موانع انتقاد سیاسی (۲): ترس | بلاگستان | صفحه اصلی
نظرات (5)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

موانع انتقاد سیاسی (۲): ترس

۰۳ تیر ۱۳۸۹ ف.م. سخن

ترس، واکنش طبیعی انسان است در مقابل خطر. ترسیدن عامل بقای انسان است؛ واکنشی‌ست که در بسیاری مواقع باعث حفظ جان انسان می‌شود. پس ترسیدن به خودیِ‌خود بد نیست. کسانی که شجاعت را در مقابل ترسیدن قرار می‌دهند و گمان می‌کنند کسی که اصلاً نترسد شجاع است، اشتباه می‌کنند. کسی که اصلاً نترسد –اگر چنین کسی وجود داشته باشد- قطعاً بیمار است و برخی غدد بدن و دستگاه عصبی او مشکل دارد. چنین انسانی چون خطر را حس نمی‌کند و واکنش نشان نمی‌دهد، همواره در معرض آسیب دیدن و نابودی‌ست. یک درجه از این وضع پایین‌تر، تهور است. تهور، شجاعت نیست، افراط در شجاعت است. این افراط هم مثل هر افراط دیگری مذموم است. شجاعت، صفت کسانی‌ست که به‌طور طبیعی می‌ترسند، اما بر ترس خود غلبه می‌کنند. به بیان دیگر آن‌ها بر ترس سوارند، نه ترس بر آن‌ها. منتقدِ سیاسی هم مثل هر انسان دیگری با ترس سر و کار دارد. این ترس در دو وجه عمل می‌کند: ترسی که عامل آن درونی‌ست؛ ترسی که عامل آن بیرونی‌ست. ترس درونی، بیشتر از فرهنگ و مذهب حل شده در وجود منتقد نشأت می‌گیرد. فرضاً فرد مذهبی که نقدی بر ولایت فقیه می‌نویسد، ترس مذهبی مانع بیان تمام احساسات انسانی او نسبت به این مقام مذهبی می‌شود. یا کسی که از بدرفتاری با بهائیان و بی‌دینان انتقاد می‌کند به‌طور ناخودآگاه از آلوده شدن به گناهی که ممکن است در آخرت باعث مجازات او شود می‌هراسد. این ترس درونی که موارد آن بسیار زیاد و بغرنج است مانعی‌ست پنهان بر سر راه منتقد که غلبه بر آن به دلیل پنهان بودن کار آسانی نیست. این ترس، نه واکنش در مقابل خطر بالفعل که واکنش در مقابل خطر بالقوه است؛ خطری که منتقد ظاهراً با آن روبه‌رو نیست.

اما ترس بیرونی، واکنش در مقابل تهدید از جانب حکومت‌، جامعه، خانواده، و امثال آن‌هاست. حکومت با سلاح زندان و شکنجه خطر انتقاد کردن را به منتقد نشان می‌دهد. جامعه با سلاح عکس‌العملِ تند و خشن توده‌ای از منتقد زهرِ چشم می گیرد. خانواده با سلاح طرد و مشاجره، در دل منتقد هراس می‌افکند. موارد چنین ترسی بسیار است که برخی از منتقدان به نوعی با همه یا تعدادی از آن‌ها رودررو هستند.

واکنش منتقد در مقابل چنین خطراتی ترسیدن است. ترس، مانع از انتقاد آزاد او می‌شود. ترس بر قلم او لگام می‌زند و مانع از بیان روشن و صریح بسیاری از نظرات انتقادی‌اش می‌شود. مثال ساده در مورد یک نویسنده‌ی منتقد این‌که به محض نوشتن انتقاد تند و صریح درباره‌ی ولایت فقیه، حکومت آماده‌ی دستگیر کردن او می‌شود. جامعه‌ی مذهبی او را به خاطر نقد ولایت فقیه، ناقد مذهب و دین می‌خواند و آماده‌ی واکنش خشن در مقابل او می‌شود. همسر و خانواده از منتقد می‌خواهند زبان‌اش را نرم کند و در بهترین حالت اصلاً چیزی نگوید والّا زندگی آن‌ها دستخوش ناملایمات و مشکلات داخلی خواهد شد. این خطرات چه بالفعل باشند چه منتقد در ذهن خود آن‌ها را خطر بالقوه بداند یا حتی بزرگ‌نمایی کند، کافی‌ست تا قلم منتقد را کُند گرداند و از برّایی آن بکاهد.

نویسنده‌ی شجاع کسی‌ست که بر این ترس‌ها غلبه کند؛ در مقابل این ترس‌ها بایستد و نگذارد که به انقیادش بکشند. تا آن‌جا که منطق و عقل حکم می‌کند پیش برود و در مرز تهور متوقف شود. نگذارد که شور و هیجان او را از خط شجاعت، به خط بی‌باکی و حماقت بکشاند.

ترس در منتقد وقتی نهادینه شد می‌تواند او را به بیراهه بکشاند. او چون نمی‌خواهد ترسو –به معنی کسی که به ترس اجازه داده است تا بر او سوار شود- باشد یا ترسو نامیده شود، شروع به توجیه عمل‌کرد خود می‌کند؛ شروع به توجیه نوشته‌های متاثر از ترس درونی و بیرونی خود می‌کند؛ حتی شروع به قلب واقعیت می‌کند. چیزهایی را می‌گوید قبول دارد که قبول ندارد. چیزهایی را می‌گوید قبول ندارد که قبول دارد. او انسانی می‌شود پر از تضاد و درگیری درونی که این درگیری به اَشکال گوناگون خود را نشان می‌دهد؛ بر رفتار منتقد و قلم او تاثیر ناسالم می‌گذارد. وقتی آقای سیاست‌مداری می‌گوید فاشیسم از لیبرالیسم بسیار بدتر و خطرناک‌تر است همه می‌دانند –و احتمالاً خود او هم می‌داند- که این قیاس مع‌الفارق ریشه در ترس او از حکومت و عوام دارد. برای این‌که فاشیسم را بکوبد، لازم است که لیبرالیسم را هم بکوبد، نه به خاطر ضعف‌های لیبرالیسم که به خاطر ترس از حکومت و عوام.

خودنویس باید جایگاهی باشد برای منتقدانی که می‌خواهند با انواع و اقسام ترس‌ها مبارزه کنند و راه‌های چیره شدن بر آن‌ها را بیاموزند.

ارزیابی این خبر:

4.20

Subscribe to comments feed نظرات (4 نوشته شد):

آری دوست عزیز من .
این واژه به درستی زیبنده ،برخی از دوستان سبز هست .
از جمله آقای خاتمی ،که از کمینگاه مخوف ترس فرضی ، به سنگر خود کشی ،واقعی
Shahriar در ۰۵ تیر ۱۳۸۹
"کسی که اصلاً نترسد –اگر چنین کسی وجود داشته باشد- قطعاً بیمار است و برخی غدد بدن و دستگاه عصبی او مشکل دارد." آقای ف.م.سخن شما آیا مدرکی در این مورد دارین یا همینجوری بنظرتون آمده؟
ف.م.سخن در ۰۵ تیر ۱۳۸۹
ترس رشته اي از عكس العملها در مغز است كه با واكنشهاي عصبي آغاز و با آزاد شدن مواد شيميايي در بدن كه باعث بالا رفتن ضربان قلب و سرعت بالاي تنفس مي شوند پايان مي پذيرد. مغز يك سيستم بسيار پيچيده است. بيش از صد میلیارد سلولهاي عصبي در آن وجود دارند كه باعث مي شوند كه ما احساس و فكر و عمل داشته باشيم. بعضي از اين رفتارهاي عصبي ناخودآگاه بوجود مي آيند و ترس و واكنشهاي آن يكي از آنهاست. در مغز ما بخشهاي مختلفي وجود دارد كه باعث واكنش ما به ترس مي شود اما چند بخش مهم كه محققان به آنها اشاره مي كنند شامل موارد زير است:

تالاموس: تصميم مي گيرد كه واكنشها در كجا ظاهر شوند ( چشمها يا دهان و ..)

قشر حسي: اطلاعات حسي را تفسير مي كند

هيپوكامپوس: اطلاعات موجود در مغز در رابطه با ترس را دوره مي كند

آميگدالا: احساسات را كشف كرده و احتمال خطر را بررسي مي كند. اطلاعات مربوط به ترس را ذخيره مي نمايد

هيپوتالاموس: عمل و عكس العمل را فعال مي نمايد.

بوجود آمدن ترس:
در واقع احساس ترس در دو شكل وجود دارد. حالت "راه كوتاه" و "راه بلند" كه هردوي آنان ناخود آگاه هستند. در حالت كوتاه همه چيز خيلي سريع و با وجود يك محرك صورت مي گيرد اما در راه بلند امكان تحليل ماجرا وجود دارد.

همان مثال بالا را در نظر بگيريد. زماني كه در اتاق شما به طور ناگهاني باز مي شود . اينكه شما تصور كنيد اين اتفاق به خاطر ورود يك دزد به منزلتان صورت گرفته و يا اينكه باد آنرا باز كرده است وجود دارد اما در حالت راه كوتاه شما اولين چيزي را كه به مغزتان خطور مي كند در نظر مي گيريد و هيچ تحليلي روي آن نداريد. اطلاعات با شنيدن صدا به تالاموس شما منتقل مي شود در اين لحظه مشخص نيست كه سيگنالهاي دريافتي مربوط به ترس است يا خير. بنابر اين فورا به آميگدالا منتقل مي گردد.

آميگدالا به هيپوتالاموس دستور ميدهد كه حالت دفاع و عكس العمل را توليد كند تا شما بتوانيد از خود دفاع كنيد.

در حالت "راه بلند" مسائل كمي متفاوت است. در حالي که شما احساس خطر كرده ايد مغز شروع به تحليل مي كند و احتمالات را در نظر مي گيرد. آيا باز شدن ناگهاني در منزل شما به خاطر ورود يك دزد است و يا اينكه وزش باد مسبب آن بوده است. در اين حالت اطلاعات توسط تالاموس به قشر حسي فرستاده مي شود تا مورد تحليل واقع گردد. پس از آن اطلاعات راهي هيپوكامپوس مي شوند تا سوالات مخصوص پاسخ داده شود. سوالات از اين دسته هستند: آيا من تا كنون با چنين موردي برخورد كرده ام؟ در مورد قبلي اين صدا مربوط به چه موضوعي مي شده است؟ پس از تحليل اطلاعات به آميگدالا فرستاده مي شود و آنجاست كه آميگدالا آن را به هيپوتالاموس دستور مي دهد كه حالت دفاعي را در نظر بگيرد يا خير.

چرا مي ترسيم؟
اگر ما احساس ترس را نداشته باشيم مطمئنا زمان زيادي را زنده نخواهيم بود. ممكن است مارهاي سمي را در دست بگيريم يا اينكه بدون نگاه كردن به اطراف از خيابان بگذريم كه هر دو حال ممكن است زنده نمانيم. در قرن 19 ميلادي اين سوال مطرح شد كه چرا زماني كه مي ترسيم دهان خود را باز مي كنيم و يا اينكه چشمهايمان كاملا باز مي شوند. برخي معتقد بودند كه اين موضوع به خاطر هديه ايست كه خداوند به ما داده است تا بتوانيم ترس خود را نشان دهيم كه فرضيه اي درست است در واقع انقباض عضله هاي ما در هنگام ترس باعث مي شود كه حالت صورت ما تغيير يابد. در واقع احساس ترس همان هديه خداوند است كه باعث مي شود ما مراقب خود باشيم و از هر نوع اتفاقي كه ممكن است زندگي ما را به خطر بيندازد دوري كنيم. و اين اتفاق كاملا غير ارادي است... «همشهری آنلاین»
Shahriar در ۰۸ تیر ۱۳۸۹
"کسی که اصلاً نترسد –اگر چنین کسی وجود داشته باشد- قطعاً بیمار است و برخی غدد بدن و دستگاه عصبی او مشکل دارد."
۱. این جمله شما در متن "همشهری انلین" که به ان ارجاء کردید نیست.
۲. در این متن نویسنده داره فیزیولوگی احساس ترس رو توضیح میده. در اینکه نداشتن ترس چه اتفاقی هم "ممکنه" دبر داشته باشه. ولی از بیماری بنام "ترس نداشتن" چیزی نقد نکرده.
۳. متن "همشهری آنلاین" هم در پاراگراف آخر از ترس بنام "هديه ايست كه خداوند به ما داده است" یاد کرده. ولی این جنبه علمی نداره چون هنوز وجود خدا رو علم پزشکی اثبات نکرده.
۴. شما در جمله خود "قطعاً بیمار است" را به کسی که ترس را حس نمیکنه نسبت دادید و ایشان را به اینکه "برخی غدد بدن و دستگاه عصبی او مشکل دارد" منسوب کردید. حالا این جا شما خود را جای یک پزشک گذاشتید. آیا شما مدرک پزشکی هم دارین؟
خوب بود که آقای ف.م.سخن شما که خود از کار گردانان این سایت هستید و سردبیر هستید سخنانتان وزین و با تا عمق باشه.
دلیری ز هوشیار بودن بود دلاور سزای ستودن بود .
مجموعه نتایج: 4 | نمایش: 1 - 4

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

هفته‌ای که بانک جمکران، شعب استانی زد...

هفته‌ای که بانک جمکران، شعب استانی زد...
معاون فرهنگی مسجد جمکران «با اعلام شماره حساب دفتر نذورات مسجد جمکران» گفته که «شهروندان تهرانی می‌توانند هدایا و نذورات خود را تنها از طریق دفتر نمایندگی مسجد مقدس جمکران که در خیابان پیروزی ایستگاه صد دستگاه واقع شده است، ارائه دهند و هر مرکز یا محلی جز این دفتر مجاز به دریافت نذورات و هدایا نیست»... ملت راه می‌افتند و می‌روند جمکران و در چاه نامه می‌اندازند! و تازه هر ماه هم تولیت آستان مسجد جمکران باید زنگ بزند به تخیله چاه و کلی هزینه کند تا این کاغذها را از داخل چاه خارج کند!...
سیاست | آقای هفته زاده

خامنه‌ای: بر سر موسوی و کروبی کلاه رفت

خامنه‌ای: بر سر موسوی و کروبی کلاه رفت
رهبر جمهوری اسلامی با تأکید بر «سلامت انتخابات در جمهوری اسلامی» و بیان این‌که «باید از شورای نگهبان تبعیت كرد» گفته است: «آن‌ها كه رای نمی‌آورند نیز مراقب باشند كلاهی كه بر سر رای نیاوردگان در سال ۸۸ رفت، بر سر آن‌ها نرود.»...
سیاست | سهند خوانساری

ترجمه فارسی یک کلیپ تبلیغاتی جنجالی؛ داستان جاسوس موساد در ایران

ترجمه فارسی یک کلیپ تبلیغاتی جنجالی؛ داستان جاسوس موساد در ایران
پس از آنکه یک کلیپ تبلیغاتی ضدجمهوری اسلامی که گفته می‌شد درباره تبلت (لوح الکترونیکی) سامسونگ است، جنجال آفرید و کار را به آنجا رساند که رئیس‌ کمیسیون اقتصادی مجلس طرح دوفوریتی برای قطع خرید از شرکت سامسونگ سخن گفت، این شرکت در بیانیه‌ای گفته که از ساخت چنین کلیپی اطلاع نداشته است....
سیاست | سهند خوانساری

شریعتمداری: مهدوی کنی ۵۰ سال دوستی‌اش را با رفسنجانی زیرپا گذاشت

شریعتمداری: مهدوی کنی ۵۰ سال دوستی‌اش را با رفسنجانی زیرپا گذاشت
مدیر مسوول روزنامه کیهان در تمجید از شخصیت رییس مجلس خبرگان، گفت که آیت‌الله مهدوی کنی «در زمین هاشمی بازی نمی‌کند» بلکه وی همواره در «صراط مستقیم» بوده و «به‌خاطر اصول‌گرایی» ۵۰ سال دوستی‌اش را با رفسنجانی زیرپا گذاشت....
سیاست | سروش جعفری

بیانیه فعالان سیاسی و مدنی در خصوص تحریم فعال انتخابات نمایشی مجلس نهم

بیانیه فعالان سیاسی و مدنی در خصوص تحریم فعال انتخابات نمایشی مجلس نهم
نزدیک به ۳۰۰ نفر از فعالان سیاسی خواهان تحریم فعال انتخابات مجلس نهم شده‌اند. در این بیانیه آمده است: «ما از نیروهای سیاسی آزادی خواه، احزاب سیاسی منتقد، فعالان جامعه مدنی و اعضای شبکه‌های اجتماعی منتقد حکومت دعوت می‌کنیم تا با آگاهی بخشی پیرامون مشکلات کشور، افشای ماهیت فرمایشی-نمایشی انتخابات و مشروعیت‌ستانی از سیاست‌های ولایت استبداد و توسعه و تقویت شبکه‌های مجازی، با انجام اقداماتی در حد توان برای شکست مانور تبلیغاتی حکومت و تحریم فعال انتخابات بکوشند.»...
سیاست | خودنویس

ما را دنبال کنید