نظرات (56)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی
نیک آهنگ کوثر
نیک آهنگ کوثر
۱۰ مرداد ۱۳۸۹

ارزیابی این خبر:

4.50

Subscribe to comments feed نظرات (24 نوشته شد):

خود برانداز در ۱۰ مرداد ۱۳۸۹
-4
میر دلیر را بد نبود جاش میدادی روی یک شاخه پائینی. اینجوری به نظر میاد که از خوارجیون هستند.
✭✭✭✭✭
araz در ۱۷ مرداد ۱۳۸۹
با تکه تکه شدن این درخت زمین اطراف سبز نمیشه
دردمند در ۱۰ مرداد ۱۳۸۹
حرف نداشت.بدبختانه درخت تنومندی هست ولی بنظر میاد خشک شده!

راستی کی بود میگفت نیک آهنگ استعداد نداره؟
araz در ۱۷ مرداد ۱۳۸۹
-2
من میگم. برای این که فکر می کنه موسوی و خاتمی و مهاجرانی اینقدر از هم فاصله دارند.
george در ۱۰ مرداد ۱۳۸۹
-1
خیلی خوب وازیاته الانه ایرانو نشون میده. عالیه.
هیمن در ۱۰ مرداد ۱۳۸۹
عالی بود نیک آهنگ عزیز
هیمن در ۱۰ مرداد ۱۳۸۹
عالی بود نیکان جان
دستت درد نکنه، بسیار عالی بود، مثل بقیه کارات
در ۱۰ مرداد ۱۳۸۹
-9
جماعت سبز اللهی نباید این بار دیگه شاکی باشند. این کارتون ملایم ترین انتقاد نیکانه. اینکه خاتمی هم از ترس موسوی رفته آن بالا جالبه!
دنا در ۱۱ مرداد ۱۳۸۹
خیلی عالی بود. البته احمدینژاد بیشتر شبیه کرمی است که دارد به ریشه کن شدن این درخت کمک میکند.
nad*****@yahoo.ca در ۱۱ مرداد ۱۳۸۹
از کجا شروع کنم؟ بالای عمامه وسط عمامه، پائین عمامه، زیر ابرو یا زیر ریش؟ از کی بپرسم که بتونه به من کمک کنه؟
سحرخیز در ۱۱ مرداد ۱۳۸۹
-1
موسوی از خمینی عبور کند؟ خوابشو ببینید.
در ۱۱ مرداد ۱۳۸۹
-1
به جای نبش قبر که جز تفرقه و دلسردی ارمغانی ندارد باید به فکر فردا بود! و به جای پرداختن به گذشته و مرده ها باید به فکر حال و زنده ها بود. و به احترام نوادگان خمینی که امروز در صف مردم قرار دارند باید دست از تمسخر پدربزرگشان برداشت.(دشمن دانا بلندت می کند/ بر زمینت می زند نادان دوست) .
farideh در ۱۱ مرداد ۱۳۸۹
دقیقن و شما همان دوست نادان هستید .
در ۱۱ مرداد ۱۳۸۹
-4
نه خیر؛ تو همون دوست نادان هستی و نیکان خان
در ۱۱ مرداد ۱۳۸۹
-1
نه عزیز جان، این فریده دشمن نادانه، یه چیزی تو مایه های غضنفر، خدا برای جنبش سبز حفظش کنه...
farideh در ۱۱ مرداد ۱۳۸۹
جنبش سبز سیدی بخوره تو سر رهبرش و طرفدارهای سبزالله که یکیش شما باشید، ما ۳۰ سال کشته دادیم که عاملان رژیم و شما حزبالله مرامها با قدرت برسید ؟؟ آنهم به خواست خود مردم ؟؟ به خواب ببینید. تمام شد هر گندی زدید تا همینجا بود یک بار انقلاب را دزدید بار دوم خوابش رو ببینید ، موسوی هم باید کاسه کوزش رو جمع کنه بشینه بغل دست رهبرش تا وقت چپه شدنشون برسه.شما هم هی بدونه نام و بدون هویت اینور اونور ورجه ورجه کن .
farhad در ۱۱ مرداد ۱۳۸۹
-1
میشه منظورتون از این "ما" که ۳۰ سال کشته داده رو بیان کنین ؟؟
در ۱۲ مرداد ۱۳۸۹
-1
یعنی اینکه متخصص در امور دشمنی ورزیدن به روش جاهلانه هستند...
در ۱۲ مرداد ۱۳۸۹
یعنی شما متخصص دوستی جاهلانه هستی؟
در ۱۲ مرداد ۱۳۸۹
-2
مسوول امور فریده خانوم هم تشریف آوردن...
در ۱۲ مرداد ۱۳۸۹
سلام، معاون جناب موسوی در امور دوستی جاهلانه.
farideh در ۱۲ مرداد ۱۳۸۹
ما ، ملت ایران شما جزوش نیستی خودتو قاطی نکن هر وقت از کما در آمدی یک کمی در و برت را نگاه کن ۳۰ سال گذشته برات روشن میشه.
در ۱۲ مرداد ۱۳۸۹
-3
ملت ایران مقیم کجا ؟ اردوگاه اشراف یا ...
farideh در ۱۲ مرداد ۱۳۸۹
آخه توهمی که هم به جمهوری اسلامی توهم داری هم به مجاهدین، اینا که خیلی کوچکتر و از هم پاشیده تر از آن هستند که به حساب بیان، ولی شماها اینقدر متوهم هستید که با این حرفاتون اینها رو بزرگ میکنید، شما
نه دوست خودتو میشناسی نه دشمنتو ، فکر میکنی اونا با شما مصلا چه فرقی داراند ؟
علیرضا در ۱۲ مرداد ۱۳۸۹
دوستان با همه نفرتی که از مجاهدین دارم و فکر میکنم خائنترین گروه موجود هستند ولی بیایید چه به اونها و چه به هر گروه دیگری احترام بزاریم و باهاشون بحث منطقی کنیم و حتی اگر اونا سعی کردند بحث رو به مجادله بکشونند ما بهشون اجازه ندیم.
بخصوص که مطمئن باشید بیشترین فعالیت رژیم فعلی هم همین تفرقه انداختن بین سبزهاست. پس به هیچ وجه وارد بحصثهای تویهن آمیز یا کلکل نشیم.
farideh در ۲۲ مرداد ۱۳۸۹
شما خواهشان ادای روشن فکر در نیار که در همان جمله اول ماهیت حزباللهی خودت رو روشن کردی، من میدونم که ما کلی گروه سیاسی داریم که با مجاهدین اختلاف نظر دارند و به آنها ۹۹۹۹ انتقاد دارند ولی تنها حزباللهی اینطور اظهار تنفر و انزجار میکنه و خون شهدای ما را چون مجاهد بودند پایمال
شقایق در ۱۳ شهریور ۱۳۸۹
واقعا ناراحت کنندست چرا ما یادمون نمی مونه همه ی ما به یه اندازه سهم داریم از این کشور؟ چه حزب اللهی چه لاِیک چه بهایی چه کمونیست
هر کدوممون با هر مرام و عقیده ای به هر حال ایرانی هستیم
الان که هیچ قدرتی نداریم و یه دشمن مشترک داریم به اسم جمهوری اسلامی میایم این طوری می زنیم تو دهن هم وای به روزی که یکیمون قدرت پیدا کنه لابد اون موقع می خوایم دیگرانو تیکه تیکه کنیم
تا وقتی که طرز فکرمون اینه هزارتا انقلاب دیگم بکنیم نه تنها هیچی درست نمی شه که اوضامون روز به روز بدتر می شه غرق می شیم تو کثافت افکار متحجر
کاش تا دیر نشده بفهمیم اینو
در ۱۱ مرداد ۱۳۸۹
-6
بفرما خودش اعتراف کرد به دشمنی از نوع نادانش...
در ۱۱ مرداد ۱۳۸۹
و تو هم اعتراف کردی به اینکه دوست نادانی.
farideh در ۱۱ مرداد ۱۳۸۹
نیکی جان این دیگه چیه ؟؟ تبر دست موسوی ؟؟؟ کدام حرف برنده ایشان را میشه به تبر تشبیه کرد ؟؟؟ جمهوری اسلامی ، نه یک کلمه کمتر نیک کلمه بیشتر ؟؟؟ این کار واقعا از شماست ؟؟؟ موسوی رو باید یک طناب دستش میدادی نه تبر ..............
آنتي سبزالله در ۱۱ مرداد ۱۳۸۹
-1
بابا عجب كارتوني كشيدي.فوق العاده است.آفرين آفرين. خوبه كه اون ابلهان بي منطق بالاتريني هم اينو ببينند.
علی در ۱۱ مرداد ۱۳۸۹
آفرین نیک آهنگ
nikandish در ۱۱ مرداد ۱۳۸۹
درود بی پایان بر تو من همیشه کاراتو دنبال میکنم واقعن که بینظیری عقاید سیاسی تورا هم میپسندم چون کسی رو بت نمیکنی هیچکس از تیغ نقد تو راهه گریزی نداره موفقتر باشی میدونم تسلیم خشک فکرها نمیشی
دمت گرم نیک آهنگ. می بینم که خط قرمزهای ذهنی سابق ات رو مثل دستمال توالت به بیت رهبری واریز کرده ای.
RS232 در ۱۱ مرداد ۱۳۸۹
به نظر من این کار دقیق ترین شرح شرایط کنونی آقایان مذکور است که به طرز زیبایی به تصویر در آمده است.
علیرضا در ۱۱ مرداد ۱۳۸۹
اگر هم کسی تیشه اول رو زد، اون خاتمی بود، حیف که چیز به این ساده ای رو نمیبینی.
در ۱۱ مرداد ۱۳۸۹
اتفاقاً كسي كه اين درخت رو ۸ سال آبياري و قطورش كرد خود همين سيد خندان بود. خدمتي كه اين شخص با عوامفريبي و خواباندن اعتراضات مردم بوسيله اون حرفهاي پرطمطراق و زيبا به اين نظام كرد بعيد مي دونم كسي ديگه اي كرده باشه. البته الان هم بيكار ننشسته و با حرفهاي مزخرف و چندپهلو ميخواد براي حضرت آقا ارادت خودش رو ثابت كنه. خوب بالاخره غيرخودي شده ولي آنقدر آغوش نظام رو دوست داره كه نمي تونه ازش دل بكنه.
در ۱۲ مرداد ۱۳۸۹
-2
این طرز تفکری که دوست داره یکی بیاد و بزنه و داغون کنه و حکومت رو عوض کنه نتیجه اش خمینی هست.
متاسفم که بعد از این همه مدت و اینهمه تغییرات هنوز متوجه نشدید که تغییر نه با زدن و کشتن و داد و بیداد کردن، که با فرهنگ سازی و آموزش مردم سالاری و احترام به عقاید مختلف بوجود میاد و خاتمی بنیانگذار این فرهنگ بود.
تا وقتی این فرهنگ جا نیفته هزار تا حکومت دیگه هم که بیاد نهایتش میشه همونی که شاه شد یا خمینی شد.
با اینکه از دیدن افرادی مثل تو یا نیک آهنگ متاسف میشم که به این راحتی اشتباهای نسل قبلتون رو نمیبینید، اما از طرفی هم خوشحالم که روز به روز تعدادتون کم میشه.
روزی که دانشجوها خاتمی رو توی دانشگاه هو کردند خیلی دلم سوخت. اوایلی که نیک آهنگ هم که زاده محیطی بود که خاتمی بوجود آورده بود، خاتمی رو مسخره کرد دلم سوخت. ولی مثل اینکه گریزی از پرداخت هزینه های سنگین، برای آگاه شدن خفته گان نیست.

ای کاش تو ، نیک آهنگ آخرین نوشته عبدالعلی بازرگان در جرس رو میخندید و با تمام وجود درکش میکردید. و ای کاش یاد میگرفتیم در لحظات حساس به بازرگانها و خاتمی ها اعتماد کنیم تا به خمینیها
در ۱۲ مرداد ۱۳۸۹
۱- شما متاسفانه درس اشتباهی را از شکست انقلاب ایران گرفتید. مشکل انقلاب ایران اعتماد به خمینی بود که یک شارلاتان حرافی مثل خاتمی و موسوی بود. خمینی ان روزها هم مثل موسوی و خاتمی امروز وعده های قشنگ میدادند و متاسفانه خمینی با مشروعیت ناشی از انقلاب از یکطرف و مشروعیت تاریخی روحانیت شیعه از طرف دیگر قدرت را بدست گرفت و درست مثل خاتمی و موسوی دود و دم عجیبی هم براه انداخت. مردم هم بقدری مسحور این بت بودند، که کمترین انتقادی از خمینی تحمل نمیشد، همانطور که انتقاد از موسوی در زمان حاضر تحمل نمیشود. فقط یک نگاهی به نیکان و سوالش از گذشته موسوی بکنید، بالاخص سوالش در مورد قتل عام ۶۷. ببینید که هر بار که این سوال مطرح شد، چطور خیل کامنتهای شیفتگان موسوی، هر یک با زبانی و به ذکر مصلحتی، میخواهند نیکان را ساکت کنند. این منطق که از "محبوب" من سوال های "ناراحت کننده" نپرس و از وی انتقاد نکن، منطق غالبی بود که در زمان خمینی با حضور قوی خود، انقلابی را به بیراهه استبداد کشاند. منطقی که در زمان خاتمی و بعد هم در زمان موسوی حضور خود را نشان داده است. متاسفانه ما طرفداری را با "عاشقی" اشتباه گرفته ایم. البته این به خودی خود مهم نیست، اگر مساله تنها مربوط به خود ما باشد. مشکل اینست که ما عشق و علاقه قلبی و تبعات بعدی اش را هم میخواهیم به دیگران تحمیل بکنیم. در کامنتها بسیار میبینید که گفته شده که "نباید به موسوی انتقاد کنی چون همه مردم وی به وی اعتماد و علاقه دارند". از کجا میدانید همه به موسوی علاقه دارند، ازکجا میدانی که در شرایط آزاد و برابر و بدون شورای نگهبان، امثال وی حتی ۱۰ درصد رای فعلی را می آوردند و تازه بفرض هم که اینطور باشد، چرا محبوبیت ایشان باید برایش مصونیت ایجاد کند. در واقع اگر این حرف را بشکافیم، منظور گوینده اینست که آقا/خانم منتقد، من شیفته موسوی هستم و به من بر میخورد که ببینم از موسوی انتقاد میکنی، که در واقع بسیار خودخواهانه است و گوینده گویا نمیفهمد که منتقد به اندازه خود ایشان حق دارد.

۲- هر جنبشی ابتدا بصورت مسالمت آمیز و با طرح درخواستهای مردم شروع میشود. هیچ جنبشی از ابتدا با زدن و بستن شکل نمیگیرد. رادیکال شدن جنبش همیشه محصول شکست روش های مسالمت آمیز است با قهر و سرکوب نیروی ارتجاعی حاکم. به عنوان مثال، انقلاب ضد سلطنتی هم ابتدا به ساکن شروع نشد. ابتدا رضا خان بر علیه حکومت مشروطه کودتا کرد و با سرکوب، نزدیک به ۲۰ سال حکومت کرد. بعد از حمله متفقین و سقوط حکومت رضا خان، و جایگزینی پسرش بر تخت سلطنت، در فضای ازادی نسبی ایجاد شده، طرح درخواستهای مردم در چهار چوب همان حکومت مشروطه ایجاد شد. این درخواستها آرام آرام تبدیل به نهضت ملی نفت به رهبری دکتر مصدق، پیشوای کبیر مردم ایران شد. جنبش هنوز به دنبال خواسته هایش، در چهار چوب سلطنت مشروطه بود. حتی تا سال ۴۲، هنوز نیروهای سیاسی، در چهارچوب قانون اساسی رژیم خواهان پیگیری مطالبات آزادی خواهانه بودند. تنها پس از سال ۴۲ و در نتیجه برقرای استبداد با مشت آهنین بر مردم بود، که جنبش های مسالمت آمیز با زندانی شدن رهبران جبهه ملی و نهضت آزادی و غیره، از بین رفتند و جنبش های مسلحانه در محیط مساعد، پدیدار شدند. بنا بر این نگاه مقطعی و نقطه ای شما به انقلاب ۵۷ غلط است. این انقلاب یک روزه بوجود نیامد، بلکه نتیجه شکست نزدیک به ۴۰ سال مبارزه مسالمت آمیز و ۱۰ سال رشد جنبش های قهر آمیز بود. این باید برای شما بسیار آگاهی دهنده باشد که سازمان مجاهدین از نهضت آزادی بیرون آمد و سازمان چریکهای فدایی از جبهه ملی ایران. در شرایط سرکوب، تنها سازمانهایی باقی میمانند و رشد میکنند که برنامه برخورد قهر آمیز داشته باشند. بطور خلاصه مساله به این صورت نیست که شما در یک فروشگاهی تشریف میبرید که یک طرفش مبارزه قهر آمیز میفروشند و طرف دیگرش روشهای مسالمت آمیز و کار شما انتخاب بین این دو است. خیر، قهر همیشه از طرف نیروهای ارتجاعی حاکم بر جنبش مردم تحمیل میشود.

۳- کم شدن طرفداران قهر و یا زیاد شدن طرفداران مسالمت بخودی خود مهم نیست که من و شما بخواهیم از شنیدن چنین خبرهایی خوشحال یا ناراحت بشویم. مساله اینست که آیا روش اتخاذ شده موثر است یا خیر. به عبارتی آیا رژیم قادر به اصلاح است یا مثل رژیم شاه تا ابد اصلاح ناپذیر باقی میماند؟ با وجود نیروهایی مثل موسوی که خواهان بازگشت به "دوران طلایی امام" میباشد، چنین خوشبینی کاملا بی معنا میباشد.
آنتي سبزالله در ۱۲ مرداد ۱۳۸۹
چند نكته براي روشن شدن جنابعالي:
۱- من هم متاسفم كه بعد از ۳۰ سال شما هنوز متوجه نشديد كه اين حكومت با تغييرات يا به قول هم سلفي هاي شما اصلاحات درست نخواهد شد.نكته اي كه اكنون بسياري از اصلاح طلبان دو آتشه نيز به آن اذعان مي كنند.
۲- من هم با ديدن افرادي مثل شما متاسف مي شوم كه به هيچ عنوان قصد نداريد از تاريخ درس عبرت بگيريد.شماها ۸ سال از خاتمي بت درست كرده و اونرو بشدت پرستش كرديد (كاري كه الان هم قصد داريد در مورد موسوي انجام بدهيد).خوب دستاوردي كه داشت چه بود؟ كدام قدم روبه جلو برداشته شد؟آخر سر هم مردم از وعده هاي پوچ اين سيد خندان و اصلاح طلبان خسته شدند و نتيجه هم به قدرت رسيدن ديوانه اي به اسم احمدي نژاد شد.
۳- اتفاقاً روز به روز از تعداد شما خط امامي هاي دوران طلايي داره كاسته ميشه نه مخالفان شما.
۴- هدف افرادي مثل نيك آهنگ بيدار كردن افراد خفته اي مثل جنابعالي است كه نهايت آمال و آرزوهايتان پرستش و به قدرت رسيدن يك روشنفكر با چاشني اسلام و مذهب به حكومت است غافل از اينكه ۳۰ سال است كه با اين روش حكومتي مردم را به خاك سياه نشانده اند. اما در پايان گوشه اي از مقاله سيد خندان در كيهان كه در پاسخ به نطق مهندس بازرگان در مجلس به خاطر اعدامها و كشتارهاي اوايل انقلاب نوشته شده را مي آورم تا بلكه شما و افراد مثل شما از خواب غفلتي كه گرفتار آن هستيد بيرون بيائيد(هر چند كه بعيد به نظر مي رسد):
بسياري از كساني كه امروز در همين دادگاههاي انقلاب (كه مورد اعتراض شمايند) تنها به خاطر دفاع از اسلام و پاسداري از دستاوردهاي انقلاب اسلامي شب و روز زحمت مي كشند انسانهايي سرشار از عاطفه و رحمتند . اما مسوليت اسلامي و تعهد انسانيشان و نيز فرمان خدا آنان را وا مي دارد كه قاطعانه در برابر آدمكشاني كه موجوديت انقلاب و جمهور اسلامي را به خطر انداخته اند بياستند و فساد را از ريشه بركنند.
ولي امروز كه كل انقلاب شكوهمندمان مورد تهديد قرار گرفته است و تمام جريانات ضد اسلامي، وابسته، خصلتي و كج انديش با حمايت همه جانبه آمريكا و اسرائيل و به طور كلي امپرياليسم دست به هم داده و روياي انقلاب اسلامي و جمهوري برآمده ايستاده اند و به تخريب و ترور و ارعاب اقدام مي كنند فقط مي توان با قاطعيت عمل كرد تا با ياري خدا و با تكيه بر اراده خلل ناپذير خلق براي هميشه جبهه متحد ضد انقلاب را از پاي درآورد يا دست كم از توش و توان انداخت.
علیرضا در ۱۲ مرداد ۱۳۸۹
متاسفانه هردوی شما دوستانی که به نوشته من پاسخ دادید بدون اینکه به نکته ای که من میخواستم اشاره کنم دقت کنید، فقط حرف خودتون رو زدید: فایده ای نداره بهتون بگم، من نه خاتمی پرستم نه موسوی پرست و نه مخالف انتقاد از اینها! چون بارها اینو همینجا گفتم و دوباره همین جوابها رو شنیدم. مطمئنم حتی مقاله بازرگان رو هم نخوندید، محبت کنید به من سبزالهی زبان آدم نفهم همین نصفی از یک پاراگرفش رو بخونید :

"وقتى به تاريكى سلول برگشتم، چشمم از درسى كه از آن بازجو آموخته بودم كاملا روشن شده بود و دانستم دشمن چيزى را فهميده است كه ما با تنگ‌نظرى و تعصّب مبارزاتى، كه گفتمان غالب آن دوره بود، نفهميده بوديم! او بدون آنكه خود بداند، به من آموخته بود كه مبارزه، يك مدرسه با كلاس‌هاى متعدّد است و كسى را از كلاس اول به دوم بردن همانقدر ارزش دارد كه از كلاس يازده به دوازده ببريم! و دست رَد زدن به سينه كسانى كه در كلاس آخر نيستند، كوردلى سياسى و نشناختن مراحل رشد و تربيت و تمرين عملى كارهاى اجتماعى است."

اصل مقاله بازرگان: http://www.rahesabz.net/story/20449

صحبتی که من کردم این بود، که شما بدون اینکه متوجه بشید، شروع به درس دموکراسی دادن و نقد تصورات متحجرانه من کردید.
بارها به نیک آهنگ هم گفتم: نقد کردن بد نیست، اما زمانی که آدم با آگاهی و مطالعه نقد کنه و نه فقط از روی اینکه من بیشتر میفهمم و بقیه هم سبزاللهی هستند و استبدادزده و موسوی پرست و....

از همه اینها که بگذریم، آخرین خبر امروز گزارش وخامت حال اعتصاب کنندگان غذا بود، آقایان با ارزه ای که مثل خاتمی فقط حرف نمیزنید و مثل خاتمی وقت تلف نمیکنید و مرد عملید، این انسانها بزرگ دارند تلف میشند بقیشون هم توی رجایی شهر از گرمازدگی و آلوگی در حال جان دادن هستند... از ما که طرفدار خاتمی بی ارزه هستیم انتظاری نیست، شما چه میکنید؟
در ۱۲ مرداد ۱۳۸۹
جناب علیرضا
من یکی از دو نفری هستم که به کامنت شما جواب داده ام و هرگز هم شما را "سبز الهی" و "احمق" و "نفهم" نخوانده ام. خواهش میکنم که حرف در دهان من نگذارید.
از اینکه لینک این مقاله را گذاشتید، تشکر میکنم ولی اقرار میکنم که تا کنون آنرا نخوانده ام. احتمالا پس از اتمام نوشتن این کامنت آنرا میخوانم. اما نکته ای را خواستم به شما بگویم:

۱- آقای بازرگان آدم بسیار پاک، صادق و مبارزی بود و در ان حرفی نیست.
۲- آقای بازرگان از همراهان دکتر مصدق در ملی شدن صنعت نفت بود و سابقه بیش از ۳۰ سال مبارزه برای احقاق حقوق مردم ایران را داشت.
۳- آقای بازرگان استاد مبارزات سیاسی بدون خشونت بود و نهضت آزادی در این زمینه، حد اقل در زمان بازرگان موفق بود.
۴- آقای بازرگان بسیار آزاده و با صبر و حلم بود و از برخورد و انتقاد نمیهراسید.

اما چند مساله هم وجود دارد:
۱- آقای بازرگان بهیچ عنوان پیگیر حقوق مردم نبود. به عنوان مثال، در مورد تشکیل مجلس موسسان، در مقابل آقای خمینی عقب نشست. همین کار و البته اصرار امیر انتظام بر تشکیل مجلس موسسان سبب دردسر برای امیر انتظام شد که تا امروز ادامه دارد.در ازایش آقای بازرگان در مقابل این قول خمینی در پاریس و خواسته ملت، عقب نشست.
۲- نقل است که در زمان دکتر مصدق میخواستند وزیر آموزش و پرورش تعیین کنند. صحبت مرحوم بازرگان شد. دکتر مصدق مخالفت کرد. علتش را پرسیدند و ایشان گفت که اگر بازرگان وزیر آموزش و پرورش شود، اول کاری که میکند، لچک سر دختر بچه های معصوم و بیگناه مردم میکند. یادتان باشد که آقای بازرگان در وهله اول مسلمان است و بعد مبارز. ایشان به هر علت اگر پای انتخاب بین دین و حقوق مردم پیش میامد، طرف دین را میگرفتند.بنا بر این بازرگان مبارز پیگیر راه آزادی نبود.
۳- روش مبارزه بی خشونت که بازرگان آنرا دنبال میکرد، در شرایطی که سرکوب شدید نباشد، کارایی دارد، اما در شرایط سخت و سرکوب شدید، این آموزه ها کاربردی ندارند. خود بازرگان در دادگاه شاه گفت که ما آخرین گروهی هستیم که با شما با مسالمت برخورد میکنیم. پس از ما کسانی میایند که با شما با گلوله صحبت میکنند. همانطور هم که میدانید ایشان و سازمانش از سال ۴۲ به بعد بی تاثیر در وقایع سیاسی ایران شدند و دور بدست سازمانهای معتقد به مبارزات قهر آمیز افتاد.
۴- در زمان خمینی هم پس از کودتای سال ۶۰ بدست خط امامی ها و مشخصا در اواخر جنگ، بازرگان میگفت که میخواهند که ما به "زندگی خفیف خائنانه " تن بدهیم. که این خود نشانگر عدم پیگیری مطالبات آزادی خواهانه مردم در شرایط سرکوب است. همانطور که گفتم بازرگان مبارز پیگیر راه آزادی در شرایط سرکوب شدید، مثل حالا نبود.
۵- آقای بازرگان خود و نهضت آزادیش را "موافقان غیر حاکم" مینامید.
۶- آقایمسوی و دوستانش از کلاس اول نمیخواهند به کلاس دوم یا دوازدهم بروند، بر عکس آنها میخواهند ملت را از کلاس ۱۲ به کلاس اول برگردانند. آقای موسوی بدنبال بازگشت به "عصر طلایی !!! خمینی" است که نوعی عقبگرد بحساب میاید.
با توجه به مسائل بالا، بازرگان نمیتواند راهکار مبارزاتی در شرایط سخت سرکوب را به کسی نشان دهد، چه اگر ایشان چنین راهکاری داشت، خود آنرا بکار میگرفت که از صحنه حذف نشود و بقول خودش به "زندگی خفیف خائنانه " تن ندهد.
تمام حرف اینست که در حال هزار و با شرایط موجود، چطور باید مبارزه کرد.
farideh در ۲۲ مرداد ۱۳۸۹
دست شما درد نکنه دوست عزیز زنده باد، هم کلی استفاده کردم هم بی نهایت از این قلم سلیس شما لذت بردم شما که نام ندارید ولی من اسم
<پر بار نویس منطقی > را به شما میدم
علیرضا در ۱۳ مرداد ۱۳۸۹
دوست عزیز
منظورم شما نبود متاسفانه به هردوی شما دوستان همزمان پاسخ دادم، دوست دیگر بودند که به من خیلی محبت کردند.
در مورد توضیحاتتون در مورد دکتر بازرگان ممنون، خیلی هاش رو نمیدونستم، هرچند که خیلی هاش با خوانده ها و شنیده های من از دکتر بازرگان با تناقض آشکار هست ولی چون بحث فعلی چیز دیگریست بهش نمی پردازم، چون این مقاله مربوط به عبدالعلی بازرگان فرزند دکتر بازرگان هست.
در مورد سایر مباحثی که مطرح کردین هم موافق نیستم. دوست عزیز بنظر من قبل از اینکه مبارزه کنیم ، بهتره بدونیم میخواهیم برای چی مبارزه کنیم: ما سالهاست که داریم مبارزه میکنیم، از دیکتاتوری فراری هستیم و بیزار، اما تا یکی نظر مخالفمون رو داره با تمام قدرت تخطئه اش میکنیم، همین نیک آهنگ که ادعای نقادی داره، مگه واژه سبزاللهی را درست نکرد؟ دوست من تمام حرف من اینه که ما اگر فرهنگ سازی نکنیم، نفر بعدی که بعد از مبارزه به قدرت میرسه، خودمون ازش بت خواهیم ساخت، خود ما که برای آزادی مطبوعات مبارزه کردیم بعد از مدتی جلوی انتشار نشریه مخالفانمون (مثلا سبزاللهی ها یا مجاهدین یا هرکسی که مطمئنیم خیلی اشتباه میکنند) رو خواهیم بست و ...
خاتمی اگر حرف از مردم سالاری زد (حتی دینی)نظر خودش رو گفت، اما برخلاف همه کسان دیگه ای که من شناختم در این مدت به قواعد مردم سالاری شخصا عمل کرد، محالفینش رو با بردباری تحمل کرد، انتقاد هارو شنید و اعتراض نکرد و.... خاتمی روزی که از مردم رای گرفت، گفت قانون سالاری، نگفت تغییر حکومت، خاتمی ادعای رهبر انقلابی نداشت. از روز اول هم معتقد به کار فرهنگی بود. دوست عزیز نمیدونم توی جامعه ایران چه مدت زندگی کردی، اما سال ۷۵ من میگفتم مرگ بر جمهوری اسلامی، سال ۷۸ میگفتم زنده باد مخالفم. جامعه ایران از بحث ولایت مطلقه که اون موقع بدون دردسر مطرح بود، برگشت با اینکه خامنه ای سالی رو سال پاسخگویی نامید. بسیجیهایی که کوهها رو میبستند بجای دعوا میگفتند توی دانشگاهتون جلسه مناظره بزارید و ...
اینکه چرا دوباره برگشتیم به اینجا که هستیم داستان بسیار بسیار طولانی داره، از تاریخمون گرفته تا موقعیت جغرافیایی کشورمون تا مباحث جامعه شناسی ولی! امروز سطح آگاهی مردم ما به شکل باور نکردنیی متفاوت شده ، مردم با حداقلهای لازم برای یک جامعه آزاد و مدنی آشنا شدند، حرف از حقوق شهروندی و پاسخگویی قدرت میزنند و .... اگر شما قبول ندارید یا معتقدید در فعالیتهای دوران خاتمی سعی بر برگردوندن مردم از کلاس ۱۲ به کلاس اول بوده، اگر معتقدید خاتمی هم بالای درخت نشسته، من با کمال احترام به شما و نظرتون ، شما و کسانی که با شما هم عقیده هستند رو به انصاف بیشتر دعوت میکنم.
در ۱۳ مرداد ۱۳۸۹
واژه سبز الهی را اولین بار جناب هادی خرسندی درست کرد و نیکان هم در این مورد توضیح داد. سبزالهی، درست مثل حزب الهی یک نوع افراط گرایی است. این جماعت هر نوع انتقاد به موسوی را بر نمیتابند. بنظر من لازم است که چنین واژه ای درست شود تا افراط گرایان و کسانی که منتقد را از حق طبیعی خود محروم میکنند، متنبه شده و متوجه قبح و زشتی عملکردشان شوند. شما باید میدیدید که هر نوع گفتگو و انتقاد از موسوی با اینها آخر سر به فحش خواهر و مادر میرسید. اتفاقا این نشان میدهد که بر خلاف فرمایش شما، مردم میدانند دیکتاتوری چیست و آنرا در هیچ شکلی تحمل نمیکنند و جلوی بت شدن افراد را میگیرند.
در مورد تحمل خاتمی و تساهلش نسبت به مخالف گفتید. لطفا توجه داشته باشید که این تساهل و تسامح بهیچ عنوان شامل اپوزیسیون بیرون نظام نبود، حتی در قضیه ۱۸ تیر، ایشان قبل از ولی فقیه دستور سرکوب را صادر کرد.
در مورد درون نظام هم که خود ایشان در موقعیت اپوزیسیون بوده و جناح مقابل اهرمهای قدرت را بدست داشت، بنا بر این ایشان چاره ای هم جز تسامح در مقابل جناح مقابل نداشتند.
شما اگر میخواهید از تسامح آقای خاتمی در مقابل اپوزیسیون اطلاع حاصل کنید بد نیست به سخنان ایشان در کیهان در مورد کشتار مخالفین مراجعه فرمایید که اتفاقا "آنتی سبزالله " هم آنرا نقل قول کرده. خلاصه آنکه "سگ از ناتوانی مهربان است/وگر نه سگ کجا و مهربانی"ا .
تنها چیزی که مردم از این آقا دیدند بهانه بود برای عدم اجرای وعده و وعیدهایش و اجرای زنده سریال اشکها و لبخندها. کسی که به مردم سالاری معتقد است در مقابل دشمنان مردم سالاری می ایستند. ایشان هم با قاتلان قتلهای زنجیره ای به تفاهم رسید و فتیله اختلافات را پایین کشید و هم با مهاجمین به خوابگاه دانشگاه. چنین کسی نسبت به تنها کسی که تسامح دارد قاتلان و آدمکشان حکومتی است.
اینکه شما در سال ۷۵ میگفتید مرگ بر جمهوری اسلامی و بعد گفتید زنده باد مخالف من، که نشاندهنده در هم ریختن مرزهاست و بقول مرحوم پروانه فروهر شکستن قهر بزرگ مردم با حکومت که نشانه به قهقرا رفتن مبارزه است که نتیجه اش تثبیت فاشیسم مذهبی و پیدایش احمدی نژاد است که حاصل دوره خاتمی و رفسنجانی است. این خود نتیجه سیاست تبدیل مخالف به منتقد و منتقد به موافق است. از آنجا که خصلت ارتجاعی حکومت و طبقات غارتگر حاکم تغییری نکرده اند، تبدیل منتقد به موافق و مخالف به منتقد نه انعکاس فروکش کردن تضادها، که نتیجه فریبکاری است و مغلطه و تزویر.
تغییر جامعه ایران و افزایش انفجاری اطلاعات مردم حاصل گسترش ماهواره و اینترنت است و ربطی به خاتمی ندارد. گر چه در زمان خاتمی تعداد روزنامه ها زیاد بود، اما مطالب تنوعی نداشتند و هر رونامه ای وابسته به جناحی بود و به نحوی منافع رژیم را حفظ میکرد. روزنامه هایی هم که خارج از دایره دو جناح بودند و به خط قرمز های رژیم پایبند نبودند که اصلا حق انتشار نداشتند. تازه ان فضا هم همانطور که میدانید، با گسترش تضاد بالایی ها که نتیجه قیام مردم و دانشجویان بود، در جریان تک پایه کردن رژیم از بین رفت و تعداد روزنامه ها کاهش یافت.
در کشور ما خاتمی و کلا اصلاح طلبان تنها حرف آزادی را زدند اما در عمل، هر جا پای انتخاب بین حقوق و آزادی های مردم و منافع نظام پیش میامد، تردیدی در قربانی کردن حقوق مردم نداشتند.
آنتي سبزالله در ۱۲ مرداد ۱۳۸۹
۱-اين مقاله اي كه شما هي ما رو به خوندنش تشويق مي كني بيشتر در مورد انجمن حجتيه است و به بحث چندان ربطي نداره.
۲- شما اگر كامنت بالا رو خونده باشيد متوجه مي شويد كه برادر همين آقاي بازرگان به چه صورت وحشتناكي از جانب سيد خندان تو روزنامه كيهان مورد حمله قرار گرفته.
۳- نقدهاي نيك اهنگ كاملاً منصفانه و آگاهانه بوده و هيچ موقع هم ادعا نكرده كه من بيشتر از بقيه مي فهمم. تازه اين بنده خدا فقط يك سوال پرسيده كه جوابش رو هم با بدترين توهين ها و افتراها از جانب دوستان شما دريافت كرده.
۴- شمايي كه مدعي هستيد تغيير با فرهنگ سازي و آموزش مردم سالاري (دينيش رو جا انداختيد) حاصل مي شود خوب است بدانيد كه هيچ مبارزه اي با بيانيه صادر كردن و ديدار و گفتگو و الله اكبر گفتن به سرانجام نرسيده اگه سراغ داريد بگيد تا ما هم بدونيم.
۵- كسي كه تو كيهان از كشتار و اعدام مخالف دفاع مي كنه بعيد مي دونم بتونه فرهنگ گفتگو و مردم سالاري رو بنيانگذاري كنه. البته نمي دونم شايد هم از نظر بعضي از برادران سبز بتونه!
علیرضا در ۱۳ مرداد ۱۳۸۹
-1
- دوست عزیز اگر مقاله رو خونده بودید (البته منظورم خواندن تیترش نبود) متوجه میشدید که اینطور نیست

2و3و۴و۵ ) شما رو دعوت میکنم حداقل اگر مقاله نمیخونید، اگر به جای مطالعه منابع معتبر به شنیده های تون از افراد مغرض بسنده میکنید، اگر راحت به دیگران تهمت میزنید و اگر بخودتون اجازه میدید دیگران رو راحت دسته بندی کنید و اگر مطمئن هستید که من خیلی اشتباه میکنم، حداقل سعی کنید، اسمی برای خودتون انتخاب کنید که از همون اول توهین آمیز و تفرقه افکن نباشه

ممنونم
Arvand در ۱۱ مرداد ۱۳۸۹
نیکان زیبا ترین شاهکار هنریت را به تاریخ تحمیل نمودی !!!!!!!!!!!!!!
کاوه در ۱۱ مرداد ۱۳۸۹
عالی بود.
ریشه این درخت از نفت و البته اراجیف آخوند ها تغذیه می کنه.
یعنی الان موسوی مردده! بهتر بود یک طناب هم دست رفسنجانی یا خاتمی می کشیدی که انداخته دور تبر و می خواد تبر را از دست موسوی بکشه بیرون :)
در ۱۱ مرداد ۱۳۸۹
-3
دست موسوی به جای تبر باید چماق میدادی. به روحیه سبزلله بیشتر میاد.
در ۱۳ مرداد ۱۳۸۹
بفرما! شاهدش از غیب رسید. از هرکسی که با عوض کردن آی‌ پی‌ بیش از ۳۰۰ بار! به کامنت من منفی‌ داده کمال تشکر رو دارم که این جمله چند کلمه یی را که نوشتم با تمام قوا اثبات کرد.
nad*****@yahoo.ca در ۱۳ مرداد ۱۳۸۹
اینهم همت مضاعف در مضاعف. ۳۳۹ بار عوض کردن IP برای رای منفی دادن... (شاید هم کد نوشته)...
1 2 next مجموعه نتایج: 24 | نمایش: 1 - 20

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

شهروند روزنامه‌نگاران؛ تعیین کننده آینده رسانه‌ها

شهروند روزنامه‌نگاران؛ تعیین کننده آینده رسانه‌ها
در دومین روز کنفرانس «آزادی اینترنت» که در محل «موزه رسانه‌ها» در «واشینگتن دی‌سی» برگزار شد، مدیران برخی رسانه‌های شهروندی در باره تجربه‌های‌شان برای رساندن صدای شهروندانِ علاقه‌مند به حضور در فضای خبری سخن گفتند. «نیک آهنگ کوثر»، سردبیر «خودنویس» هم درباره سایت و امکانات استفاده از «خودتونز» به عنوان ابزاری مشارکتی سخن گفت. ...
علمی-فن‌آوری | خودنویس

دور بعدی مذاکرات؛ سه هفته‌ی دیگر در مسکو

دور بعدی مذاکرات؛ سه هفته‌ی دیگر در مسکو
پس از پایان دور سوم مذاکرات بغداد میان ایران و گروه ۱+۵، کاترین اشتون، در کنفرانس خبری حاضر شد و اعلام کرد دور بعدی مذاکرات در مسکو برگزار خواهد شد. سعید جلیلی هم گفت گفتگوها مفصل و طولانی بود اما ناتمام ماند....
سیاست | سروش جعفری

یک رهبر شاعر و هزاران شعر بر دهان دوخته‌شده

یک رهبر شاعر و هزاران شعر بر دهان دوخته‌شده
رییس‌دفتر رهبر جمهوری اسلامی گفته است که «رشد شعر در کشور به علت حمایت‌های آیت‌الله خامنه‌ای است»، اگر چنین باشد، سرکوب شاعران در ایران و اجازه ندادن به چاپ آثار آنان را باید به حساب چه کسی گذاشت؟...
هنرستان | مصطفی خلجی

ارشاد از شکایت طفره رفت: مردم خود درباره گوگل اقدام کنند!

ارشاد از شکایت طفره رفت: مردم خود درباره گوگل اقدام کنند!
پس از این که اعلام شده بود ایران از گوگل به خاطر حذف نام خلیج‌فارس از نقشه‌های سرویس «گوگل مپز» شکایت می‌کند، حالا وزیر ارشاد اسلامی گفته: «خواسته ما این است که مردم منتظر تصمیم ادارات دولتی نمانند و در ارتباط با این موضوع چه ایرانیان داخل و چه ایرانیان خارج از کشور از خود واکنش نشان دهند.»...
علمی-فن‌آوری | نسترن فرمانیان

یک کارگر: جلوی دوربین به ما خانه دادند، چهار روز بعد پس گرفتند!

یک کارگر: جلوی دوربین به ما خانه دادند، چهار روز بعد پس گرفتند!
یکی از دریافت کنندگان مسکن مهر گفته که در جریان سفر محمود احمدی‌نژاد به مشهد جلوی دوربین تلویزیون به او خانه دادند و بعد از چهار روز به او اعلام شد که باید خانه را تخلیه کند....
جامعه | سهند خوانساری

ما را دنبال کنید