Subscribe to comments feed نظرات (49 نوشته شد):
دمت گرم آقای نیک- اینها همان شارلاتانهایی هستند که باید رسوا شوند. از شنیدن اسم مهاجرانی و خاتمی و....حالم بهم می خورد.
ابراهیم ن... ملیجک هرزه و خودفروش دربار خامنه ایی است که تمام مرزهای انسانی را زیر پا گذاشته است. این بوزینه هرزه به همین منظور به خارج فرستاده شده تا هرزگی کند و علیه محالفان این حکومت از هر دسته و حزب و گروهی که باشند یاوه سرایی کند. حرفهای این دلقک خودفروش را جدی نگیرید. باشد که روزی به ایران برگردانده شود و در دادگاه همراه با اربابش خامنه ایی و دیگر جنایتکاران این رژیم محاکمه شود.
خسته نباشی . اینا رو از کجا می دونی کلک؟ خوب شد افشا کردیش دای جان ناپلئون وگرنه نادانسته و جاهل از دنیا می رفتیم
بخشی از نوشته ابراهیم نبوی تحت عنوان "عوضی ها"
...
...می گویم " عوضی" ها و مقصودم انقلابیونی است که انقلاب کردن را از راه دور دوست دارند، اگر بنا به شهامت باشد، لابد باید این انقلابیون کفش و کلاه کنند و به ایران برگردند و مثل بسیاری از آنها که در اعتراض به حکومت، به خیابان می روند، با دولت استبدادی بجنگند، اما انقلابی عوضی، یا انقلابی قلابی کسی است که شهامت جنگیدن ندارد، به همین دلیل خودش را تندتر از همه انقلابیون نشان می دهد. او به قلب حکومت حمله می کند، ولی نه در تهران، بلکه در آمستردام، او توسط پلیس دستگیر می شود، ولی نه توسط وحشی های جمهوری اسلامی، بلکه توسط پلیس مودب و تمیز هلند، او به زندان می رود، ولی نه در کهریزک، بلکه در زندانی تمیز در قلب هلند. انقلابی قلابی چنین است.
... متن کامل را اینجا بخوانیدhttp://www.enabavi.com/index.php?option=com_content&view=article&id=6418:2010-04-07-03-44-17&catid=125:2009-11-22-06-00-17&Itemid=54
...
...می گویم " عوضی" ها و مقصودم انقلابیونی است که انقلاب کردن را از راه دور دوست دارند، اگر بنا به شهامت باشد، لابد باید این انقلابیون کفش و کلاه کنند و به ایران برگردند و مثل بسیاری از آنها که در اعتراض به حکومت، به خیابان می روند، با دولت استبدادی بجنگند، اما انقلابی عوضی، یا انقلابی قلابی کسی است که شهامت جنگیدن ندارد، به همین دلیل خودش را تندتر از همه انقلابیون نشان می دهد. او به قلب حکومت حمله می کند، ولی نه در تهران، بلکه در آمستردام، او توسط پلیس دستگیر می شود، ولی نه توسط وحشی های جمهوری اسلامی، بلکه توسط پلیس مودب و تمیز هلند، او به زندان می رود، ولی نه در کهریزک، بلکه در زندانی تمیز در قلب هلند. انقلابی قلابی چنین است.
... متن کامل را اینجا بخوانیدhttp://www.enabavi.com/index.php?option=com_content&view=article&id=6418:2010-04-07-03-44-17&catid=125:2009-11-22-06-00-17&Itemid=54
اینها همه شاه پرستند، فقط این شاه سید علی رو نمیپرستند! پسرعموهای سلطنت طلبان پهلوی، مبارك باشه.
از قران بیش از دیکتاتوری انتظار نمیرود
از قران بیش از دیکتاتوری انتظار نمیرود
نیک آهنگ عزیز کامی استراحت کن کمتر بکش من فکنم دچار روزمرگی شدی
ی آدمی که از کاریکاتوره اشکه تمساح دوست داره
ی آدمی که از کاریکاتوره اشکه تمساح دوست داره
همه چیزو با هم قاطی نکنین. فعلا که خاتمی بهتر از بسیاری از پر مدعایان خارج نشین وایساده
چرا به جوك گفتن علاقه دارين شما ماسمال طلبان سوپاپنژاد ؟؟!!
آخوند كه هست، خط امامي كه هست، حزب اللهي كه هست، از اعدام شدن كه سحله از ممنوع الفعاليت شدن هم نميترسه، كي اموالش رو مصادره كردن؟ كي بچه هاشو گرفتن تهديد به تجاوز كرِدن؟ كي تو اتاق خوابش ميكروفون گذاشتن و نوارش رو پخش كردن؟
جون مردم كه براتون عزيز نيست، جون مادرتون يه كم منطق داشته باشيد !!!
آخوند كه هست، خط امامي كه هست، حزب اللهي كه هست، از اعدام شدن كه سحله از ممنوع الفعاليت شدن هم نميترسه، كي اموالش رو مصادره كردن؟ كي بچه هاشو گرفتن تهديد به تجاوز كرِدن؟ كي تو اتاق خوابش ميكروفون گذاشتن و نوارش رو پخش كردن؟
جون مردم كه براتون عزيز نيست، جون مادرتون يه كم منطق داشته باشيد !!!
ماسمال طلبان سوپاپنژاد loooooooooooool
جان؟اصلاح طلبان هزینه ندادن؟حتما نیک آهنگ هزینه داده!(البته من دوسش دارم)حاجی گرفتی ما رو؟
رفتن به زندان و ترگل و ورگل بيرون اومدن رو هزينه ميدونيد شما؟
جمعش كن برادر مَن !!
هزينه رو اوني ميده كه ميبرنش زندان و هيچ وقت ديگه از زندان برنميگرده، نه اوني كه هر چند هفته يه بار مياد مرخصي و آزادانه هم ميره با هركسي ميخواد ملاقات ميكنه...يه كم منطقي حرف بزن.
جمعش كن برادر مَن !!
هزينه رو اوني ميده كه ميبرنش زندان و هيچ وقت ديگه از زندان برنميگرده، نه اوني كه هر چند هفته يه بار مياد مرخصي و آزادانه هم ميره با هركسي ميخواد ملاقات ميكنه...يه كم منطقي حرف بزن.
خوشبختانه دیگر حتی بچه مدرسه ای ها هم می دانند که نظام ولایت فقیه قابل اصلاح نیست مگر با محو کامل اصل ولایت که دلیل اصلی ایجاد دیکتاتوریست.
"قرقیزها اگه این ۲ تا رو داشتن؟"
وای به ما که همچین کاریکاتوریستهایی داریم.
وای به ما که همچین کاریکاتوریستهایی داریم.
آقای نیک آهنگ خدا رو شکر شما رو داریم...!!!!من که می گم خودت بیا رهبر شو ما رو از شر همه این پلیدان راحت کن..
جالبه هنوز یه عده بی خبر توانایی اینو دارن ایران رو با قرقیزستان!!! مقایسه می کنند.
جالبه هنوز یه عده بی خبر توانایی اینو دارن ایران رو با قرقیزستان!!! مقایسه می کنند.
چی؟ قرقیزستان؟؟ کی جرات کرده نژاد ایرانی رو با این قرقیزها مقایسه کنه؟! از کی تا حالا قرقیزها هم آدم شدن؟! فقط ما ایرانی ها آدمیم!! قرقیزهای آشغال و افغانی های کثیف و ترکهای وحشی و عربهای سوسمارخور و فرنگی های بی غیرت و کون نشور هم غلط کردن بخوان خودشونو با ما مقایسه کنن! هیشکی مث ایرونی نمیشه!!... چی؟ من نژادپرستم؟؟ هیچم اینطور نیست! نژاد برتر آریایی تنها نژادی در دنیاس که اصلآ نژادپرست نیست!! دیگه هم نبینم کسی ایرانی ها رو با بقیهء موجودات روی زمین و آسمانها مقایسه کنه! مقایسهء ما با بقیهء جانداران کثیف روی زمین، از جمله قرقیزها قیاس مع الفارقه!! (این کلمهء "قیاس مع الفارق" تو اینجور مواقع خیلی به کار آدم میاد!) درسته که قرقیزهای عقب افتاده و بی فرهنگ در عرض دو روز تونستن حکومتشون رو ساقط کنن، ولی اینکه فایده نداره! چون آدم وقتی خیلی راحت و بی دردسر و بدون زجرکشیدن کافی به هدفش برسه دیگه نمیتونه به خودش "افتخار" کنه! آدم باید برای رسیدن به موفقیت تا میتونه زجر بکشه تا دیگران با دیدن این همه سلحشوری و مقاومت بهش "افتخار" کنن! مثلآ ما ایرانی ها برخلاف این قرقیزها برای رسیدن به خواسته هامون صد ساله داریم پشت سر هم "افتخار آفرینی" میکنیم! البته درسته که صدساله داریم "درجا میزنیم" ولی ارزششو داره! چون اصلآ در شآن نژاد آریایی نیست که بدون "افتخار آفرینی" بخواد به اهداف ملکوتیش برسه! آره داداش... انقدر مع الفارق قیاس نکنید!!
هی عمو مواظب حرف زدنت باش. عقده هایت را اینجا خالی نکن. برو جای دیگه. این چیزهایی که تو می گ داستان بافی است نه بیان دیدگاه. برو خدا روزی ات را جای دیگه بده. برو.
هرچي مي كشيم از اين اصلاح طلب هايي است كه هنوز پس از جنايت-تجاوز واين همه ستم باز در پي بزك كردن اين رژيم و ولايت هستند.
جقدر برای بعضی ها شنیدن واقعیت تلخه مثل اربابشون می سوزندو چرند می گند
ورمي داري همون خبر رو نقاشي مي کني که چي?مثلا بخنديم نقاشيا يه سري چرت و پرت بيشتر نيست يه عده عقده اي هم ميان به به چه چه مي کنن حال ميکني حيف من که دستام رو خسته کردم واسه تو نظر نوشتم
در حال حاضر این بهترین موضع است نباید خودمان این عزیزان را تخریب کنیم هر چند ولایت فقیه دیکتاتوری محض است
كجاش بهترين موضع هست؟ ديكتاتوري بودنش يا اسلامي بودنش؟!!!
طنز تلخي بود و اندکي منطبق بر واقعيت ..
اما مدل هيچ کشوري رو نميشه توي ايران پياده کرد .
اما مدل هيچ کشوري رو نميشه توي ايران پياده کرد .
من تا چند روز پیش برای مهاجرانی خیلی احترام قائل بودم.ولی حالا میبینم مرتجعی بیش نیست
قرقيزها اگه اينها رو داشتن، چهار سال به چهار سال حکومت عوض نمي کردن
آره خیلی بده چهار سال به چهار سال حکومت عوض کردن!!! حتما باید یک عده به اسم خدمت به مردم بیان، آن بالا به صورت مادام العمر بگندند و مملکت را بگندادنند. از ریاست جمهوری بلند شن، بشن رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، از ریاست سپاه بلند شن بشن رییس بنیاد نور و هزار زهر مار دیگر . نمیدانم اگر این مردم از اول با دیکتاروری مشکلی نداشتند, مشکلشان با پهلوی چی بود که انقلاب کردند / فقط میخواستند تعداد آقازاده ها ،نور چشمیها و خواص را به طور تساعدی از چند هزار به چند میلیون برسانند؟ با این فرق که آن رو سفید شده و پدرش ، برای ایران کلی اعتبار بین مللی خرید . مغزهای ایران را تا جایی که توانست ، در ایران نگه داشت دانشگاههای کشور را اعتلا بخشید ، اگر آزادی سیاسی کم بود، حقوق بشر به اندازه بعد از انقلاب زیر پا گذشته نمیشد و غیره و غیره. آره شاید هم تقسیرش این بود که به اندازه اینها با بربریت و توحش مخالفانش را نابود نکرد مثلا کهریزک نداشت.
يه سوال صادقانه، كدوم رو ترجيح ميدي؟ هر چهار سال ي بار اسبتو عوض كردن؟ يا يه عمر قاطر سوار بودن؟ هرچند با اينكه قرقيزها هر ٤ سال يك بار دولت عوض مي كنند نه از لحاظ دقيق بودن حرفت موافقم، نه از لحاظ درست بودن موضعت، ولي اون حالا به كنار، دوست دارم جوابت به سوالم رو بشنوم
من با شما مخالفم. اگر جنبش سبز بی نتیجه ماند ، تقصیر فرد خاصی نیست. اتفاقا پایداری اشخاصی نظیر موسوی ، خاتمی و کروبی بسیار ارزشمند و خارج از انتظار بود. شعارهای روزهای اول را بیاد دارید؟ می گفتیم موسوی اگر سکوت کنی خائنی. انتظارمان این بود که همه این آقایان سکوت کنند. حال که این آقایان سکوت نکرده اند و ما صحنه را ترک کردیم راحت ترین کار این است که به این آقایان گیر بدهبم. آقای کوثر ما قبل از انتخابات هم می دانستیم که موسوی و خاتمی به قانون اساسی معتقدند ...
شما گويا متوجه نيستيد كه جنبش سبزتان سنش به يك سال هم نميرسه ولي جنبش آزادي خواهي مردم ايران چندين دهه سن داره !!!
منظور ما عدم به نتيجه رسيدن جنبش مسخره ي شما نيست، منظور كاملا واضحه، يك عده كه تو يك فضاي سياسي كاملا انحصاري، تونستن بار سياسي و اجتماعي قابل ملاحظه اي رو براي خودشون كسب كنند، كاملا از خواسته ي توده هاي مردم بي خبرند، وَ يا اگر خبر دارند اون رو فداي تفكرات ماليخوليايي خودشان مي كنند، والسلام!!
منظور ما عدم به نتيجه رسيدن جنبش مسخره ي شما نيست، منظور كاملا واضحه، يك عده كه تو يك فضاي سياسي كاملا انحصاري، تونستن بار سياسي و اجتماعي قابل ملاحظه اي رو براي خودشون كسب كنند، كاملا از خواسته ي توده هاي مردم بي خبرند، وَ يا اگر خبر دارند اون رو فداي تفكرات ماليخوليايي خودشان مي كنند، والسلام!!
