایران ،به این سادگی دردی ،و کمکی به ماه نخوهد کرد .
--------------
طرح سوالهایی از کسانی که مدعی پاسخگویی هستند و انتقاد، لجنمال کردن نیست.
کار رسانهای اینقدر تک بعدی نیست که اگر منتقد یک طرف باشی به طرف دیگر تعلق داری. ما تابع کار رسانههای تب لیغاتی نیستیم که به این طرف یا آن طرف تعلق داشته باشیم.
همه جور اتهام به نیکآهنگ رو دیده بودم بغیر از این یکی که مجاهد هم هست، برادر امین میشه بگی با کدام مدرک و از کجا شما فهمیدی که نیکآهنگ از سازمان مجاهدین است ؟؟؟ بعد هم توضیح بدی که یک فرد در آن واحد به چند گروه میشه وابسته باشه؟؟؟ حداقل شما سبزالله ها بشینید با هم مشورت کنید و تصمیم بگیرید که به کی چه اتهامی میخواهید بزنید که ما هم سر در گم نشیم .
چطور یهو اومدی زیر این بیرق؟
فریده... مفتش حامی نیک آهنگ مد ظله العالی علی الخودنویس برای کامنت گذاری!
___________________
آقای محترم / خانم محترمه
نیک آهنگ یک هنرمند و روز نامه نگار است و نه سیاستمدار طالب قدرت، فلذا طبیعی است که نه ایشان نیازمند حمایت است و نه کاربران و خوانندگان سایت خودنویس حامی شخص ایشان، بلکه ما حامی و طرفدار ایشان به عنوان موسس و صاحب این رسانه هسنیم که برای پاسداری از حق آزادی بیان تا آنجایی همت گماشته است که وقتی جنابعالی و دوستانتان ایشان را به طرفداری از سازمان مجاهدین خلق و صدها اتهام دیگر متهم می نمایید، این اتهامات بدون سانسور و دفاعیه ای، چاپ و قضاوت را به عهده ی خوانندگان می گذارد.
ما طرفدار منش و روش این سایت هسنیم که معتقد است تمام کسانی که در طول این ۳۱ سال مسئولیت داشته اند باید در خصوص جنایات ج.ا.ا در مقابل ملت پاسخگو باشند چرا که این جنایتها مشمول مرور زمان نمی گردد.
ما طرفدار این باور هستیم که معتقد است که این سیاستمداران و جویندگان قدرت هستند که باید دنبال مردم بدوند و نه برعکس.
و بالاخره ما طرفدار آزادی بیانی هستیم که ایشان از طریق این سایت فراهم نموده که حتی شما خانم و آقای عزیز، به عنوان مدعیان جنبش سبز - که آن را مصادره به مطلوب تمودید- می توانید مطالب، دیدگاهها و نقطه نظرات خود را منتشر نمایید.
نکته ای که برای ما ایرانیان همیشه عجیب می نماید این نکنه ی مهم است که چگونه کسان و یا طرفداران جبهه ای که ادعای آزادی خواهی دارند، اینگونه نسبت به دیدگاههای منفاوت دیگران ناشکیبا و و با هجمه و غوغاسالاری در پی خفه نمودن و حذف هستند. ظاهرا استدلال ذهنی این تفکر برای شما باید این باشد که آزادی خوب است ولی برای شما که بخواهید صرفا به قدرت برگردید و دمار از روزگار دیگران در بیاورید.! در این صورت باید عرض کنیم که ، این سیستم همین الآن موجود است و عده ای همین کار را انجام می دهند و "خوبش" را هم انجام می دهند. این چه کاری است که آنان را با شما عوض کنیم؟
دوستان!
ما سنگ کسی به سینه نمی زنیم و زیر بیرق کسی هم نمی رویم ولی با نیک آهنگ و این رسانه، تا زمانی که بر این اشتراکات اتفاق نظر داریم، همراه و هم سنگریم و از هیچ گونه تلاشی برای موفقیتش دریغ نخواهیم کرد.
در پایان برای اینکه یادآوری نمایم که چه کسانی از الگوی مرید و مرادی بهره می گیرند و با احساسات پاک و بی آلایش مردم با حماسه سرایی در پی جلب مرید هستند، ذکر قطعاتی از اشعارتان خالی از لطف نیست:
۱.
مرا شمسی شبیه مولوی بود
دلارایی که آرایش قوی بود
یکی پرسید شمست کیست گفتم
همانا میرحسین موسوی بود
۲.
گویند امام ما هوادارش بود
ما نیز هوای موسوی را داریم
۳ .
ای مومنین: یک یا حسین تا میرحسین
۴.
مردم ز سر صمیمیت می خوانند
همواره به نام کوچکت میرحسین
۵.
هرچند که 20 سال دیر آمده است
در بیشه ی انتخاب شیر آمده است
گر سید ما برفت از عرصه برون
برخیز برادرم که میر آمده است
۶.
دلسوخته مردی ، ازلی می خواهیم
از جنس عدالت علی می خواهیم
حرف دل هر چه عاشق این است آری
ما میرحسین موسوی می خواهیم
۷.
هموطن برخیز و عزم کار کن
دوم خرداد را تکرار کن
سیدی دیگر به میدان آمده
موسم تغییر ایران آمده
موسوی از ماست همراهش شویم
۸.
ما به آن سید و این میر ارادت داریم
ما به لبخند گل سرخ شباهت داریم
رای هر پیر و جوان موسوی است
ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم
۹.
بیا چون کوه دالاهو قوی باش
سرود مثنوی معنوی باش
بیا حالا که دیگر خاتمی نیست
رفیق میر حسین موسوی باش
۱۰.
صد شکر به بزم مهر، "میر" آمده است!
امروز به همراهی "پیر" آمده است!
برخیز به یاری اش شتابیم/ که باز
در معرکه، یک شیر دلیر آمده است
۱۱.
دلا اکنون زمان کاهلی نیست
و اصلاحات امری سرسری نیست
اگر خواهان تغییری برادر
بدان مردش به غیر از موسوی نیست
۱۲.
تقویم چه بیقرار است امسال
یک معجزه ای در انتظار است امسال
از یمن حضور سبز سید بی شک
خرداد سر آغاز بهار است امسال
۱۳.
وطن سرشار از درد است برخیز
وطن محتاج یک مرد است برخیز
در این خیزش بیا با موسوی باش
چرا چون بی هماورد است برخیز
۱۴.
در زمره مردان قوي باشد بس
از نسل شريف نبوي باشد و بس
يكمرد اگر به داد ما ها برسد
او مير حسين موسوي باشد و بس
۱۵.
سيدي از نسل پاك مصطفي
با صداقت باز مي خواند تورا
_________________
به قول شاعر:
ره ندارد جلوه ی آزادگی، در کوی عشق
سَـرو اگر کارند آنجا، بید مجنون می دمد
----------
دوستان، لطفا از حمله به یکدیگر بپرهیزید.
دوم از نظر دیدگاه شما کیهان و جرس فرقی ندارند ؟؟
اگر ممکن است ،وجه تشابه ان دو رسانه را توضییح دهید .
بسیار خوب پس به نظر شما رهبر جمهوری اسلامی چه کسی میباشد ؟؟
مسوولیت این همه جنایت به عهده چه کست میباش ؟
عزیز جان مثل اینکه بنده با جناابلی باید در مورد بدیهیات بنویسیم .رهبر حزب سوسیال ناسیولایزم آلمان چه کسی بود ؟؟؟حتمن باید با این ادبیات بنویسم ،که جناابلی کیف کنی ،هیتلر ،،فلان فلان شده ،فاشیست ،
مگر مقام گنده رهبری ،رهبر جمهوری اسلامی نیست ؟؟؟زمانی که شما مینویسد ،کهریزک با همت مقام رهبری بسته شد ؟؟جای هیچ گونه معادله ای چند مجهولی نیست ،بلکه میپرسید ،سعید مرتضوی ،قاتل زهرا کاظمی ،منویات مقام رهبری را بدرستی انجام داد .و مسول تمامی جنایات کهریزک است ،اختلاف دوستان جرس با برخی از دوستان از سنخ ادبیات کاربردی اشان است .نه عزیز جان من هر گز در زندگی سنگ کسی را به سینه نزدم ،و پیشنهاد میکنم که دیگر دوستان هم، هر گز سنگ ،هیچ کس و ناکسی را به سینه نزنند ،چون عصر اش سپری شده ،مگر اینکه انسان تنها برده ، و اسیر افکار خود باشد .
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.


نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید