نظرات (66)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی
نیک آهنگ کوثر
نیک آهنگ کوثر
۱۶ تیر ۱۳۸۹

ارزیابی این خبر:

3.77

Subscribe to comments feed نظرات (32 نوشته شد):

Rahi در ۱۶ تیر ۱۳۸۹
درود به شرافت تو ای نیکآهنگ گرامی که تقریبا اولین reaction تصویری را نسبت به مقاله فاشیستی سایت کلمه نشان دادی
شرق دور در ۱۶ تیر ۱۳۸۹
آتیش به ریشش زد! ولایت را سر تا پا سکه یك پول کرد!
وسط هدف!
mokhlesim در ۱۷ تیر ۱۳۸۹
از paul هشت پای آلمانی باید کمک بگیریم ببینیم آقای موسوی هم سرنوشتی مثل خاتمی محافظه کار و دستمال بدست پیدا خواهد کرد ، درود بر paul
navid در ۱۷ تیر ۱۳۸۹
خود موسوی هم به زودی میپیوندد به تاریخ کنار دست امام راحل !! ولی انصافا یک امتیاز باید به حکومت داد که موسوی را دستگیر نکرد و الله الان شده بود قهرمان این ملت ،ما فکر میکردیم اگر بود چه میکرد !! آزادش گذشت اینقدر امام امام بگوید تا خودش و افکارش را با دست خودش تبدیل کنه به یک کاریکاتور بزرگ !!
خاوران طلایی !
تقی عبدالحسینی در ۲۲ تیر ۱۳۸۹
دوستان من تازه متوجه نکته ظریف این کارتون شدم : طلایی ! نیکآهنگ روحت شاد .
ولایت زرگر در ۱۷ تیر ۱۳۸۹
طلای خاوران = موسوی
باز هم درود به شرف موسوی
کدام شرفش!!؟؟؟
چیزی نمیتونم بگم...قتل عام سال ۶۷!!!خاوران!!!

فقط درود به شرفت که مردونه پای حرفت وایسادی نیکی جان...


استقلال، آزادی، حکومت ایرانی
... بر اصل ولایت فقیه
نسل ما آریاست ; دین از سیاست جداست
مــــــا هستیــــــــــم 18 تیر
خليــــج هميشــــگي پــــارس
http://www.facebook.com/pages/m-gr-sbzym-sbz-brndzym/106358109389371
ما اگر سبـزیـم ; سبز بــراندازیم
احساس من اینه که نیک آهنگ مشکل شخصی با موسوی داره.
بیخواب در ۱۷ تیر ۱۳۸۹
موسوی با هزاران قربانی حکومت مشکل داره، ملت هم با حکومت مشکل داره. موسوی ۲۰ سال خواب بود، شما ۳۰ ساله کجائی؟
این بهترین بازیه که یک حکومت فاشیستی میتونه بکنه. چی از این بهتر که رهبر مخالفین یک حکومت ، خودش عضوی از حکومت باشه؟ در نتیجه جریان مخالف حاکمیت همون جایی میره که حاکمیت میخواهد. اگر هم قرار باشه چیزی تغیر کنه ، "شکل" حاکمیته نه "محتوا"
نیکی جان، دمت گرم
زهی تاسف بر هفت ميليارد جمعيت گمراه و نادان زمين که يکی از ايشان را در شناخت راه و دين کوشا نخواهی يافت و کسی بر زمين نيست که از دين نشان و اثری شناخته و با خود داشته باشد .
بزرگان تان را فرياد کنيد تا دين را ، راه را روشن کنند تا اگر کسی از مردم زمين اهل رفتن راه است به پيمايش آن خود را آزمونی کند ، موسوی و اجداد و نياکان و رهبران و امامان وی که از شناخت دين عاجز بوده اند و عاجز نيز خواهند ماند که از دين بارث برندگان ره باخته ، توقع دين خدا مداری ممکن نيست که ايشان پيروان دين ابليسی هستند که نامش می خوانند و از شناختنش عاجزند .
ناصر در ۱۷ تیر ۱۳۸۹
-4
جناب نیک آهنگ به نظرم دلارهای آمریکا و کانادا مشاعرت را از کار انداخته ، جنابعالی مخالفانت را متهم به الزایمر می کنی در حالی که خود به این بیماری آنهم بصورت حاد دچار شده ای و الا در کنار این کارتون سخیف جنازه ی آن ۱۲۵۰۰ عزیزی که بدست منافقین از خدا بی خبر به دیار باقی رهنمون شدند را می کشیدی تا مردم بهتر به کنه واقعیت خاوران واقف شوند.
باز هم می توانی خود را خالی کنی ، نوکرهایی مانند تو همیشه نوکرند و سر در آخور دارند ، تنها آخورشان عوض می شود ، امروز می توانی این مدیحه ی تازه را حتی به دربار خامنه ای ببری و ناز شصت بگیری .
---------------------------
۱- من مخالف هرگونه خشونت و ترور هستم، از جمله ترورهای کور سازمان مجاهدین خلق
۲- کسانی که در تابستان ۶۷ اعدام شدند، آیا نقشی در ترورهای آن سال‌ها داشتند؟ یا کسانی بودند که حکم‌ زندان داشتند و حاکمیت از ترس که مبادا شورش کنند دوباره با کمیته‌های ۳ نفره محاکمه‌شان کرد و جانشان را گرفت؟ بر پایه منطق شما، کسی که آدم کشته، مستحق حکم بوده. کسی که نکشته چه؟
۳- منبع شما برای جان‌های گرفته شده در اثر ترور چیست؟ همان منبعی که امسال اعلام کرد فتنه‌گران ده‌ها بسیجی را کشته‌اند؟
۴- آقای موسوی در گفتگو با تلویزیون اتریش در سال ۱۳۶۷، حق را به حاکمیت برای اعدام این گروه داده است. اما ایشان بعد از بازگشت به میدان سیاست در این باره حرفی نزده‌اند.
۵- برای داشتن یک نگاه، نیازی به دلار نیست، یورو هم گاهی کفایت می‌کند!
چیزی که امثال ناصر نمیتونند بفهمند اینه که سوال این نیست که تو چرا چریک را در خیابان کشتی؟ که اینها میگن خوب اسلحه داشت و قبلا هم کشته بود و اگر ما ان چریک را نمیکشتیم، ان چریک ما را میکشت. سوال اینه که چرا وقتی این چریک را اسلحه اش گرفتی، در زندانهای تحت کنترل خودت انداختی و ۲۴ ساعته هم مراقبش بودی که فرار نکند، این دیگر مسلح که نیست هیچ، حتی برای ابتدایی ترین چیز هایش نیاز به زندانبان دارد، سوال اینست که در اینحالت چرا شکنجه اش دادی، چرا به او تجاوز کردی؟ چرا خدمات درمانی در اختیارش نگذاشتی؟ چرا کسانی را که مدت محکومیتشان، حتی مطابق حکم دادگاه بلخ خودتان تمام شده بود، اعدامش کردید؟ چرا خونش را قبل از اعدام کشیدید و با ان حال نزار و دردمند وی را جلوی جوخه اعدام قرار دادید؟ چرا به دوشیزگان قبل از اعدام تجاوز میکردید؟ چرا بچه های ۱۲، ۱۳ ساله را اعدام کردید؟ گفتن اینکه این در خیابان مسلح بوده و چند نفر را کشته که جواب نیست. خوب اگر آدم کشته دقیقا بهمین دلیل هم زندانی شده. مطابق نظر قاضی، که مورد تایید خودتان هم بوده، مدت محکومیتش تمام شده. صرفنظر از اینکه اینها که مجازات نیست، توحش است که نه از یک دولت، بلکه از یک گروه غیر قانونی و تبه کار سر میزند. شما انتقام گیری کردید. شما میخواستید از جامعه زهر چشم بگیرید. این که اجرای عدالت نیست. ناصر خان شمایی که میخواهی این قتل عام را توجیه کنی یا خودت ابلهی، یا خیال میکنی که شنونده هم مثل خودت ابله و نفهمه.
خب آیت الله منتظری هم دقیقا نظرش در مورد "اعدام ها" همین بود.
اصلاح طلبان از دیدگاه های نفی اعدام و شکنجه حمایت می کنند.
به دیدار و ابراز همدردی با افرادی رفتند که تحت شکنجه و اتهام های واهی قرار گرفته بودند. اصلاحات آقای خاتمی و موسوی، شکنجه ها و نبود امکانات پزشکی در زندان و همه اون چیزهایی که شما بهش اشاره کردید را محکوم کردند.
واقعا غیرمنطقی است که آیت الله منتظری و اصلاح طلبان رو در جریان "اعدام های" دهه ۶۰ مقصر جلوه دهید و به اتهام های واهی و وصله هایی که به اصلاح طلبان نمی چسبد متهم کنید.
راستی، این را هم اضافه کنم که من آقای منتظری را در مورد خاوران مقصر نمیدانم، فقط اصلاح طلبان را مقصر میدانم و همدست و شریک جرم امثال لاجوردیها و گیلانیها.
محمدرضا در ۲۰ تیر ۱۳۸۹
این مطلب بالایی که با "خب آیت الله منتظری..." شروع شد رو اینجانب نوشتم و همه می دونند که از حامیان اصلاحات و دیدگاه های آیت الله منتظری هستم اما در حین ارسال مطلب دقت نکرده که نامم "محمدرضا" رو وارد نکردم.
متاسفانه الان دوباره که برگشتم و متن رو مرور کردم متوجه شدم کسی دیگری اون مطلب رو ادامه داده و نظر خودش در ادامه اون مطلب رو طوری به خواننده القاء کرده است که گویی از نظر نویسنده بین دیدگاه های آیت الله منتظری و اصلاحات جدایی و کشمکش هست. دیدگاه های آیت الله منتظری مورد تائید و اصلاحات رد شده است.
به هر حال کار درستی نکردند که مطلب یک شخص بی نام رو به نفع نظریه خودشون ادامه داده و نتیجه گیری کرده اند.
اینجانب نویسنده مطلب بالا اعتقادم بر این است که اصلاح طلبان از دیدگاه های آیت الله منتظری حمایت می کنند نه از اعدام های کیلوئی کمیته های ۳ نفره خلخالی و امثال اون.
صحت مطلب بالا که مربوط به چه نویسنده ای است قطعا توسط کادر مدیریت خودنویس قابل پیگیری، تائید و حق آن محفوظ است.
به خودنویس پیشنهاد می کنم راهکاری اندیشه بشه که هر کسی به این راحتی تقلب نکنه و با اسم فرد دیگه ای نظریه شخصی خودش رو در جهت انحراف افکار عمومی به اسم آن فرد منتشر نکنه.
شاید عضوگیری و نظر دادن فقط برای اعضاء بهترین و مناسب ترین راهکار جلوگیری از تقلب باشه.
اصلا درست نیست که فردی هویت شخص نظر دهنده دیگه ای رو به این راحتی سرقت کنه.
امیدوارم خودنویس از این لحاظ بتونه امنیت رای و هویت مجازی افرادی که به سایتش مراجعه می کنند رو تامین کنه و جلوی سوء استفاده ها رو بگیره.
البته چنین دیدگاهی را که شما به اصلاح طلبان نسبت میدهید من نشنیده ام. تنها کسی که در جریان اعدامهای سال ۶۷ صدا به اعتراض بلند کرد مرحوم ایت الله منتظری بود. آقای موسوی هم که در همان زمان، از این اعدامها حمایت هم کرد (نظر شما را به مصاحبه تلویزیون استرالیا با موسوی به نقل از گاردین جلب میکنم). اگر اصلاح طلبان چیزی هم در رد اعدامهای دهه ۶۰ که در قدرت بودند، گفته باشند - که تا کنون من نشنیده ام و شاید شما بهتر باشد آنرا مستند کنید- اینها را بعد از آنکه از قدرت افتادند گفته اند که البته تحول بسیار مبارکی است اما من به عنوان یک شهروند ایرانی میخواهم انتقاد ایشان را از خودشان در ان دوران و از ان اعدامها بدانم و اینکه در صورتیکه قدرت را بدست گرفتند چه خواهند کرد که ان فجایع تکرار نشود. ضمن اینکه کسی که صد یک جنایات اصلاح طلبان را هم کرده باشد نه تنها نمیتواند پستهای بالا دولتی را اشغال کند ، که حتی نمیتواند به عنوان آبدارچی یک اداره کوچک دولتی در شهری دور افتاده مشغول کار شود. ضمنا اصلاح طلبان (خط امامی های سابق) بخاطر شرکت در دولت و قدرت در تمامی جنایات و فجایع دوران مسوولیت خود در قدرت و دولت مسوولند. یادمان نرود که مغز متفکر اصلاحات آگاهی حجاریان بنیانگزار وزارت مخوف اطلاعت بود و شریک جرم در شکنجه های وحشیانه (از قبیل تجاوز به دوشیزگان قبل از اعدام و کشیدن خون متهم به اعدام قبل از بردنش به پای جوخه اعدام) و موسوی هم به عنوان نخست وزیر و عضو شورایعالی امنیت رژیم هم از اعدامها اطلاع داشت و هم میتوانست و وظیفه داشت که نسبت به ظلمی که بر جمعی از هموطنان در تمامی دهه ۶۰ و از جمله در خاوران میرفت اعتراض کند.
ضمنا باز من نفهمیدم که اگر اصلاح طلبان به ان اعدامها انتقاد دارند، چرا حتی یکبار کسی از آقای موسوی کلامی در اینمورد نشنید، علیرغم آنکه بارها از آقای موسوی خواسته شد که دور مورد خاوران سخن گفته و اظهار نظر کنند. اصلا کسی که به ان دوران سیاه از زاویه حقوق بشری اعتراض دارد که ان دوران را مثل آقای موسوی "دوران طلایی امام خمینی" نمیخواند.
آنتي سبزالله در ۱۷ تیر ۱۳۸۹
آفرين. همينطوري ادامه بدين تا مردم با ماهيت و ادبيات شما سبزاللهي ها بهتر آشنا بشن.
مهدی در ۱۷ تیر ۱۳۸۹
اقای نیک اهنگ شما می گویید مخالف ترور کور سازمان مجاهدین خلق بوده اید. شما بگویید ترور کور یعنی چه و یک نمونه از ترورهای کور مجاهدین را نام ببرید.
------------
من با هر تروری مخالفم. کور یا بینا. شما ترور مدیر مدرسه رازی شیراز را به یاد دارید؟ بر این پایه که حدس می‌زدند اسم چند نفر را لو داده، جلوی دبیرستان ترورش کردند. ابراهیم شرافتیان یک حزب‌اللهی تمام عیار بوده باشد، چرا باید برای ترساندن یا جو سازی اعدام انقلابی شود؟
من چند نفر از کسانی که می‌شناختم اعدام شده‌اند. دختر ۱۴ ساله‌ای که در سال ۶۰ دستگیر شده بود. چرا باید به خاطر اینکه روزنامه مجاهد دستش بوده جانش ستانده شود؟ افرادی مثل لاجوردی همین ترورها را بهانه‌ای برای قلع و قمع زندانیان کردند.
نارنجک توی مغازه یک حزب الهی انداختن و کشتن او از نظر شما چیست ؟ ترور کور نیست ؟ اینرا هم دانشکده ای ام در هنگام خواندن نماز صبح که چشمبند هایمان را باز میکردند جهت خواندن نماز ، البته من نمیخواندم ، و من شب قبل در پشت درب اتاق بازجویییش خوابیده بودم و صدای ضجه اش را زیر باز جویی میشنیدم ، برایم گفت .

به دار زدن بچه ۱۲ ساله ای که در تظاهرات ۳۰ خرداد گرفته شده بود و چون حاضر نشده بود که توبه کند بنظر شما اسلامیست ؟ قربان این اسلام
نیکی جان باور کن امثال لاجوردی هیچ احتیاجی به بهانه برای کشتار و تجاوز نداشتند، وقتی ساعت ۱۲ نصف شب چند نفر پاسدار با یک جلد قرآن میان در خونه کسی رو میزنند و میگن ما رو حلال کن ما دیشب داماد شما شدیم. شما اگر خدایی نکرده جای اون خانواده باشی چه کاری انجام میدی انتقام یا بخشش؟ امثال لاجوردی و خلخالی هیچ گونه نیازی به بهانه برای کشتار و تجاوز نداشتند و نمیشه انتقام گیری غلط و اشتباه عده ای رو بهانه ای برای کشتار و اعدام ده ها هزار نفر در اون سالها ذکر کرد.
نا گفته نماند که رژیم هم نامردی نکرد و هرچی تصفیه درون گروهی داشت و هر کشتاری که انجام داد به حساب ترور گروهکها گذاشت، به طور مثال بمب گزاری حرم امام رضا که یادتون هست ولی بعدا گندش در اومد کار باند سعید امامی بود.
مینا در ۱۷ تیر ۱۳۸۹
اقای ناصر
من در میان فامیل و دوستان و اشنایان خودم هیچکسی را سراغ ندارم که به دست منافقین و یا گروههای تروریست دیگری کشته شده باشد ولی افراد بسیاری را میشناسم که به دست رژیم شکنجه و اعدام و یا حداقل چندین سال زندانی شدند و سرانجام با جسم و روح علیل از زندان بیرون امدند. شما چطور؟ میگویند در روز سی خرداد ۶۰ تروریست ها مردم را با تیغ موکت بری می کشتند!
اگر یک نفر از کشته شدگان را میشناسی لطفا به ما هم خبر بده. حتما میدانی که در اخبار ساعت ۸ شب همان روز لیست اعدامی ها ار رادیو پخش شد همه دختر ها و پسرهایی زیر ۱۸ سال بودند بسیاری از دخترها بجای اسم واقعی فقط از یک اسم استفاده کرده بوند "فاطمه" و پسرها از "علی" بعضی از انها همسایه ما بودند و من به جرات میگویم که هرگز اسلحه در عمر خود ندیده بودند.
انها فقط یک هوادار ساده بودند و آزآرشان به یک مورچه هم نمی رسید. یکی از اعدامیان دکتر محله ما بود که به مهربانی و کمک به دیگران زیانزد همه بود بیماران بسیاری را مجانی ویزیت میکرد و داروی مجانی میداد. جرم او فقط داشتن روزنامه بود.
من شاهد بودم که با تیغ مکت بری شاهرگ جوانی که ته ریشی داشت توست یکنفر زده شد . البته او، یعنی جوان شاید متوجه نشود که شاهرگش بریده شد . اینکه چه بر سرش آمد من دیگر نمیدانم
آین آقا یا تاریخ ر از یاد برده یا جدی جدی فکر کرده هرکی در دوران خمینی اعدام شده همه مبارزه مسلحانه با رژیم داشتند.
شما رو ارجاع میدم به خاطرات خلخالی که فقط در یک گوشه از این جنایاتش اعتراف میکنه چطوری مغذ دو تا پسر بچه کم سن و سال رو وسط خیابون با اسلحه کمری میریزه روی زمین به جرم اینکه این دو تا بچه یک دونه روزنامه سازمان مجاهدین رو پیدا کرده بودند و داشتند میخوندن.

جالب توجه شما اینکه اکثریت کسانی که در تابستان سال ۶۷ اعدام شدند حتی دوره محکومیتشون هم تمام شده بود و منتظر حکم آزادی بودند. بسیاری از این بدبختها فکر میکردند دارن میرن حکم آزادیشون رو بگیرن و فکر نمیکردند قراره فله ای اعدام بشن، در خاطرات آقای منتظری میخونید که چطور به زن آبستن هم رحم نکردند.

حالا شما برو از اون امام کثیفت و دوران طلاییش تعریف و تمجید کن.
والا اگر خامنه ای جرات داشته باشه یک دهم جنایات خمینی رو هم انجام بده.
نیکا‌هنگ به این نکته هم بپرداز که این جناب موسوی که ۲۰ سال در خواب زمستانی بوده و هیچکدوم از این سبز‌های امروز اگر توی خیابون میدیدنش نمیشناختنش حتا اسمشو هم نشنیده بودند، یک دفعه چطوری شده که از تو غار دراومده و شده رهبر مخالفان و سمبل شجاعت و آزادیخواهی!
زنش هم که روی پرچم کشور‌ها رو لگد میکنه و به ملت‌ها توهین میکنه شده فرست لیدی و روشنفکر‌ترین زن ایران!
خيلي عالي بود نيك آهنگ جان. حرف حساب يعني همين.
جناب نیک آهنگ در ایران فقط یک خاوران وجود ندارد، خمینی برایمان خاوران ها به یادگار گذاشته است.
حقش بود گه چندتا از این خاوران ها را میکشیدی و بر روی هرکدامشان، خامنه ای و رفسنجانی و خاتمی و ...را قرار میدادی.
میلاد در ۱۷ تیر ۱۳۸۹
دم شما گرم نیک آهنگ جان ، یکی باید این حرف رو میزد . چون همه گذشته موسوی رو نادیده میگیرند و هیچ تضمینی نیست که این شخص دوباره اون گذشته رو تکرار نکنه .

راستی ، آقای نیک آهنگ اگر میشه اون کارتون فرصت سوزی رو هم بندازید توی خودنویس .
درود به تو نیک آهنگ گرامی .
جواد در ۱۷ تیر ۱۳۸۹
-3
جناب آقای کوثر دیگه بیشتر از این به رهبران جنبش مردمی سبز بی احترامی نکن ما که جنبه اش را داریم ولی هر چیزی هم حدی داره .تمامش کن
خاورآبادی در ۱۷ تیر ۱۳۸۹
موسوی داره به حکومت تضمین میده که من نه ساختار شکنم و نه ساختار شکنها را قبول دارم، یك هفته بعد از زمینه سازی ابتدائی کدیور و مهاجرانی.
"نخست وزیر امام راحل" واقعا خلاصه جامع موسوی‌ست.
آرش در ۱۷ تیر ۱۳۸۹
-1
این نهایت بی شرفی است که از یک مقاله نظری راجع به رابطه دین و سیاست، باز اینطور القا کنی که موسوی با اعدام های ۶۷ نسبت داشته.

هر دفعه این ملت یک فرصت برای اتحاد و انسجام پیدا می کنه، آشغالهایی مثل تو میان وسط و شروع به تخریب می کنند. این ماموریت تو و امثال توست.

فقط جالب اینه که تو که خودت ایران بودی واسه یه کاریکاتور مسخره صد بار به گه خوردی افتاده بودی و تمام رفیقات رو لو داده بودی و تو مصاحبه هات همه رو به لجن کشیده بودی...جالبه که الان مدعی اخلاق شدی.

راستی خانوم "ن.ک" که خوب که هستند ان شالله آقای با اخلاق؟
----------------------
۱- از همه اهانت‌ها ممونم. برای من اثبات منطق طرف مقابل به این راحتی میسر نمی‌شود.
۲- من برای آن کارتون ۱۰۰ بار ...نخوردم.
۳- شما که اینقدر شجاعانه اتهامی را وارد می‌کنید، لطفا نام کامل خود را هم اضافه کنید تا بتوانیم ادعایتان را کاملا پیگیری کنیم.
۴- من مدعی اخلاق شده‌ام؟ آیا پیگیری یک مساله، ادعای اخلاقی محسوب می‌شود؟
۵- باید از خواهر ح.د. و همسر م.خ. و الباقی پرسید.
۶- شما از یک کارتون من حالتان گرفته شده، چرا بد وبیراه می‌گویید؟ خطا بودن نگاهم را با منطق پاسخ دهید.
ناهید در ۱۸ تیر ۱۳۸۹
جناب آرش، به جای فحش دادن، لااقل اطلاعات خود را بالا ببرید. اگر خبر ندارید، بدانید که هیئت مرگی که سال ۶۷ به دستور خمینی به زندانها رفت و کشتار تابستان ۶۷ را راه انداخت، سه نفر بودند، که یکی از آنها نماینده وزارت اطلاعات دولت آن زمان بود که نخست وزیرش هم موسوی بود. یعنی می فرمایید نماینده وزارت اطلاعات، در این هیئت مرگ، گزارش خود را به چه کسی می داد؟ به کسی غیر از مسئول وزارتخانه که زیر دست موسوی کار میکرد؟ اگر نمی خواهید واقعیت را بپذیرید، حداقل مثل بقیه طرفداران جمهوری اسلامی (از جمله اصلاح طلبان که قبلا از این کشتار دفاع می کردند و الان خفقان مرگ گرفته اند) بگویید که خوب کردند که این همه زندانی را کشتند، تا ما ادعاهای "آزادی سبز" شما را زودتر و بهتر بشناسیم نه مثل زمان خمینی، وقتی کار از کار گذشت.
سيامک در ۲۰ تیر ۱۳۸۹
-1
خانم ناهيد،

کاملا موافقم که آقاي ميرحسين مي بايستي بعنوان يکي از سران حاکميت اگر با اين اعدامها و همچنين اعدامهاي بسيار بزرگتر سالهاي ۶۰-۶۱ که نزديک به ۱۲۰۰۰ نفر را دربر ميگرفت مخالف بودند ، بايد اونرو ابراز ميکردند.

ولي انتخاب وزير اطلاعات در ابتداي انقلاب با نظر ايشان نبوده و در واقع زير نظر رهبر انحام ميشده.

متاسفانه اعدام هاي ۶۰-۶۱ که بيشتر حوانهاي کم سن و سال رو دربر ميگرفت از نظر ها به دور مونده ولي جاي خوشحاليست که اکثريت مردم از جنايات ۶۷ مطلع شدن.
حتی تحمیلی بودن وزیر اطلاعات هم چیزی از مسوولیت موسوی کم نمیکنه. موسوی باید اعتراضش را میکرد و اگر بجایی نمیرسید، استعفا میداد. ایشان تا زمانیکه دردولت و قدرت بودند مسوول در جنایات رژیم بودند. اگر ایشان هم مثل ایت الله منتظری از کار برکنار میشدند یا مثل مهندس بازرگان استعفا میدادند دیگر شریک جرم نبودند و از مسوولیت مبرا. مساله اینست که ایشان هیچ صدایی به اعتراض بلند نکردند. دفاع از منافع و جان ایرانیان وظیفه دولت است و ایشان در جایی که باید به انجام وظیفه خود برمیخاست، رضایت تلویحی خود را با سکوتش نشان داد.
ببینم شما چیزی بنام شرم و خجالت در تمام وجودتان پیدا میشود؟ بعد از آنهمه وعده و وعید که در مورد شرکت در رای گیری بمردم دادید و مردم را به پای خیمه شب بازی انتخابات کشیدید و علیرغم اینکه بسیاری از مردم درک میکردند که دو جناح فرقی با هم ندارند، با دروغ و مغلطه رای مردم را بنفع موسوی مصادره کردید و با توهم پراکنی مردم را امیدوار کردید، حالا پس از بهم خوردن خیمه شب بازی انتخابات توسط مافیای حاکم و اینهمه فجایعی که نتیجه خوشرقصی امثال شما آشغالها برای گرم کردن تنور انتخابات بود، در عوض عذر خواهی از مردم و اینکه بگویید که مردم، شما از ابتدا هم بدرستی میدانستید که این دو جناح مثل هم هستند و ما بابت فریبکاری از شما عذر خواهی میکنیم، با وقاحت از نیکان و بقیه مردمی که از ابتدا هم به این جماعت شارلاتان خط امامی اعتماد نداشتند حمله میکنی و ارث پدری مطالبه میکنی؟ که تمام تقصیر شکست بگردن امثال نیک آهنگ است؟ نه عوضی گرفتی. بخشی از تقصیر شکست مردم، به گردن شارلاتان های خط امامی از قبیل خاتمی است که در مدت ۸ سال ریاست جمهوری فقط پایه های ولایت فقیه را محکمتر کرد و برای مردم فقط سریال اشک ها و لبخند ها بازی کرد. اما بیشتر تقصیر بگردن افرادی مثل تو است که همه جور دروغ پردازی و فریبکاری میکنی و در عوض خجالت، طلبکاری هم میکنی. خجالت هم خوب چیزی است که ظاهرا امثال شما از ان بی بهره اید.
اگر نمیدانی بدان که در سال ۶۷ موسوی نخست وزیر بوده و این یعنی مسوولیت در همه چیز، از ادامه جنگ ضد مردمی گرفته تا اعدامها و قتل عامها. تنها در صورتی که استعفا میداد، دیگر مسوولیتی به گردنش نبود.
ضمنا وحدت با شارلاتانهای خط امامی، از قبیل موسوی و خاتمی، اتفاقا همان چیزی است که نباید اتفاق بیفتد چه مردم یکبار در سال ۵۷ با خمینی وحدت کردند و ۳۰ سال هم هست که نتیجه اش را داریم میبینیم.
farideh در ۲۶ تیر ۱۳۸۹
++++++++++++++++++++++++++++++
farideh در ۱۷ تیر ۱۳۸۹
آقای ناصر ، نیک آهنگ جواب خیلی ملایمی به شما داد خیلی منطقی و با دلیل که من فکر میکنم شما نه توانایی فهمیدن این جواب را داشته باشید نه برای شما صرف میکنه که بفهمید چرا که با این صحبتی که شما کردید نشان میده شما از دار و دسته خودشان هستی ، نفرین بر جانیان آدم کش ، نفرین بر جانیانی که پسر و دختر بچه ۱۴ ساله را به جرم خوندن روزنامه اعدام کردند و آنها را تروریست خواندند ، نفرین با نادانانی که با حماقت خود خون جوانان مملکت ما را پایمال میکنند . شرم بر کسی که اعدام را توجیه میکند
Ali در ۱۷ تیر ۱۳۸۹
اخه تویی که هنوز جرات نداری کارتون دو تا رهبر از همه ادمکش تر این نظام را بکشی واسه ما شدی پیگیر مساله خاوران! مثله ادم بگو من از موسوی خوشم نمیاد ولی تاریخ را تحریف نکن. اگه راست میگی اول پیگیر نقش خمینی و رفسنجانی و سید احمد و ریشهری و اردبیلی و ... باش تا برسی به نقش موسوی که همه میدونن درگیریش در اون جریان در ردیف بیستم-سی ام هست. حالا دوباره صدتا مزخرف ردیف میکنی که این رهبرای قاتل مرجعند و من عذر شرعی دارم در کشیدن کارتونشون تا دووزه بازی و ترس خودتا پنهان کنی
---------------
احتمالا جنابعالی کاریکاتورهایی که از خامنه‌ای و خمینی کشیده‌ام را ندیده‌اید. اگر سطح منطق شما در همین حد است، بحثی نداریم.
سبزاللهي جان تو برو اول اين كاريكاتور رو ببين بعد بيا اينجا نظر بده:
http://www.khodnevis.org/persian/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D9%88%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86/6816-خط-و-نشان-در-بهشت-زهرا.html
میلاد در ۱۷ تیر ۱۳۸۹
۴- آقای موسوی در گفتگو با تلویزیون اتریش در سال ۱۳۶۷، حق را به حاکمیت برای اعدام این گروه داده است. اما ایشان بعد از بازگشت به میدان سیاست در این باره حرفی نزده‌اند.
_______________________

نیک آهنگ جان اگر این رو مستند کنید ، خیلی از شما سپاسگزار میشوم .

--------------------------
این مطلب در حدود یک ماه پیش در گاردین منتشر شد. مدارک بیشتر را می‌توانید از بنیاد برومند درخواست کنید.

http://www.guardian.co.uk/commentisfree/libertycentral/2010/jun/07/iran-1988-prisoners-murder-international-court

Mousavi was challenged at election meetings last year by chants of "1988" but has declined to tell what he knows of the mass murder. In the course of an inquiry conducted for the US-based Abdorrahman Boroumand Foundation I have come across an interview he gave to Austrian television in December 1988. In answer to allegations Amnesty International was making, he dishonestly said the prisoners were planning an uprising: "We had to crush the conspiracy – in that respect we have no mercy." He appealed to western intellectuals to support the right of revolutionary governments to take "decisive action" against enemies. It is an irony that the regime he defended with such hypocrisy now crushes his own supporters without mercy.
میلاد در ۱۷ تیر ۱۳۸۹
سپاسگزارم
1 2 next مجموعه نتایج: 32 | نمایش: 1 - 20

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

شهروند روزنامه‌نگاران؛ تعیین کننده آینده رسانه‌ها

شهروند روزنامه‌نگاران؛ تعیین کننده آینده رسانه‌ها
در دومین روز کنفرانس «آزادی اینترنت» که در محل «موزه رسانه‌ها» در «واشینگتن دی‌سی» برگزار شد، مدیران برخی رسانه‌های شهروندی در باره تجربه‌های‌شان برای رساندن صدای شهروندانِ علاقه‌مند به حضور در فضای خبری سخن گفتند. «نیک آهنگ کوثر»، سردبیر «خودنویس» هم درباره سایت و امکانات استفاده از «خودتونز» به عنوان ابزاری مشارکتی سخن گفت. ...
علمی-فن‌آوری | خودنویس

دور بعدی مذاکرات؛ سه هفته‌ی دیگر در مسکو

دور بعدی مذاکرات؛ سه هفته‌ی دیگر در مسکو
پس از پایان دور سوم مذاکرات بغداد میان ایران و گروه ۱+۵، کاترین اشتون، در کنفرانس خبری حاضر شد و اعلام کرد دور بعدی مذاکرات در مسکو برگزار خواهد شد. سعید جلیلی هم گفت گفتگوها مفصل و طولانی بود اما ناتمام ماند....
سیاست | سروش جعفری

یک رهبر شاعر و هزاران شعر بر دهان دوخته‌شده

یک رهبر شاعر و هزاران شعر بر دهان دوخته‌شده
رییس‌دفتر رهبر جمهوری اسلامی گفته است که «رشد شعر در کشور به علت حمایت‌های آیت‌الله خامنه‌ای است»، اگر چنین باشد، سرکوب شاعران در ایران و اجازه ندادن به چاپ آثار آنان را باید به حساب چه کسی گذاشت؟...
هنرستان | مصطفی خلجی

ارشاد از شکایت طفره رفت: مردم خود درباره گوگل اقدام کنند!

ارشاد از شکایت طفره رفت: مردم خود درباره گوگل اقدام کنند!
پس از این که اعلام شده بود ایران از گوگل به خاطر حذف نام خلیج‌فارس از نقشه‌های سرویس «گوگل مپز» شکایت می‌کند، حالا وزیر ارشاد اسلامی گفته: «خواسته ما این است که مردم منتظر تصمیم ادارات دولتی نمانند و در ارتباط با این موضوع چه ایرانیان داخل و چه ایرانیان خارج از کشور از خود واکنش نشان دهند.»...
علمی-فن‌آوری | نسترن فرمانیان

یک کارگر: جلوی دوربین به ما خانه دادند، چهار روز بعد پس گرفتند!

یک کارگر: جلوی دوربین به ما خانه دادند، چهار روز بعد پس گرفتند!
یکی از دریافت کنندگان مسکن مهر گفته که در جریان سفر محمود احمدی‌نژاد به مشهد جلوی دوربین تلویزیون به او خانه دادند و بعد از چهار روز به او اعلام شد که باید خانه را تخلیه کند....
جامعه | سهند خوانساری

ما را دنبال کنید