Subscribe to comments feed نظرات (22 نوشته شد):
انگشت رو نقطه خوبی گذاشتی. علاوه بر نیاز رژیم و شخص خمینی به جنگ برای سرکوب و اعدام مخالفین و محکم کردن پایه های رژیم، منافع کلانی که بعضی از عناصر رژیم از قبیل رفسنجانی و احمد خمینی در معاملات اسلحه میبردند نقش مهمی در ادامه جنگ ضد ملی ایفا کرد.
اسم دلال اسلحه که در بالا نیک آهنگ کشیده، "جرالد بال" بود. جرالد بعدها هم به خاطر اینکه می خواست برای رژیم صدام سامانه پرتاب موشک های دوربرد در ابعاد کوچک بسازد ، توسط موساد در جلوی آپارتمانش در بلژیک کشته شد. لینک ویکی پدیا جرالد بال:
http://en.wikipedia.org/wiki/Gerald_Bull
http://en.wikipedia.org/wiki/Gerald_Bull
بیشتر از اینکه یک کاریکاتور باشد یک اتهام به آقای هاشمی و یک اعلان در مورد پورسانت گرفتن ایشان است. نمی دانم تا چه حد این مساله مستند و واقعی است. اگر دلایلی محکمی نباشد ارزش کار شما را خیلی پایین می آورد.
-----------------
چه کسی گفته ایشان فردی است که پورسانت گرفته؟ ایشان میداند چه کسانی پورسانت گرفتهاند. یعنی فرمانده جنگ نمیدانسته سلاحها از چه طریقی به ایران میرسیده؟ نمیدانسته چه کسانی به خاطر وارد کردن اسلحه قاچاق به ثروتی رسیدهاند؟ نمیداند کجا بوده و چه میکردهاند؟ یک کمی فکر کنید!
-----------------
چه کسی گفته ایشان فردی است که پورسانت گرفته؟ ایشان میداند چه کسانی پورسانت گرفتهاند. یعنی فرمانده جنگ نمیدانسته سلاحها از چه طریقی به ایران میرسیده؟ نمیدانسته چه کسانی به خاطر وارد کردن اسلحه قاچاق به ثروتی رسیدهاند؟ نمیداند کجا بوده و چه میکردهاند؟ یک کمی فکر کنید!
دید درستی است در آنزمان سلاحهای مورد نیز ارتش و سپاه توسط رفسنجانی خرید میشد یک نمونه توپهای ۴ لول ۱۴ میلی که بعد از شلیک ۱۰-۲۰ گلوله لولههای آن بسته شده و از کار میافتاد.
مدتیه کارهاتونو دنبال می کنم ولی به نظر خیلی مشکوک میاین بیشتر شبیه نفوذی ها هستین تا کسانی که بخوان رژیم کله پا بشه!
------------------
من برانداز نیستم، اما ورانداز هستم! طرح سوال میکنم. اگر هم بخواهم بگویم طرفدار چه نوع حکومتی هستم، خواهم گفت جمهوری. نه یک کمله زیاد، نه یک کلمه کم. نظامهای مبتنی بر پارلمان را هم میپسندم.
در ضمن هر گروهی هم که به خود را دموکرات نشان میدهد اما طرفدار ساختاری سرکوبگرانه مثل ولایت فقیه است، تبدیل به سوژه دائمی من میشود. اشکالی ندارد از نظر شما؟
------------------
من برانداز نیستم، اما ورانداز هستم! طرح سوال میکنم. اگر هم بخواهم بگویم طرفدار چه نوع حکومتی هستم، خواهم گفت جمهوری. نه یک کمله زیاد، نه یک کلمه کم. نظامهای مبتنی بر پارلمان را هم میپسندم.
در ضمن هر گروهی هم که به خود را دموکرات نشان میدهد اما طرفدار ساختاری سرکوبگرانه مثل ولایت فقیه است، تبدیل به سوژه دائمی من میشود. اشکالی ندارد از نظر شما؟
علت اینکه خودشونو طرفدار ولایت فقیه نشون میدن اینه که جاشون مثل شما امن نیست، اگر هم از ایران خارج بشن کل جنبش ناامید میشه چون حضورشون اثربخش تر از هنرمندهاست، نمی تونن مثل شما یا گلشیفته خارج از ایران در اندازه ی واقعی خودشون فعالیت کنن، هرچند به این معتقدم که خودتون این چیزهارو خوب می دونین، گفتن نداره!
واقعا فکر می کنی جای فعالان سیاسی خارج از کشور امنه؟؟! اگه اینطور فکر می کنی پس یه نگاهی به لیست افراد مخالف نظام که در خارج از کشور ترور شدن بنداز تا بفهمی که جای کی امنه. برای راهنماییت هم بگم که یکی از قاتلان این افراد به تازگی از جهنم وارد بهشت شد.
بالاخره اینها یا معتقد به ولایت فقیه یا متظاهر به ولایت فقیه آیا میتونن بساط ولایت رو که نقض حق حاکمیت ملی مردم ایران و مشکل اصلی در راه دموکراسی است رواز بین ببرن یا نه؟ اگر نمیتونن و اگر حتی برای ماندن باید تظاهر به ولایت کنن که دادن وعده های فریبنده، نامی جز فریبکاری ندارد. شاید شما انتظار دارین که هر از چندی که مردم بخوان چیزی رو عوض کنن باید نداها و سهرابها و اشکانها و فرزادها قربانی شوند؟
برنده اصلی جنگ این رفسنجانی و خانواده اش بودند که میلیاردر شدند
باز اين نيك آهنگ يه كاريكاتور كشيد و اين بت پرستان سبزاللهي ها بساط فحش رو تو بالاترين راه انداختند. به چند نمونه از ادبياتي كه توسط اين افراد به سمت نيك آهنگ امروز پرتاب شد توجه كنيد: دون كيشوت، پهلوان پنبه، مستمري بگير جمهوري اسلامي، شعبان بي مخ، هوچيگر، ملتزم به ولايت فقيه، متوهم، سانچوپانزا، همكار كودتاچيان، همكار حسين بازجو و ... . تفكرات اين افراد شديداً تفكرات انقلاب ۵۷ را در ذهن تداعي مي كند و بوي خوبي از آن به مشام نمي رسد.
شما در ابراز عقايدتون صد در صد آزاد هستين و هيچ کس حق نداره اون رو محدود کنه همينطور که منم آزاد هستم ، پس با اجازه نظرم رو ميگم ، اگه دوس دارين منعکس کنين اگه هم نه که هيچی ،
به نظر من طرح سوال هميشه باعث پيشرفت بوده و کار پسنديده اي بوده ، امّا سوال با سوال فرق ميکنه ،
مثلا اين دو تا سوال : 1.شما از ماجرای دزدی ديشب خبر دارين ؟ 2.شما ديشب دزدی نکردين ؟
ميگن امام علی هم حتی وقتی نيروهاش برای جنگ داشتن آماده ميشدن به سوال اعتقادی نيروهاش جواب ميداد و اين نشون ميده چقدر اين مسئله مهمه ،
اما فکر نميکنم کسی اينجا ظرفيت امام علی رو داشته باشه
آيا شما نميتونين سوالات بهتری رو مطرح کنين که نه به يک جريان بلکه به يک جنش و حرکت مردمی کمک کنه ؟
به نظر شما هر سخن جايی و هر نکته اي مکانی نداره ؟
مرسی
به نظر من طرح سوال هميشه باعث پيشرفت بوده و کار پسنديده اي بوده ، امّا سوال با سوال فرق ميکنه ،
مثلا اين دو تا سوال : 1.شما از ماجرای دزدی ديشب خبر دارين ؟ 2.شما ديشب دزدی نکردين ؟
ميگن امام علی هم حتی وقتی نيروهاش برای جنگ داشتن آماده ميشدن به سوال اعتقادی نيروهاش جواب ميداد و اين نشون ميده چقدر اين مسئله مهمه ،
اما فکر نميکنم کسی اينجا ظرفيت امام علی رو داشته باشه
آيا شما نميتونين سوالات بهتری رو مطرح کنين که نه به يک جريان بلکه به يک جنش و حرکت مردمی کمک کنه ؟
به نظر شما هر سخن جايی و هر نکته اي مکانی نداره ؟
مرسی
این چیزها که میگی همش دروغه !! علی فقط بلد بود آدم بکشه و بس ، سوال عقیدتی چیه؟ http://www.youtube.com/watch?v=زنتوسیلوتپو
اینرو ببین و بفهم .
اینرو ببین و بفهم .
بنظر شما سوالاتی که افشاگر جریانات فریبکاری است که ادعای آزادیخواهی دارند، کمک به جنبش نیست؟ اگر مخالفت موسوی و اصلاح طلبانش بر سر جابجایی قدرت در ساختار هیات حاکمه باشد بدون آنکه ان ساختار ذره ای مردمی شده و یا به مردم ایران پاسخگو باشد، ان طوری که تمام قرائن و شواهد حکایت میکنند، آیا مسکوت گذاشتن این مسائل کمک به مردم است یا نهایتا زمینه سازی است برای شکست و ناامیدی محتوم بعدی؟ آیا مهم نیست که آیا جابجایی مورد نظر امسال موسوی در حد تعویض اسمها است یا اینکه بعد از اینهمه قربانی در طول یک قرن مبارزه برای آزادی، سر انجام رسمها هم تغییر خواهند کرد.
ناشناس جان اگه من سبزاللهی هستم بهتر از مقام شما یعنی چماق مخفی بر وزن لباس شخصیه!مونای عزیز هم معلومه ایران زندگی نمی کنه چون مقایسه جو کانادا با جو امنیتی ایران در حالیکه حتی با خواهرت نمی تونی پشت تلفن حرف بزنی خیلی خام فکری حساب میشه، اینجا من با ترس و لرز شال سبزاللهی خودمو سرم می کنم!
من هیچ مقایسه ای نکردم. فقط گفتم که اونجا هم امن نیست.
در حالیکه شما میترسی شال سبزتو سرت کنی و حتی اینجا هم میترسی که اسم واقعیت رو بنویسی و نظر بدی این افرادی که متهمشون می کنی با نام و نشان واقعی دارن فعالیت می کنن و هر جای دنیا باشن دور از دسترس نیروهای اطلاعاتی و جنایتکار رژیم نیستن.
در حالیکه شما میترسی شال سبزتو سرت کنی و حتی اینجا هم میترسی که اسم واقعیت رو بنویسی و نظر بدی این افرادی که متهمشون می کنی با نام و نشان واقعی دارن فعالیت می کنن و هر جای دنیا باشن دور از دسترس نیروهای اطلاعاتی و جنایتکار رژیم نیستن.
به اين ميگن يك شخص اصيل سبزاللهي كه بدون دليل و منطق و مدرك و با منطق برادر حسين منتقد خودش رو چماقدار و لباس شخصي معرفي مي كنه.
من بالشخصه بابت وضعیت ناامن و اختناق حاکم بر ایران متاسفم. برای همه ایرانیان و حتی برای سبزاللهی ها. بنظر من حتی امسال موسوی و کروبی هم باید آزاد باشند. این بجای خود. اما صرف اینکه اینها تحت تعقیب اند و زیر تیغ سرکوب، آنها را محق نکرده و تبدیل به نیروی دموکراتیک نمیکند. دموکرات منشی از عملکردها و پایبندی به اصول دموکراتیک میاید و نا از ترس یا سرکوب. به عبارتی موسوی و خط امامیها در حال حاضر، ممکن است مظلوم باشند اما مظلومیت با محق بودن و دمکرات منشی زمین تا آسمان فاصله دارد. تا زمانیکه خط امامیها (اصلاح طلبان) به دنبال بازگشت به "عصر طلایی امام خمینی" بوده و حاضر به جدا شدن از میراث خمینی یعنی سیاست تقیه و تزویر و ماکیاولیسم نباشند، حتی اگر هم مظلوم باشند (که هستند)، حقانیت آزادیخواهانه و دموکراتیک ندارند. یکی از اولین اصول دموکرات منشی، شفافیت و دیگری پاسخگویی است. تا زمانیکه اصلاح طلبان به جنایات خود انتقاد نکنند، نمیتوان از دموکرات منشی آنها سخن گفت که در اینصورت تعویض جای اصلاح طلبان با محافظه کاران صرفاچیزی در حد تغییر اسم خواهد بود.
شفافیت در شرایط کنونی یعنی سرنوشت فرزاد کمانگر عزیز وما در ایران ،قهرمان لازم داریم ولی نه در حد سران جنبش سبز، ضمنا در طول این چند سال اگر صدایی از مردم بلند شد همان از طرف اصلاح طلبان و ما طرفدارانشان بود و از اپوزوسیون خارج از کشور به جز مقداری رجز خوانی خنده دار که حتی فرزند نوجوان من هم به آن می خندید چیزی به دست نیامد، تعدادمان را در انتخابات دیدید و می دانید که دیگران انتخابات را تحریم کرده بودند، همچنین شجاعتمان را هم دیدید که چگونه مقابل سرکوبگران ایستادیم و تنشان را به لرزه درآوردیم، من هم به عنوان یک مادر بارها کتک خوردم و بارها تن خود را سپر فرزندان این مرزوبوم کردم، باز هم سعی خود راخواهیم کرد حال خارج نشینان می خواهند در منازل و دفاتر امنشان برای ما رجز بخوانند و بدون در نظر گرفتن خرد جمعی دم از دموکراسی بزنند!
خانم یلدا سبزپوش، اول اینکه لطفآ منظور خودتون رو از این چند سال بیان کنید، از آنجا که فرزندی نوجوان دارید احتمالا سنتان در حدی هست که سالهای اول پس از انقلاب را به یاد بیاورید. در آن سالهایی که صدا از همین اپوزیسیون خارج از کشور که در آن هنگام هنوز داخل کشور بودند بلند شد و همگی توسط خمینی اعدام یا مجبور به ترک کشور شدند. آن وقت این جماعتی که امروز اصلاح طلبند و شما هم جزو طرفدارانشان، پشت خمینی و اقداماتش ایستادند و در جنایات او سهیم شدند و همچنان هم به آن دوران میبالند. لطفآ کمی منصف باشید.
دوم اینکه کسانی که آمدند و رای دادند همانطور که خودتان هم احتمالا میدانید از حب علی نبود که آمدند بلکه از بغض معاویه بود، لطفآ اکثریت خاموش را به نفع اصلاح طلبان ضبط نکنید. دیدید که همین مردم زمانی که دیدند رهبران به سمت سازش میروند و از حفظ ساختارها و اطاعت از ولی فقیه حرف میزنند چقدر از تعدادشان کاسته شد.
سوم اینکه دشمن ما حکومت است نه اپوزیسیون خارج از کشور! چرا فریب بازی حکومت را میخورید و به فرزند خودتان هم این فریب را سرایت میدهید تا از بخشی از هموطنانش متنفر باشد؟ اپوزیسیون خارج از کشور هم مثل من و شما هستند فقط فرقشان این است که به اجبار در تبعید به سر میبرند. بهتر است کمی بروز بیاندیشید. اکبر گنجی ، عطاالله مهاجرانی ، محسن کدیور ، عبدلکریم سروش، یوسفی اشکوری، سید ابراهیم نبوی، مسیح علینژاد و خیلی های دیگر از اصلاح طلبان اکنون دیگر جزو اپوزیسیون خارج از کشور به حساب میآیند!
دوم اینکه کسانی که آمدند و رای دادند همانطور که خودتان هم احتمالا میدانید از حب علی نبود که آمدند بلکه از بغض معاویه بود، لطفآ اکثریت خاموش را به نفع اصلاح طلبان ضبط نکنید. دیدید که همین مردم زمانی که دیدند رهبران به سمت سازش میروند و از حفظ ساختارها و اطاعت از ولی فقیه حرف میزنند چقدر از تعدادشان کاسته شد.
سوم اینکه دشمن ما حکومت است نه اپوزیسیون خارج از کشور! چرا فریب بازی حکومت را میخورید و به فرزند خودتان هم این فریب را سرایت میدهید تا از بخشی از هموطنانش متنفر باشد؟ اپوزیسیون خارج از کشور هم مثل من و شما هستند فقط فرقشان این است که به اجبار در تبعید به سر میبرند. بهتر است کمی بروز بیاندیشید. اکبر گنجی ، عطاالله مهاجرانی ، محسن کدیور ، عبدلکریم سروش، یوسفی اشکوری، سید ابراهیم نبوی، مسیح علینژاد و خیلی های دیگر از اصلاح طلبان اکنون دیگر جزو اپوزیسیون خارج از کشور به حساب میآیند!
شجاعت و شهامت اگر همراه با تعقل نباشد در بهترین حالت بهمان جایی میرسد که در زمان خاتمی رسیدیم. یعنی هشت سال وعده و وعید و دیدن سریال اشکها و لبخندها از سران مافیای مغلوب. البته نه اینکه هیچ کاری نکرده باشند چرا. مجلسیان که حقوقشان را افزایش دادند ولی کاری برای مردم ایران نکردند. نه قانون مطبوعات را درست کردند، نه جرم سیاسی را تعریف کردند. تمام این لوایح هم با حکم حکومتی آقای خامنه ای وتو شد. آقای کروبی هم که در ان زمان رییس مجلس بود گفت که خوب این حکم حکومتی است و ولایت فقیه هم یعنی همین. بنابر این بله شما رای هم دادید و اعتنایی هم به حرف کسی نکردید و اینهم حقتان است ولی خوب به کجا رسیدید؟
اگر هم بقول شما اینها نمیتوانند بهر علت از میراث خمینی جدا شوند که این تنها به این معنی است که از درون این نظام تحول دموکراتیک غیر ممکن است. تا زمانیکه ولایت فقیه وجود دارد حقوق مردم بطور دائم لگد مال میشود و شما ها هم دائم باید برای کمترین اعتراض، هزینه های سنگین بدهید. ضمنا اگر شما فرزاد را مسک میزنید من هم سهراب و ندا را مثال میزنم که فقط بجرم شرکت در یک تظاهرات مسالمت آمیز جانشان را از دست دادند. این رژیم به کمترین اعتراض، سنگینترین پاسخها را میدهد و هیچ ربطی هم به شفافیت ندارد. خودمان را گول نزنیم.
اگر هم بقول شما اینها نمیتوانند بهر علت از میراث خمینی جدا شوند که این تنها به این معنی است که از درون این نظام تحول دموکراتیک غیر ممکن است. تا زمانیکه ولایت فقیه وجود دارد حقوق مردم بطور دائم لگد مال میشود و شما ها هم دائم باید برای کمترین اعتراض، هزینه های سنگین بدهید. ضمنا اگر شما فرزاد را مسک میزنید من هم سهراب و ندا را مثال میزنم که فقط بجرم شرکت در یک تظاهرات مسالمت آمیز جانشان را از دست دادند. این رژیم به کمترین اعتراض، سنگینترین پاسخها را میدهد و هیچ ربطی هم به شفافیت ندارد. خودمان را گول نزنیم.
علی جان اگر اصلاح طلبان مجبور شدند پشت خمینی بایستند به دلیل افتضاحاتی بود که اپوزوسیون و دولت های خارجی به بار آوردند به طوریکه هیچ جای دفاع از عملکردشان وجود نداشت، آن افتضاحات را خودتان می دانید و شرح آن در اینجا نمی گنجد، خدارا شکر که دارند اشتباهات خود را اصلاح می کنند،اکثریت خاموش هم که از بغض معاویه به میدان آمدند با همین سیاست موسوی و کروبی بود و شکاف بزرگی در پایه های نظام بوجود آوردند که اثرش را خواهید دید،کاسته شدن تعداد مبارزین خیابانی هم نه از دلسردی که از قدرت سرکوب حکومت است،نفرت از اپوزوسیون را نه من و نه حکومت قادر است در دل جوانانمان بکارد بلکه این روش ها ومنیات درونی خودشان است که داخل کشوری ها را دلسرد می کند، افرادی را هم که اسم بردید اگر مراقب نباشند به مرور زمان از واقعیات ایران فاصله گرفته و به دام میادین مبارزه مجازی خواهند افتاد، آقای مبارز هم چون خود را بسیار عاقل می دانند و مردم جامعه ایران را نادان!! فضای مباحثه را تنگ می کنند، پس حرفی با ایشان باقی نمی ماند، شما در میدان مبارزه مجازی غرق شوید بهتر است!فقط بدانید که ندا و سهراب هم به دلیل شفافیت شهید شدند، شفافیتی که لازمه مردم هوادار تغییر و اصلاحات است ونه سیاستمداران. ضمنا من طرفدار ولایت وقیح نیستم فقط از انقلاب بنیان کن واهمه دارم، خونریزی کافیست!!
یلدا سبز پوش
نوشته اید که "....اگر اصلاح طلبان مجبور شدند پشت خمینی بایستند به دلیل افتضاحاتی بود که اپوزوسیون و دولت های خارجی به بار آوردند ....."
دیگر کسی از اپوزیسیون حتی بدترینشان از خمینی بدتر و مفتضح تر وجود دارد؟ هم دستش در قتل عام جوانان و مبارزان هست هم پشت سیاست خائنانه ادامه جنگ ضد ملی و هم تمامی آزادیهای ناشی از انقلاب را نابود کرد تجاوز در زندان و شکنجه هات دیگر هم جای خود دارد. کدامیک از اپوزیسیون در وهنین جنایات و رذالتهایی درگیر بوده اند. تنها در صورتی این حرف شما موجه است که شما طالب رذالتی باشید بمراتب بیش از آنکه ادعا کرده اید اپوزیسیون دارد ، که بسراغ خمینی آدمکش و رذل و فریبکار بروید.
و ضمنا هیچ رذالتی نیست که خامنه ای کرده باشد که خمینی مرتکب نشده باشد. بنا بر این مطابق منطق شما، خامنه باید بهتر از خمینی باشد، معلوم نیست اعتراض شما به چیست و چرا با خامنه ای مخالفید.
گفته اید که "....کنند،اکثریت خاموش هم که از بغض معاویه به میدان آمدند با همین سیاست موسوی و کروبی بود و......."
قبل از موسوی، خاتمی هم بقول شما با همین بقول شما "سیاست" به میدان آمد و قبل از همه اینها خمینی. وجه مشترک تمامی اینها سوار شدن بر موج خواسته های تاریخی ملت ایران برای رسیدن به آزادی و دموکراسی بوده است. با فریبکاری و توهم پراکنی خود را مدافع و سخنگوی ملت نشان دادند و پس از قربانی شدن عده ای از مردم و رسیدن به پیروزی، تمام آزادیخواهان را سرکوب کرده و دوباره جو پلیسی و اختناق برقرار کردند. در واقع خواسته مردم را تبدیل کردند به نردبانی جهت رسیدن به قدرت. اصلاح طلبان این استراتژی را به عنوان "چانه زنی در بالا و فشار از پایین " بیان کردند (سعید حجاریان). منتهی مردم متاسفانه اکثریت مردم فریب توهم پراکنی اصلاح طلبان را خوردند و بقول مرحوم پروانه فروهر، قهر بزرگ خود را با رژیم شکستند، نتیجه اش هم سر بلند کردن مافیای سپاه است، که امروز اثراتش را امروز داریم میبینیم. و این تازه علاوه بر سرکوبهایی است که دانشجویان، کارگران، معلمان و غیره در طول این مدت تحمل کردند.
گفته اید که "......ضمنا من طرفدار ولایت وقیح نیستم فقط از انقلاب بنیان کن واهمه دارم، خونریزی کافیست!! ...."
شما جوری حرف میزنید که گویا انقلاب را کسی "انتخاب " میکند . انقلاب یا اصلاح بستگی به ظرفیت رژیم برای تغییر دارد. اگر رژیمی ظرفیت تغییر داشته باشد خود به خود خواسته مردم محقق میشود. اگر حکومتی بخواهد با سرکوب جلوی تحقق خواسته های مردم را بگیرد، خود به خود یا جامه مرعوب میشود یا دست به مقابله به مثل یعنی خشونت میزند. همیشه خشونت را حکومتها به جنبش مردم تحمیل میکنند، وگر نه که هر جنبشی صرفا از یکسری خواسته ها و مطالبات مردم شروع میشود. اگر شاه تن به خواسته های مردم در زمان مصدق میداد، زیر بار کودتای ۲۸ مرداد نمیرفت و در سال ۴۲ قیام مردم را سرکوب نمیکرد و رهبران جبهه ملی را زندانی نمیکرد جنبشهای مسلحانه شکل نمیگرفتند و انقلاب بی محل میشد و موضوعیتش را از دست میداد. ضمنا اگر با ولایت موافق نیستید بدانید که برنامه آقای موسوی بازگشت به "عصر طلایی!! امام خمینی " است. ضمنا میخواهد رییس جمهور این رژیم شود که مطابق قوانین این رژیم باید ریاست جمهوریش توسط ولی فقیه تنفیذ شود و خودش هم باید حافظ نهاد ولایت شود. اگر هم با خونریزی مخالفید باید ریشه های کهریزک بدقت بررسی شود و ریشه این جنایت ها را از بیخ در آورد. اگر قرار باشد جنایتکاران کهریزک هم مثل جنایتکاران قتلهای زنجیره ای در پشت جنایات قبلی مانند خاوران و دیگر جنایات دهه ۶۰ که خود اصلاح طلبان در قدرت بودند مخفی شوند، و اصلاح طلبان هم بخاطر اینکه خود در ان جنایات سهیم بودند از محکومیت جنایات دهه ۶۰ و بالاخص خاوران طفره روند، کهریزک و جنایاتش نیز به همان سرنوشت قتهای زنجیره ای دچار میشوند و بنا به صلاحدید امثال رفسنجانی فتیله اش پایین کشیده میشود. برای فریب افکار عمومی هم چند تا عامل دسته چندم، مثل سعید امامی را میگیرند و فدای حفظ نظام میکنند. اشتباه نکنید، کهریزک دنباله خاوران است. اگر همان موقع به ان جنایات اعتراض میشد، کهریزکی باقی نمیماند.گفتید که فرزندی نوجوان دارید. آیا وحشت ندارید که سرنوشتی مثل ابراهیم شریفی و بهاره مقامی برایش رقم بخورد، نه بدست دزدان و خلافکاران، که بدست نیروی با شرف!!!!! انتظامی، بسیج و افرادی که از بیت المال پول میگیرند تا حافظ مردم و از جمله فرزندان شما باشد؟ عدم موضع گیری اصلاح طلبان در مقابل جنایات دهه ۶۰، ریشه این جنایات را زنده نگه میدارد تا در زمانی دیگر خود را در قالبی دیگر نشان دهد، گیرم کهریزک نباشد، سروش ۱۱۱ باشد.
گفته اید که "آقای مبارز هم چون خود را بسیار عاقل می دانند و مردم جامعه ایران را نادان!! فضای مباحثه را تنگ می.........."
من با انتخاب اصلاح طلبان مخالفم و بنا بر دلایل بسیار از جمله عملکردشان در قدرت و خودداری از "انتقاد به خود" که هر نیروی دموکراتیکی میکند، آنها را شایسته رهبری خواسته های تاریخی ملت ایران نمیدانم. با منطق انتخاب بین بد و بدتر هم که اکثر مردم را به توهم انداخت مخالفم. اگر هم تا قبل از سال ۸۶ هزار جور بحث با مردم لازم بود، بدبختانه روی کار آمدن احمدی نژاد با همه نکبت و مذلت برای مردم و کشور، نشان داد که اصلاح طلبان پاسخی برای خواسته های دموکراتیک ملت ایران ندارند و جز وعده های تو خالی چیزی ندارند. اگر ارزش هر نظریه ای از روی نتیجه اش معلوم میشود، چنین نتیجه ای قطعا دال بر درستی اعتماد جامعه و مردم به اصلاح طلبان نیست. اگر خواستید دست از چماق تکفیر ( آقای مبارز هم چون خود را بسیار عاقل می دانند و مردم جامعه ایران را نادان.....) بردارید میتوانیم صحبت کنیم منتها من با وجود چنین چماق بزرگی بر سرم نمیتوانم با کسی صحبت کنم. ضمنا من اشکالی نمیبینم که کسی با نظر رایج در جامعه موافق نباشد.
فرموده اید "شما در میدان مبارزه مجازی غرق شوید بهتر است"
تا آنجا که من میبینم خود شما هم مثل من در میدان مبارزه مجازی هستید وگرنه که بقول خودتان برای حرف زدن با خواهرتان هم در دنیای حقیقی وحشت دارید. ضمنا با امثال موسوی و اصلاح طلبها هم اصولا جایی جز همان میدان مجازی را نخواهید دشت و باید دعا کنید که همین را هم از شما نگیرند. هر چه باشد، پایه های دیکتاتوری ولایت فقیه در زمان اصلاح طلبان (خط امامیها) گذاشته شد و حکومت احمدینژاد هم دنباله همان حکومت ترور و ارعاب خط امام است.
نوشته اید که "....اگر اصلاح طلبان مجبور شدند پشت خمینی بایستند به دلیل افتضاحاتی بود که اپوزوسیون و دولت های خارجی به بار آوردند ....."
دیگر کسی از اپوزیسیون حتی بدترینشان از خمینی بدتر و مفتضح تر وجود دارد؟ هم دستش در قتل عام جوانان و مبارزان هست هم پشت سیاست خائنانه ادامه جنگ ضد ملی و هم تمامی آزادیهای ناشی از انقلاب را نابود کرد تجاوز در زندان و شکنجه هات دیگر هم جای خود دارد. کدامیک از اپوزیسیون در وهنین جنایات و رذالتهایی درگیر بوده اند. تنها در صورتی این حرف شما موجه است که شما طالب رذالتی باشید بمراتب بیش از آنکه ادعا کرده اید اپوزیسیون دارد ، که بسراغ خمینی آدمکش و رذل و فریبکار بروید.
و ضمنا هیچ رذالتی نیست که خامنه ای کرده باشد که خمینی مرتکب نشده باشد. بنا بر این مطابق منطق شما، خامنه باید بهتر از خمینی باشد، معلوم نیست اعتراض شما به چیست و چرا با خامنه ای مخالفید.
گفته اید که "....کنند،اکثریت خاموش هم که از بغض معاویه به میدان آمدند با همین سیاست موسوی و کروبی بود و......."
قبل از موسوی، خاتمی هم بقول شما با همین بقول شما "سیاست" به میدان آمد و قبل از همه اینها خمینی. وجه مشترک تمامی اینها سوار شدن بر موج خواسته های تاریخی ملت ایران برای رسیدن به آزادی و دموکراسی بوده است. با فریبکاری و توهم پراکنی خود را مدافع و سخنگوی ملت نشان دادند و پس از قربانی شدن عده ای از مردم و رسیدن به پیروزی، تمام آزادیخواهان را سرکوب کرده و دوباره جو پلیسی و اختناق برقرار کردند. در واقع خواسته مردم را تبدیل کردند به نردبانی جهت رسیدن به قدرت. اصلاح طلبان این استراتژی را به عنوان "چانه زنی در بالا و فشار از پایین " بیان کردند (سعید حجاریان). منتهی مردم متاسفانه اکثریت مردم فریب توهم پراکنی اصلاح طلبان را خوردند و بقول مرحوم پروانه فروهر، قهر بزرگ خود را با رژیم شکستند، نتیجه اش هم سر بلند کردن مافیای سپاه است، که امروز اثراتش را امروز داریم میبینیم. و این تازه علاوه بر سرکوبهایی است که دانشجویان، کارگران، معلمان و غیره در طول این مدت تحمل کردند.
گفته اید که "......ضمنا من طرفدار ولایت وقیح نیستم فقط از انقلاب بنیان کن واهمه دارم، خونریزی کافیست!! ...."
شما جوری حرف میزنید که گویا انقلاب را کسی "انتخاب " میکند . انقلاب یا اصلاح بستگی به ظرفیت رژیم برای تغییر دارد. اگر رژیمی ظرفیت تغییر داشته باشد خود به خود خواسته مردم محقق میشود. اگر حکومتی بخواهد با سرکوب جلوی تحقق خواسته های مردم را بگیرد، خود به خود یا جامه مرعوب میشود یا دست به مقابله به مثل یعنی خشونت میزند. همیشه خشونت را حکومتها به جنبش مردم تحمیل میکنند، وگر نه که هر جنبشی صرفا از یکسری خواسته ها و مطالبات مردم شروع میشود. اگر شاه تن به خواسته های مردم در زمان مصدق میداد، زیر بار کودتای ۲۸ مرداد نمیرفت و در سال ۴۲ قیام مردم را سرکوب نمیکرد و رهبران جبهه ملی را زندانی نمیکرد جنبشهای مسلحانه شکل نمیگرفتند و انقلاب بی محل میشد و موضوعیتش را از دست میداد. ضمنا اگر با ولایت موافق نیستید بدانید که برنامه آقای موسوی بازگشت به "عصر طلایی!! امام خمینی " است. ضمنا میخواهد رییس جمهور این رژیم شود که مطابق قوانین این رژیم باید ریاست جمهوریش توسط ولی فقیه تنفیذ شود و خودش هم باید حافظ نهاد ولایت شود. اگر هم با خونریزی مخالفید باید ریشه های کهریزک بدقت بررسی شود و ریشه این جنایت ها را از بیخ در آورد. اگر قرار باشد جنایتکاران کهریزک هم مثل جنایتکاران قتلهای زنجیره ای در پشت جنایات قبلی مانند خاوران و دیگر جنایات دهه ۶۰ که خود اصلاح طلبان در قدرت بودند مخفی شوند، و اصلاح طلبان هم بخاطر اینکه خود در ان جنایات سهیم بودند از محکومیت جنایات دهه ۶۰ و بالاخص خاوران طفره روند، کهریزک و جنایاتش نیز به همان سرنوشت قتهای زنجیره ای دچار میشوند و بنا به صلاحدید امثال رفسنجانی فتیله اش پایین کشیده میشود. برای فریب افکار عمومی هم چند تا عامل دسته چندم، مثل سعید امامی را میگیرند و فدای حفظ نظام میکنند. اشتباه نکنید، کهریزک دنباله خاوران است. اگر همان موقع به ان جنایات اعتراض میشد، کهریزکی باقی نمیماند.گفتید که فرزندی نوجوان دارید. آیا وحشت ندارید که سرنوشتی مثل ابراهیم شریفی و بهاره مقامی برایش رقم بخورد، نه بدست دزدان و خلافکاران، که بدست نیروی با شرف!!!!! انتظامی، بسیج و افرادی که از بیت المال پول میگیرند تا حافظ مردم و از جمله فرزندان شما باشد؟ عدم موضع گیری اصلاح طلبان در مقابل جنایات دهه ۶۰، ریشه این جنایات را زنده نگه میدارد تا در زمانی دیگر خود را در قالبی دیگر نشان دهد، گیرم کهریزک نباشد، سروش ۱۱۱ باشد.
گفته اید که "آقای مبارز هم چون خود را بسیار عاقل می دانند و مردم جامعه ایران را نادان!! فضای مباحثه را تنگ می.........."
من با انتخاب اصلاح طلبان مخالفم و بنا بر دلایل بسیار از جمله عملکردشان در قدرت و خودداری از "انتقاد به خود" که هر نیروی دموکراتیکی میکند، آنها را شایسته رهبری خواسته های تاریخی ملت ایران نمیدانم. با منطق انتخاب بین بد و بدتر هم که اکثر مردم را به توهم انداخت مخالفم. اگر هم تا قبل از سال ۸۶ هزار جور بحث با مردم لازم بود، بدبختانه روی کار آمدن احمدی نژاد با همه نکبت و مذلت برای مردم و کشور، نشان داد که اصلاح طلبان پاسخی برای خواسته های دموکراتیک ملت ایران ندارند و جز وعده های تو خالی چیزی ندارند. اگر ارزش هر نظریه ای از روی نتیجه اش معلوم میشود، چنین نتیجه ای قطعا دال بر درستی اعتماد جامعه و مردم به اصلاح طلبان نیست. اگر خواستید دست از چماق تکفیر ( آقای مبارز هم چون خود را بسیار عاقل می دانند و مردم جامعه ایران را نادان.....) بردارید میتوانیم صحبت کنیم منتها من با وجود چنین چماق بزرگی بر سرم نمیتوانم با کسی صحبت کنم. ضمنا من اشکالی نمیبینم که کسی با نظر رایج در جامعه موافق نباشد.
فرموده اید "شما در میدان مبارزه مجازی غرق شوید بهتر است"
تا آنجا که من میبینم خود شما هم مثل من در میدان مبارزه مجازی هستید وگرنه که بقول خودتان برای حرف زدن با خواهرتان هم در دنیای حقیقی وحشت دارید. ضمنا با امثال موسوی و اصلاح طلبها هم اصولا جایی جز همان میدان مجازی را نخواهید دشت و باید دعا کنید که همین را هم از شما نگیرند. هر چه باشد، پایه های دیکتاتوری ولایت فقیه در زمان اصلاح طلبان (خط امامیها) گذاشته شد و حکومت احمدینژاد هم دنباله همان حکومت ترور و ارعاب خط امام است.
اووو وه چقدر عصبانی!!! کی چماق بالای سر شما نگه داشت؟ شما شروع کردید به گفتن سبزاللهی ودایم این اصطلاح را بر سر ما کوبیدید، شما گفتید مبارزه ی ما از سر دانایی نیست! این حرف ها بماند، من گفتم از مبارزه می ترسم؟ من که گفتم مردم باید در طلب حق شفاف باشند، ضمنا گفتم که بارها در راهپیمایی ها کتک خوردم، به جز روز قدس که خارج از کشور بودم هیچ مناسبتی را از دست نداده ام آنقدر اسپری فلفل به صورتم خورده و گاز اشک آور تنفس کردم که ریه هام آسیب دیده و از اسپری مخصوص آسمی ها استفاده می کنم، دستم با شوک برقی سوزانده شده، شال سبز و مچ بند سبزم را لحظه ای از خودم دور نکردم، من فقط خواستم درجه اختناق حاکم را توضیح بدم وگرنه از تلفن با وجود ریسک بالا مرتب برای برنامه ریزی کارها استفاده می کنم، ضمنا متاسفانه دیگه وقت ندارم به این صفحه مراجعه کنم چون ۲۲ خرداد نزدیکه و سرمون شلوغه امیدوارم جای دیگه و زمان دیگه باز هم به بحث بشینیم، برای این خشم شما هم احترام قایلم چون واقعا برای مبارزه خشم هم لازمه، ایکاش می شد از دنیای مجازی خارج بشین و به ما در خیابون بپیوندین.
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
به خودنویس بپیوندید »
ورود » قبلاْ ثبت نام کرده ام؟

نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید