بالاخره بنویسیم یا ننویسیم؟
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
میتوان به جرئت گفت که ۹۹ درصد وبنویسانِ معترض به حکومت اسلامی ایران معتقد به آزادی بیان هستند. بیانی هم که نیاز به آزادی داشته باشد، البته تعریف و تمجید و تقریظ نیست بلکه نقد و تقبیح و تردید است. یعنی ما به دنبال شرایطی هستیم که بتوانیم بدون احساس خطر و بدون حسابگری و لکنت حرفمان را در نقد طرف مقابل بزنیم و منتظر بمانیم تا طرف مقابل هم حرفاش را به ما بزند. اما صاحبان قدرت چه پیش و چه پس از انقلاب، این اجازه را به ما ندادهاند و با ابزار سرکوب جلوی گفتن و نوشتن ما را گرفتهاند. طبیعتاً منتقدان به وضع موجود هم بیکار ننشستهاند و در واکنش به سکوتْخواهیِ حکومتها، حرف خود را به شیوههای مختلف زدهاند. برای این حرف زدن هم بهای سنگینی اعم از زندان و شکنجه و مرگ پرداختهاند. به خاطر سرکوب حکومتها، همواره این حکومتها بودهاند که متهم به نقض آزادی بیان شدهاند و مبارزهی ما همواره با آنها بوده است.
اما اِشکالِ بزرگِ این مبارزهی یکطرفه، فراموش کردن سکوتْخواهیِ خودِ ماست! به بیان دیگر این تنها حکومتها نیستند که مخالف آزادی بیاناند بلکه در میان مخالفان حکومتهای سرکوبگر و خواستارانِ آزادیِ بیان، بسیاری هستند که مخالف آزادی بیاناند! این واقعیتیست تلخ که اغلب به سادگی از کنار آن میگذریم ولی اگر نیک بنگریم در خواهیم یافت که عامل اصلیِ استبداد و سرکوب آزادی بیان همین طرز تفکر است. باید از دوستان آزادیخواه سوال کنیم که بالاخره باید بنویسیم یا ننویسیم؟ اگر بنویسیم باید از همه بنویسیم، و اگر ننویسیم باید به حکومت هم حق بدهیم که از ما بخواهد تا سکوت کنیم.
ارزیابی این امر برای ما وبنویسان بسیار آسان است. در همین دوران بعد از انتخابات، به کرّات مشاهده کردهایم که هنگام انتقاد از دوستانِ همفکر، دعوت به سکوت شدهایم. اگر انتقادِ ما، مثلا از اصلاحطلبان یا آقای مهندس موسوی یا آقای مهدی کروبی، طرفداران ایشان را خوش نیامده، با دلخوری به ما نوشتهاند که زمان مناسبی برای طرح این مسائل انتخاب نکردهایم و بهتر بوده است که بیان این انتقادها را به وقتی دیگر موکول کنیم که معنای دیگر آن سکوت به خاطر شرایط است.
حال فرض میگیریم که این دوستان مسئولیت وزارت فرهنگ دولت انتخابی خودشان را بر عهده دارند و این دولت در شرایط بحرانی مثلا جنگ یا درگیریهای داخلی به سر میبَرَد. اینطور به نظر میرسد که اگر قدرت در اختیار این دوستان باشد، با این شیوهی تفکر، در بهترین حالت، مانع بیانِ انتقاد به خاطر شرایط موجود شوند.
رفتار حکومت، بازتابیست از رفتار ملت. مجموعهی رفتار ما مردم، موجب غلبهی استبداد یا دمکراسی بر کشور میشود. آزادی بیان، فقط طرح شعار و نوشتن مطالب زیبا نیست بلکه تحمل نظر مخالف در زندگی واقعیست. این نظر میباید در هر شرایطی بیان شود. دلیلتراشی برای سکوت، میتواند به تدریج تعمیم یابد و همهی شرایط را -اعم از فوقالعاده و عادی- در بر بگیرد.
اما راه غلبه بر این تفکر که سکوت را به گفتن و نوشتن ترجیح میدهد چیست؟ گفتن و نوشتن. انتقادها و مخالفتها را شنیدن و آنها را در صورت لزوم رد کردن. در مقابل کلام، کلام به کار بُردن. در مقابل کلمه، کلمه روی کاغذ آوردن.
ما باید ظرفیت خود را در پذیرش مخالفتها به قدری بالا ببریم که حتی اگر کسی سکوت کرد او را دعوت به گفت و شنود کنیم. به سکوتاش که میتواند منشاء عقدههای بسیار در آینده شود، راضی نشویم. حتی در مقابل پرخاش، دعوت به مباحثه و گفتوگو کنیم.
با خودنویس میتوان از خود نوشت؛ از دیگران نوشت؛ از خوبها و بدها نوشت؛ از درستها و نادرستها نوشت. از این امکان برای گسترش آزادی بیان استفاده کنیم.
Subscribe to comments feed نظرات (2 نوشته شد):
نظر خود را بنویسید
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.