خودنویس و آزادی بیان دشمنان آزادی | بلاگستان | صفحه اصلی
نظرات (21)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

خودنویس و آزادی بیان دشمنان آزادی

۰۸ اسفند ۱۳۸۸ ف.م. سخن

یکی از خصلت‌های نویسندگان حزب‌اللهی و چماق‌دار، ننه‌من‌غریب‌ام‌ بازی و طرفداری از دمکراسی و آزادی بیان در جاهایی‌ست که قدرت در اختیارشان نیست. البته این‌ها به محض این‌که قدرت به دست‌شان می‌افتد شیر و پلنگ می‌شوند و طرفداران دمکراسی و آزادی بیان را می‌درند. کافی‌ست نگاهی به سخنان حاکمان کنونی در دوران پیش از انقلاب -که قدرت نداشتند- و پس از انقلاب -که صاحب قدرت شدند- بیندازیم تا به صحت این مدعا پی ببریم. اما این رفتار مختص سیاستمداران نیست بل‌که قلم‌به‌دستان طرفدار استبداد نیز از این ترفند برای پیش‌بُرد اهداف خود استفاده می‌کنند. امروز که تمام رسانه‌های داخلی، از رادیو و تلویزیون گرفته تا روزنامه‌ها و نشریات، در اختیار حکومت استبدادی‌ست چشمِ طمعِ عمله‌ی جور به چند سایت مستقل که با هزار دشواری، مطالبِ آزادی‌خواهان را منتشر می‌کنند دوخته شده بل‌که بتوانند آن‌ها را هم "مالِ خود" کنند.

یعنی برای عوامل استبداد، سازمان رادیو تلویزیون با میلیاردها بودجه‌ی دولتی و انواع و اقسام کانال‌های درون و برون مرزی، و تشکیلاتِ کیهان و اطلاعات و صدها نشریه و سایتِ داخلی و خارجی کفایت نمی‌کند، که اکنون برای دو تا و نصفی سایت اینترنتی دندان تیز کرده‌اند و با ترجیع‌بندِ "شما دمکرات نیستید" و "شما به آزادی بیان معتقد نیستید" می‌خواهند صاحبان این سایت‌ها را تحت تاثیر قرار دهند تا آن‌ها برای اثبات این‌که دمکرات و معتقد به آزادی بیان هستند یاوه‌های هزار بار تکرار شده‌ی عوامل استبداد را در سایت‌های‌شان انتشار دهند.


به راستی تکلیف  ما با آزادیِ بیانِ دشمنانِ آزادی و آزادیِ بیان چیست؟ اگر جلوی نوشته‌ای که نظراً و عملاً منجر به سلب آزادی و آزادیِ بیان خواهد شد گرفته شود، کاری بر خلاف آزادی بیان صورت گرفته است؟ در این جا با مسئله‌ای دارای عوامل متضاد و به قول امروزی‌ها پاردوکسیکال رو به رو می‌شویم که اگر فقط به صورت ظاهر و استدلال ساده‌ی "الف مساوی ب" و "ب مساوی ج" پس "الف مساوی ج" بسنده کنیم فریبِ قلم‌به‌مزدانِ استبداد را خواهیم خورد و رسانه‌ی خود را وسیله‌ای برای تبلیغ آنان خواهیم کرد.
سایتی مانند خودنویس  سایتی‌ست بی‌طرف و خواهان چندصدایی و تکثر رای و اندیشه. اتخاذ این روش به معنی نداشتن خط مشی و باز بودن دروازه‌ی خبر و نظر برای ورودِ تفکرات مخالفِ بی‌طرفیِ سیاسی و چندصدایی و تکثر رای و اندیشه نیست. سایت‌هایی مانند خودنویس به اصولی مانند آزادی بیان، آزادی اجتماعی و سیاسی، مخالفت با اشاعه‌ی خشونتِ دولتی و غیر دولتی، و حقوق بشر باور دارند. در این محدوده‌ی وسیع، هر قلمی آزاد است که فکر خود را عرضه کند.

اما بلافاصله با این  سوالِ نگران‌کننده مواجه می‌شویم که چه کسی "حد و حدود" نوشته‌ها را مشخص خواهد کرد و چه تضمینی وجود خواهد داشت که تعیین‌کننده‌ی "حد و حدود"، مانند سانسورچی‌های حکومتِ سرکوب‌گر، عبور از مرزهای فوق را بهانه‌ای برای سرکوب اندیشه و شکستن قلم و سلب آزادی بیان نکند. به بیان ساده‌تر، از کجا معلوم که فلان نوشته، به بهانه‌ی واهی طرفداری از خشونت یا ضدیت با حقوق بشر توسط ادیتور سایت حذف نشود. این‌ها سوالاتِ ظریفی‌ست که باید به آن‌ها دقیقاً پاسخ داده شود.
به گُمان من امکان چنین سوء‌ استفاده‌ای همواره وجود دارد، و هیچ تضمینی نیست که چنین اتفاقی هرگز نیفتد ولی می‌توان با مکانیسم نظارت جمعی (و نه الزاماً اداره‌ی جمعی) و باز گذاشتن بابِ انتقاد و پاسخ‌گویی به انتقاد، امکان سوء استفاده را کم کرد. 

اما چون چنین سوء استفاده‌ای ممکن است صورت پذیرد پس باید دروازه‌ها را به روی هر قلم آلوده‌ای که رسماً و علناً و عملاً و نظراً خشونت را ترویج می‌کند و آزادی را برای سرکوب آزادی می‌خواهد باز گذاشت اشتباهی‌ست که هیچ ارتباطی با آزادی و آزادی بیان ندارد و دقیقاً نتیجه‌ای ضد آن خواهد داشت.

ممکن است سوال شود پس فرق شما با سانسورچی‌های وزارت ارشاد که به بهانه‌های مشابه، مانعِ انتشار آثار قلمی و هنریِ ضد خود می شوند چیست؟ و چه تفاوتی میان شما و کیهان شریعتمداری وجود دارد؟

پاسخ، آن تفاوت ماهُوی‌ست که سایت‌های آزادی‌خواه با دستگاه‌ها و رسانه‌های سرکوب‌گر دارند. آن‌چه وزارت ارشاد و کیهانِ شریعتمداری می‌خواهند، سرکوب آزادی و حاکمیت تک‌صدایی و انتشار صدای خود است. آن‌چه سایت‌های آزادی‌خواه می‌خواهند گسترش آزادی و حاکمیت چندصدایی و انتشار صداهای مختلف و بخصوص صدای مخالف است. مرزهای وزارت ارشاد و کیهان آن قدر تنگ است که افکار و اندیشه‌های هیچ‌کس جز عوامل حکومت –و تازه نه همه‌ی آن‌ها- در آن جا نمی‌گیرد. مرزهای سایت‌های آزادی‌خواه آن قدر گسترده است که تنها کسانی که خواهان آزادی برای سرکوب آزادی و اشاعه‌ی خشونت علیه آزادی‌خواهان و موافقان حقوق بشر هستند جا نمی‌گیرند. 

برای این‌که از تفاسیر فوق سوء استفاده نشود می‌بایست از تجربه‌ی رسانه‌های "آزادترین" کشورهای جهان بهره گرفت. مرزهای آزادی در این رسانه‌ها را مطالعه کرد و همان‌ها را به عنوان مرز آزادی در رسانه‌ی خود تعیین کرد. هیچ نشریه‌ای در جهان نمی‌توان یافت که بدون انتخاب و گزینش و بدون داشتن چهارچوب مشخص و شیوه‌نامه، اقدام به انتشار "هر خبر و هر نظری" کند. اصلِ اساسی در این موضوع،  چهارچوب مشخص و شیوه‌نامه‌ای‌ست که یک رسانه برای خود تعیین می‌کند. در این جا منظور ما نشریات حزبی و سازمانی نیست که تکلیف آن‌ها مشخص است و وظیفه و الزامی برای انتشار نظری غیر از نظر خود و انتقادهای وارده ندارند. منظور ما نشریاتی‌ست که صدای مردم هستند و تفکرات مختلف، اجازه‌ی نشر نظر خود در آن‌ها می‌یابند.

سایت خودنویس که سایتِ "شهروندان روزنامه‌نگار" یا "شهروندروزنامه‌نگاران" است باید سایتی باشد برای شهروندانِ اهل قلمی که آزادی را برای سرکوب آزادی نمی‌خواهند؛ مدارا را برای اِعمال خشونت نمی‌خواهند؛ رسانه را برای ساکت کردن رسانه نمی‌خواهند. این چهارچوب آن قدر گسترده هست که اکثریت مردم اهل فرهنگ را در بر بگیرد. برای آشنایی با نظر سرکوب‌گران و دشمنان آزادی می‌توان –و باید- نوشته‌های آنان را در حد معقول منتشر کرد ولی نمی‌توان دروازه‌های خبر و نظر را بر روی سیل مطالب ایشان که به صورت سیستماتیک و با صرف بودجه‌های کلان دولتی تولید می‌شود باز گذاشت آن قدر که سایتِ طرفداران آزادی تبدیل به ابزارِ تبلیغ مخالفان آزادی شود.

ارزیابی این خبر:

3.69

Subscribe to comments feed نظرات (7 نوشته شد):

ابراهیم در ۰۸ اسفند ۱۳۸۸
-19
این بود «زنده باد مخالف من»تون؟!
حاج رضا مارمولک در ۰۸ اسفند ۱۳۸۸
تمام شد شما ساندیست رو بخور حرف اضافه نزن
sal*****@gmail.com در ۰۸ اسفند ۱۳۸۸
-11
ما ساندیسمان از برکت جمهوری اسلامی تمامی ندارد.
اصلش انرژی ساندیس‌هامان هم تمامی ندارد. شما فرض کن فوزیون را ما قبل از فرانسه دست پیدا کردیم. کرده‌ایمش درون پاکت‌های ساندیس. لذا ما همان ساندیسی که ۹ دی خوردیم تا به امروز دارد انرژیمان را تامین می‌کند. این است که هر یکی‌مان به گفته‌ی قرآنِ کریم ده تای شما را حریفیم. منِ خاکِ پای بسیجی کاری کرده‌ام که در مبانی فکریتان به تامل بیفتید.
اصلا شاید مطلبی نوشتم در همین باب.
فعلا شب خوش :)
roozazadi در ۰۹ اسفند ۱۳۸۸
‎تبریک به مقام لات سرکوچه ارتقا یافتی، مرض چی چی فدات که خوب شده بود حالا اومدی تو مایه های جوجه لاتای سرکوجه لغز می خونی ، خاک پا تم و یه نفره ده نفر رو حریفم و.... عقب مونده هستی ولی انگار یه استعدادکی اون ته مهای دوگولت پیدا میشه.
علي در ۰۹ اسفند ۱۳۸۸
شما سانديستان از بركت نفت است كه تمامي ندارد. قصه قصه سي سال است و ربطي به ۹ دي هم ندارد. سي سال است كه سانديس نفتي مي خوريد و فكر مي كنيد شرابا طهوراي قرآن را مي نوشيد و در ركاب امام زمان خدمت مي كنيد. بخوريد! نوش جانتان!
در ۰۸ اسفند ۱۳۸۸
شما که هیچ ، یک بوزینه هم اگر با چماق و اسلحه و تحت حمایت پلیس باشد، ۱۰ تای ما را حریف است.
sal*****@gmail.com در ۰۸ اسفند ۱۳۸۸
-10
البته بوزینه بدون حمایت هم شما را حریف است. بوزینه از حیواناتی‌ست که قدرت بدنی بالایی دارد.
از این که بگذریم این‌جا چماق و تیغ سانسور دست شماست. با وجود سانسوری که می‌کنید و جو غالبتان باز به توجیه تئوریک سانسور رو آورده‌اید :)
علي در ۰۹ اسفند ۱۳۸۸
شما هر وقت تونستي سانسور رو از رسانه ها و صدا و سيماي اربابانت ريشه كن كني، اون وقت بيا ما رو از دست اين سانسور شديد خود نويس كه اصلا به امثال جنابعاي (بسيجي بسيجدوست) اجازه عرض اندام نمي ده نجات بده سلمان جان!
sal*****@gmail.com در ۰۹ اسفند ۱۳۸۸
-2
علی‌آقا! ما علنا اعلام کردیم که کسانی رو پوشش می‌دیم که عملا پای‌بند به قانون اساسی و حدود شرع باشن. رودربایستی با کسی نداریم. بابت این هم قرار نیست خجالت بکشیم. هیچ اعتقادی به آزادی بیان خارج از این حدود نداریم. اما پای‌گاه‌هایی شبیه به خودنویس ادعاشون این هست که به همه‌ی نظرات اجازه‌ی بروز و ظهور می‌دن. ولی در عمل این‌طور نمی‌شه. لااقل در مورد من سانسور به کرات اتفاق افتاده.
علي در ۱۰ اسفند ۱۳۸۸
۱. كسي كه هيچ اعتقادي به آزادي بيان «خارج از این حدود» ندارد و با كسي «رودربایستی» ندارد، چرا در رسانه اي كه همه اعتقاداتش «خارج از آن حدود» است قلم مي زند؟
۲. قانون اساسي قراردادي است بين «انسان ها» و اين «حق» انسان هاست كه در باره آن چه خود خلق كرده اند، آزادانه به بحث و نقد بنشينند.
۳. قصه «حدود شرع» هم مكرر است؛ وقتي «شرعي» آن چيزي است كه «آقا» بفرمايند، تكليف آزادي هاي در «حدود شرع» روشن است! رودربایستی با کسی نداریم.
۴. در اين سي سال كدام نقاد و كدام نقد قدرتي در آن چارچوب «الهي» گُنجيد و در صدا و سيماي ولايت قابليت «پوشش» يافت؟ كدام مظلومي بر سر رهبرت فرياد زد و حق اش را بدون لكنت از او طلب كرد؟ كجا رهبرت با مسيحي اي كه زره اش را به سرقت برده بود با هم به دادگاه رفتند؟ و رهبرت در كدام دادگاهِ حكومتش محكوم بيرون آمد؟ رهبرت در كدام «خطبه» بي رودربايستي به نقد مردمش نشست و ضعف هايشان را رودر رو بر سرشان كوفت؟ مردمش در كدام خطبه اش بي مقدمه بر او تاختند و با او به نقد نشستند و او صبورانه به پاسخ نشست؟ از آنها كه مردم مي خواندشان كجا جز ستايش شنيد و كجا جز ستايش خواست؟
sandis در ۰۹ اسفند ۱۳۸۸
میبینم که شما نه تنها از رهبر حمایت میکنید از بوزینه ها هم طرفداری میکنید...تقبل الله انفسکم
sandis در ۰۸ اسفند ۱۳۸۸
ابراهیم
حاج رضا مارمولک راست گفتند. شما ساندیس بخور!
در ۰۸ اسفند ۱۳۸۸
10
"یکی از خصلت‌های نویسندگان حزب‌اللهی و چماق‌دار، ننه‌من‌غریب‌ام‌ بازی و طرفداری از دمکراسی و آزادی بیان در جاهایی‌ست که قدرت در اختیارشان نیست."
نوشته بسیار پر معنایی است. حد و مرزها را باید روشن کرد. همیشه این خطر وجود دارد که صاحبان قدرت و ثروت مانند ایادی رژیم دیکتاتوری اسلامی ایران بخواهند فضای آزاد اینگونه سایتها را آلوده کنند. این خاصیت هر طرز فکر تمامیت خواهی است. اما من فکر میکنم بهتر باشد که نقدهای برآمده از طرز فکر ایشان هم در این سایتها منتشر شوند به شرط آنکه مبتنی بر استدلالهای عقلی و مستند باشند. همانگونه که مخالفان رژیم هم باید به دور از حب و بغض احساسی قلم بزنند. این فرایند در نهایت موجبات تعالی اندیشه را در همه گروهها فراهم خواهد کرد. روشی که عبدالکریم سروش در مجله کیان تحت عنوان "آزادی چون روش" از آن یاد کرده است.
man***********@hotmail.com در ۰۸ اسفند ۱۳۸۸
بسیار عالی بیان کردید . در واقع مسئله را میتوان اینطور هم گفت که ازادی از نظر ریاضی وازادی از نظر فیزیک . ریاضی دنیای اندیشه مجرد است .در این دنیا ازادی حد ومرز ندارد .اما ازادی در فیزیک ازادی در دنیای واقعی است .در واقعیت قاتل حق ندارد که ازاد باشد چون مرتکب قتل میشود .همانطور که شما گفتید قلم به مزدان حکومت با سوء استفاده از ازادی میخواهند همه چیز را در اختیار بگیرند ؛که نباید به انها اجازه داد .حتی برای اشنائی با نظر انان هم میتوان به نشریات خودشان مراجعه کرد .لزومی ندارد که در این نشریه ،یا نشریات مانند این با نظر انان اشنا شد . مانند یک حزب سیاسی ،که اگر کسی خواست با نظر حزب اشنا شود ،میتواند ،ارگان ان حزب را بخواند . یادمان هست که در دوره خاتمی اگر روزنامه ای مطلبی می نوشت این مزدوران مظلوم نمادی میردند که شما همه نشریات را دراختیار دارید وما جائی برای حرف زدن نداریم .در حالی که انهمه روزنامه ورادیو و تلویزیون در اختیارشان بود .
من به به نوبت خودم میخواستم از خودنویس و منش آزادیخواهانه اش در اینجا تشکر کنم. فضای باز رسانه ایی اجازه میدهد تا مردم با افکار و عقاید مدعیان اندیشه آشنا شوند. آنانی که حرفی برای زدن دارند و یا ندارند، در این فضا خویش را در معرض قضاوت خوانندگان و خرد جمعی آنان میگذارند و این فرآیند دوطرفه باعث بالا رفتن آگاهی هر دو طرف میشود. شعور خواننده این سطور را دست کم نگیریم.
مطلب بجایی نوشتید جناب سخن. صرفنظر از کامنتهای سفیهانه ی کسی که معلوم است نه قدرت نفس دارد و نه قدرت عقل و نه حتا قدرت بدن چرا که بدنهای قوی نیازی به هتاکی ندارند و از آن مهمتر در مبارزه با هر موجود قوی خواه بوزینه باشد یا پلنگ باید با عقل و هوش قوای فیزیکی و بدنی را بکار گرفت. در این دیار هم چشمان خیره و چهره های ساکت و مشتهای پُر ِ بسیاریست که کسی به قوت خودش یارای ایستادن برابر انها را ندارد. اما انها چون سوای قدرت فیزیکی قدرت عقل هم دارند هنوز صبوری پیشه کرده اند تا به وقت!
و اما در باب آزادی....ملاک را بگذارید درستی و احترام به حقوق دیگران. هر انسانی حق دارد آنگونه که دوست دارد زندگی کند ولی نباید آزادیها و حقوق شخصی دیگران را زیر پا بگذارد. هر اندیشه ای که خلاف این باشد و بدنبال سلطه و انحصار طلبی باشد، ترویج نادرستی میکند و باید جلویش گرفته شود. چون او به دنبال حق خود نیست. او میخواهد به این وسیله حق دیگران را هم به نفع خود تصرف کند. امروزه در بسیاری از نقاط جهان مسلمانان بسیاری با استفاده از مواهب جوامع دموکرات و امکانات امنیتی و اقتصادی و فرهنگی آنان در حال زندگی و زاد ولد و افزایش جمعیت هستند. اشکالی ندارد. اما اگر همین افراد و گروهها روزی با اندیشه ی سلطه بر همین جوامع و تصرف حقوق دیگران به نفع خود و تحمیل اعتقادات و نحوه ی زندگی خود به دیگران بخواهند تبلیغ کرده و قدمی بردارند آنوقت ماجرا فرق دارد و باید که جلوی آنها و زیاده خواهیشان گرفته شود. نباید آزادی اسباب تصرف خودش شود!
تکلیف ایران و آزادی تصرف شده ی آنهم که دیگر نیازی به گفتن ندارد.
بهرحال سپاس از طرح این موضوع.
ارادت
sal*****@gmail.com در ۰۹ اسفند ۱۳۸۸
-4
نکته‌ی ظریف ماجرا همین‌جاست. البته خیلی هم ظریف نیست. نمی‌دونم شما به‌ش توجه کردید یا نه.
نکته اینه که هر کسی «حق» داره هر جور که می‌خواد زندگی کنه. فرض که قبول! وقتی بین دو نفر تنازع و تقابلی پیش اومد باید چه کرد؟ به «حق» کدوم باید احترام گذاشت؟!
در ۱۰ اسفند ۱۳۸۸
شما مثل اینکه اصول اولیه آزادی های مدنی رو هم نمیدونی سلمان خان! آزادی بیان منجر به نزاع نمیشه. در جامعه ای که آزادی بیان وجود داره تقابل ها از راه گفتمان قابل حله. ولی خوب وقتی آزادی بیان در جامعه ای باشه فردی به نامه دین نمیتونه مردم رو به روز سیاه بنشونه. میدونم کامنت هات صرفآ از روی لودگیه ولی باز هم خوبه که این سوال رو مطرح کردی
جناب سخن مطلب خوبی نوشتید که بسیار بجا هم بود. حد آزادی را باید "مراعات خود آزادی" گذاشت. آزادی با حفظ حقوق برابر همگان. اما اگر در میان این همگان کسی بخواهد از این آزادی برای سلطه و تحمیل خواستها و عقاید و باورهای خودش سو استفاده کند قطعن باید جلوی آن گرفته شود. در واقع اندیشه ی انحصار طلب و سلطه جو که میخواهد همه چیز را در کنترل داشته باشد اگر جلویش گرفته نشود با استفاده از همان آزادی اولیه، آزادی دیگران را هم غصب میکند. برای نمونه در کشورهای آزاد، مسلمانان چطور با استفاده از فضای آزاد و مواهب یک جامعه پیشرفته و دموکراتیک در کمال امنیت و آرامش، کار و زندگی و زاد و ولد میکنند و مدام جمعیت خود را افزایش میدهند؟ حالا اگر همینها که با استفاده از امکانات همان جامعه جمعیت خود و هم کیشان شان را زیاد میکنند فردا روزی بخواهند با استفاده از همان آزادیهای مرسوم جامعه، شیوه ی زندگی و باورهای خودشان را به کل جامعه تحمیل و یا برای تحمیل آن "تبلیغ" کنند که دیگر نمیشود گفت برای اینکار هم آزادند! چون ادامه ی این سبک آزادی، تصرف خود آزادی است. آزادی که نباید وسیله ای در جهت غصب و تصرف خودش بشود. فضای عمومی متعلق به همگان است و همگان حق دارند به شیوه‌ ی خود در آن زندگی کنند.
به ادبیات این گروه هم که نگاه کنید میبینید در بهترین حالت سرشار از خودخواهی و خود محوری و خود حق پنداریست. اصلن "دیگری" برای اینها معنا ندارد. فقط خودشان را میبینند. کمی هم که بدتر میشود، هتاک میشوند و آن را حمل بر قدرت میدانند. نمی دانند که انسان قوی، نیازی به هتاکی ندارد. یک مشت ِ پُر و قرص و محکم که دیگر نیاز به یاوه گویی و رجز خوانی ندارد. وقتی صاحب این مشت، عاقل هم باشد انوقت میداند که کی و کجا و چطوری آنرا خالی کند و بی شک تا مجبور نشود خالی نمیکند (آنهم با اکراه) و فقط هم برای راستی و درستی خالیش میکند نه امیال کودکانه. هیچ یاوه گویی هم به قوت خود تاب ایستادن مقابل چنین ضربه ی ناگزیری را ندارد. اینها نمیدانند که جاهلها همه شان آخرسر، پیش ضرب دست بزرگان واقعی لُنگ انداخته اند.
این گروه، افکارش در جهت تصرف آزادی به نفع خود است.
roozazadi در ۰۹ اسفند ۱۳۸۸
من برخلاف دوستان اعتقاد دارم حضور جماعت عرزشی در این سایت غنیمتی است. برای یک مستضعف فکری در معرض آرا مختلف قرار کرفتن بهترین را ه توسعه است. این موجودات هم که به راحتی در بالا و پایین اینجا وول میخورند. هم خود می آموزند وهم نا خواسته آنچه اینجا در ذهنشان نقش می بندد را به عقب مانده تر از خود منتقل می کنند.
من به شخصه همیشه دوست داشته ام با این جماعت بدون آنکه طعم باتوم وگاز فلفلشان را بچشم گپی داشته باشم، تا اندازه حمق وگولیشان را بسنجم و در حد وسع خود سوالاتی در ذهن خشکشان ایجاد نمایم. خوب چه فضایی بهتر ازاینجا. میدانم که خواندن جملات بی سر وته و سفیهانه شان اغلب تهوع آوراست.اما چه می شود کرد، مملکت در دست همین موجودات دوپاست و راهی جز رودرویی با آنها نیست.
مجموعه نتایج: 7 | نمایش: 1 - 7

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

هفته‌ای که بانک جمکران، شعب استانی زد...

هفته‌ای که بانک جمکران، شعب استانی زد...
معاون فرهنگی مسجد جمکران «با اعلام شماره حساب دفتر نذورات مسجد جمکران» گفته که «شهروندان تهرانی می‌توانند هدایا و نذورات خود را تنها از طریق دفتر نمایندگی مسجد مقدس جمکران که در خیابان پیروزی ایستگاه صد دستگاه واقع شده است، ارائه دهند و هر مرکز یا محلی جز این دفتر مجاز به دریافت نذورات و هدایا نیست»... ملت راه می‌افتند و می‌روند جمکران و در چاه نامه می‌اندازند! و تازه هر ماه هم تولیت آستان مسجد جمکران باید زنگ بزند به تخیله چاه و کلی هزینه کند تا این کاغذها را از داخل چاه خارج کند!...
سیاست | آقای هفته زاده

خامنه‌ای: بر سر موسوی و کروبی کلاه رفت

خامنه‌ای: بر سر موسوی و کروبی کلاه رفت
رهبر جمهوری اسلامی با تأکید بر «سلامت انتخابات در جمهوری اسلامی» و بیان این‌که «باید از شورای نگهبان تبعیت كرد» گفته است: «آن‌ها كه رای نمی‌آورند نیز مراقب باشند كلاهی كه بر سر رای نیاوردگان در سال ۸۸ رفت، بر سر آن‌ها نرود.»...
سیاست | سهند خوانساری

ترجمه فارسی یک کلیپ تبلیغاتی جنجالی؛ داستان جاسوس موساد در ایران

ترجمه فارسی یک کلیپ تبلیغاتی جنجالی؛ داستان جاسوس موساد در ایران
پس از آنکه یک کلیپ تبلیغاتی ضدجمهوری اسلامی که گفته می‌شد درباره تبلت (لوح الکترونیکی) سامسونگ است، جنجال آفرید و کار را به آنجا رساند که رئیس‌ کمیسیون اقتصادی مجلس طرح دوفوریتی برای قطع خرید از شرکت سامسونگ سخن گفت، این شرکت در بیانیه‌ای گفته که از ساخت چنین کلیپی اطلاع نداشته است....
سیاست | سهند خوانساری

شریعتمداری: مهدوی کنی ۵۰ سال دوستی‌اش را با رفسنجانی زیرپا گذاشت

شریعتمداری: مهدوی کنی ۵۰ سال دوستی‌اش را با رفسنجانی زیرپا گذاشت
مدیر مسوول روزنامه کیهان در تمجید از شخصیت رییس مجلس خبرگان، گفت که آیت‌الله مهدوی کنی «در زمین هاشمی بازی نمی‌کند» بلکه وی همواره در «صراط مستقیم» بوده و «به‌خاطر اصول‌گرایی» ۵۰ سال دوستی‌اش را با رفسنجانی زیرپا گذاشت....
سیاست | سروش جعفری

بیانیه فعالان سیاسی و مدنی در خصوص تحریم فعال انتخابات نمایشی مجلس نهم

بیانیه فعالان سیاسی و مدنی در خصوص تحریم فعال انتخابات نمایشی مجلس نهم
نزدیک به ۳۰۰ نفر از فعالان سیاسی خواهان تحریم فعال انتخابات مجلس نهم شده‌اند. در این بیانیه آمده است: «ما از نیروهای سیاسی آزادی خواه، احزاب سیاسی منتقد، فعالان جامعه مدنی و اعضای شبکه‌های اجتماعی منتقد حکومت دعوت می‌کنیم تا با آگاهی بخشی پیرامون مشکلات کشور، افشای ماهیت فرمایشی-نمایشی انتخابات و مشروعیت‌ستانی از سیاست‌های ولایت استبداد و توسعه و تقویت شبکه‌های مجازی، با انجام اقداماتی در حد توان برای شکست مانور تبلیغاتی حکومت و تحریم فعال انتخابات بکوشند.»...
سیاست | خودنویس

ما را دنبال کنید