حرف من هم واضح است. این آقایان با همین شعارها وارد عرصه انتخابات شدند و به عقیده ما که می گوییم تقلب شده رای همین توده مردم آزادیخواه را هم به دست آوردند و تا کنون هم بر مواضع خود ایستاده اند. عرض من این است که اگر قلدری حکومت و مشغولیات مردم باعث مهار اعتراضها شده ربطی به عکس خمینی بر سفره هفت سین موسوی ندارد. روز عاشورا چند نفر از مردم تهران به فکر پس گرفتن رایشان بودند و چند نفر به فکر قیمه نذری؟ روز ۲۲ بهمن چه می کردیم؟ من می گویم کمی به خود بپردازیم و کار تخریب موسوی و خاتمی را به همان کیهان واگذار کنیم
سالها پیش از ی دوستی که از نزدیک با مهندس موسوی آشنا بود پرسیدم که چرا آقای موسوی در انتخابات شرکت نمیکنه
گفت خانومه ایشان قبله انقلاب محجبه نبوده این اگه بیاد شرکت کنه اینا به خاطره این که خرابش کنن عکسی زنشو منتشر میکنن تا ابروشوببرن وقتی تو مناظرهها اون صحنارو دیدم فهمیدم با چه آدمهای بی شرفی طرفیم آقاونی که پشته کامپوتراتون نشستین و حتا از ترستون ی بر تو خیابون نوومادین و وقاهاته این بی شرفا رو ندیدین لطفآ نظر ندین و ایرانو با قرقیز مقایسه نکنید خاتمی و مهاجرانی را هم به مسلخ نکشید که از قدیم گفتن شنیدن کی بود ماننده دیدن
گفت خانومه ایشان قبله انقلاب محجبه نبوده این اگه بیاد شرکت کنه اینا به خاطره این که خرابش کنن عکسی زنشو منتشر میکنن تا ابروشوببرن وقتی تو مناظرهها اون صحنارو دیدم فهمیدم با چه آدمهای بی شرفی طرفیم آقاونی که پشته کامپوتراتون نشستین و حتا از ترستون ی بر تو خیابون نوومادین و وقاهاته این بی شرفا رو ندیدین لطفآ نظر ندین و ایرانو با قرقیز مقایسه نکنید خاتمی و مهاجرانی را هم به مسلخ نکشید که از قدیم گفتن شنیدن کی بود ماننده دیدن
بله دوست عزيز، ولي در اين يك سال اخير به خيل عظيمي از مردم ثابت شد كه حتي اين شاخ شمشاد كه بعد از ٢٠ سال (كه از قضا در سالي كه دوستانشان قصد باز پس گيري قدرت را دارند ياد آزادي بيان و حقوق اجتماعي افتاده اند!!!) از خواب بيدار شده است هم سوپاپي بيش نيست براي آنچه كه ٣ دهه چيزي جز بدبختي برايشان نياورده بود.
شما اگر يادتون باشه، حدودا يك ماه قبل از انتخابات اين آقا اومد يك بيانيه ي بلند بالا داد در مورد اينكه در صورت انتخاب شدن چه ها خواهد كرد، از دادن حق تحصيل زبان مادري در مدارس گرفته تا حقوق زنان و اقليت هاي ديني و حتي از اقتصاد قدرتمند ملي سخن گفت، و جالب اينجاست كه آنچه از آن سخني به ميان نياورد (شايد يكي دو بار تو كل بيانيه !!) الفاظي همچون حفظ نظام، خط امام، و اينكه اسلام جز آزادي نمي خواهد بود. اينچنين بود كه مردم به اي شخص اعتماد كردند، ولي حالا ميبينند كه اشتباه كردند، من هر روز چندين نفر رو ميبينم كه پَشيموني خودشون رو از راي دادن به جبهه ي سوپاپ طلبان ولايت اظهار ميكنند.
برادر من، نقشه تون از اولش هم مفت گرون بود، ولي تونستيد با هزار دوز و كلك بفروشيدش، ولي حالا ديگه نمي تونيد جواب مردم رو بديد، به ناچار يادآوري ميكنيد كه چاره اي غير از سوپاپ طلبها نداريم، ولي مردم حاليشونه، زياد نگران نباشيد، شما راحتشون بگذاريد خودشون راهشون رو پيدا مي كنند.
شما اگر يادتون باشه، حدودا يك ماه قبل از انتخابات اين آقا اومد يك بيانيه ي بلند بالا داد در مورد اينكه در صورت انتخاب شدن چه ها خواهد كرد، از دادن حق تحصيل زبان مادري در مدارس گرفته تا حقوق زنان و اقليت هاي ديني و حتي از اقتصاد قدرتمند ملي سخن گفت، و جالب اينجاست كه آنچه از آن سخني به ميان نياورد (شايد يكي دو بار تو كل بيانيه !!) الفاظي همچون حفظ نظام، خط امام، و اينكه اسلام جز آزادي نمي خواهد بود. اينچنين بود كه مردم به اي شخص اعتماد كردند، ولي حالا ميبينند كه اشتباه كردند، من هر روز چندين نفر رو ميبينم كه پَشيموني خودشون رو از راي دادن به جبهه ي سوپاپ طلبان ولايت اظهار ميكنند.
برادر من، نقشه تون از اولش هم مفت گرون بود، ولي تونستيد با هزار دوز و كلك بفروشيدش، ولي حالا ديگه نمي تونيد جواب مردم رو بديد، به ناچار يادآوري ميكنيد كه چاره اي غير از سوپاپ طلبها نداريم، ولي مردم حاليشونه، زياد نگران نباشيد، شما راحتشون بگذاريد خودشون راهشون رو پيدا مي كنند.
جناب آقای مهدی کریمی؛ مشکل "جنبش سبز ما" (!!!) بر خلاف تصور شما و آقای کوثر، محافظه کاری خاتمی و امثالهم نیست (که ما از قبل هم می دونستیم محافظه کار هستن و انتظار تحول یک شبه ازشون نداشتیم) بلکه امثال شما هستین که آتیش بیار معرکه شدین و دارین به جبهه خودی ها می تازین و آب به آسیاب دشمن می ریزین. از قدیم هم چه زیبا گفتن که "دشمن دانا به از دوست نادان" ...
آقای کوثر؛ خود شما تا همین چند وقت پیش - با وجود خارج نشین بودنت - جرات کشیدن کاریکاتور خامنه ای رو نداشتی، حالا داری این حرفا رو می زنی ... بد نیست یه کم به شرایط داخل ایران فکر کنین و نتایج "ادعای ضد ولایت فقیه بودن" امثال خاتمی و موسوی رو در نظر بگیرین و ببینین غیر از اینه که گرفتن همچین موضعی الان بهترین بهانه رو به دست حکومتی ها میده برای اینکه آقایون رو راحت از صحنه به در کنن و به خواسته بیست ساله شون برسن؟ یعنی واقعا فهمیدن اینکه توی سیاست همه همیشه حرف دلشون رو نمی تونن بزنن و باید طبق قواعد بازی کنن انقدر مشکله که ما توی این یه سال دائما داریم امثال این توهین ها و انتقادات غیر اصولی منجر به دو دستگی رو از به اصطلاح آزادی خواهان می بینیم؟!!
شدیدا مایه تاسفه ... ضمن اینکه من معتقدم آقای خاتمی اشتباه زیاد داشته، آقای مهاجرانی هم یه آدم معمولیه با آشتباهات خودش، موسوی هم پیغمبر نیست؛ ولی اینکه نقش مثبت تمام این آدما رو به هیچ بگیریم و موضعی که از قبل هم داشتن رو بیایم هزار بار توی سرشون بکوبیم و یهو بکنیمشون مقصران اصلی ماجرا، خیلی غیر منصفانه و بیش از اون بچه گانه اس. از خیلی ها با توجه به خامی و بچگی شون انتظار این جور مواضع میره، ولی از شما انتظار بیشتری می رفت آقای کوثر :|
آقای کوثر؛ خود شما تا همین چند وقت پیش - با وجود خارج نشین بودنت - جرات کشیدن کاریکاتور خامنه ای رو نداشتی، حالا داری این حرفا رو می زنی ... بد نیست یه کم به شرایط داخل ایران فکر کنین و نتایج "ادعای ضد ولایت فقیه بودن" امثال خاتمی و موسوی رو در نظر بگیرین و ببینین غیر از اینه که گرفتن همچین موضعی الان بهترین بهانه رو به دست حکومتی ها میده برای اینکه آقایون رو راحت از صحنه به در کنن و به خواسته بیست ساله شون برسن؟ یعنی واقعا فهمیدن اینکه توی سیاست همه همیشه حرف دلشون رو نمی تونن بزنن و باید طبق قواعد بازی کنن انقدر مشکله که ما توی این یه سال دائما داریم امثال این توهین ها و انتقادات غیر اصولی منجر به دو دستگی رو از به اصطلاح آزادی خواهان می بینیم؟!!
شدیدا مایه تاسفه ... ضمن اینکه من معتقدم آقای خاتمی اشتباه زیاد داشته، آقای مهاجرانی هم یه آدم معمولیه با آشتباهات خودش، موسوی هم پیغمبر نیست؛ ولی اینکه نقش مثبت تمام این آدما رو به هیچ بگیریم و موضعی که از قبل هم داشتن رو بیایم هزار بار توی سرشون بکوبیم و یهو بکنیمشون مقصران اصلی ماجرا، خیلی غیر منصفانه و بیش از اون بچه گانه اس. از خیلی ها با توجه به خامی و بچگی شون انتظار این جور مواضع میره، ولی از شما انتظار بیشتری می رفت آقای کوثر :|
در ادامه...
گوسفندهايي مثل شما كه هنوز حاليتون نيست كه اينا " موضعی که از قبل هم داشتن"!!! نيست و هنوز هم با قدرت سر اين مواضعشون واستادن، نمونش همون مهاجراني كه تو آزادي كامل باز هم مدعي طرفداري از ولايت هست.
همون، اين آقايون "به اصطلاح آزادي خواه" هستند، نه از ته دل، و اعتقاد چنداني به آزادي خواهي ندارند.
گوسفندهايي مثل شما كه هنوز حاليتون نيست كه اينا " موضعی که از قبل هم داشتن"!!! نيست و هنوز هم با قدرت سر اين مواضعشون واستادن، نمونش همون مهاجراني كه تو آزادي كامل باز هم مدعي طرفداري از ولايت هست.
همون، اين آقايون "به اصطلاح آزادي خواه" هستند، نه از ته دل، و اعتقاد چنداني به آزادي خواهي ندارند.
همین رو می خواستین جناب کوثر!
وااااي بازم به مقدساتتون توهين شد ؟!!!
دل آدم كباب ميشه !!
دل آدم كباب ميشه !!
دوستان سبز زندان کشیده ای دارم که بعد از آزادی، می رن تو سایت های جهان و فارس و رجا و ... کامنت میذارن که موسوی را باید اعدام کرد، تا با این کار افراد معتدل جبهه اصولگرایان را به فکر بندازن که چه تندروهایی وجود دارن و اونا تو مواضعشون تردید کنن و مواضعشونو اصلاح کنن و پاشون سست شه.
امثال بسیجی مخلص، حاج آقا مهدی کریمی هم به گمونم همین وظیفه رو از طرف بر و بچه های گمنام آقا به عهده دارند، تا با تندروی، بچه های سبز رو به جون هم بندازن!
حاجی خوب مچت رو گرفتم ها!! ؛)
برای اینکه نردبان رو بری بالا، باید پله پله بری، اصلاح قانون اساسی و انتقاد از عملکرد آقای خمینی و اعدام ها و ... پله های بالاتری هستن از انتخابات آزاد و آزادی زندانی های سیاسی...
امثال بسیجی مخلص، حاج آقا مهدی کریمی هم به گمونم همین وظیفه رو از طرف بر و بچه های گمنام آقا به عهده دارند، تا با تندروی، بچه های سبز رو به جون هم بندازن!
حاجی خوب مچت رو گرفتم ها!! ؛)
برای اینکه نردبان رو بری بالا، باید پله پله بری، اصلاح قانون اساسی و انتقاد از عملکرد آقای خمینی و اعدام ها و ... پله های بالاتری هستن از انتخابات آزاد و آزادی زندانی های سیاسی...
مشكل ايران گوسفندهايي هستند كه با يه شعار انتخاباتي جوگير ميشن و دنبال هر كسي گله وار راه مي افتند، و بعد از اين همه وقت هنوز نميدونن كه اگر خاتمي و موسوي هنوز صاف صاف راه ميرن تو خيابون دليلش قول و قرارهاي پشت پردشون با حاكميته، نه اينكه هنوز ولايت فقيه رو انكار نكردند.
آقای کریمی میشه یه سؤال رو صادقانه جواب بدین:
بین برگشتن به ایران و دموکراسی برای اون کشور کدوم رو ترجیح میدین؟
توضیحات: اگر به شما بگن انتخاب با شما، میتونیم یه دیکتاتور دیگه بیاریم که بزاره شما بیای ایران برای خودت زندگی کنی به شرطی که نکات بو در ننویسی... یا نه فلان همین جا باش صبر کن یه روزی ایران به دموکراسی برسه به امر تو قد نمیده، ولی جوونتر ها دموکراسی خواهند دید.
شما کدوم رو ترجیح میدی؟
بین برگشتن به ایران و دموکراسی برای اون کشور کدوم رو ترجیح میدین؟
توضیحات: اگر به شما بگن انتخاب با شما، میتونیم یه دیکتاتور دیگه بیاریم که بزاره شما بیای ایران برای خودت زندگی کنی به شرطی که نکات بو در ننویسی... یا نه فلان همین جا باش صبر کن یه روزی ایران به دموکراسی برسه به امر تو قد نمیده، ولی جوونتر ها دموکراسی خواهند دید.
شما کدوم رو ترجیح میدی؟
سوالتون خيلي مسخره بود، ولي من باز هم صادقانه جوابتون رو ميدم.
شما متاسفانه يا خوشبختانه من رو نميشناسيد وليتو ذهنتوناز من و اعتقاداتم براي خودتون يه مهدي كريمي ساختين كه گويا با مهدي كريمي واقعي زمين تا آسمان فاصله داره.
من بين اون دو هيچ كدوم رو انتخاب نمي كنم، من به يك چيز اعتقاد دارم "آزادي، همين حالا"، و به اميد اينكه "من نميبينم و نسل هاي آينده خواهند ديد" دست رو دست هم نميگذارم، به نظر من بايد تمام تلاش رو كرد كه به آزادي رسيد و ترتيبي داد كه اون آزادي از دست نره و براي نسل هاي بعدي هم حفظ بشه. اگر نسل من، يا هر نسل ديگري، اينقدر احمق باشه كه اين توجيه مسخره ي "دموكراسي فعلا ممكن نيست" رو باور كنه، پس همون بهتر كه بهش نرسه چون لياقتش همينه كه زير بار ظلم زندگي كنه، كه متاسفانه امروز عده ي زيادي از هموطنانمون به اين سراب چشم دوختند و منتظرند كه در آينده ي دور شق القمري حاصل شود، ولي من باز هم اعتقاد دارم بايد جامعه رو آگاه كرد تا فريب سياست مداران از هر دو طرف رو نخورند و براي چيزي كه حقشون هست بجنگند، و اون دسته كه لياقت آزادي رو دارند فداي راحت طلبان زودباور نشوند.
برگشتن من به ايران هم هيچ نسبتي به آزاد شدن يا نشدن ايران نداره. به هر حال خواهم برگشت.
اميدوارم جوابتون رو گرفته باشيد.
شما متاسفانه يا خوشبختانه من رو نميشناسيد وليتو ذهنتوناز من و اعتقاداتم براي خودتون يه مهدي كريمي ساختين كه گويا با مهدي كريمي واقعي زمين تا آسمان فاصله داره.
من بين اون دو هيچ كدوم رو انتخاب نمي كنم، من به يك چيز اعتقاد دارم "آزادي، همين حالا"، و به اميد اينكه "من نميبينم و نسل هاي آينده خواهند ديد" دست رو دست هم نميگذارم، به نظر من بايد تمام تلاش رو كرد كه به آزادي رسيد و ترتيبي داد كه اون آزادي از دست نره و براي نسل هاي بعدي هم حفظ بشه. اگر نسل من، يا هر نسل ديگري، اينقدر احمق باشه كه اين توجيه مسخره ي "دموكراسي فعلا ممكن نيست" رو باور كنه، پس همون بهتر كه بهش نرسه چون لياقتش همينه كه زير بار ظلم زندگي كنه، كه متاسفانه امروز عده ي زيادي از هموطنانمون به اين سراب چشم دوختند و منتظرند كه در آينده ي دور شق القمري حاصل شود، ولي من باز هم اعتقاد دارم بايد جامعه رو آگاه كرد تا فريب سياست مداران از هر دو طرف رو نخورند و براي چيزي كه حقشون هست بجنگند، و اون دسته كه لياقت آزادي رو دارند فداي راحت طلبان زودباور نشوند.
برگشتن من به ايران هم هيچ نسبتي به آزاد شدن يا نشدن ايران نداره. به هر حال خواهم برگشت.
اميدوارم جوابتون رو گرفته باشيد.
درسته من شما رو نمیشناسم٬ تنها چیزی که از شما میدونم اینه که هم توانایی و هم علاقه بحث رو دارین و گفتم با مطرح کردن یه سوال سر بحث رو با شما باز کنم که در نهایت به کوری چشم رژیم یا من بیام تو جبهه شما یا شما سبزی شین. ولی قبول دارم سوال مسخره ای پرسیدم.
البته جواب شما هم خیلی کم از سوال من نداشت٬ طبق گفته خودتون (یه کامنت قبل) مشکل ایران وجود گوسفند اونم در جمعیت میلیونی است٬ اونوقت در جواب من میگین دموکراسی فقط همین حالا چرا که نه! پس این گوسفندا یه شبه آدم شدن؟ نکنه ایران باید دموکراسی باشه برای اونایی که بدید شما گوسفند نیستن٬ گوسفندام طی سالها باید به راه راست زور چپون شن؟
ولی قبل از اینکه بخواهین اون کامنت اول رو توجیه کنین که من منظورم از گوسفند اغفال شدن توسط این سوپاپطلبا بودو این حرفا بیاین سوال جوابمونو رو فراموش کنیم و بجاش منو توجیه کنین که چطور از یک وضعیت هرج و مرج بعد ازانقلاب تمام عیار و انحلال ارتش و سپاه میشه رسید به یک جامعه آزاد که من و شما بتونیم بدون دغدغه با هم بحث سیاسی کنیم. لطفا در توجیهتون به صداقت و امانتداری هیچ احدی هم تکیه نکنین٬ چون گلاب برتون ایران قبلا از این اعتمادا چشیده. نه که بنده فکر کنم اقای کریمی (نوعی) مو لا درزشه وا٬ ولی در اون شرایط بحرانی انقلاب آقای کریمیه قدرت به دست گرفته فقط میتونه به همفکرای نزدیکش اعتماد کنه که اوضاع کشور رو سامان بدن٬ جالب اینجاست افرادی مثل خلخالی و... درست اون زمان از راه میرسن و میشن همفکرای نزدیک آقای کریمی! حالا مای گوسفند اینجا چه کنیم؟... بذارین دیگه ۳۰ سال رو توی چهار خط ننویسم.
لپ کلام رو بگم ما گوسفندا تجربه انقلاب رو دیدیم٬ دیدیم که زمانی بختیار میگفت ملت انقلاب لازم نیست داریم اصلاح میکنیم٬ ملت میگفتن تا شاه کفن نشود ووو اصلا تجربه ما بکنار٬ شما یه انقلاب خونین نشون بنده بدین که بعدش دموکراسی حقیقی پیش اومده (نه مثل این مثال بچه گانه قرقیزستان ۵ سال بعد دوباره مردم از درد بریزن تو خیابون)... چقدر نوشتم! نوبت شماست دیگه
البته جواب شما هم خیلی کم از سوال من نداشت٬ طبق گفته خودتون (یه کامنت قبل) مشکل ایران وجود گوسفند اونم در جمعیت میلیونی است٬ اونوقت در جواب من میگین دموکراسی فقط همین حالا چرا که نه! پس این گوسفندا یه شبه آدم شدن؟ نکنه ایران باید دموکراسی باشه برای اونایی که بدید شما گوسفند نیستن٬ گوسفندام طی سالها باید به راه راست زور چپون شن؟
ولی قبل از اینکه بخواهین اون کامنت اول رو توجیه کنین که من منظورم از گوسفند اغفال شدن توسط این سوپاپطلبا بودو این حرفا بیاین سوال جوابمونو رو فراموش کنیم و بجاش منو توجیه کنین که چطور از یک وضعیت هرج و مرج بعد ازانقلاب تمام عیار و انحلال ارتش و سپاه میشه رسید به یک جامعه آزاد که من و شما بتونیم بدون دغدغه با هم بحث سیاسی کنیم. لطفا در توجیهتون به صداقت و امانتداری هیچ احدی هم تکیه نکنین٬ چون گلاب برتون ایران قبلا از این اعتمادا چشیده. نه که بنده فکر کنم اقای کریمی (نوعی) مو لا درزشه وا٬ ولی در اون شرایط بحرانی انقلاب آقای کریمیه قدرت به دست گرفته فقط میتونه به همفکرای نزدیکش اعتماد کنه که اوضاع کشور رو سامان بدن٬ جالب اینجاست افرادی مثل خلخالی و... درست اون زمان از راه میرسن و میشن همفکرای نزدیک آقای کریمی! حالا مای گوسفند اینجا چه کنیم؟... بذارین دیگه ۳۰ سال رو توی چهار خط ننویسم.
لپ کلام رو بگم ما گوسفندا تجربه انقلاب رو دیدیم٬ دیدیم که زمانی بختیار میگفت ملت انقلاب لازم نیست داریم اصلاح میکنیم٬ ملت میگفتن تا شاه کفن نشود ووو اصلا تجربه ما بکنار٬ شما یه انقلاب خونین نشون بنده بدین که بعدش دموکراسی حقیقی پیش اومده (نه مثل این مثال بچه گانه قرقیزستان ۵ سال بعد دوباره مردم از درد بریزن تو خیابون)... چقدر نوشتم! نوبت شماست دیگه
خيلي ممنون كه باعلاقه وارد بحث شدين و مثل اكثر همفكراتون بلافاصله برچسب مزدور رژیم رو به من نزدين (كه البته اونا هم زياد ناراحتم نمي كنه، فقط كالري طرف رو بيهوده ميسوزونه
)
معلومه كه با كساني مثل من كه مخالف ماسمال طلبي هستند قبلا برخورد داشتي و از استراتژی هاشون تو بحث كردن مطلعي و سعي كردي دست پيش بگيري و جلو همه راهها رو ببندي، كه اين خودش باعث خشنوديه كه بدونم تعداد انسان هاي باوجدان كه دوست ندارند ملتشون تسليم بشه بيشتر از اونيه كه فكر ميكردم...خيلي ممنون براي خبر خوبت هاهاها
ولي جوابي كه من تو كامنت قبليم دادم فكر كنم كافي باشه براي رفع شبهات شما. اولا اينكه كسي حرف از "انقلاب تمام عيار" از نوع آخونديش نزد.قرار هم نيست كه نصف مملكت رو بعد از تغيير رژیم اعدام كنيم، يك دادگاه عادله كه بر پايه ي يك سرِي جرايم مشخص و مورد قبول عام تشكيل بشه و مسببان اين جنايات رو محاكمه كنه كافيه.
دوم، قرار نيست به صداقت و امانتداري كسي اعتماد كرد، همه ممكنه قدرت ديوونشون كنه، اونچه كه مهمه اينه كه مكانيزم هاي بازدارنده ي اين قدرت افسار گريخته و آن ديوانگي به وجود بيايد. راهش هم تاسيس يك قانون اساسي قوي و جامع هست كه اكثريت مطلق نمايندگان مردم بهش راي بدن و تك تك مردم جامعه به پيروي ازش واداشته بشوند و پايه هاي آن هم خيلي واضح است كه بايد بر روي منافق، خواستها و حقوق مسلم هر ايراني باشد كه به صرف انسان بودن از از اين حقوق برخوردار است...خيلي ساده است. امور اجتماعي، اقتصادي، و فرهنگي تا جايي كه ممكن است در سطح استاني، شهري، و روستايي قابل تعيين به وسيله ي مردم محلي باشد تا مردم خود صاحب اختيار زندگي آينده شان باشند. فعاليت سياسي تا زماني كه در چارچوب اين سند باشد آزاد است. هيچ حزب يا گروهي حق به مخاطره انداختن منافع كشور براي اهداف شخصي را ندارد، و حزب حاكم را با راي مستقيم مردم انتخاب ميشود. قبلا هم گفتم ميشود با به وجود آوردن مكانيزم هاي كارآمد و كافي در سطوح مختلف از هرگونه زياده روي در قدرت جلوگيري كرد... و البته يك استبداد نظامي را با زبان خوش نمي شود از بين برد، پس طبيعتا نياز داريم كه يك قدرت نظامي براي مقابله با آن به وجود آوريم تا به قول اكبر گنجي "توازن قدرت" صورت گيرد (البته منظور ايشون راهپيمايي خياباني در يك طرف و توپ و تانك در طرف ديگر بود، كه در يك سال اخير مسخره بودن اين تئوری هم به خوبي نمايان شد)هيچ گاه كسي كه قدرت تام در دست دارد با من بميرم تو بميري عقب نشيني نمي كند، اگر نمونه اي تاريخي داريد خوشحال ميشوم ارائه كنيد...باور كنيد اگر ميدونستم اونقدر آدم شجاع هستند كه همراه بشوند تا به حال ده بار دست به اسلحه شده بودم...همه ي اينها يك واقعييت دست يافتني است نه يك روياي يوتوپيايي،فكر كنم فرق بزرگ بين من و شما هم همين باشد كه براي شماخيلي چيزها دست يافتني نيست پس بايد به كمتر از حداقل راضي شد. مشكل من با تفكر شما اين است كه جلوي پيشرفت را ميگيرد و اعتماد به نفس جامعه را بي خود و بي جهت از بين ميبرد، در حالي كه همان تاريخي كه همفكران شما علاقه ي زياده به استناد به آن براي توجيه كم كاري ها و تنبلي هايشان دارند ثابت كرده است كه هيچ چيز نيست كه از دسترس يك ملت دور باشد، ولي پله ي اول خواستن است، كه ما متاسفانه هنوز تو اين پله ايم.
شما الان رو با زمان شاه يكي ميدونيد ؟!!!! خداوكيلي !!!! زمان شاه ملت آزاد زندگيشونو ميكردند، تاريخ هم شاهد اين هست و اخيرا ميبينيم كه سرسخت ترين انقلابيون ماسمال طلبتون هم بهش اذعان كردند كه تنها آزادي كه نداشتم آزادي سياسي بود(كه اونم روشون نميشه بگن داشت يواش يواش به وجود ميومد!!) و در مملكت نظامي پياده بود كه يك نفر با ذهنيتي روشن و سازنده در حال آماده كردن ايران براي فردايي آباد و آزاد بود (كه همين رو هم اتفاقا دوستانتون بالاخره اذعان كردند). ولي آيا واقعا ايران امروز با ايران قبل از انقلاب قابل مقايسه است؟ الان حتي تختخواب مردم هم زير نظر دولته، مساله ديگه از اين حزب و آن حزب يا اين ایدئولژی و آن ایدئولژی گذشته.... جدال آزادي با استبداده، و شجاعت با ترس، گذشته از اين بالاخره شما كي ميخواهيد نشون بديد كه با كدام راه حل مسالمت آميز ميخواهيد مستبد را آدم كنيد ؟!!
غالبا امثال شما دوست دارند مثال گاندي را بازگو كنند...گاندي كجا و ماسمال طلبي كجا؟!!! گاندي هدفش مشخص بود:"هندوستان بايد آزاد بشه" و براي رسيدن به اين هدف هم به پايه هاي اقتصادي بريتانيا كه تنها ستون قدرتش در آنجا بود حمله كرد و موفق هم شد. ولي شما هدفتان چيست؟ متاسفانه بر خلاف گاندي هدف شماآزادي و رهايي از دست زورگويان نيست، بلكه بهتر شدن وضع زندگي امروز و از گشنگي نمردن بچه هامون هست، و معتقدم كه به اين هدف هم خواهيد رسيد، همونطور كه گاندي رسيد...ولي اين رسيدن كجا و آن رسيدن كجا...؟؟!!!
قبلا هم گفتم، شما نيازي به يك انقلاب خونين از نوع آخونديش نداريد، جنگ كردن با نظاميان غير مشروع خونريزي نيست، خونخواهي است !! حالا اگر نمونه از آن ميخواهيد هم سفارش ميكنم اگر تا به حال نكرده ايد نگاهي به تاريخ انقلاب آمريكا بندازيد، كه چگونه بدون تعارفهدف رو مشخص كردند و گفتند استقلال و آزادي ميخواهيم، و دشمنشان هم مشخص بود، پس شروع كردند به جنگيدن با ارتش دشمن و به كليتش از كشورشون بيرونشون كردند، نتيجه اش رو هم بعد از ٢٣٤ سال داريم ميبينيم... حالا شما اگر ميشه يك كشور نشون من بديد كه با امروز و فردا كردن و با به ظلم آري گفتن تونستند به دموكراسي واقعي برسند تا من تمام حرفهام رو پس بگيرم.
شرمنده كه طولاني شد ولي اميدوارم به اين سوال آخرم لا اقل جواب بدين.
)
معلومه كه با كساني مثل من كه مخالف ماسمال طلبي هستند قبلا برخورد داشتي و از استراتژی هاشون تو بحث كردن مطلعي و سعي كردي دست پيش بگيري و جلو همه راهها رو ببندي، كه اين خودش باعث خشنوديه كه بدونم تعداد انسان هاي باوجدان كه دوست ندارند ملتشون تسليم بشه بيشتر از اونيه كه فكر ميكردم...خيلي ممنون براي خبر خوبت هاهاها
ولي جوابي كه من تو كامنت قبليم دادم فكر كنم كافي باشه براي رفع شبهات شما. اولا اينكه كسي حرف از "انقلاب تمام عيار" از نوع آخونديش نزد.قرار هم نيست كه نصف مملكت رو بعد از تغيير رژیم اعدام كنيم، يك دادگاه عادله كه بر پايه ي يك سرِي جرايم مشخص و مورد قبول عام تشكيل بشه و مسببان اين جنايات رو محاكمه كنه كافيه.
دوم، قرار نيست به صداقت و امانتداري كسي اعتماد كرد، همه ممكنه قدرت ديوونشون كنه، اونچه كه مهمه اينه كه مكانيزم هاي بازدارنده ي اين قدرت افسار گريخته و آن ديوانگي به وجود بيايد. راهش هم تاسيس يك قانون اساسي قوي و جامع هست كه اكثريت مطلق نمايندگان مردم بهش راي بدن و تك تك مردم جامعه به پيروي ازش واداشته بشوند و پايه هاي آن هم خيلي واضح است كه بايد بر روي منافق، خواستها و حقوق مسلم هر ايراني باشد كه به صرف انسان بودن از از اين حقوق برخوردار است...خيلي ساده است. امور اجتماعي، اقتصادي، و فرهنگي تا جايي كه ممكن است در سطح استاني، شهري، و روستايي قابل تعيين به وسيله ي مردم محلي باشد تا مردم خود صاحب اختيار زندگي آينده شان باشند. فعاليت سياسي تا زماني كه در چارچوب اين سند باشد آزاد است. هيچ حزب يا گروهي حق به مخاطره انداختن منافع كشور براي اهداف شخصي را ندارد، و حزب حاكم را با راي مستقيم مردم انتخاب ميشود. قبلا هم گفتم ميشود با به وجود آوردن مكانيزم هاي كارآمد و كافي در سطوح مختلف از هرگونه زياده روي در قدرت جلوگيري كرد... و البته يك استبداد نظامي را با زبان خوش نمي شود از بين برد، پس طبيعتا نياز داريم كه يك قدرت نظامي براي مقابله با آن به وجود آوريم تا به قول اكبر گنجي "توازن قدرت" صورت گيرد (البته منظور ايشون راهپيمايي خياباني در يك طرف و توپ و تانك در طرف ديگر بود، كه در يك سال اخير مسخره بودن اين تئوری هم به خوبي نمايان شد)هيچ گاه كسي كه قدرت تام در دست دارد با من بميرم تو بميري عقب نشيني نمي كند، اگر نمونه اي تاريخي داريد خوشحال ميشوم ارائه كنيد...باور كنيد اگر ميدونستم اونقدر آدم شجاع هستند كه همراه بشوند تا به حال ده بار دست به اسلحه شده بودم...همه ي اينها يك واقعييت دست يافتني است نه يك روياي يوتوپيايي،فكر كنم فرق بزرگ بين من و شما هم همين باشد كه براي شماخيلي چيزها دست يافتني نيست پس بايد به كمتر از حداقل راضي شد. مشكل من با تفكر شما اين است كه جلوي پيشرفت را ميگيرد و اعتماد به نفس جامعه را بي خود و بي جهت از بين ميبرد، در حالي كه همان تاريخي كه همفكران شما علاقه ي زياده به استناد به آن براي توجيه كم كاري ها و تنبلي هايشان دارند ثابت كرده است كه هيچ چيز نيست كه از دسترس يك ملت دور باشد، ولي پله ي اول خواستن است، كه ما متاسفانه هنوز تو اين پله ايم.
شما الان رو با زمان شاه يكي ميدونيد ؟!!!! خداوكيلي !!!! زمان شاه ملت آزاد زندگيشونو ميكردند، تاريخ هم شاهد اين هست و اخيرا ميبينيم كه سرسخت ترين انقلابيون ماسمال طلبتون هم بهش اذعان كردند كه تنها آزادي كه نداشتم آزادي سياسي بود(كه اونم روشون نميشه بگن داشت يواش يواش به وجود ميومد!!) و در مملكت نظامي پياده بود كه يك نفر با ذهنيتي روشن و سازنده در حال آماده كردن ايران براي فردايي آباد و آزاد بود (كه همين رو هم اتفاقا دوستانتون بالاخره اذعان كردند). ولي آيا واقعا ايران امروز با ايران قبل از انقلاب قابل مقايسه است؟ الان حتي تختخواب مردم هم زير نظر دولته، مساله ديگه از اين حزب و آن حزب يا اين ایدئولژی و آن ایدئولژی گذشته.... جدال آزادي با استبداده، و شجاعت با ترس، گذشته از اين بالاخره شما كي ميخواهيد نشون بديد كه با كدام راه حل مسالمت آميز ميخواهيد مستبد را آدم كنيد ؟!!
غالبا امثال شما دوست دارند مثال گاندي را بازگو كنند...گاندي كجا و ماسمال طلبي كجا؟!!! گاندي هدفش مشخص بود:"هندوستان بايد آزاد بشه" و براي رسيدن به اين هدف هم به پايه هاي اقتصادي بريتانيا كه تنها ستون قدرتش در آنجا بود حمله كرد و موفق هم شد. ولي شما هدفتان چيست؟ متاسفانه بر خلاف گاندي هدف شماآزادي و رهايي از دست زورگويان نيست، بلكه بهتر شدن وضع زندگي امروز و از گشنگي نمردن بچه هامون هست، و معتقدم كه به اين هدف هم خواهيد رسيد، همونطور كه گاندي رسيد...ولي اين رسيدن كجا و آن رسيدن كجا...؟؟!!!
قبلا هم گفتم، شما نيازي به يك انقلاب خونين از نوع آخونديش نداريد، جنگ كردن با نظاميان غير مشروع خونريزي نيست، خونخواهي است !! حالا اگر نمونه از آن ميخواهيد هم سفارش ميكنم اگر تا به حال نكرده ايد نگاهي به تاريخ انقلاب آمريكا بندازيد، كه چگونه بدون تعارفهدف رو مشخص كردند و گفتند استقلال و آزادي ميخواهيم، و دشمنشان هم مشخص بود، پس شروع كردند به جنگيدن با ارتش دشمن و به كليتش از كشورشون بيرونشون كردند، نتيجه اش رو هم بعد از ٢٣٤ سال داريم ميبينيم... حالا شما اگر ميشه يك كشور نشون من بديد كه با امروز و فردا كردن و با به ظلم آري گفتن تونستند به دموكراسي واقعي برسند تا من تمام حرفهام رو پس بگيرم.
شرمنده كه طولاني شد ولي اميدوارم به اين سوال آخرم لا اقل جواب بدين.
تاریخ انقلاب آمریکا؟!؟ مثال بهتری نداشتید؟ یک مبازره برای استقلال کشور و رهایی از دست دشمن خارجی و نه اختلاف درونی برای نحوه اداره مملکت؟! اصلا با این مثال آنقدر سوتی دادین که بنده ذوق زده نمیدونم از کجا شروع کنم٬بزارین اول در مورد همین از ما بهترون صحبت کنیم (که بنظرتون آنقدر از ما بهترن که باید از نسل ۳۰۰ سال پیششون عبرت و درس بگیریم!) قربان آنها ۱۰۰ سال بعد از اینکه این انقلاب رو کردن تازه سر نحوه اداره این کشور مستقل وارد جنگ داخلی شدن با صدها هزار کشته. ولی فکر کردم نظر شما ره صد ساله نبود٬صحبت از دموکراسی برای امروز بود. بعدشم اون کشور (آمریکا) برای خودش یک قاره است و در سالهای بحرانی از گزند هر قدرت خارجی به اندازه حداقل یک اقیانوس دور. ولی این ایران ما دور تا دورش گرگا نشستن منتظر نقطه ضعف. یکی نفت میخواد یکی گاز میخواد٬ یکی جدایی میخواد. یکی هم امام زمان که اگر پاش برسه با عملیات انتحاری هم تعارف نداره٬ حالا شما میخواین با یک جنگ قهرمانی داستانوار اسلحه بردارین این بحران خطرناکو با کشتن جوانهای بسیجی (ولی ایرانی٬ فراموش نکنین) شروع کنین؟
حالا بگیم جنگ داخلی شروع شد٬ دیگه لحظه به لحظه قدرت تفکر به اون چیزای قشنگی که تو کامنتتون نوشتین از بین میره. دیگه دموکراسی و قانون و روزنامه آزاد و این حرفا میشه کالای لوکس. ملت یا دنبال یه سوراخن در برن یا دنبال یه اسلحه دق دلی خالی کنن. چرا دق دلی؟ چون در نیم قرن گذشته و در کل نسلهای آمده تک تک افراد یا اصلا سیاسی نبودن یا در سیاست اشتباه کردن (حالت سوم نداریم). حالا این اشتباه یا در حد تاسیس ساواک بوده یا در حد همراهی با آخوندا به امید تغییری بهتر (امثال جبهه ملی) یا در حد اعدام کردن زندانیهای مخالف از ترس (رژیم فعلی) یا در حد همراهی کردن با صدام برای تلافی(مجاهدین)! عده ای هم بجای فکر به آینده فقط در فکر گذشته هستن که بر میگردیم به خالی کردن دق دلی سر هم و جستجو برای اسلحه. حالا اسلحه کجایی دوست دارین؟ روسی؟ چینی؟ آمریکایی؟ طالبانی؟
اصلا این واقعیات بکنار. قدم بعدی رو هم با شما روی ابرهای آرمان و آرزو برداریم. تونستیم قبل از تیر اول و شروع بل بشو و بدون دخالت اجنبی بقول شما قدرت نظامی منسجم تشکیل بدیم و بر آخوندا غلبه کنیم. بفرماندهی آق سیا! (بالاخره یک قدرت نظامی فرمانده میخواد ) حالا من کی ام؟ یک فرمانده جنگی قلدر که به رضا خان میگم زکی. یه گروه طرفدار دارم که برای توصیفشون کافیه بگم ما سپاه پاسداران٬گروه فشارشون و بسیجیها رو غورت دادیم.
حالا شما میخوای به من بگی قرار نیست به صداقت و امانتداری آق سیا اعتماد کنی؟ چی شد؟ من زندگیمو برای وطنم گذاشتم حالا میخوای بشم مشمول بذمبه ًمکانیزمهای بازدارنده ً شما فکلی ها. شماها اصلا ایران پرست نیستید. شماها بازمانده رژیم آخوندی هستید (اگر با ۳۰ پیش آشنا هستید بخوانید طاغوتی هستید ). اصلا هر جا صحبتی غیر دلخواه من باشه فداییانم میریزن حالتونو جا میارن. چرا؟ چون ما برای ایران عزیزمان خونها دادیم حالا میگین وایسیم ببینیم چهار تا آق مهندسه از فرنگ برگشته غرتی بهمون خط بدن؟ برادرا بریزین خیابونا رو ببندین دنبال آخوندی (باز بخوانید طاغوتی) دیگه بزارین بقیشو هجی نکنم براتون
یکی دو نکته لابلای کامنتتون:
كسي حرف از "انقلاب تمام عيار" از نوع آخونديش نزد…
نمیدونم دست به اسلحه شدن با تمام عیار چه فرقی داره. نوع آخوندی یا آق سیایی هم فرقی نمیکنه حتما همه شخصیتای کارتونی نباید یه بار انقلاب تمام عیار بکنن تا شما راضی بشی این راهش نیست
يك دادگاه عادله كه بر پايه ي يك سرِي جرايم مشخص و مورد قبول عام تشكيل بشه و مسببان اين جنايات رو محاكمه كنه كافيه...
اگر تقی به توقی خورد مسببای اصلی جنایات که براحتی پیدا نمیشن میمونه اون بدبختایی که این مدت زیر همین رژیم خدمت کردن که قبل از اینکه شما برسید به قاف قانون اساسی جدیدتون داردسته من میفرسنشون پیش هویدا که جا باز شه برای تازه واردام.
خيلي ساده است. امور اجتماعي، اقتصادي، و فرهنگي تا جايي كه ممكن است در سطح استاني، شهري، و روستايي قابل تعيين به وسيله ي مردم محلي باشد تا مردم خود صاحب اختيار زندگي آينده شان باشند. فعاليت سياسي تا زماني كه در چارچوب اين سند باشد آزاد است. هيچ حزب يا گروهي ح...
وسط خواندن این متن زیباتون دارودسته من ریختن تو مجلس دارن هوار میکشن که شمارو از روی صحن بکشن پایین… اصلا فیلمش هم هست… منتها نقش شما رو مهندس بازرگان بازی میکنه (میدونم یکم کچله شرمنده)
باور كنيد اگر ميدونستم اونقدر آدم شجاع هستند كه همراه بشوند تا به حال ده بار دست به اسلحه شده بودم...
