سانسور سردبیر
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
قصد داشتم امروز قسمت دومِ موانع انتقاد سیاسی را برای خودنویس ارسال کنم که موضوع حذف کاریکاتور نیکآهنگ کوثر در روزآنلاین پیش آمد و بد ندیدم با بهانه قرار دادن آن، چند خطی در بارهی سانسور و بخصوص سانسور سردبیر (*) بنویسم. هر نشریهی کاغذی یا اینترنتی خطوط قرمزی دارد که انتخاب، ردهبندی، یا حذف مطلب بر اساس آن صورت میگیرد. چنین حذفی را نمیتوان سانسور نام نهاد چه این نوع حذف، بر اساس عدم انطباق مطلب با خط مشی نشریه است. مثلاً خبرنامهی گویا خطوط قرمز خود را چنین ترسیم کرده است: "هرگونه تهمت، افترا، فحاشي يا مطالبي که بر اساس اخبار و اطلاعات مسئولين خبرنامه غير واقعي تشخيص داده شوند منتشر نخواهند شد. خبرنامه گويا همچنين از انتشار مطالبي با مضمون تشويق به مبارزه مسلحانه، ترور و خشونت خودداري خواهد کرد." کسی که برای این خبرنامه مطلب میفرستد اگر در مطلب خود دعوت به مبارزهی مسلحانه یا ترور کرده باشد، طبیعتاً مطلباش منتشر نخواهد شد و چون این خطوط قرمز از پیش تعیین و به طور دقیق مشخص شده نمیتوان به چنین حذفی سانسور گفت. این خطوط قرمز در واقع حکم تابلوی عبور ممنوع برای نویسنده دارد. اما نویسنده در کدام چهارچوب میتواند قلم بزند؟ این در واقع تعیین منطقهی سبزیست که خط مشی نشریه را تعیین میکند. گستردهترین مناطق سبز را نشریاتی دارند که مبنای کارشان دمکراسی، آزادی بیان، و حقوق بشر است. اطراف این منطقهی سبز، خط قرمز دعوت به خشونت و مبارزهی مسلحانه کشیده شده که نویسنده مجاز نیست از آن عبور کند. در خط مشی چنین نشریهای نوشته نشده که نویسنده و کاریکاتوریست نباید به روش سیاسی رهبران جنبش سبز انتقاد کند، یا اگر نوشته و کاریکاتوری مورد استفادهی نشریات حکومتی قرار گرفت، آن نوشته یا کاریکاتور حذف خواهد شد. اگر بنا به دلایلی این چنین، حذفی صورت بگیرد، آن حذف، سانسور خواهد بود.
چنین سانسوری در نشریات و رسانههای کوچک معمولاً به دست سردبیر (*) انجام میشود. سردبیر هنگام سانسور، در واقع به جای مخاطب فکر میکند و پسند و سلیقهی او را در نظر میگیرد. در مثال ما، کسی که در مقام حذف برآمده است، تصور کرده که کاریکاتور نیکآهنگ، اهانت به جنبش سبز یا مهندس موسویست و این اهانت به مذاق خواننده خوش نخواهد آمد و چون رسانههای حکومتی از آن سوءاستفاده کردهاند لذا انتشار آن درست نیست. در اصل سردبیر، خود ارائه دلیل میکند، قضاوت میکند، حکم صادر میکند، اجرا میکند و همهی اینها ظاهراً به نفع مخاطب.
اِشکال سانسور سردبیر دقیقاً در همین به جای دیگران فکر کردن و تصمیم گرفتن است. مثلاً او نمیتواند بداند که ممکن است خوانندهای به درستی و زیبایی، از کاریکاتور نیکآهنگ چنین برداشت کند که موسوی تا ده سال دیگر هم بر کار خود و راه خود پای میفشارد هر چند نتیجه نگیرد و شیوهی عملاش بیفایده باشد؛ او نمیتواند بداند که ممکن است چنین کاریکاتوری، روح جنبش سبز را در برخورد با مخالف فکری، زنده و با طراوت نگه دارد؛ نمیتواند بداند که ممکن است چنین کاریکاتوری، به مهندس موسوی نگاهی را نشان دهد که جنبش فعلی را خمود و تنبل میبیند و این نگاه باعث شود تا ایشان در برنامههای آتیاش تجدیدنظر کند.
از این "نمیتواند بداند"ها زیاد است چرا که همه چیز را همگان دانند، و متاسفانه کسانی که گمان میکنند همه چیز را میدانند بدترین سانسورکنندگاناند؛ سانسورکنندگانی که به رشد فکری جامعه آسیب میزنند و تحرک و پویایی اندیشه را از آن سلب میکنند.
من تاکنون چند مطلب در بارهی سانسور رسانههای سبز و اصلاحطلب نوشتهام، با این امید که نگاه سانسورگرِ سردبیرانِ این نشریات تغییر کند و جز حذف بر اساس خطوط از پیش تعیین شده، دست به حذف سلیقهای نزنند. خودنویس باید جایگاهی باشد که با نشان دادن مصادیق سانسور و خسارتهای آن، فضای رسانهای را برای اهل اندیشه و قلم بازتر کند.
-------
* سردبیر در این مطلب میتواند شورای سردبیری، هیئت تحریریه، یا هر فرد و جمعِ تصمیمگیرندهی دیگر باشد. از این واژه تنها به منظور سهولت در نگارش استفاده شده است و منظور، سردبیرِ محترم روزآنلاین نیست.
Subscribe to comments feed نظرات (16 نوشته شد):
موج جمعیت از نرده های دانشگاه تهران بالا میرفت ،،حمله چوب چماق ،با آوای پریسا ،و عبدل واست ،پسری دانشجو ناخنک در باسی میزد .و میپرسید کو کجا آزادی ؟؟؟؟با خودم میگفتم ،پدر آمرزیده ،چه کسی بود ،که پر پر شدن سیل شقایقها را ساده گرفت،و خمینی تنها رهبر بود ،که همه ما را به یک دانه تسبیح نمود .متاسفانه باقی شعر را فراموش نمودهام ،ولی مضمون توجیه چماق و چماق داری بود ،که اینطور تمام میشد ،کاسه ای وحدتمان را نگذارید ترک بردارد ، دشمن اصلی ما آمریکاست ،گر بساطش را از مام وطن برچینیم !!!!!!!!!!!!!۱ در آزادی شنا میکنیم ...سی سال گذشت ،نه تنها به آزادی نرسیدیم ،بلکه از بدیهیات زندگی آزاد هم محروم شدیم .اینکه هنوز برخی همچنان در همان پندار پوسیده و پوکیده بدوی میباشند ،و فکر میکنند ،که کاسه وحدتمان به خاطر کشیدن یک کاریکاتور از سوی یکی از هنرمندان گرانسنگمآن ترک بر میدارد ،جای تاسف ،میباشد .
به باور من اگر برخی از دوستان این چنین ساده انگارانه هم اکنون با سانسور میخواهند ،جلوی شکاف را بگیرند ،سخت در اشتباه هستند ،قرار نبوده ،و نیست ،که این جنبش متکثر ،به سبک هیاتهای سینه زنی ،و زنجیر زنی اداره شود .
خودنویس به تمامی مستقلها ،و انهای که خارج از دیوارهای پوسیده استنشاق میکنند ،تعلق دارد ،و هم چنان پیش از این هم بارها تکرار نموده ،هیچ مخالفتی را هم با جنبش سبز نداشته ،ولی با کسانی که هنوز الکن ،و نارسا سخن میگویند ،مشکل دارد ،عزیز جان ما هم ولایت الله و هم ولایت شیطان مشکل داریم ،تنها به ولایت مردم معتقدیم .
به هر روی.
حتی اگر خامنه ای رو هم کشیده بود، بحث بی محتوایی برطرف نمیشد! چون خامنه ای که اصلا اهل بیانیه نوشتن نیست! و در واقع کاریکاتور بی ربط و بی محتوای میشد.
وقتی کسی توی کارش القاء میکنه که خاتمی عروسکی در دست خامنه ای هست، یا بیانیه نوشتن موسوی بی ثمر هست یا ... این کار به اعتقاد من و شاید سردبیر روزآنلاین به همون اندازه غیر منطقی و بی محتوای هست که اینکه بگن خامنه ای بیانیه فرهنگی بده!
فراموش نکنید این اعتقاد بنده و شاید سردبیر روز هست و ما این اعتقاد را به کسی اجبار نمیکنیم حتی به کسی مارک هم نمیزنیم فقط میگیم جایگاهش اینجا نیست.
بحث سانسور هم همینجاست، قبلا هم گفتم <b> اگر سردبیر روز به نیک آهنگ میگفت این کار را نه در نشریه ما و نه در هیچ جای دیگه ای حق نداری چاپ کنی، این میشد همون سانسوری که الان داره اتفاق میفته، یعنی کیهانیان نشریه هایی که کاری محالف نظرشون رو منتشر میکنند رو هم میبندند، اینکه احمد زید آبادی رو ممنوع القلم کنی با اینکه مقالش رو توی نشریه خودت چاپ نکنی فرق داره به اعتقاد من </b>
ضمنا استفاده از واژه سبزاللهی برای مخالفانتون همون کاری هست که خامنه ای با واژه دشمن میکنه
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید