Subscribe to comments feed نظرات (27 نوشته شد):
درود بر نیک اهنگ
نقد عملکرد هرکس در هر برهه و زمان نباید متوقف شود حتی اگر خمینی باشد
نقد عملکرد هرکس در هر برهه و زمان نباید متوقف شود حتی اگر خمینی باشد
موسوی با دفاع از خمینی قصد تبرئه خودش از ۱۰ سال زمامداریش را دارد .همزمان بایدخامنه ای وخمینی را نقد کرد که دو روی سکه اند
نیک اهنگ عزیز . علیرغم تفاوت دیدگاهی که با شما دارم دوستتون دارم . من بعنوان یک عضو کوچک جنبش سبز که هزینه هم داده و جز خانواده شهداست و از قضا امام رو هنوز دوست داره به ایشون نقد دارم . اما اگر در مقام رهبری جنبشی بودم که هزاران تیغ زهرآلود منتظرش هستند ترجیح میدادم فعلا سکوت کنم و برای حداقلهایی که داریم بجنگم و بستری آماده کنم برای حداکثرها . من رنج شما رو می فهمم رفیق عزیزم . به امید روزی که بشه آزاد بود . نفس کشید . نقد کرد و حتی بی واهمه فحش داد . عزیزی
خجالت آوره که کامنت محسن با این همه حسن نیت که در نوشتنش به خرج داده زیاد منفی گرفته.
اصلا برام مهم نیست نظر محسن با نظر من موافقه یا مخالف، اما لذت میبرم از شعور و آرامشی در که کامنتش موج میزنه. نایاب شده این زبان و طرز برخورد
اصلا برام مهم نیست نظر محسن با نظر من موافقه یا مخالف، اما لذت میبرم از شعور و آرامشی در که کامنتش موج میزنه. نایاب شده این زبان و طرز برخورد
این ظرفیت را باید داشته باشیم که همزمان هم نقد کرد و هم مبارزه که سال 57 تکرار نشه
نیک آهنگ عزیز، در چند ماه اخیر علاوه بر کاریکاتورهایت، کامنت های پایین آنها را هم دنبال کردم. راستش وحشت می کنم از اینکه اغلب کامنت نویسان ناراضی، از موضع دفاع از جنبش سبز، به نقد و یا بهتر بگویم به سرزنش و تهدید و امر و نهی تو می پردازند! وقتی این عده در موضع کنونیِ دور از قدرت، با این سماجت - و با احساس حقانیت تمام - برای نقد و نقادی خط کشی می کنند و به خود اجازه می دهند محدوده ی قلم نویسنده و هنرمند را تعیین می کنند، چگونه می توان انتظار داشت فردا در موضع قدرتِ احتمالی همین کار را با شدت و حدت بیشتر و به طور سیستماتیک (طبعا با دلایل و مصلحت های تازه) انجام ندهند؟! ... به هر حال درورد بر تو که ثابت قدم هستی و به رغم همه ی این ناسزاها و تهدیدها، در مسیر روشنگری و نقادی تعصبات عمومی و شکستن تابوهای منجمد تردید نمی کنی و مانند بسیاری دیگر حقیقت را قربانی مصلحت نمی کنی.
احمدینژاد و خامنه ای هم در اصرار بر مواضعشون ثابت قدم هستند و برای منتقدیشون اسم درست میکنند... اگر الان کسی باشه که تحمل مواضع مخالفش رو نداره، کسی هست که به منتقدینش اسم سبزاللهی میده. اینکه گروهی با آقای کوثر موافق نیستند و مثل من دیدگاهاشون رو سطحی و و از روی عدم بینش عمیق در شرایط موجود میدونند و به عنوان یک دوست و همراه در راه اعتلای فرهنگ کشور به ایشون انتقاد میکنند، نشانه دشمنی نیست. که شما ایشون رو تشویق میکنی بدون توجه به انتقادها راه خودش رو بره و قطارش ترمز نداشته باشه
دقيقاً همينطور است. جماعت سبزاللهي يك جماعت تماميت خواه است و هرگونه نقدي را ولو جزئي برنتابيده و با منطق خاص برادر حسين از هيچگونه افترا و فحاشي حق به جانب فروگذاري نمي كنند. شايد اگر خداي ناكرده فردا اين جماعت قدرت دستشون بيافته پا رو از سران اين حكومت هم فراتر بگذارند.
دوست عزیز! هدف امر و نهی نیست بحث اینست ما که استقامت موسوی و کروبی در سالی گذشت را چندان شایسته احترام نمی دانیم آیا خود بر سر اصولی که به آن ایمان داریم استقامت می کنیم یا اینکه خودمان زودتر گوی و میدان را رها کرده ایم.
یادمه خودتون تصویر هیچ مرجع تقلیدی رو نمیکشیدید! .و اولیش منتظری بود که اون هم با اجازه و صلوات و به صورت فرشته کشیدید...من به هیچ عوان موسوی رو تایید نمیکنم و کشتار دهه شصت مهر سیاهه بر کارنامه اش اما کسیکه هنوز خودش از ترس کاریکاتورهاش رو سانسور میکنه و به جای نقد مصدر قدرت، کسی که در جایگاه ضغف و دست خالی نشسته نقد میکنه و هنوز جرات نکرده کاریکاتور خمینی رو بکشه یا هنوز از خامنه ای با یه دست یاد میکنه در صورتی که در جای امن زندگی میکنه و خودش و خوانوادش ایمن هستن هیچ بهایی م برداخته این حق رو نداره که اگر شپور دستش دادن سو استفاده کنه...کاریکاتورهای سال قبلتون فوق العاده بود اما حس میکنم زیادی درگیر جلب توجه شدین به به سخره کشیدن تفکرات مردم...انگار همین یک قلم باید هر بار و هر با نقد بشه...زندگی و حتی این جنبش بعدهای دیگه ای هم داره...دیگه خیلی تکراری شدید
----------------
۱- احتمالا جایگاه بحث کاریکاتور مراجع را نمیدانید. ایرادی هم ندارد. برای پاک کردن ضعف جناب موسوی در موضعگیری نسبت به عملکرد آیتالله خمینی نیازی به مقایسه دو کار متفاوت نیست.
دوستان ما بحث میکردند که زمان برای کشیدن کاریکاتور مراجع نرسیده است، من میگفتم باید بحث کرد. کسی هم قبل از من سر بحث را به این شکل باز نکرده بود. آقای منتظری نظد دادند که ایرادی ندارد، اما روزآنلاین زیر بار نرفته است. ساز و کار روزآنلاین هم محترم است. ما این ساز و کار را در خودنویس نداریم.
۲- به نظر من، تا زمانی که رهبران جنبش، تابع «امام» باشند و نتوانند او را نقد کنند و به شکلی واضح، جنایتهای دهه ۶۰ را محکوم نمایند، دموکراسیخواهیشان و مسوولیتطلبی تنها در حد شعات قابل ارزیابی است.
----------------
۱- احتمالا جایگاه بحث کاریکاتور مراجع را نمیدانید. ایرادی هم ندارد. برای پاک کردن ضعف جناب موسوی در موضعگیری نسبت به عملکرد آیتالله خمینی نیازی به مقایسه دو کار متفاوت نیست.
دوستان ما بحث میکردند که زمان برای کشیدن کاریکاتور مراجع نرسیده است، من میگفتم باید بحث کرد. کسی هم قبل از من سر بحث را به این شکل باز نکرده بود. آقای منتظری نظد دادند که ایرادی ندارد، اما روزآنلاین زیر بار نرفته است. ساز و کار روزآنلاین هم محترم است. ما این ساز و کار را در خودنویس نداریم.
۲- به نظر من، تا زمانی که رهبران جنبش، تابع «امام» باشند و نتوانند او را نقد کنند و به شکلی واضح، جنایتهای دهه ۶۰ را محکوم نمایند، دموکراسیخواهیشان و مسوولیتطلبی تنها در حد شعات قابل ارزیابی است.
نيك آهنگ جان كارتونهات عاليه و خوشحالم كه بدون اعتنا به بدو بيراههاي سبزاللهي ها كار خودت رو منصفانه و بدون توهين دنبال مي كني ولي در مورد اين كارتون يك مقدار به نظر كم انصافي كردي.
با خواندن نظرات کاربرها در دنیای مجازی درباره این گفتگوی صریح!، تا چند روز آینده باید منتظر دیدن مهندس در ماه یا قمرهای سیارات دیگر باشیم.
تا درک مفهوم دمکراسی راهی دراز و تا برقراری حکومتی بر اساس دمکراسی حقیقی، راهی بسیار بسیار دراز در پیش داریم ...
تا درک مفهوم دمکراسی راهی دراز و تا برقراری حکومتی بر اساس دمکراسی حقیقی، راهی بسیار بسیار دراز در پیش داریم ...
اگر اتفاقات دهه شصت نیافتاده بودموسوی هم رفته بود وردست لاجوردی. موسوی جان و نخست وزیریش را مدیون قتلهای امامت راحله و حکومت قاتله است. جرات نداره جیك بزنه چون مدارکش هم موجوده. حالا شما هی سعی کنید از موسوی یك فروهر بسازید، نمیشه!
دوست عزیز برادران سبز الهی فقط یک مسلک دارند و آن هم با ما باش یا بر ما باش، آنها با وجود اینکه از دیکتاتور فراری هستند در ظاهر، ولی در بتن دیکتاتوری هستند در قد و قواره همان امام جنایتکار. بله دوست عزیز وقتی اشخاصی امسال موسوی با چنین وقاحتی خمینی را آنچنان بزرگ میکند خلاف انسانیت است اگر حتی قدمی برای رساندن آن بر تخت ریاست جمهوری، برداری. موسوی سابقه درخشانی ندارد و با حجی گری و سبز الله بازی محبوب نمیشود، انتخاب موسوی از محبوبیت نبود بلکه از تنفور احمدی نژاد بود، موسوی گزینه بد بود در برابر بدتر، هرچند من بر این باورم امثال احمدی نژاد با تمام جنایاتی که انجام دادند باید برای امثال موسوی لنگ بندازند. موسوی میگوید رژیم شاه تنها افتخار داشت که دهقانی پای شاه را بوسیده ولی انگار مردم را مثل سبز الهیها خر تصور کرده و نمیبیند که ویدیو دست بوسی ایشان از خمینی دجال هنوز در فضای اینترنتی پخش میشود. حال چه شده است که پاا بوسی آن دهقان بی سواد اینگونه تفسیر میشود ولی دست بوسی یک نخست وزیر که چندین مدرک و پست و مقام را داشت دیده نمیشود؟ باید دید کجای کار میلنگد. دچار بودن مردم به آلزایمر یا شیادی این قاتلان؟
http://www.youtube.com/watch?v=4rEdAj5uFbw
فیلم دست بوسی خمینی توسط شیادان و قاتلان فرزندان این مملکت
http://www.youtube.com/watch?v=4rEdAj5uFbw
فیلم دست بوسی خمینی توسط شیادان و قاتلان فرزندان این مملکت
ممنون از جوابتون
باید بگم من جزو اقلیتهای دینی هستم که کشته زیاد دادیم و حتی از اولین حقوق شهروندی محروم بودیم و هستیم پس به هیچ عنوان توصر نکنید ذره ای پیرو موسوی هستم هر چند مخالفتش برام خیلی جالب بود و حتی تحسین برانگیز اما هرگز نه من نه خیلی از سبزی ها او رو رهبر نمیبینیم...نقد من اینه که کارهای سال قبلتون فوق العاده تر بود.... و چرا شما که کارهاتون رو مدیران سایت سانسور میکنن اینچنین میتازید بر کسانی که حکومت زندگیشون خانواده شون و اطرافیانشون رو گروگان گرفتن... شاید باید از یه مرحله رد شد
حتما نباید عکس خمینی رو بکشید کاریکاتور میتونه طعنه هم باشه
اگر موسوی نمیتونه این تابو رو بشکنه نقش کسانی که به حقیقت گویی اعتقاد دارن مثل شما چیه؟ کار کردن تنها و تنها در قالب قوانین سایت؟ این همون کاری بود که مردم ایران این سی سال کردند پس دیگه چه نقدی؟
باید بگم من جزو اقلیتهای دینی هستم که کشته زیاد دادیم و حتی از اولین حقوق شهروندی محروم بودیم و هستیم پس به هیچ عنوان توصر نکنید ذره ای پیرو موسوی هستم هر چند مخالفتش برام خیلی جالب بود و حتی تحسین برانگیز اما هرگز نه من نه خیلی از سبزی ها او رو رهبر نمیبینیم...نقد من اینه که کارهای سال قبلتون فوق العاده تر بود.... و چرا شما که کارهاتون رو مدیران سایت سانسور میکنن اینچنین میتازید بر کسانی که حکومت زندگیشون خانواده شون و اطرافیانشون رو گروگان گرفتن... شاید باید از یه مرحله رد شد
حتما نباید عکس خمینی رو بکشید کاریکاتور میتونه طعنه هم باشه
اگر موسوی نمیتونه این تابو رو بشکنه نقش کسانی که به حقیقت گویی اعتقاد دارن مثل شما چیه؟ کار کردن تنها و تنها در قالب قوانین سایت؟ این همون کاری بود که مردم ایران این سی سال کردند پس دیگه چه نقدی؟
آخه نون به نرخ روز خور موسوی اگه خودش با خودش حرف میزنه بخاطر محدودیت هاشه و به خاطر اینکه نمیخواد هر دقیقه بیانیه جدید بده و شورش رو در بیاره وقتی رسانه نداره مجبوره همچین کاری کنه . نشستی اونور ئنیا حرف مفت میزنی ها
نه اینطور نیست. علت اینکه موسوی با تصویر خودش در اینه حرف میزنه اینست که غیر از خودش و تصویرش در اینه کسی دهه سیاه ۶۰ را "دوران طلایی امام خمینی" نمیبیند که از قدیم گفته اند که از روباه پرسیدن شاهدت کیه گفت دمم. نیک آهنگ این مطلب را خوب رسانده.
"چرا شما که کارهاتون رو مدیران سایت سانسور میکنن اینچنین میتازید بر کسانی که حکومت زندگیشون خانواده شون و اطرافیانشون رو گروگان گرفتن "
براي اينكه همين افراد با گرفتن ژست روشنفكري اسلامي انقلاب رو شكل دادند و هم خود و هم ما رو به خاك سياه نشوندند.
براي اينكه همين افراد با گرفتن ژست روشنفكري اسلامي انقلاب رو شكل دادند و هم خود و هم ما رو به خاك سياه نشوندند.
بابا منتقد- اینکاره. مصاحبه ای که با پارازیت کردی منو یاد مناظره احمدی نژاد ب موسوی انداخت.
بابا منتقد- اینکاره. مصاحبه ای که با پارازیت کردی منو یاد مناظره احمدی نژاد ب موسوی انداخت.
یه جنبه مثبتی که این سایت داره اینه که آدم با توجه به این کامنت ها با تفکرات دیکتاتور مآبانه و ادبیات شبه جمهوری اسلامی این سبزها کاملا آشنا میشه. می تونم تصور کنم که در صورت پیروزی سبزها در این برحه و با این طرز فکر، دور دوم جمهوری دیکتاتوری شروع میشه. ممکنه با اسمی متفاوت مثلا جمهوری سبز ایران یا یه همچین چیزی ولی در عمل همین آش و همین کاسه...
بدویید بیاید منفی بدید...
بدویید بیاید منفی بدید...
سبز الهی ها انتقاد ناپذیرن قبول دارم، اما خدایش نیک الهی ها هم انتقاد ناپذیرن.
بیایید جلوی تکرار تاریخ را بگیریم.
بنظر من، نقد به موسوی به چند دلیل باید انجام شود.
۱-اول اینکه مطمئن شویم که برخلاف سال ۵۷ که خمینی بت شد و عکسش را مردمان جاهل و نا آگاه در ماه دیدند، موسوی بت نمیشود و جماعتی گمراه و نا آگاه، جبه و قبای ملکوتی بر قامتش نمیدوزند و مردمی را فریفته فضائل نداشته اش نمیکنند.
۲- از آنجا که موسوی و بقیه خط امامیهای شارلاتان، دهه سیاه ۶۰ را "دوران طلایی !!!! امام خوینی" میدانند و تقدسی ملکوتی بر جلادان و آدمکشان ان دوره قائل میشوند (مثلا امثال باکری ها و همت ها را تافته های جدا بافته ای از بسیجیان چماقدار امروز به جامعه معرفی میکنند)، باید حتما بسیجیان و چماقداران دهه ۶۰ را افشا نمود که الحق سلف و پیشگام بسیجیان امروز هستند، وجلوی تبدیل سالهای سیاه ۶۰ به سالهای رویایی را در ذهن جوانان گرفت و نقش چماقداران مورد تقدیس اصلاح طلبان را در سرکوب انقلاب ایران، برقراری مخوفترین دیکتاتوری تاریخ ایران (فاشیسم مذهبی) و نابودی آمال و آرزوهای میلیونی مردم ایران برای نیل به آزادی و عدالت، نشان داد.
۳- چهره فریبکار و دو دوزه باز خمینی را افشا نمود که چطور با فرصت طلبی و تقیه و تزویر که سکه رایج در بین آخوندها است، سوار بر آمال و آرزوهای مردم شد و پس از رسیدن به قدرت، جنایاتی چنان هولناک را مرتکب شد که در تاریخ ایران بینظیر است. با پرده برداری از سیمای واقعی خمینی، اصلاح طلبانی (خط امامی سابق) که در پشت خمینی پنهان شده و همدست و یاور خمینی در ان جنایات بودند، دیگر قادر به فریبکاری نیستند. با افتادن پرده از سیمای این جماعت رند و فرصت طلب، صفوف مردم آزادیخواه از اینگونه عوامل جدا میشود. همین امر کمک شایانی به جلوگیری از سوء استفاده بعدی فرصت طلبان خط امامی از جنبش مردم خواهد کرد و مانع خیانت اینگونه افراد (فرصت طلبان جنایتکار خط امامی) به آمال و آرزوهای مردم خواهد شد و مالا خمینی صفتان را منزوی خواهد کرد.
۴- به دولتمردان و حاکمان بفهمانیم که ابله و احمق و فراموشکار نیستیم. گوسفند هم نیستیم و از حکام خود بابت خطاهایشان توضیح میخواهیم. ضمنا نمیتوان بر ما حکومت کرد، ما را سرکوب کرد و بعد از اینکه مدتی از قدرت دور افتاد، ادعای آزادیخواهی و عدالت نمود. به آقای احمدی نژاد هم بفهمانیم که اگر پس از بیست سال دوری از قدرت، بناگهان وسط صحنه پرتاب شد، ما نه کهریزک را از یاد برده ایم، نه قتل ندا و سهراب و اشکان و ترانه موسوی و هزاران هزار جوان دیگر را و ایشان نمیتواند روی فراموشکاری ما حساب کند، یا بدتر از ان دهه ۸۰ را "دوران طلایی خامنیی" بخواند. نمیتواند از جنایتکاری مثل خامنه ای فرشته رحمت و عطوفت و مردم سالاری بسازد. راستی فرق موسوی و احمدی نژاد چیست؟ آیا موسوی خود احمدی نژاد خمینی دجال نبود؟
۵- به همگان بگوییم که ما پیگیر حقوقمان هستیم، پس جنایتکارانی که امروز جنایت میکنید، باید جواب جنایاتتان را روزی پس بدهید. ما همانطور که جنایات دهه ۶۰ را فراموش نکردیم و از دولتمردانمان در این مورد توضیح میخواهیم، جنایات دیگر را هم فراموش نمیکنیم. جنایتکاران و آدمکشان که امروز سخت میتازید، بهوش باشید که ما ملت زنده ایم و فردا باید جواب این جنایات را پس بدهید.
۶- اساسا برای اصلاح این همه مصائبی که بر سر ملت آمده باید به ریشه ها پرداخت. متاسفانه ریشه تمامی این جنایات به دهه سیاه ۶۰ بر میگردد. تا زمانیکه عوامل دست اندر کار ان جنایات در مورد جنایاتشان توضیحی قانه کننده به افکار عمومی مردم نداده اند و از پاسخگویی طفره میروند، متاسفانه این ریشه چرکین در پیکر جامعه باقی مانده و چرک و تعفن ان هر از چندی سر باز میکند. این ان روح آلوده ایست که روح الله خمینی در پیکر اوین و خاوران دمید، آنها را که بستند، این روح آلوده درقالب کهریزک رفت و حالا هم که گویا قرار است به پیکر سروش ۱۱۱ برود. این جنایات باید از ریشه بررسی شده و شر ان از جامه کنده شود. فراموش نکنیم که جنایات و تجاوزات کهریزه، دنباله همان فجایع در خاوران و اوین است و تا زمانیکه جنایتکارانی مثل لاجوردی توسط خط امامیهای هفت خطی مثل محمد خاتمی مدل افتخار میگیرند و به عنوان "سربازان جامعه مدنی" مورد نظر اصلاح طلبان معرفی میشوند، اش همین اش است و کاسه همین کاسه.
7- آقای موسوی اخیرا از رواج خرافات زبان به شکوه و شکایت گشوده اند. این حرکت ایشان صد در صد مورد تایید من میباشد و هیچگونه اعتراضی به ان ندارم. اما باید به خاطر ایشان بیاورم که رواج خرافه از زمان احمدی نژاد شروع نشد. به عنوان نمونه، آقای موسوی اگر یادشان باشد در زمان جنگ، رادیو تلویزیون دولتی ایران، کشوری که ایران در ان زمان نخست وزیرش بودند، بطور دائم صحبت از رویت سوار سفید پوشی میکردند که بر اسب سفیدی نشسته و به سمت "دشمن کافر" میتاخت.این اسب سوار سفید پوش که کسی جز امام زمان نبود، به گفته رسانه های دولتی ایران لشکر اسلام را بر "دشمن کافر" پیروز میگرداند. مثال دوم انداختن کلید بهشت بر گردن نوجوانان بود که باید روی میادین مین میرفتند. این کلیدها برای این بود که این نوجوانان پس از منفجر شدن، پشت در بهشت معطل نشوند، کلید را بیاندازند و سریعا وارد بهشت شوند. نه آقای خمینی و نه ایشان هرگز در مقابل این خرافه در مقابل این خرافه ها لب به شکوه و شکایت نگشودند. حتی آقای موسوی تا همین امروز از محکومیت این خرافه ها، که در زمان ایشان (دهه سیاه ۶۰) ترویج میشد، طفره میروند. آقای موسوی، با ناهنجاری های جمهوری اسلامی نمیتوان سلیقه ای و انتخابی برخورد کرد. اگر خوب است، برای احمدی نژاد هم خوب است و اگر محکوم است برای جناب عالی و بقیه چماقداران خط امامی هم محکوم است.
البته اشتباه نشود. من از ایستادگی آقای موسوی تقدیر میکنم، ولی ایشان را شایسته بدست گرفتن رهبری و تصدی نمایندگی مردم نمیدانم. اگر ایشان هم مثل میلیونها مردم پیگیر حقوقشان بر این خواستها ایستادگی میکردند، بدون توسل به سفید سازی جنایتکاری مثل خمینی و یا وارونه نمایی دهه سیاه ۶۰، بدون فریبکاری و بدون سعی و تلاش برای فرار از فجایعی که در دهه ۶۰ و در دوران زمامداری خود مرتکب شده اند، از ایشان قویا حمایت میکردم. هم اکنون هم از حق آزادی بیان امثال ایشان طرفداری میکنم. ولی فرق است بین طرفداری از حق و حقود انسانی آقای موسوی( که حق همگان نیز هست) و حمایت از صلاحیت ایشان برای نماینگی مردم و خواسته های آزادی خواهانه مردم ایران.
بنظر من، نقد به موسوی به چند دلیل باید انجام شود.
۱-اول اینکه مطمئن شویم که برخلاف سال ۵۷ که خمینی بت شد و عکسش را مردمان جاهل و نا آگاه در ماه دیدند، موسوی بت نمیشود و جماعتی گمراه و نا آگاه، جبه و قبای ملکوتی بر قامتش نمیدوزند و مردمی را فریفته فضائل نداشته اش نمیکنند.
۲- از آنجا که موسوی و بقیه خط امامیهای شارلاتان، دهه سیاه ۶۰ را "دوران طلایی !!!! امام خوینی" میدانند و تقدسی ملکوتی بر جلادان و آدمکشان ان دوره قائل میشوند (مثلا امثال باکری ها و همت ها را تافته های جدا بافته ای از بسیجیان چماقدار امروز به جامعه معرفی میکنند)، باید حتما بسیجیان و چماقداران دهه ۶۰ را افشا نمود که الحق سلف و پیشگام بسیجیان امروز هستند، وجلوی تبدیل سالهای سیاه ۶۰ به سالهای رویایی را در ذهن جوانان گرفت و نقش چماقداران مورد تقدیس اصلاح طلبان را در سرکوب انقلاب ایران، برقراری مخوفترین دیکتاتوری تاریخ ایران (فاشیسم مذهبی) و نابودی آمال و آرزوهای میلیونی مردم ایران برای نیل به آزادی و عدالت، نشان داد.
۳- چهره فریبکار و دو دوزه باز خمینی را افشا نمود که چطور با فرصت طلبی و تقیه و تزویر که سکه رایج در بین آخوندها است، سوار بر آمال و آرزوهای مردم شد و پس از رسیدن به قدرت، جنایاتی چنان هولناک را مرتکب شد که در تاریخ ایران بینظیر است. با پرده برداری از سیمای واقعی خمینی، اصلاح طلبانی (خط امامی سابق) که در پشت خمینی پنهان شده و همدست و یاور خمینی در ان جنایات بودند، دیگر قادر به فریبکاری نیستند. با افتادن پرده از سیمای این جماعت رند و فرصت طلب، صفوف مردم آزادیخواه از اینگونه عوامل جدا میشود. همین امر کمک شایانی به جلوگیری از سوء استفاده بعدی فرصت طلبان خط امامی از جنبش مردم خواهد کرد و مانع خیانت اینگونه افراد (فرصت طلبان جنایتکار خط امامی) به آمال و آرزوهای مردم خواهد شد و مالا خمینی صفتان را منزوی خواهد کرد.
۴- به دولتمردان و حاکمان بفهمانیم که ابله و احمق و فراموشکار نیستیم. گوسفند هم نیستیم و از حکام خود بابت خطاهایشان توضیح میخواهیم. ضمنا نمیتوان بر ما حکومت کرد، ما را سرکوب کرد و بعد از اینکه مدتی از قدرت دور افتاد، ادعای آزادیخواهی و عدالت نمود. به آقای احمدی نژاد هم بفهمانیم که اگر پس از بیست سال دوری از قدرت، بناگهان وسط صحنه پرتاب شد، ما نه کهریزک را از یاد برده ایم، نه قتل ندا و سهراب و اشکان و ترانه موسوی و هزاران هزار جوان دیگر را و ایشان نمیتواند روی فراموشکاری ما حساب کند، یا بدتر از ان دهه ۸۰ را "دوران طلایی خامنیی" بخواند. نمیتواند از جنایتکاری مثل خامنه ای فرشته رحمت و عطوفت و مردم سالاری بسازد. راستی فرق موسوی و احمدی نژاد چیست؟ آیا موسوی خود احمدی نژاد خمینی دجال نبود؟
۵- به همگان بگوییم که ما پیگیر حقوقمان هستیم، پس جنایتکارانی که امروز جنایت میکنید، باید جواب جنایاتتان را روزی پس بدهید. ما همانطور که جنایات دهه ۶۰ را فراموش نکردیم و از دولتمردانمان در این مورد توضیح میخواهیم، جنایات دیگر را هم فراموش نمیکنیم. جنایتکاران و آدمکشان که امروز سخت میتازید، بهوش باشید که ما ملت زنده ایم و فردا باید جواب این جنایات را پس بدهید.
۶- اساسا برای اصلاح این همه مصائبی که بر سر ملت آمده باید به ریشه ها پرداخت. متاسفانه ریشه تمامی این جنایات به دهه سیاه ۶۰ بر میگردد. تا زمانیکه عوامل دست اندر کار ان جنایات در مورد جنایاتشان توضیحی قانه کننده به افکار عمومی مردم نداده اند و از پاسخگویی طفره میروند، متاسفانه این ریشه چرکین در پیکر جامعه باقی مانده و چرک و تعفن ان هر از چندی سر باز میکند. این ان روح آلوده ایست که روح الله خمینی در پیکر اوین و خاوران دمید، آنها را که بستند، این روح آلوده درقالب کهریزک رفت و حالا هم که گویا قرار است به پیکر سروش ۱۱۱ برود. این جنایات باید از ریشه بررسی شده و شر ان از جامه کنده شود. فراموش نکنیم که جنایات و تجاوزات کهریزه، دنباله همان فجایع در خاوران و اوین است و تا زمانیکه جنایتکارانی مثل لاجوردی توسط خط امامیهای هفت خطی مثل محمد خاتمی مدل افتخار میگیرند و به عنوان "سربازان جامعه مدنی" مورد نظر اصلاح طلبان معرفی میشوند، اش همین اش است و کاسه همین کاسه.
7- آقای موسوی اخیرا از رواج خرافات زبان به شکوه و شکایت گشوده اند. این حرکت ایشان صد در صد مورد تایید من میباشد و هیچگونه اعتراضی به ان ندارم. اما باید به خاطر ایشان بیاورم که رواج خرافه از زمان احمدی نژاد شروع نشد. به عنوان نمونه، آقای موسوی اگر یادشان باشد در زمان جنگ، رادیو تلویزیون دولتی ایران، کشوری که ایران در ان زمان نخست وزیرش بودند، بطور دائم صحبت از رویت سوار سفید پوشی میکردند که بر اسب سفیدی نشسته و به سمت "دشمن کافر" میتاخت.این اسب سوار سفید پوش که کسی جز امام زمان نبود، به گفته رسانه های دولتی ایران لشکر اسلام را بر "دشمن کافر" پیروز میگرداند. مثال دوم انداختن کلید بهشت بر گردن نوجوانان بود که باید روی میادین مین میرفتند. این کلیدها برای این بود که این نوجوانان پس از منفجر شدن، پشت در بهشت معطل نشوند، کلید را بیاندازند و سریعا وارد بهشت شوند. نه آقای خمینی و نه ایشان هرگز در مقابل این خرافه در مقابل این خرافه ها لب به شکوه و شکایت نگشودند. حتی آقای موسوی تا همین امروز از محکومیت این خرافه ها، که در زمان ایشان (دهه سیاه ۶۰) ترویج میشد، طفره میروند. آقای موسوی، با ناهنجاری های جمهوری اسلامی نمیتوان سلیقه ای و انتخابی برخورد کرد. اگر خوب است، برای احمدی نژاد هم خوب است و اگر محکوم است برای جناب عالی و بقیه چماقداران خط امامی هم محکوم است.
البته اشتباه نشود. من از ایستادگی آقای موسوی تقدیر میکنم، ولی ایشان را شایسته بدست گرفتن رهبری و تصدی نمایندگی مردم نمیدانم. اگر ایشان هم مثل میلیونها مردم پیگیر حقوقشان بر این خواستها ایستادگی میکردند، بدون توسل به سفید سازی جنایتکاری مثل خمینی و یا وارونه نمایی دهه سیاه ۶۰، بدون فریبکاری و بدون سعی و تلاش برای فرار از فجایعی که در دهه ۶۰ و در دوران زمامداری خود مرتکب شده اند، از ایشان قویا حمایت میکردم. هم اکنون هم از حق آزادی بیان امثال ایشان طرفداری میکنم. ولی فرق است بین طرفداری از حق و حقود انسانی آقای موسوی( که حق همگان نیز هست) و حمایت از صلاحیت ایشان برای نماینگی مردم و خواسته های آزادی خواهانه مردم ایران.
نیک اهنگ جان شما میموندی ایران اگه جرات داشتی
حتی جرات نداری کامنت رو تایید کنی
حتی جرات نداری کامنت رو تایید کنی
فرض کنیم که جرأت داشت و در ایران مونده بود. چکار می خواستی بکنی؟ به نظرم با این لحن تهدیدآمیز، به کم تر از بریدن سر نیک آهنگ رضایت نمی دادی.
نمی دونم این بخش از پیام متعلق به نیک آهنگ هست یا کس دیگر.
آقای منتظری نظد دادند که ایرادی ندارد، اما روزآنلاین زیر بار نرفته است. ساز و کار روزآنلاین هم محترم است. ما این ساز و کار را در خودنویس نداریم.
آقا جان زکی باز جوک گفتی!؟ مگر نمی تونی کاریکاتور بکشی و جای دیگری بجز روزآنلاین منتشر کنی!؟ به قول معروف این عذری بد تر از گناه بود. بابا روز آنلاین دمش به جاهایی بسته است که برای آنها آزادی بیان و ژورنالیزم بی طرف با گروه خونی آن سازگار نیست. پس اگر خواستی مستقل باشی مجبوری خودت اینگونه کاریکاتورها را جای دیگری منتشر کنی. تازه مگر تو خودت رئیس خودنویس نیستی! خوب خبر مرگت توی خودنویس منعکس کن. خلاصه کاکو
این استدلالی که کردی بیشتر شباهت به استدلال آخوندها داشت تا استدلال مستدل.
آقای منتظری نظد دادند که ایرادی ندارد، اما روزآنلاین زیر بار نرفته است. ساز و کار روزآنلاین هم محترم است. ما این ساز و کار را در خودنویس نداریم.
آقا جان زکی باز جوک گفتی!؟ مگر نمی تونی کاریکاتور بکشی و جای دیگری بجز روزآنلاین منتشر کنی!؟ به قول معروف این عذری بد تر از گناه بود. بابا روز آنلاین دمش به جاهایی بسته است که برای آنها آزادی بیان و ژورنالیزم بی طرف با گروه خونی آن سازگار نیست. پس اگر خواستی مستقل باشی مجبوری خودت اینگونه کاریکاتورها را جای دیگری منتشر کنی. تازه مگر تو خودت رئیس خودنویس نیستی! خوب خبر مرگت توی خودنویس منعکس کن. خلاصه کاکو
این استدلالی که کردی بیشتر شباهت به استدلال آخوندها داشت تا استدلال مستدل.
آقای کوثر شما وقتی ایران بودی از خمینی و خامنه ای انتقاد می کردی نه؟یادمه شما بودی که اولین بار شعار خامنه ای قاتله ولایتش باطله رو مطرح کردی درسته؟!!
بابا دست بردار.مگه پول چقدر ارزش داری که اینجوری مزورانه نوکری کودتاچی ها رو می کنی؟
بابا دست بردار.مگه پول چقدر ارزش داری که اینجوری مزورانه نوکری کودتاچی ها رو می کنی؟
بعضی اوقات انسان حس میکنه سبز الّهیها از بسیجیها احمقتر و نفهم تر و بی درک تر و وحشی تر و جنایت کار تر هستند، شاید به خاطر همین حرفهاتون است، ولی آنچه از حرف شما برداشت میشود اینه که یا خودتون یا پدر بزرگوارتون قبلان حزب الّهی و انصار حزب الّهی بوده اید حالا رنگ عوض کردید و سبز شدید
آخه این سبز اللهی ها همان جانوران اصلاح نژاد شده خط امامی هستند که در زمان امام شان چماقداری میکردند و روشنفکران و آزادیخواهان را به فرمانش، سرکوب میکردند. بهمین دلیل است که از نظر گروه خونی شباهت زیادی با هم دارند. مساله اینست که ارباب جدید اینها را آدم حساب نکرده و به بازی نمیگیرد و بهمین دلیل است که اینها ساز مخالف میزنند.
آقای کوثر شما آخر های حسین درخشان را یادتون که هست ؟الان میبینی که چه اتفاقی براش افتاد ؟شاید بگی که من زرنگ تر از اونم ولی من فکر نکنم!
--------------
توجه شما را به این نکته جلب میکنم که حسین درخشان از یک طرف حمایت میکرد و از طرف دیگر انتقاد. من انگیزهای ندارم از کسی حمایت کنم. کار من در حوزه روزنامهنگاری قابل بررسی است. اگر قواعد رسانه را نقض کرده باشم، میتوانید مرا متهم به خطای حرفهای کنید.
--------------
توجه شما را به این نکته جلب میکنم که حسین درخشان از یک طرف حمایت میکرد و از طرف دیگر انتقاد. من انگیزهای ندارم از کسی حمایت کنم. کار من در حوزه روزنامهنگاری قابل بررسی است. اگر قواعد رسانه را نقض کرده باشم، میتوانید مرا متهم به خطای حرفهای کنید.
من کار های شما رو خیلی دوست دارم و به شما و سختی هایی که کشیدن احترام میگذارم ولی اون طرفی که شما ازش صحبت میکنید همگونه امکاناتی داره ولی طرف ما نداره برای همین به نظر من بی انصافی ی که کسی رو که هیچ راهی برای جواب دادن به شما نداره نقد کنین
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
به خودنویس بپیوندید »
ورود » قبلاْ ثبت نام کرده ام؟

نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید