صد سال بعد در باره خودنویس چه خواهند گفت؟ | بلاگستان | صفحه اصلی
نظرات (3)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

صد سال بعد در باره خودنویس چه خواهند گفت؟

۰۲ بهمن ۱۳۸۸ ف.م. سخن

سال ۱۴۸۸ شمسی‌ست. مردی در اتاقی نیمه تاریک بر روی صندلی نشسته و دستان‌اش را در مقابل صورت‌اش حرکت می‌دهد. صفحات روزنامه‌ها و سایت‌های اینترنتیِ مربوط به سال ۱۳۸۸ به صورت سه بُعدی و هولوگرام از مقابل چشمان او عبور می‌کند. مرد مایل است بداند صد سال پیش در کشور او چه حوادثی اتفاق افتاده و ایرانیانِ اهلِ فرهنگ و سیاست در دوره‌ای که اکنون به نام "دوران سیاه تاریخ ایران" نامیده می‌شود، چه نقشی بر عهده داشته‌اند. صفحات، با حرکت دو دستِ مرد به راست و چپ و عقب و جلو می‌روند. مرد با نامیدن روزنامه‌ها و سایت‌ها، صفحات آن‌ها را باز می‌کند: ایران امروز، جَرَس، اخبار روز، کلمه، روز آنلاین، سکولاریسم نو، عصر نو، گویانیوز... تصاویرِ شفاف و روشن، به صورت سه بعدی مانند آن‌چه در فیلم آواتار می‌بینیم از مقابل چشمان مرد عبور می‌کنند. مرد، نام تعدادی از نویسندگان و هنرمندان ایرانی را که در "دوران سیاه" به خاطر نوشته‌ها و آثارشان به زندان افتاده‌اند بر زبان می‌آورد. او این نام‌ها را که در کتاب‌های الکترونیکیِ مجهز به بیوچیپ ذخیره شده از طریق امواج صوتی غیرقابل شنیدن به ذهن خود منتقل و در حافظه‌ی بلند مدتش ثبت کرده است. تصاویر این اشخاص در مقابل او شکل می‌گیرد و بخشی از آفرینش‌های فرهنگی‌شان بر صفحات اطراف نقش می‌بندد: احمد زیدآبادی، مسعود بهنود، ماشاءالله شمس‌الواعظین، نیک آهنگ کوثر، اکبر گنجی...


چیزی توجه او را به خود جلب می‌کند. با دست، تصاویر گنجی را که دو سه مامور او را گرفته‌اند و او در حالی که لباس زندان بر تن دارد بر سر رئیس دادگاه فریاد می‌کشد کنار می‌زند و به نیک آهنگ می‌رسد. در کنار تصویر او کاریکاتوری از یک تمساح در حال گریه دیده می‌شود. آن‌طرف‌تر، در صفحاتِ جدیدتر، کاریکاتورِ محمد خاتمی دیده می‌شود که به مردم می‌گوید "دنبال من بیاین" و خودش وارد "بن‌بستِ ولایت" می‌شود. آن‌سوتر کاریکاتور پنج نابینا به چشم می خورد که روشنفکر دینی نامیده می‌شوند. در کنار این کاریکاتورها، یک صفحه‌ی اینترنتی دیده می‌شود که نام آن "خودنویس" است...

مرد شروع به انتقالِ مطالبِ خودنویس از طریق امواج به ذهن خود می‌کند... برای او جالب است بداند اجدادش صد سال پیش، در چنین سایتی چه می‌نوشته‌اند. آن چه او امروز از نظر فکری و فرهنگی در اختیار دارد، حاصلِ تلاش آنان است. سنگ بنای جامعه‌ی امروزِ ایران را زنان  و مردان صد سال پیش بر زمین نهاده‌اند. او می‌خواهد بداند آن‌ها در زمان خودشان به چه می‌اندیشیده‌اند و خواسته‌هایشان چه بوده است و برای رسیدن به خواسته‌هایشان چه راه‌هایی را انتخاب می‌کرده‌اند...

***

صد و سی چهل  سال پیش، وقتی میرزا فتحعلی آخوندزاده، پشت میز کار خود در تفلیس نشسته بود و مقاله‌ی قرتیکا را می‌نوشت، هرگز نمی‌توانست تصور کند که صد و سی چهل سال بعد، کسی به نام ف.م.سخن، برای نوشتن یک مقاله‌ی کوتاه، کتاب‌های زیادی را در جستجوی نوشته‌های او زیر و رو خواهد کرد و با مراجعه به دستگاه عجیبْ غریبی به نام کامپیوتر که از طریق سیم تلفن به کامپیوترهای دیگر در سرتاسر جهان متصل است، سعی خواهد کرد اطلاعات بیشتری در باره‌ی او و نوشته‌ها و افکارش و بخصوص کلمه‌ی قرتیکا به دست آوَرَد. میرزا فتحعلی هرگز تصور نمی‌کرد اهلِ فرهنگ برای کلمه‌ی قرتیکای او معادلِ  انتقاد را انتخاب کنند، و صد و خرده ای سالْ بعد از مرگ او، هنوز میان جوانان در این که انتقاد به چه شکلی صورت بگیرد که بر جامعه و هیئت حاکمه و صاحبان قدرت موثر واقع شود، بحث‌های زیادی در جریان باشد.

اما، او، به‌رغمِ بی‌اطلاعی از آینده، موقعی که قلم را زیر نور ضعیف لامپا بر روی کاغذ می‌گذاشت، و افکارش را روی کاغذ سفید می‌آورد، آن‌چنان می‌نوشت که امروز بعد از یک قرن و نیم هنوز آموزنده است. مثلا وقتی در نامه‌ای می‌خواست تا کسانی که مکتوبات او را می‌خوانند "بکلِّ مطالبِ کمال‌الدّوله خواه در امور پولیتیقه (پولیتیکی) خواه در امور دینیّه اگر بتوانند قرتیکا (کریتیک) بنویسند... اما در قرتیکا دلایل نقلیّه و نَصّیّه هرگز مقبول نخواهد شد و شایستهء التفات نخواهد گشت"(*) راه و روش و محدوده‌ی انتقاد و ردیّه‌نویسی بر انتقاد را نشان می‌داد.

مسائلی که جامعه در آن زمان با آن‌ها روبه‌رو بود، همان مسائلی‌ست که امروز ما به نوعی دیگر با آن‌ها روبه‌رو هستیم. شیوه‌ی او در برخورد با مسائلِ زمانِ خودش، چنان اصولی بود که هنوز که هنوز است قابل استفاده است.

آخوندزاده به جای ظاهر، به باطن مسائل نگاه می‌کرد و آن‌ها را مورد بررسی و نقد قرار می‌داد. او در صدد تسکین درد نبود؛ در صدد شناخت عوامل ایجاد درد و ریشه‌کن کردن آن‌ها بود. در آن دورانِ پُر از جهل و تعصب، او انگشت بر دیدگاه‌های متحجران مذهبیِ "فاناتیک" گذاشت؛ بر "دسپوتیسم" و ظلم حکومت مستبد گذاشت؛ بر بی‌فرهنگی و بی‌سوادی مردم گذاشت؛ بر "سیویلیزاسیون" و "روولوسیون" و "پروقره" و دلایل پیشرفت ملل متمدن گذاشت. ایرادها را نشان داد؛ راهِ رفع‌شان را هم نشان داد. او به عنوان یک متفکر با ارباب جهل و قدرت سازش نکرد. حرف خود را روشن و واضح زد، به این امید که در آینده آن حرف‌ها منشاء اثر شود، که شد؛ منشاء تغییر و بهبود وضع مردم شود، که شد. البته بهترین‌ها به دست نیامد ولی با آن‌گونه تفکر می‌شد انتظار داشت که بهترین‌ها به دست آید. اکنون ما به عنوان فرزندان معنوی او و دیگر اندیشمندانی چون او، راه‌ش را ادامه می‌دهیم.

انتقاد ما از وضع  موجود باید چنان باشد که صد سال بعد اگر کسی آن‌ها را دید و خواند، بر تاثیرِ مثبت‌شان در وضع و روزگارِ خود صحه گذارد. آن‌چه میرزا فتحعلی آخوندزاده قرتیکا می‌نامید و ما آن را انتقاد می‌نامیم اساس پیشرفت بشری‌ست. هر چه نو در عالم فرهنگ آفریده شده، از انتقاد بر کهنه آغاز شده. هر چه امروزی‌ست، آغازش در انتقاد به گذشته و آفریده‌های دیروزی‌ست: انتقاد به ادبیات دیروز، انتقاد به فلسفه دیروز، انتقاد به اقتصاد دیروز، انتقاد به سیاست دیروز...

انتقاد باید اصولی  و اساسی باشد. انتقاد باید به ریشه‌ها باشد، نه به شاخ و برگ‌ها. پدران ما، در دوران پیش از مشروطیت و بعد از آن، با همان دانش محدود زمان خود، انتقادهایشان را جانانه و مردانه مطرح می‌کردند. حاضر بودند بر سر این انتقادها، از جان خود بگذرند. انتقاد از دین و مذهب، انتقاد از شاه، انتقاد از بی‌عدالتی، انتقاد از بی‌سوادی عمومی... با هر انتقاد، یک گام به جلو برداشتند. گامی به سوی پیشرفت و بهروزی.

امروز ما در چنگال حکومتی گرفتار شده‌ایم که میل بازگشت به گذشته دارد و می‌خواهد جامعه را با ضرب و زور به 1400 سال پیش بازگردانَد؛ اما جوانان ما نگاهشان به آینده است. جوانان باید همانند نیاکان‌شان، با دید انتقادی و با زبان بُرّا، در مقابل حکومت و ستم‌هایش بایستند. باید دنبال عوامل و ریشه‌های درد باشند و از آن‌ها انتقاد کنند: از سلطان جائر، از بربریت قانونی، از ظلم، از استبداد، از خفقان...

و اکنون حدس بزنیم که صد سال بعد در باره‌ی آن‌چه نوشته‌ایم و سایتی مانند خودنویس آن‌ها را منتشر کرده است، مردم اهل فرهنگ چه خواهند گفت؟ تاثیر انتقادهای ما و آن‌چه خودنویس منتشر کرده است را بر فرهنگ روزگارشان چگونه ارزیابی خواهند کرد؟ وقتی تصاویر سه بُعدیِ ما و نوشته‌هایمان را ببینند چه در ذهن‌شان نقش خواهد بست؟

باید چنان بیندیشیم و چنان بنویسیم که دست‌کم به اندازه‌ی میرزا فتحعلی آخوندزاده بر آینده‌ی کشورمان تاثیر بگذاریم. خودنویس باید چنان کیفیتی پیدا کند که صد سال بعد، از آن به عنوان جایگاهی برای انتشار نوشته‌های موثر بر فرهنگ ایران یاد شود.

* مکتوبات، میرزا  فتحعلی آخوندزاده، انتشارات مرد  امروز، چاپ اول، خرداد 1364، صفحه‌ی 2 از متن اصلی و 42 از کتاب

ارزیابی این خبر:

3.90

Subscribe to comments feed نظرات (3 نوشته شد):

در ۰۲ بهمن ۱۳۸۸
بسیار زیبا بود.
شاپرک در ۰۳ بهمن ۱۳۸۸
سال ۱۴۸۸.مدیر یک مرکز پژوهشی که زنی میانسال است روی صندلی خود نشسته و سرش را میان دو دست گرفته.پنجره نیمه باز اتاقش رسانای صدای معترضینی است که پر کرده فضای ذهنش را و در هم آمیخته با خاطرات کودکیش.آن زمان که اسلامگرایان یکبار دیگر موفق شده بودند که پست های کلیدی دولت را تصرف کنند و دوباره در صدد تصویب لوایحی واپسگرا برآمده بودند.ارتش که قسم خورده پاسداری از اصل سکولاریسم بود طی کشمکش های بسیار وا داده بود و سرانجام تاریخ بار دیگر راقمانی مذهبی را تجربه کرده بود.اینک پس از گذشتن چند دهه به دلیل تصمیمات نابخردانه دولت،ایران در تنگناهای بین المللی اسیر شده و مردم معترض به خیابانها ریخته اند.زن با خود می اندیشد آیا انقلابی دیگر در پیش است؟اندیشه کنان از جا بر می خیزد.به سراغ قفسه کتابهایش می رود و کتابی را بیرون می کشد که نزدیک به یک قرن از چاپ آن می گذرد.عنوان کتاب این است:" چرا ایرانی ها از جنبش های اصلاحی متنفرند؟ "
kin*****@gmail.com در ۰۴ بهمن ۱۳۸۸
کامنت شاپرک برای افسوس و آه و شاید حتی برای یک رمان سوژه ای در خور است . اما به هیچ وجه ناظر به حقایق جامعه ایرانی نیست. شباهت تلاش های امروز مردم ایران در خیابان با انقلاب بهمن و انقلاب مشروطه غیر قابل انکار است ، با این وصف ، استخراج این اصل که ایرانیان از جنبش اصلاحی متنفرند ، کاری ست در ردیف کمک یهودیان در سوزاندن هم کیشان شان در داخائو و آشویتس. این یاس به کل این حقیقت را نادیده می گیرد که بهترین اصلاح برای حکومت امروز ایران ، برچیده شدن اش است. این حکومت برای اصلاح شدن ، دست کم از زمانی که ایرانیان با ۶۸٪ آرا درخواست ش را به شیوه ای متمدنانه مطرح کردند دوازده سال فرصت داشته است . نکند برای اصلاح شدن می بایست تا ۱۴۸۸ به ایشان فرصت داد؟
مجموعه نتایج: 3 | نمایش: 1 - 3

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

هفته‌ای که بانک جمکران، شعب استانی زد...

هفته‌ای که بانک جمکران، شعب استانی زد...
معاون فرهنگی مسجد جمکران «با اعلام شماره حساب دفتر نذورات مسجد جمکران» گفته که «شهروندان تهرانی می‌توانند هدایا و نذورات خود را تنها از طریق دفتر نمایندگی مسجد مقدس جمکران که در خیابان پیروزی ایستگاه صد دستگاه واقع شده است، ارائه دهند و هر مرکز یا محلی جز این دفتر مجاز به دریافت نذورات و هدایا نیست»... ملت راه می‌افتند و می‌روند جمکران و در چاه نامه می‌اندازند! و تازه هر ماه هم تولیت آستان مسجد جمکران باید زنگ بزند به تخیله چاه و کلی هزینه کند تا این کاغذها را از داخل چاه خارج کند!...
سیاست | آقای هفته زاده

خامنه‌ای: بر سر موسوی و کروبی کلاه رفت

خامنه‌ای: بر سر موسوی و کروبی کلاه رفت
رهبر جمهوری اسلامی با تأکید بر «سلامت انتخابات در جمهوری اسلامی» و بیان این‌که «باید از شورای نگهبان تبعیت كرد» گفته است: «آن‌ها كه رای نمی‌آورند نیز مراقب باشند كلاهی كه بر سر رای نیاوردگان در سال ۸۸ رفت، بر سر آن‌ها نرود.»...
سیاست | سهند خوانساری

ترجمه فارسی یک کلیپ تبلیغاتی جنجالی؛ داستان جاسوس موساد در ایران

ترجمه فارسی یک کلیپ تبلیغاتی جنجالی؛ داستان جاسوس موساد در ایران
پس از آنکه یک کلیپ تبلیغاتی ضدجمهوری اسلامی که گفته می‌شد درباره تبلت (لوح الکترونیکی) سامسونگ است، جنجال آفرید و کار را به آنجا رساند که رئیس‌ کمیسیون اقتصادی مجلس طرح دوفوریتی برای قطع خرید از شرکت سامسونگ سخن گفت، این شرکت در بیانیه‌ای گفته که از ساخت چنین کلیپی اطلاع نداشته است....
سیاست | سهند خوانساری

شریعتمداری: مهدوی کنی ۵۰ سال دوستی‌اش را با رفسنجانی زیرپا گذاشت

شریعتمداری: مهدوی کنی ۵۰ سال دوستی‌اش را با رفسنجانی زیرپا گذاشت
مدیر مسوول روزنامه کیهان در تمجید از شخصیت رییس مجلس خبرگان، گفت که آیت‌الله مهدوی کنی «در زمین هاشمی بازی نمی‌کند» بلکه وی همواره در «صراط مستقیم» بوده و «به‌خاطر اصول‌گرایی» ۵۰ سال دوستی‌اش را با رفسنجانی زیرپا گذاشت....
سیاست | سروش جعفری

بیانیه فعالان سیاسی و مدنی در خصوص تحریم فعال انتخابات نمایشی مجلس نهم

بیانیه فعالان سیاسی و مدنی در خصوص تحریم فعال انتخابات نمایشی مجلس نهم
نزدیک به ۳۰۰ نفر از فعالان سیاسی خواهان تحریم فعال انتخابات مجلس نهم شده‌اند. در این بیانیه آمده است: «ما از نیروهای سیاسی آزادی خواه، احزاب سیاسی منتقد، فعالان جامعه مدنی و اعضای شبکه‌های اجتماعی منتقد حکومت دعوت می‌کنیم تا با آگاهی بخشی پیرامون مشکلات کشور، افشای ماهیت فرمایشی-نمایشی انتخابات و مشروعیت‌ستانی از سیاست‌های ولایت استبداد و توسعه و تقویت شبکه‌های مجازی، با انجام اقداماتی در حد توان برای شکست مانور تبلیغاتی حکومت و تحریم فعال انتخابات بکوشند.»...
سیاست | خودنویس

ما را دنبال کنید