آخه عزیز من اگر خودتون هم مطمن نیستید این کار شدنی باشه و فقط دارین آرزو میکنین دیگه چرا هی لگد به ساق اصلاح طلبا میزنین لااقل اونا تو دنیای واقعی شدن یه خار تو چشم رژیم٬ نه تو دنیای خیالی رستم دستان
زمان شاه ملت آزاد زندگيشونو ميكردند، تاريخ هم شاهد اين هست...
خوب این هم دلیلی بر مدعای من. بنده میگم انقلاب فقط وضع رو بدتر میکنه شما برام ثابتشم کردین. مرسی. قربان حرف من اینه وقتی انقلاب شد نتیجش رو من و شما نمیتونیم کنترل یا پیش بینی کنیم. اتفاقاتی میفته که آدم خوابشم نمیبینه. اونقت شما میگی خیلی ساده است. امور اقتصادی اینجور امورفرهنگی اوون جور…
جدال آزادي با استبداده، و شجاعت با ترس، گذشته از اين بالاخره شما كي ميخواهيد نشون بديد كه با كدام راه حل مسالمت آميز ميخواهيد مستبد را آدم كنيد ؟
جدال شجاعت با ترس نیست قربان… افرادی از همین اصلاح طلبای بقول شما ترسو روزگارو به بازجوهاشون سیاه کردن. جدال درایت با کار عجولانه و ۳۰ سال پشیمانیه. صادقانه بگم ما راهها رو نشون دادیم اما این مستبد مثل اینکه آدم بشو نیست! راه حل چیه؟ صبر و آموزش مستمر به بقیه یا اصطلاحا تولید مثل. چرا؟ چون حتی اگر باید صبر و آموزش رو تا روز مرگ طبیعی این سید علی ادامه بدیم باز اون روز منسجمتر متحدتر و روشنتر میتونیم با جانشینش مبارزه کنیم تا درروز تاریک و بحرانی بعد انقلاب با آق سیای تازه نفس!
گاندي كجا و ماسمال طلبي كجا؟!!! گاندي هدفش مشخص بود:"هندوستان بايد آزاد بشه" و براي رسيدن به اين هدف هم به پايه هاي اقتصادي بريتانيا كه تنها ستون قدرتش در آنجا بود حمله كرد و موفق هم شد. ولي شما هدفتان چيست؟
هدف ما ماسمال طلبا هم بخدا آزادی برای ایرانه. استراتژی هم داریم حالا ممکنه برخلاف گاندی جاهایی سوتی داده باشیم ولی دلیل نمیشه شما بری دست بدامن آق سیا شی. با اینکه همه جوابارو اونطور آرمانی و عامه پسند (که شما داری) نداشته باشیم ولی اگر صبور باشین راه ما جواب میده. ضمنا در دفاع از ما ماسمال طلبا٬ گاندی ۳۰ سال طول کشید (۱۹۱۵ تا ۱۹۴۵) تا به نتیجه برسه ولی شما بعد از دوره اول خاتمی (همون چهار سال) شروع کردین ساز مخالف زدن. شاید نیکی جون باید یه کاریکاتورم از شما بکشه بگه اگر گاندی مهدی کریمی داشت؟!!!!
حالا شما اگر ميشه يك كشور نشون من بديد كه با امروز و فردا كردن و با به ظلم آري گفتن تونستند به دموكراسي واقعي برسند تا من تمام حرفهام رو پس بگيرم.
فکر نمیکنم ما ماسمال طلبا به ظلم آری گفته باشیم. روز انتخاب خاتمی رو روزنامه های اون موقع با تیتر درشت گفتن نه مطلق!!! ما میگیم با حرکت مداوم و خشونت پرهیز میشه سریعتر به آزادی رسید. مثال بیارم؟ جمهوری چک. بازم میخواین؟ اوکراین. کمه؟ جنبش مدنی همین آمریکا که گفتنین که با حداقل هزینه بعد از چند دهه محکوم به برده بودن رو تبدیل کرد به شخص اول مملکت بودن!!!
حالا بگیم جنگ داخلی شروع شد٬ دیگه لحظه به لحظه قدرت تفکر به اون چیزای قشنگی که تو کامنتتون نوشتین از بین میره. دیگه دموکراسی و قانون و روزنامه آزاد و این حرفا میشه کالای لوکس. ملت یا دنبال یه سوراخن در برن یا دنبال یه اسلحه دق دلی خالی کنن. چرا دق دلی؟ چون در نیم قرن گذشته و در کل نسلهای آمده تک تک افراد یا اصلا سیاسی نبودن یا در سیاست اشتباه کردن (حالت سوم نداریم). حالا این اشتباه یا در حد تاسیس ساواک بوده یا در حد همراهی با آخوندا به امید تغییری بهتر (امثال جبهه ملی) یا در حد اعدام کردن زندانیهای مخالف از ترس (رژیم فعلی) یا در حد همراهی کردن با صدام برای تلافی(مجاهدین)! عده ای هم بجای فکر به آینده فقط در فکر گذشته هستن که بر میگردیم به خالی کردن دق دلی سر هم و جستجو برای اسلحه. حالا اسلحه کجایی دوست دارین؟ روسی؟ چینی؟ آمریکایی؟ طالبانی؟
اصلا این واقعیات بکنار. قدم بعدی رو هم با شما روی ابرهای آرمان و آرزو برداریم. تونستیم قبل از تیر اول و شروع بل بشو و بدون دخالت اجنبی بقول شما قدرت نظامی منسجم تشکیل بدیم و بر آخوندا غلبه کنیم. بفرماندهی آق سیا! (بالاخره یک قدرت نظامی فرمانده میخواد ) حالا من کی ام؟ یک فرمانده جنگی قلدر که به رضا خان میگم زکی. یه گروه طرفدار دارم که برای توصیفشون کافیه بگم ما سپاه پاسداران٬گروه فشارشون و بسیجیها رو غورت دادیم.
حالا شما میخوای به من بگی قرار نیست به صداقت و امانتداری آق سیا اعتماد کنی؟ چی شد؟ من زندگیمو برای وطنم گذاشتم حالا میخوای بشم مشمول بذمبه ًمکانیزمهای بازدارنده ً شما فکلی ها. شماها اصلا ایران پرست نیستید. شماها بازمانده رژیم آخوندی هستید (اگر با ۳۰ پیش آشنا هستید بخوانید طاغوتی هستید ). اصلا هر جا صحبتی غیر دلخواه من باشه فداییانم میریزن حالتونو جا میارن. چرا؟ چون ما برای ایران عزیزمان خونها دادیم حالا میگین وایسیم ببینیم چهار تا آق مهندسه از فرنگ برگشته غرتی بهمون خط بدن؟ برادرا بریزین خیابونا رو ببندین دنبال آخوندی (باز بخوانید طاغوتی) دیگه بزارین بقیشو هجی نکنم براتون
یکی دو نکته لابلای کامنتتون:
كسي حرف از "انقلاب تمام عيار" از نوع آخونديش نزد…
نمیدونم دست به اسلحه شدن با تمام عیار چه فرقی داره. نوع آخوندی یا آق سیایی هم فرقی نمیکنه حتما همه شخصیتای کارتونی نباید یه بار انقلاب تمام عیار بکنن تا شما راضی بشی این راهش نیست
يك دادگاه عادله كه بر پايه ي يك سرِي جرايم مشخص و مورد قبول عام تشكيل بشه و مسببان اين جنايات رو محاكمه كنه كافيه...
اگر تقی به توقی خورد مسببای اصلی جنایات که براحتی پیدا نمیشن میمونه اون بدبختایی که این مدت زیر همین رژیم خدمت کردن که قبل از اینکه شما برسید به قاف قانون اساسی جدیدتون داردسته من میفرسنشون پیش هویدا که جا باز شه برای تازه واردام.
خيلي ساده است. امور اجتماعي، اقتصادي، و فرهنگي تا جايي كه ممكن است در سطح استاني، شهري، و روستايي قابل تعيين به وسيله ي مردم محلي باشد تا مردم خود صاحب اختيار زندگي آينده شان باشند. فعاليت سياسي تا زماني كه در چارچوب اين سند باشد آزاد است. هيچ حزب يا گروهي ح...
وسط خواندن این متن زیباتون دارودسته من ریختن تو مجلس دارن هوار میکشن که شمارو از روی صحن بکشن پایین… اصلا فیلمش هم هست… منتها نقش شما رو مهندس بازرگان بازی میکنه (میدونم یکم کچله شرمنده)
باور كنيد اگر ميدونستم اونقدر آدم شجاع هستند كه همراه بشوند تا به حال ده بار دست به اسلحه شده بودم...
آخه عزیز من اگر خودتون هم مطمن نیستید این کار شدنی باشه و فقط دارین آرزو میکنین دیگه چرا هی لگد به ساق اصلاح طلبا میزنین لااقل اونا تو دنیای واقعی شدن یه خار تو چشم رژیم٬ نه تو دنیای خیالی رستم دستان
زمان شاه ملت آزاد زندگيشونو ميكردند، تاريخ هم شاهد اين هست...
خوب این هم دلیلی بر مدعای من. بنده میگم انقلاب فقط وضع رو بدتر میکنه شما برام ثابتشم کردین. مرسی. قربان حرف من اینه وقتی انقلاب شد نتیجش رو من و شما نمیتونیم کنترل یا پیش بینی کنیم. اتفاقاتی میفته که آدم خوابشم نمیبینه. اونقت شما میگی خیلی ساده است. امور اقتصادی اینجور امورفرهنگی اوون جور…
جدال آزادي با استبداده، و شجاعت با ترس، گذشته از اين بالاخره شما كي ميخواهيد نشون بديد كه با كدام راه حل مسالمت آميز ميخواهيد مستبد را آدم كنيد ؟
جدال شجاعت با ترس نیست قربان… افرادی از همین اصلاح طلبای بقول شما ترسو روزگارو به بازجوهاشون سیاه کردن. جدال درایت با کار عجولانه و ۳۰ سال پشیمانیه. صادقانه بگم ما راهها رو نشون دادیم اما این مستبد مثل اینکه آدم بشو نیست! راه حل چیه؟ صبر و آموزش مستمر به بقیه یا اصطلاحا تولید مثل. چرا؟ چون حتی اگر باید صبر و آموزش رو تا روز مرگ طبیعی این سید علی ادامه بدیم باز اون روز منسجمتر متحدتر و روشنتر میتونیم با جانشینش مبارزه کنیم تا درروز تاریک و بحرانی بعد انقلاب با آق سیای تازه نفس!
گاندي كجا و ماسمال طلبي كجا؟!!! گاندي هدفش مشخص بود:"هندوستان بايد آزاد بشه" و براي رسيدن به اين هدف هم به پايه هاي اقتصادي بريتانيا كه تنها ستون قدرتش در آنجا بود حمله كرد و موفق هم شد. ولي شما هدفتان چيست؟
هدف ما ماسمال طلبا هم بخدا آزادی برای ایرانه. استراتژی هم داریم حالا ممکنه برخلاف گاندی جاهایی سوتی داده باشیم ولی دلیل نمیشه شما بری دست بدامن آق سیا شی. با اینکه همه جوابارو اونطور آرمانی و عامه پسند (که شما داری) نداشته باشیم ولی اگر صبور باشین راه ما جواب میده. ضمنا در دفاع از ما ماسمال طلبا٬ گاندی ۳۰ سال طول کشید (۱۹۱۵ تا ۱۹۴۵) تا به نتیجه برسه ولی شما بعد از دوره اول خاتمی (همون چهار سال) شروع کردین ساز مخالف زدن. شاید نیکی جون باید یه کاریکاتورم از شما بکشه بگه اگر گاندی مهدی کریمی داشت؟!!!!
حالا شما اگر ميشه يك كشور نشون من بديد كه با امروز و فردا كردن و با به ظلم آري گفتن تونستند به دموكراسي واقعي برسند تا من تمام حرفهام رو پس بگيرم.
فکر نمیکنم ما ماسمال طلبا به ظلم آری گفته باشیم. روز انتخاب خاتمی رو روزنامه های اون موقع با تیتر درشت گفتن نه مطلق!!! ما میگیم با حرکت مداوم و خشونت پرهیز میشه سریعتر به آزادی رسید. مثال بیارم؟ جمهوری چک. بازم میخواین؟ اوکراین. کمه؟ جنبش مدنی همین آمریکا که گفتنین که با حداقل هزینه بعد از چند دهه محکوم به برده بودن رو تبدیل کرد به شخص اول مملکت بودن!!!
١.از قديم گفتن "كافر همه را به كيش خود پندارد"
اگر بخواهيم با اما و اگر و فلاني خوي ديكتاتوري داره و فلاني آدم بديه بريم جلو، كه همين مثالها رو در مورد ماسمال طلبان هم ميشه زد، چه تضميني هست كه با به قدرت رسيدن ماسمال طلبان يه نفر مثل خودت نياد بشه همه كاره مملكت و يه آفتابه ي درست و حسابي نگريه به صورت ملت ؟! كه البته تو همون چند سالي كه قدرت نسبي دستتون بود غير از اين رو ثابت نكرديد، كوي دانشگاه كه يادتون هست آق سيا؟ مثال زياده اگر بخوام بگم.
حالا بيا ببينيم شما داري به صداقت و امانتداري يه چند نفر (اون هم چند نفر آخوند كه در تمام تاريخ اين كشور ثابت كردند كه چيزي جز ضرر زدن به مملكت براي به قدرت رسيدن نميخواهند،از شيخ فضل الله و بقيه آخونداي دربار قاجار بگير، تا فلسفي و كاشاني و خميني و خامنه اي و ....بازم بگم؟!) اعتماد ميكني يا ما ؟!!!شما چه تضميني داريد كه در فردايي كه يك ماسمال طلب سر كار باشه نياد بگه همينه كه هست، خودتون به من راي داديد، منم عاشق ريش و خط امام هستم (كه البته اين يكي رو همين الان هم ميگن) پس ميخوام دهن شما رو سرويس كنم، هركي حرفي غير از حرف امام بزنه بايد اعدام بشه، هركي هم ناراضيه گور باباش ميخواست راي نميداد به من. اگر تضميني داريد كه اين سناريو غير ممكن هست، من بازهم ميگم تمام حرفهام رو پس ميگيرم !!
٢.تو دنياي واقعي كجا شما شدين يه خار تو چشمشون؟!! اينكه ميرحسينتون ٢٤ تا محافظ شخصي داره كه حقوقشون رو دولت ميده چه خار چشميه؟ اگر خار چشم بودين همين فردا ورميداشتن همشونو ميكردن پيش يه خاور ميبردن سرشونو ميكردن تو آب، خودتم بهتر از هركسي ميدوني كه آب از آب تكون نميخورد!!
از كي تا حالا سوپاپ اطمينان بودن رو به خار چشم بود تشبيه ميكنند؟ الله اعلم.
٣.كي گفته وقتي انقلاب شد نتيجه رو نميشه پيش بيني كرد؟ مگه ملت دوز از جان گوسفندن كه نشه اعمالشون رو كنترل كرد ؟! اين چه حرف مسخره ايه.
آنچه كه انقلاب قبلي رو به بيراهه برد دقيقا همون چيزيه كه شما ميخواهيد، پيروي بي چون و چرا از يك نفر !! مگه غير از اينه؟
٤.در اينكه هدف شما توش يه اشاره اي به آزادي براي ايران ميشه هم شكي نيست، ولي متاسفانه تعبير شما از آزادي خيلي مسخره است. شما آزادي رو تو آزادي نفس كشيدن و راه رفتن ميدونيد، نه آزادي به معناي واقعي كلمه. شما معتقديد كه اشكالي نداره براي رسيدن به آزادي حقوق مسلممون رو از دست بديم، مثلا ميگيد اشكال نداره ١٠٠ سال هم تو سري بخوريم، به ناموس و اموالمون تجاوز بشه، برامون تصميم بگيرن بهمون بگن صغير هستيد و حاليتون نيست، با تفكر شما بايد تا جايي كه ظرفيت داريم تحمل كنيم وقتي ظرفيتمون تموم شد بشينيم تازه ببينيم چيكار ميتونيم بكنيم.
٥. اگر من هم از پيروان گاندي بودم مطمئن باشيد ٣٠ سال كه سحله ٣٠٠ سال زير پاش منتظر ميموندم، چون همونطور كه قبلا گفتم معلوم بود براي چي داشت ميجنگيد، ولي خاتمي تو همون ٤ سال اول كه سحله تو همون ٢ سال اول نشون داد چيزي جز صندلي قدرت نميخواد، دوستانش تو مجلس هم همينطور. اگر هدف من با اين آقايون يكي بود (كه خوشبختانه يا بدبختانه نيست !!) واين آقايون هم مثل گاندي به رسيدن به هدفشون مصمم بودند، چنان صبر و تحملي از خودم نشون ميدادم كه حضرت ايوب هم كم بياره !!
٦. حرفهاي كي عوام پسندانه است؟ همين حرفهاي رنگاورنگي كه ميرحسين قبل از انتخابات پارسال ميزد رو خاتمي قبل از انتخابات سال ٧٦ ميزد. كدومشون به نتيجه رسيد خدا وكيلي؟ كجا مردم احساس آرامش و رفاه حتي نسبي كردن؟! كدوم اقليت ديني و قوميتي از حقوقش برخورداد شد؟ اگر هدف صرفا زنده نگه داشتن روحيه ي مردمه، كه اين كار رو تلويزيون هاي دوزاري لس آنجلس هم انجام ميدن.
٧.در مورد كشورهايي كه مثال زدم و زديد،
اولا خدا وكيلي مثالي كه من زدم كجا و مثالي كه تو زدي كجا. اولا اينكه لازم شد كه تاريخ آمريكا رو بهتر مطالعه كنيد، چون تا روزي كه انقلاب شد خارجي و داخلي نداشتند، همگي زير سايه ي امپراتوري بريتانيا داشتن زندگيشونو ميكردند (همونطور كه من و شما و مجذوبين در ولايت داريم همگي زير سايه ي ولايت فقيه نفس ميكشيمو راه ميريم!!)، دوما من نميدونم، اون سپاهي كه به روي من وتو و خونوادت شليك ميكنه، نبايد در مقابل ما بهش شليك كنيم كه ايرانيه ؟!!! اين ديگه چه منطقيه آخه؟ حالا مثلا من كه ايرانيم بيام اموال شما رو به غارت ببرم و خونه تو بسوزونم و به خونوادت تجاوز كنم شما واي ميستي نگاه ميكني كه من ايرانيم؟!!!!!! اَي بابا !! صدرحمت به ماشاالله!!
دوما، بهتر بودن يا نبودن آمريكايي از ايراني رو هم لطفا تو دهن من نگذاريد، قرار نيست هركسي كه قدمت بيشتري داره كارش درست باشه !! ما چه ميدونم چند هزار سال تاريخ سراسر ديكتاتوري و زورگويي داريم(مگر غير از اينه؟!) اين بدبختها كمتر از ٣٠٠ سال سابقه ي سراسر مردم سالاري دارند، حالا شما ميخوايي بگي ريش ما سفيدتره و از درس گرفتن از اينا عبا داريم، ديگه نميدونم با يه عقب مونده (قصدم توهين نيست، منظورم رو خوب ميفهمي خودت) چطوري بايد حرف زد. همين اوكراين و چك مگر چقدر سابقه دارن كه شما سرمشق قرار داديشون ؟!!
سوما، برگرديم سر درس تاريخ، اتفاقا باز هم ثابت كردي كه تاريخ آمريكا رو خوب نميدوني، توصيه ميكنم بهتر بخونيش. ١٠٠ سال بعد از استقلال آمريكا دعوا سر اموال و زمين بود، همين، كسي سر نحوه ي اداره ي كشور دعواش نشد، اتفاقا ايالات جنوبي كه اعلام جدايي كردند خودشون يك جمهوري درست كردن كه اگر از جمهوري شمالي بهتر نبود بدتر هم نبود، همرام با تمامي نهادهايي كه شمالي ها داشتند، مو به مو و نكته به نكته، تنها فرقش اين بود كه شمالي ها برده داري رو محدود ميدونستند، ولي جنوبي ها آزاد. حالا شما اگر اين رو ميخواهيد بامبولي قرار بديد براي اين كه سيستم اونا ناكارآمد بود، باز هم بايد به توان درك سياسي شما شك كرد، البته اميدوارم از روي غرض و تعصب اين نتيجه گيري رو در مورد آمريكا نكرده باشي، مثل خانوم تاجزاده (كه جديدا زوج سبز هم لقب گرفتند!!) كه رفته بود شوراي شهر جلوي چمران گريه ميكرد ميگفت بابا به خدا آمريكا بلاد كفره از نظر ما هم، حالا شوهرمو آزاد كنيد ...!!!
چهارما، پس اوكراين و چك شدن از نظر شما دموكراسي واقعي ؟! اين چه دموكراسي واقعي است كه يك دوره ي چهار ساله دولت آمريكايي سركاره، دوره ي بعدي دولت روسي ؟!!! پس مردم سالاري كجا رفت؟ اين كه همش اعيان سالاريه!! من جاي شما بودم مثال بهتري ميزدم. اينا كه از قرقيزها بدترند!! باز قرقيزها رفتند و مصمم گفتند ما حقمون رو ميخواهيم زدن دهن آدم زورگو رو صاف كردند، اينا ولي فقط منتظر نشستند...حالا وقت نتيجه هر دو اين راهها يكي باشه(كه نيست) به نظرت كدوم بهتره ؟!
پنجم، اين كشورها با صبر و مقاومت به آزادي نرسيدند، اوكراين كه جزو جماهير شوروي بود، چك هم كه كشور تابعه شون بود، وقتي حكومت شوروي از بين رفت خوب طبيعيه كه اينا هم سيستمشون عوض بشه!! تازه همون شوروي هم به خاطر صبر و استقامت مردم از بين نرفت (خيلي خنده داره كه بخواهيم فكر كنيم همچين غولي با صبر كردن مردم از پا بيافته!! خدايي چي ميكشي آق سيا؟) بلكه به خاطر ضعف و ناكارآمد بودن نظام سياسي، اقتصادي و فرهنگيش بود. مردمي كه زير ستم كمونيست ها بودن الان زياد نيتونن پز مبارزه با ظلم رو بدن (و اتفاقا هم برحق نميدن!!) ميدوني چرا؟!! چون مبارزه اي نكردند، فقط "صبر و استقامت" كردند !! همون كاري كه شما ميكنيد. البته كه (مثلا)آزاد شدند ولي خدا وكيلي اين آزادي كجا و آن آزادي كجا ؟!!! اينا كه از قرقيزستان بدترند، باز قرق
ششم، مثال سومي كه زدي هم باز برام ثابت كرد كه چقدر از تاريخ يك قرن اخير هم حتي نامطلع هستي، سياهان آمريكا با صبر و استقامت و قدرت سخنراني مارتين لوتر كينگ به آزادي نرسيدند، بلكه به خاطر ترس سفيدپوستها از جنگ داخلي و ناآرامي هاي گسترده بود. اگر هنوز نخونديد (كه گويا نخونديد) بريد در مورد مالكولم اِكس، گروه چريكي ببرهاي سياه، و ماركوس گرِيوي يه چند تا مطلب بخونيد تا ببيني كه اگر اينا نبودند مارتين لوتر كينگ كه سحله باباي كينگ هم ميومد دست به ...سفيدها ميشد عمرا كار به جايي نميبرد.
اگر بخواهيم با اما و اگر و فلاني خوي ديكتاتوري داره و فلاني آدم بديه بريم جلو، كه همين مثالها رو در مورد ماسمال طلبان هم ميشه زد، چه تضميني هست كه با به قدرت رسيدن ماسمال طلبان يه نفر مثل خودت نياد بشه همه كاره مملكت و يه آفتابه ي درست و حسابي نگريه به صورت ملت ؟! كه البته تو همون چند سالي كه قدرت نسبي دستتون بود غير از اين رو ثابت نكرديد، كوي دانشگاه كه يادتون هست آق سيا؟ مثال زياده اگر بخوام بگم.
حالا بيا ببينيم شما داري به صداقت و امانتداري يه چند نفر (اون هم چند نفر آخوند كه در تمام تاريخ اين كشور ثابت كردند كه چيزي جز ضرر زدن به مملكت براي به قدرت رسيدن نميخواهند،از شيخ فضل الله و بقيه آخونداي دربار قاجار بگير، تا فلسفي و كاشاني و خميني و خامنه اي و ....بازم بگم؟!) اعتماد ميكني يا ما ؟!!!شما چه تضميني داريد كه در فردايي كه يك ماسمال طلب سر كار باشه نياد بگه همينه كه هست، خودتون به من راي داديد، منم عاشق ريش و خط امام هستم (كه البته اين يكي رو همين الان هم ميگن) پس ميخوام دهن شما رو سرويس كنم، هركي حرفي غير از حرف امام بزنه بايد اعدام بشه، هركي هم ناراضيه گور باباش ميخواست راي نميداد به من. اگر تضميني داريد كه اين سناريو غير ممكن هست، من بازهم ميگم تمام حرفهام رو پس ميگيرم !!
٢.تو دنياي واقعي كجا شما شدين يه خار تو چشمشون؟!! اينكه ميرحسينتون ٢٤ تا محافظ شخصي داره كه حقوقشون رو دولت ميده چه خار چشميه؟ اگر خار چشم بودين همين فردا ورميداشتن همشونو ميكردن پيش يه خاور ميبردن سرشونو ميكردن تو آب، خودتم بهتر از هركسي ميدوني كه آب از آب تكون نميخورد!!
از كي تا حالا سوپاپ اطمينان بودن رو به خار چشم بود تشبيه ميكنند؟ الله اعلم.
٣.كي گفته وقتي انقلاب شد نتيجه رو نميشه پيش بيني كرد؟ مگه ملت دوز از جان گوسفندن كه نشه اعمالشون رو كنترل كرد ؟! اين چه حرف مسخره ايه.
آنچه كه انقلاب قبلي رو به بيراهه برد دقيقا همون چيزيه كه شما ميخواهيد، پيروي بي چون و چرا از يك نفر !! مگه غير از اينه؟
٤.در اينكه هدف شما توش يه اشاره اي به آزادي براي ايران ميشه هم شكي نيست، ولي متاسفانه تعبير شما از آزادي خيلي مسخره است. شما آزادي رو تو آزادي نفس كشيدن و راه رفتن ميدونيد، نه آزادي به معناي واقعي كلمه. شما معتقديد كه اشكالي نداره براي رسيدن به آزادي حقوق مسلممون رو از دست بديم، مثلا ميگيد اشكال نداره ١٠٠ سال هم تو سري بخوريم، به ناموس و اموالمون تجاوز بشه، برامون تصميم بگيرن بهمون بگن صغير هستيد و حاليتون نيست، با تفكر شما بايد تا جايي كه ظرفيت داريم تحمل كنيم وقتي ظرفيتمون تموم شد بشينيم تازه ببينيم چيكار ميتونيم بكنيم.
٥. اگر من هم از پيروان گاندي بودم مطمئن باشيد ٣٠ سال كه سحله ٣٠٠ سال زير پاش منتظر ميموندم، چون همونطور كه قبلا گفتم معلوم بود براي چي داشت ميجنگيد، ولي خاتمي تو همون ٤ سال اول كه سحله تو همون ٢ سال اول نشون داد چيزي جز صندلي قدرت نميخواد، دوستانش تو مجلس هم همينطور. اگر هدف من با اين آقايون يكي بود (كه خوشبختانه يا بدبختانه نيست !!) واين آقايون هم مثل گاندي به رسيدن به هدفشون مصمم بودند، چنان صبر و تحملي از خودم نشون ميدادم كه حضرت ايوب هم كم بياره !!
٦. حرفهاي كي عوام پسندانه است؟ همين حرفهاي رنگاورنگي كه ميرحسين قبل از انتخابات پارسال ميزد رو خاتمي قبل از انتخابات سال ٧٦ ميزد. كدومشون به نتيجه رسيد خدا وكيلي؟ كجا مردم احساس آرامش و رفاه حتي نسبي كردن؟! كدوم اقليت ديني و قوميتي از حقوقش برخورداد شد؟ اگر هدف صرفا زنده نگه داشتن روحيه ي مردمه، كه اين كار رو تلويزيون هاي دوزاري لس آنجلس هم انجام ميدن.
٧.در مورد كشورهايي كه مثال زدم و زديد،
اولا خدا وكيلي مثالي كه من زدم كجا و مثالي كه تو زدي كجا. اولا اينكه لازم شد كه تاريخ آمريكا رو بهتر مطالعه كنيد، چون تا روزي كه انقلاب شد خارجي و داخلي نداشتند، همگي زير سايه ي امپراتوري بريتانيا داشتن زندگيشونو ميكردند (همونطور كه من و شما و مجذوبين در ولايت داريم همگي زير سايه ي ولايت فقيه نفس ميكشيمو راه ميريم!!)، دوما من نميدونم، اون سپاهي كه به روي من وتو و خونوادت شليك ميكنه، نبايد در مقابل ما بهش شليك كنيم كه ايرانيه ؟!!! اين ديگه چه منطقيه آخه؟ حالا مثلا من كه ايرانيم بيام اموال شما رو به غارت ببرم و خونه تو بسوزونم و به خونوادت تجاوز كنم شما واي ميستي نگاه ميكني كه من ايرانيم؟!!!!!! اَي بابا !! صدرحمت به ماشاالله!!
دوما، بهتر بودن يا نبودن آمريكايي از ايراني رو هم لطفا تو دهن من نگذاريد، قرار نيست هركسي كه قدمت بيشتري داره كارش درست باشه !! ما چه ميدونم چند هزار سال تاريخ سراسر ديكتاتوري و زورگويي داريم(مگر غير از اينه؟!) اين بدبختها كمتر از ٣٠٠ سال سابقه ي سراسر مردم سالاري دارند، حالا شما ميخوايي بگي ريش ما سفيدتره و از درس گرفتن از اينا عبا داريم، ديگه نميدونم با يه عقب مونده (قصدم توهين نيست، منظورم رو خوب ميفهمي خودت) چطوري بايد حرف زد. همين اوكراين و چك مگر چقدر سابقه دارن كه شما سرمشق قرار داديشون ؟!!
سوما، برگرديم سر درس تاريخ، اتفاقا باز هم ثابت كردي كه تاريخ آمريكا رو خوب نميدوني، توصيه ميكنم بهتر بخونيش. ١٠٠ سال بعد از استقلال آمريكا دعوا سر اموال و زمين بود، همين، كسي سر نحوه ي اداره ي كشور دعواش نشد، اتفاقا ايالات جنوبي كه اعلام جدايي كردند خودشون يك جمهوري درست كردن كه اگر از جمهوري شمالي بهتر نبود بدتر هم نبود، همرام با تمامي نهادهايي كه شمالي ها داشتند، مو به مو و نكته به نكته، تنها فرقش اين بود كه شمالي ها برده داري رو محدود ميدونستند، ولي جنوبي ها آزاد. حالا شما اگر اين رو ميخواهيد بامبولي قرار بديد براي اين كه سيستم اونا ناكارآمد بود، باز هم بايد به توان درك سياسي شما شك كرد، البته اميدوارم از روي غرض و تعصب اين نتيجه گيري رو در مورد آمريكا نكرده باشي، مثل خانوم تاجزاده (كه جديدا زوج سبز هم لقب گرفتند!!) كه رفته بود شوراي شهر جلوي چمران گريه ميكرد ميگفت بابا به خدا آمريكا بلاد كفره از نظر ما هم، حالا شوهرمو آزاد كنيد ...!!!
چهارما، پس اوكراين و چك شدن از نظر شما دموكراسي واقعي ؟! اين چه دموكراسي واقعي است كه يك دوره ي چهار ساله دولت آمريكايي سركاره، دوره ي بعدي دولت روسي ؟!!! پس مردم سالاري كجا رفت؟ اين كه همش اعيان سالاريه!! من جاي شما بودم مثال بهتري ميزدم. اينا كه از قرقيزها بدترند!! باز قرقيزها رفتند و مصمم گفتند ما حقمون رو ميخواهيم زدن دهن آدم زورگو رو صاف كردند، اينا ولي فقط منتظر نشستند...حالا وقت نتيجه هر دو اين راهها يكي باشه(كه نيست) به نظرت كدوم بهتره ؟!
پنجم، اين كشورها با صبر و مقاومت به آزادي نرسيدند، اوكراين كه جزو جماهير شوروي بود، چك هم كه كشور تابعه شون بود، وقتي حكومت شوروي از بين رفت خوب طبيعيه كه اينا هم سيستمشون عوض بشه!! تازه همون شوروي هم به خاطر صبر و استقامت مردم از بين نرفت (خيلي خنده داره كه بخواهيم فكر كنيم همچين غولي با صبر كردن مردم از پا بيافته!! خدايي چي ميكشي آق سيا؟) بلكه به خاطر ضعف و ناكارآمد بودن نظام سياسي، اقتصادي و فرهنگيش بود. مردمي كه زير ستم كمونيست ها بودن الان زياد نيتونن پز مبارزه با ظلم رو بدن (و اتفاقا هم برحق نميدن!!) ميدوني چرا؟!! چون مبارزه اي نكردند، فقط "صبر و استقامت" كردند !! همون كاري كه شما ميكنيد. البته كه (مثلا)آزاد شدند ولي خدا وكيلي اين آزادي كجا و آن آزادي كجا ؟!!! اينا كه از قرقيزستان بدترند، باز قرق
ششم، مثال سومي كه زدي هم باز برام ثابت كرد كه چقدر از تاريخ يك قرن اخير هم حتي نامطلع هستي، سياهان آمريكا با صبر و استقامت و قدرت سخنراني مارتين لوتر كينگ به آزادي نرسيدند، بلكه به خاطر ترس سفيدپوستها از جنگ داخلي و ناآرامي هاي گسترده بود. اگر هنوز نخونديد (كه گويا نخونديد) بريد در مورد مالكولم اِكس، گروه چريكي ببرهاي سياه، و ماركوس گرِيوي يه چند تا مطلب بخونيد تا ببيني كه اگر اينا نبودند مارتين لوتر كينگ كه سحله باباي كينگ هم ميومد دست به ...سفيدها ميشد عمرا كار به جايي نميبرد.
این شماره گذاری ایده خوبی بود، من طبق شماره های شما میرم جلو:
۱. من که از اول گفتم قرار نیست به کسی اعتماد کنم. حالا شما میخوای منو کافر بخون میخوای مؤمن. فکر کنم مثال آق سیا من درست نیفتاد، این آق سیا شخص خاصی نیست محصول شرایط جنگه، یادتونه خمینی میگفت جنگ چیز خوبیه . چون جو عوض میشه و کسی حرفش منطقی تر میشه که صداش بلندتره. بله من به این ماسمال طلبا هم اعتماد نمیکنم تضمینی هم ندارم که سناریو شما غیر ممکن باشه. ولی باز تکرار میکنم تاریخ نشون داده، شرایط بعد ازیک انقلاب خونین مساعد ترین شرایط برای ظهور آق سیا ها است. توضیح میدم: به قدرت رسیدن این ماسمال طلبا در صورتی انجام میشه که تو انتخابات فعلی ایران تقلب صورت نگیره. چجوری؟ از دسته رژیم در بره یه کمیته مستقل برای انتخابات تشکیل بشه و رای مردم واقعا شمرده بشه. صرفنظر از اینکه این شدنی هست یا نه، صحبت من اینه: فقط در این صورت ماسمال طلبا به قدرت میرسن . خوب حالا اینو بزارین کنار سقوطه رژیم توسط آق سیا و دارو دسش. بگین کدوم یکی از این کافرا (آخه من همرو عین خودم میبینم شرمنده) بعد از رسیدن به قدرت دسش بیشتر بازه برای دیکتاتوری؟
۲. اون مدت که اینا سر کار بودن (حد اقل قبل از اینکه آقا بفهمه داره زیرش شل میشه) ما روزنامه آزاد داشتیم، کاریکاتور تمساح هم کشیدیم. آقا گنجی تازه اون موقع نطقش باز شد ولی ملت هیجان زده شدند سال دوم ریاست جمهوری این سید دل نازک تصمیم به انقلاب گرفتن (اتفاقا خوب شد کوی دانشجو رو مثال زدین چون تو کامنتم گفتم گاندی ۳۰ سال وقت داشت خاتمی ۴ سال، شما درستش کردین گفتین ۲ سال هم کمتر!!). نه قربان من به اصلاح طلبا اعتماد نمیکنم من به چشام اعتماد میکنم وقتی میبینم اگر موسوی روز دوم بعد انتخابات نمی اومد تو خیابون هیچ اتفاقی تو خیابونا نمیوفتاد جز چندتا سطل آشغال آتیش گرفته و بعد از اینکه اومد اتفاقاتی افتاد که هنوز رژیم داره میگه عجب ... خوردیم مناظره گذاشتیم و خبرنگار خارجی دعوت کردیم. ما رو چه به این کارا، با خودم میگم اینا خار شدن تو چشم رژیم . بله دانشجو گمنام بدبخت رو میشه سر بنیست کرد صداشم در نیاورد، ولی وقتی این گندی نژاد مرتب سفر میکنه اینور اونور از آزادی ایران صحبت میکنه نخیر نمیشه مرد اول سال تایم و نخست وزیر و رییس جمهور سابق رو به این راحتی سر به نیست کرد، نهایت اطرافی هاشون رو میگیرن، خودشون هم ممنوع خروج و ممنوع حضور میشن، شما میگین میشه بگم آخوندا ( و آق سیا) بیان پیش شما درس ببینن! ضمنا این کلمه سوپاپ اطمینان رو اگه سید علی بشنوه میگه : پروردگارا این چه سوپاپ اطمینانی بود کردی تو پاچه ما ۸ ماهه خواب ندارم... سوپاپ اطمینان واژه بی معنی هست، چرا؟ نبود سوپاپ اطمینان یعنی انفجاردرسته ؟ در حالیکه تاریخ ثابت کرده یک دیکتاتور وقتی میتونه سالها جلوی انفجار رو بگیره که خوب تمام سوراخ سنبه هارو ببنده. کسی جرات جیک زدن نداشته باشه و یه چیزی مثله سوپاپ اطمینان اگر باشه دیکتاتوراسمشو میزاره سوراخ وسط سد! چون تا دوباره کل سوراخ سبنه ها رو نبندی و به ملت هم ثابت نکنی که شما همون دیکتاتور سابقی و چیزی عوض نشده ملت تا کل سد رو نیارن پایین ول کن نیستن.
۳. قربان من خطراته شرایط بحرانی رو توضیح دادم براتون.گفتم گروهای خارجی و داخلی هر کس مقاصدی داره و هر چی این خونریزی طولانی تر بشه برنده کسی میشه که گروه طرفدارش گردن کلفتر باشن. حالا سال ۵۷ اینا حربشون اسلام بود اگر فکر کردین اسلام تنها حربه این جور قلدر بازی هاست باید بهتون بگم اینطور نیست حربه هیتلر حس ناسیونالیستی و برتری نژادی بود. باز قبول ندارین انقلاب کنین. از دل جامعه قبل از انقلاب و اونهمه کار فرهنگی اون دوران اینا اومدن بیرون، جالبه ببینیم از دل ۳۰ سال شستشوی مغزی و آموزش دزدی و دروغ گویی چی میاد بیرون. من کسی رو گوسفند خطاب نکردم (گر چه شما کردین) فقط میگم اون اشخاصی که سرشون به تنشون میارزه و میخوان با منطق و نه احساس کشور رو بسازن در شرایط بعد انقلاب صداشون به جایی نمیرسه. کسی قدرت رو میبره که بتونه یه گروه مفتخور رو به اسم ملت تو خیابونا راه بندازه شعار دادن که روسری توسری . مردم بد بخت ۵۷ که شما گوسفند خطابشون کردین هم اول چونو چرا کردن ولی تو اون شرایط بحرانی صداشون گم شد.
٤.اینایی که اینجا گفتین رو عینن برای گاندی هم گفتین؟ یعنی به گاندی هم گفتین که: یعنی چی "ميگيد اشكال نداره ١٠٠ سال هم تو سری [گوشی] بخوريم" . اگه گفتین گاندی چی جوابتونو داد؟
٥. اگر این ماسمال طلبا قدرت میخواسن که گلاب بروتون تو تاکتیک گند زدن. دو دفعس فرصت سوارشدن بر موج انقلاب رو داشتن ولی گفتن رای پس بده! همشونم که به قول آقا از کشتی پیاده شدن! اون موقع که این راهو شروع کردن یکی نخست وزیر امام بود اون یکی رییس جمهور، الان جفتی شدن سران فتنه هر روز هم به یه آدم معمولی ممنوع خروج نزدیکتر میشن.
٦. من باز تکرار میکنم نبود این به قول شما سوپاپها سبب انقلاب نمیشد چون قبل از خاتمی جامعه داشت به نبود امکان برای هر نو تغییری عادت میکرد. ملت فقط تف و لعنت میفرستادن و منتظر مرگ این سید علی و اون رفسنجانی بودن. اینجور نبود؟ پس بگین کی و از کجا میخواس انقلاب کنه اینا نزاشتن؟ همچنین درد من از اصلاح طلبا اینه که مثل محمود حرفای عامه پسند نمیزنن موسوی اعلامیه که میده میشه ۱۰ صفه حرفای قلنبه سلنبه که شبیه هر چی هست الا نون شب برای مردم عامه. حالا هی ما سبزها باید راه بیوفتیم این اعلامیه آقا رو ترجمه کنیم برای مردم عامه
٧.مثالی که زدین باز میگم برای استقلال کشور بود. ما مبارزات استقلال رو به خدا دهه ها پیش کردیم. حالا بیاین هر قدر هم اون مثال رو بزک کنین خلاصه اینه آمریکایی ها اون مبارزه رو کردن که از زیر سلطه انگلیس بیان بیرون. ۱۰۰ سال بعدش اختلاف داخلی روهم با تفنگ و کشتن حل کردن چون مقتضای اون نسلها بود و زبان دیگه ای نبود. ولی الان هست اطمینان دارم هست، اون سپاهی هم اگر روش اسلحه نکشیم خیلی نمیتونه به این راهش ادامه بده. باور کنین این چند ماه اونقدر مجبور به دروغ گفتن شدن که از درون پوسیدن و هیچ باید نیست چندتا راهپیمایی مسالمت آمیز دیگه سبب بشه پیاده نظامشون به مردم ملحق شن. ولی اگراسلحه بکشیم اون سردار خرس اون بالا که ککش نمیگزه، یه مشت جوون اغفال شده رو میکشیم که صدای ناله مادرشون عین صدای ناله مادر سهرابه. بعدشم جوونه با اسلام اغفال شده رو با مجهز ترین ارتش دنیا هم نمیشه به راه راست هدایت کرد، اگه میشه راشو به اوباما نشون بدین بنده خدا قبل از انتخابات بعدی لازم داره.
من آمریکایی ایرانی رو با هم مقایسه نکردم، باشه اصلا آمریکایی ها بهتر. گفتم اگر قراره از اینا درس بگیریم از الانشون بگیریم نه ۲۰۰ سال پیششون که فجایع جنگ داخلی اینارو تجربه نکنیم (جنگی که حالا بخاطر زمین، بخاطر برده داری یا هرچی بوده نشون میده که انقلاب قبلی در مورد استقلال بود نه دموکراسی) چرا تجربه نکنیم؟ چون ما مثل اینا قاره نیستیم چشم به هم بزنیم میشیم ۱۰ تیکه... همین. تو این مناظره وسط کشیدن پای خانوم یک بنده خدایی که یک پاش تو زندانه یک پاش تو ای سی یو منو یاده "بگم؟"، "بگم؟" محمود انداخت (قصد شوخی بیشتر بود تا توهین)
امید ما به دموکراسی اینه که بعد یک دوره ۴ ساله یه نفرکه گند زد (که مثلا پیامش سرمایه داری بود) ، یه مکتب دیگه با انتخابات بیاد سر کار (که حالا پیامش سوسیالیستیه). حالا شما و محمود میگین اینا دستنشانده دول خارجی هستن و انقلاب مخملی دسیسیه غربه، اون دیگه سر دراز داره.
میخواین یه نامه هم به آمریکایی ها بنویسین بگین اسم مارتین لوترکینگ رو اینقدر گنده نکنن مثل خاتمی کاره ای نبوده . منتها ممکنه بازمانده های خود ببرهای سیاه یه جواب تندی به نامه تون بدن بگن نمیدونی حرف زیادی نزن (من نگفتم اونا گفتن) ما بدون جنبش دکتر و افکارش به هیچ جا نمیرسیدیم
۱. من که از اول گفتم قرار نیست به کسی اعتماد کنم. حالا شما میخوای منو کافر بخون میخوای مؤمن. فکر کنم مثال آق سیا من درست نیفتاد، این آق سیا شخص خاصی نیست محصول شرایط جنگه، یادتونه خمینی میگفت جنگ چیز خوبیه . چون جو عوض میشه و کسی حرفش منطقی تر میشه که صداش بلندتره. بله من به این ماسمال طلبا هم اعتماد نمیکنم تضمینی هم ندارم که سناریو شما غیر ممکن باشه. ولی باز تکرار میکنم تاریخ نشون داده، شرایط بعد ازیک انقلاب خونین مساعد ترین شرایط برای ظهور آق سیا ها است. توضیح میدم: به قدرت رسیدن این ماسمال طلبا در صورتی انجام میشه که تو انتخابات فعلی ایران تقلب صورت نگیره. چجوری؟ از دسته رژیم در بره یه کمیته مستقل برای انتخابات تشکیل بشه و رای مردم واقعا شمرده بشه. صرفنظر از اینکه این شدنی هست یا نه، صحبت من اینه: فقط در این صورت ماسمال طلبا به قدرت میرسن . خوب حالا اینو بزارین کنار سقوطه رژیم توسط آق سیا و دارو دسش. بگین کدوم یکی از این کافرا (آخه من همرو عین خودم میبینم شرمنده) بعد از رسیدن به قدرت دسش بیشتر بازه برای دیکتاتوری؟
۲. اون مدت که اینا سر کار بودن (حد اقل قبل از اینکه آقا بفهمه داره زیرش شل میشه) ما روزنامه آزاد داشتیم، کاریکاتور تمساح هم کشیدیم. آقا گنجی تازه اون موقع نطقش باز شد ولی ملت هیجان زده شدند سال دوم ریاست جمهوری این سید دل نازک تصمیم به انقلاب گرفتن (اتفاقا خوب شد کوی دانشجو رو مثال زدین چون تو کامنتم گفتم گاندی ۳۰ سال وقت داشت خاتمی ۴ سال، شما درستش کردین گفتین ۲ سال هم کمتر!!). نه قربان من به اصلاح طلبا اعتماد نمیکنم من به چشام اعتماد میکنم وقتی میبینم اگر موسوی روز دوم بعد انتخابات نمی اومد تو خیابون هیچ اتفاقی تو خیابونا نمیوفتاد جز چندتا سطل آشغال آتیش گرفته و بعد از اینکه اومد اتفاقاتی افتاد که هنوز رژیم داره میگه عجب ... خوردیم مناظره گذاشتیم و خبرنگار خارجی دعوت کردیم. ما رو چه به این کارا، با خودم میگم اینا خار شدن تو چشم رژیم . بله دانشجو گمنام بدبخت رو میشه سر بنیست کرد صداشم در نیاورد، ولی وقتی این گندی نژاد مرتب سفر میکنه اینور اونور از آزادی ایران صحبت میکنه نخیر نمیشه مرد اول سال تایم و نخست وزیر و رییس جمهور سابق رو به این راحتی سر به نیست کرد، نهایت اطرافی هاشون رو میگیرن، خودشون هم ممنوع خروج و ممنوع حضور میشن، شما میگین میشه بگم آخوندا ( و آق سیا) بیان پیش شما درس ببینن! ضمنا این کلمه سوپاپ اطمینان رو اگه سید علی بشنوه میگه : پروردگارا این چه سوپاپ اطمینانی بود کردی تو پاچه ما ۸ ماهه خواب ندارم... سوپاپ اطمینان واژه بی معنی هست، چرا؟ نبود سوپاپ اطمینان یعنی انفجاردرسته ؟ در حالیکه تاریخ ثابت کرده یک دیکتاتور وقتی میتونه سالها جلوی انفجار رو بگیره که خوب تمام سوراخ سنبه هارو ببنده. کسی جرات جیک زدن نداشته باشه و یه چیزی مثله سوپاپ اطمینان اگر باشه دیکتاتوراسمشو میزاره سوراخ وسط سد! چون تا دوباره کل سوراخ سبنه ها رو نبندی و به ملت هم ثابت نکنی که شما همون دیکتاتور سابقی و چیزی عوض نشده ملت تا کل سد رو نیارن پایین ول کن نیستن.
۳. قربان من خطراته شرایط بحرانی رو توضیح دادم براتون.گفتم گروهای خارجی و داخلی هر کس مقاصدی داره و هر چی این خونریزی طولانی تر بشه برنده کسی میشه که گروه طرفدارش گردن کلفتر باشن. حالا سال ۵۷ اینا حربشون اسلام بود اگر فکر کردین اسلام تنها حربه این جور قلدر بازی هاست باید بهتون بگم اینطور نیست حربه هیتلر حس ناسیونالیستی و برتری نژادی بود. باز قبول ندارین انقلاب کنین. از دل جامعه قبل از انقلاب و اونهمه کار فرهنگی اون دوران اینا اومدن بیرون، جالبه ببینیم از دل ۳۰ سال شستشوی مغزی و آموزش دزدی و دروغ گویی چی میاد بیرون. من کسی رو گوسفند خطاب نکردم (گر چه شما کردین) فقط میگم اون اشخاصی که سرشون به تنشون میارزه و میخوان با منطق و نه احساس کشور رو بسازن در شرایط بعد انقلاب صداشون به جایی نمیرسه. کسی قدرت رو میبره که بتونه یه گروه مفتخور رو به اسم ملت تو خیابونا راه بندازه شعار دادن که روسری توسری . مردم بد بخت ۵۷ که شما گوسفند خطابشون کردین هم اول چونو چرا کردن ولی تو اون شرایط بحرانی صداشون گم شد.
٤.اینایی که اینجا گفتین رو عینن برای گاندی هم گفتین؟ یعنی به گاندی هم گفتین که: یعنی چی "ميگيد اشكال نداره ١٠٠ سال هم تو سری [گوشی] بخوريم" . اگه گفتین گاندی چی جوابتونو داد؟
٥. اگر این ماسمال طلبا قدرت میخواسن که گلاب بروتون تو تاکتیک گند زدن. دو دفعس فرصت سوارشدن بر موج انقلاب رو داشتن ولی گفتن رای پس بده! همشونم که به قول آقا از کشتی پیاده شدن! اون موقع که این راهو شروع کردن یکی نخست وزیر امام بود اون یکی رییس جمهور، الان جفتی شدن سران فتنه هر روز هم به یه آدم معمولی ممنوع خروج نزدیکتر میشن.
٦. من باز تکرار میکنم نبود این به قول شما سوپاپها سبب انقلاب نمیشد چون قبل از خاتمی جامعه داشت به نبود امکان برای هر نو تغییری عادت میکرد. ملت فقط تف و لعنت میفرستادن و منتظر مرگ این سید علی و اون رفسنجانی بودن. اینجور نبود؟ پس بگین کی و از کجا میخواس انقلاب کنه اینا نزاشتن؟ همچنین درد من از اصلاح طلبا اینه که مثل محمود حرفای عامه پسند نمیزنن موسوی اعلامیه که میده میشه ۱۰ صفه حرفای قلنبه سلنبه که شبیه هر چی هست الا نون شب برای مردم عامه. حالا هی ما سبزها باید راه بیوفتیم این اعلامیه آقا رو ترجمه کنیم برای مردم عامه
٧.مثالی که زدین باز میگم برای استقلال کشور بود. ما مبارزات استقلال رو به خدا دهه ها پیش کردیم. حالا بیاین هر قدر هم اون مثال رو بزک کنین خلاصه اینه آمریکایی ها اون مبارزه رو کردن که از زیر سلطه انگلیس بیان بیرون. ۱۰۰ سال بعدش اختلاف داخلی روهم با تفنگ و کشتن حل کردن چون مقتضای اون نسلها بود و زبان دیگه ای نبود. ولی الان هست اطمینان دارم هست، اون سپاهی هم اگر روش اسلحه نکشیم خیلی نمیتونه به این راهش ادامه بده. باور کنین این چند ماه اونقدر مجبور به دروغ گفتن شدن که از درون پوسیدن و هیچ باید نیست چندتا راهپیمایی مسالمت آمیز دیگه سبب بشه پیاده نظامشون به مردم ملحق شن. ولی اگراسلحه بکشیم اون سردار خرس اون بالا که ککش نمیگزه، یه مشت جوون اغفال شده رو میکشیم که صدای ناله مادرشون عین صدای ناله مادر سهرابه. بعدشم جوونه با اسلام اغفال شده رو با مجهز ترین ارتش دنیا هم نمیشه به راه راست هدایت کرد، اگه میشه راشو به اوباما نشون بدین بنده خدا قبل از انتخابات بعدی لازم داره.
من آمریکایی ایرانی رو با هم مقایسه نکردم، باشه اصلا آمریکایی ها بهتر. گفتم اگر قراره از اینا درس بگیریم از الانشون بگیریم نه ۲۰۰ سال پیششون که فجایع جنگ داخلی اینارو تجربه نکنیم (جنگی که حالا بخاطر زمین، بخاطر برده داری یا هرچی بوده نشون میده که انقلاب قبلی در مورد استقلال بود نه دموکراسی) چرا تجربه نکنیم؟ چون ما مثل اینا قاره نیستیم چشم به هم بزنیم میشیم ۱۰ تیکه... همین. تو این مناظره وسط کشیدن پای خانوم یک بنده خدایی که یک پاش تو زندانه یک پاش تو ای سی یو منو یاده "بگم؟"، "بگم؟" محمود انداخت (قصد شوخی بیشتر بود تا توهین)
امید ما به دموکراسی اینه که بعد یک دوره ۴ ساله یه نفرکه گند زد (که مثلا پیامش سرمایه داری بود) ، یه مکتب دیگه با انتخابات بیاد سر کار (که حالا پیامش سوسیالیستیه). حالا شما و محمود میگین اینا دستنشانده دول خارجی هستن و انقلاب مخملی دسیسیه غربه، اون دیگه سر دراز داره.
میخواین یه نامه هم به آمریکایی ها بنویسین بگین اسم مارتین لوترکینگ رو اینقدر گنده نکنن مثل خاتمی کاره ای نبوده . منتها ممکنه بازمانده های خود ببرهای سیاه یه جواب تندی به نامه تون بدن بگن نمیدونی حرف زیادی نزن (من نگفتم اونا گفتن) ما بدون جنبش دکتر و افکارش به هیچ جا نمیرسیدیم
حیف که تایپم ضعیفه و گرنه وارد بحث می شدم. آق سیا راست می گه. شما می گین راه سبزا مسخره است ولی راه خودتونو نشون نمی دین. یادتون باشه که قبل از "جنبش سبز یکساله و مسخره ما" راه غیر مسخره شما وجود داشت. ولی به همین جنبش مسخره که حالا طرفداراشبه قول شما شدند "گوسفند" و به قول اام جمعه مشهد " بزغاله" باعث شد تو بعضی جاهاتون بزن و بکوب بشه بدون اینکه نگران مرده ها و زخمی ها و زندانیاش باشید
لطفا با ملحق شدن به بحث از اينه كه هست پيچيده ترش نكنيد، و با آراي مثبت و منفي تان ما رو ياري كنيد كافي است. خيلي ممنون.
لطفا با ملحق شدن به بحث از اينه كه هست پيچيده ترش نكنيد، و با آراي مثبت و منفي تان ما رو ياري كنيد كافي است. خيلي ممنون.
یک کپی از این کامنت رو گذاشتم صفحه آخر که هم راحت تر خونده بشه هم راحت تر جواب بدین اینجا ستون دیگه جا نداره
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
به خودنویس بپیوندید »
ورود » قبلاْ ثبت نام کرده ام؟

نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید