شهروندان و روزنامهنگاران باید پیگیر جنایتهای دهه ۶۰ باشند
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
بر سر پیگیری آنچه جنایتهای دهه ۶۰ خوانده میشود، گروهی معتقدند نباید «الان» سران جنبش سبز را وادار کرد که در این باره سخن بگویند و هر کسی صلاحیت پیگیری و طرح سوال از رهبران جنبش و مسوولین دهه ۶۰ را ندارد. الههشریفپور-هیکس، پژوهشگر سابق سازمان دیدهبان حقوق بشر در مورد ایران اما اعتقادی دیگر دارد، و خواهان تشکیل یک کمیته حقیقتیاب و پیگیری شهروندان و روزنامهنگاران است.
بخش پادکست خودنویس - الهه شریفپور-هیکس نام آشنایی در حوزه حقوق بشر برای بسیاری از فعالان و روزنامهنگاران ایرانی است. گزارشهای این محقق و فعال باعث شد بسیاری از رسانهها و نهادهای حقوق بشری با ابعاد مختلف نقض حقوق بشر در ایران آشنا شوند.
از شریفپور در باره پیگیری وقایع دهه ۶۰ سوال کردیم.
شریفپور میگوید که هیچکس از ابعاد دقیق قتل عام زندانیان در دهه ۶۰ مطلع نیست و کلیات ماجرا مورد بحث است. ابعاد و اسرار آن فاجعه هنوز گفته نشده. [در مورد اعدامهای سال ۶۷] سازمان عفو بینالملل موارد مربوط به نزدیک به نفر۳۰۰۰ را بررسی کرده.
شریفپور در این باره که عدهای از مقامهای اصلاحطلب، اتفاقات دهه ۶۰ را اشتباه مینامند گفت که اینان باید به خاطرات آیتالله منتظری و بخشهایی که هنوز منتشر نشده رجوع کنند.
این فعال و محقق حقوق بشر معتقد است که باید یک کمیته حقیقتیاب ابعاد این فاجعه را بررسی کند. همه شهروندها و نهادهای دموکراتیک باید این جنایتها را پیگیری کنند؛ «همه این کانالها میتوانند شاکی باشند. رسانههای خبری باید این جنایات را افشا کنند. شخصیتهای حقوقی میتوانند پیگیر این پرونده باشند.»
شریفپور در باره نقش مهم روزنامهنگاران در بررسی ابعاد جنایتهایی از این دست میگوید: «روزنامهنگاران بودند که جنایات زندان ابوغریب و گوانتانامو را افشا کردند که منتهی به پیگیری سازمانهای دیگر شد. نقش خبرنگاران، باز کردن دریچههای افکار عمومی بر جنایاتی است که اتفاق افتاد.به عنوان مثال در مورد مسائلی که در دولت بوش اتفاق افتاد، این روزنامهنگاران بودند که افکار عمومی را با فجایع آشنا کردند که منتهی به تشکیل پرونده برای مقامهای آمریکایی شد.»
نکته مهم دیگر مورد اشاره خانم شریفپور، طفره رفتن مقامهای قضایی و مسوولان از پاسخگویی است، از جمله آیتالله موسوی اردبیلی؛ «ایشان و آیت الله هاشمی رفسنجانی به جلسهای اشارهای کردهاند که گروهی تسمیم گرفتند که اعدامها ادامه یابد. همه کسانی که در این جلسه بودهاند میتوانند جزو آمران این ماجرا از آنها اسم برد. اما باید کمیته حقیقتیاب باید تشکیل شود. به این جلسه در کتاب خاطرات و همچنین نمازهای جمعه که توسط این دو امامت شده اشاره شده است.»
شریفپور در باره مسوولیت مقامهای نظام میگوید که گاه مسوولینی مثل آقای بنیصدر از فجایعی مثل کشتار ترکمنصحرا توسط آیتالله خلخالی بیاطلاع بودهاند. اما باید کمیتهای تشکیل شود و مرجع بیطرفی همه ابعاد را بررسی کند و طبیعتا تا زمان اثبات نقش، باید اصل را بر برائت گذاشت. اگر آقای میرحسین موسوی در سال ۱۳۶۷ جملهای در دفاع از اعدامها گفته باشد(در گفتگو با تلویزیون اتریش)، تنها به صرف آن بخش از صحبتها نمیشود در باره ایشان قضاوت کرد. نخستوزیر زمان مسوولیتهایی داشتند و باید مسوولیتهایی را بپذیرند. گزارش بناید برومند بر اساس اسناد سازمان عفو بینالملل، یکی از معتبرترین سازمانهای حقوقی است.
شریفپور امیدوار است که آقای موسوی و کسانی که در جریان این اعدامها بودهاند، چون بهتر میتوانند توضیح بدهند که نقششان درچه حدی بوده و تا چه حد اطلاع داشتهاند، اثر بیشتری بگذارند. او معتقد است که چون آیتالله منتظری ابعاد ماجرا را میدانسته، اگر اطلاعرسانی را منتهی به خاطراتش نمیکرد که بعضا به طور سربسته ارائه شده، شاید میشد جلوی جنایتهای بعدی[پس از سال ۶۷] را گرفت.
او میگوید: «باید آمران و عاملان جنایتهای دهه ۶۰ شناسایی شوند و عدالت در قبالشان اجرا شود. تا آن زمان ما نمیتوانیم برگردیم و بقیه جنایتها توسط مقامهای مختلف حکومت را بررسی کنیم. روند و سیاست حاکم بر جمهوری اسلامی این است که متاسفانهنهادهای امنیتی و قضایی و زندانهای مخفی و زندانبانهای مخفی همیشه حرف آخر را میزنند.»
کل گفتگوی خودنویس و الهه شریفپور-هیکس را میتوانید در بخش پادکست خودنویس بشنوید.
Subscribe to comments feed نظرات (15 نوشته شد):
آیا این خواست آنها مشوقی برای تداوم جنایت های بدون مکافات نمیباشد؟
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%DB%8C
مسلما اگر این آگاهی در زمان خاتمی وجود داشت، اینطور دود و دمش همه گیر نمیشد و سلطان اشکها و لبخندها، بر جایگاه ریاست جمهوری و به نام اصلاح طلب تکیه نمیزد.
بنظر من این سوال، سوال مبتذلی است.سوال اساسی اینست که در این بیست سال که آقای موسوی داشتند حمام آفتاب میگرفتند، چرا به انتشار خاطراتشان از دوران مسولیت، اقدام نکردند و مانند آقای منتظری در این مورد به مردم اطلاع رسانی کنند. آیا ۲۰ سال وقت برای اطلاع رسانی و نوشتن خاطرات، کافی نیست؟
چنانچه منظورتان دوری از رأس قدرت باشد ، فکر می کنم بهتر است آن را در مجادلات و اختلافات ایشان با خامنه ای (رئیس جمهور وقت) و پشتیبانی قاطع خمینی از موسوی جستجو کرد و دنبال این مطلب باشید که چرا ایشان را به "نخست وزیر امام" ملقب کردند.
در مورد اینکه گفتید چرا انقلاب کردید، این درست است که قبل از انقلاب رفاه نسبی در جامعه وجود داشت، آزادیهای اجتماعی هم وجود داشت، اما از آزادی های سیاسی خبری نبود. نتیجه همین نبود آزادی سیاسی، نا آگاهی قشر عظیمی از اجتماع نسبت به حقوق و آزادی های خودشان بود. تمدن شاه تمدن بلواری بود و فقط روبنا و ظاهر بود.
اینکه گفتید که همه مسئولند و از جمله پدران و مادرانمان که این درست است اما مسولیتها یکی نیست. در زمان قتل عام خاوران، پدران و مادران ما نخست وزیر "امام" نبودند.کسی که چنین پستی را اشغال کرده مسولیتی بمراتب بزرگ بر دوش دارد، بالاخص که در مقابل کانال تلویزیونی استرالیا، از ان جنایت دفاع هم میکند. پدران و مادران ما البته خبطی بزرگ کردند و ان اعتماد به افرادی مثل موسوی و سپردن سر رشته کارها به امثال اینها بود که اگر ما عاقل باشیم، از اشتباه آنها درس میگیریم و آنرا تکرار نمیکنیم، بالاخص پس از این تجربه گران قیمت.
ضمنا در مورد تجربه موسوی در اداره جنگ گفتید. اتفاقا طولانی کردن جنگ و بپایان بردن ان در شکست، در حالی که این جنگ میتوانست زودتر، با خسارت کمتر و با پیروزی و دست بالای نظامی و سیاسی ایران و پرداخت غرامت از طرف اعراب خاتمه یابد، یکی از مواردی است که آقای موسوی باید به ان جواب دهند. چنین کاری نا با سیاست ورزی مطابقت دارد و نه با منافع ملی ایران. شما میدانید چند نسل طول خواهد کشید تا نسلهای آینده خسارت این جنگ را بپردازند؟
در مورد تجربه موسوی در مدیریت کلان اقتصادی و سیاسی گفتید. فکر نمیکنم خرج کردن ذخایر ارزی ایران و ریختن ان در تنور جنگ نیاز به مدیریت کلان اقتصادی داشته باشد. اداره کشور با برقراری اختناق، کشتار، سرکوب و زندان و بستن دهان مخالفین نیز مصداق مدیریت سیاسی بشمار نمیرود.
من در مورد پدر و مادر شما نمی توانم مدعی باشم ولی تا آنجایی که پدر و مادر من عنوان می کنند اساسا افسار انقلاب (بزعم شما) در دست مردم نبود تا بخواهند آن را تحویل این یا آن دهند و نطفه ی آن در غرب منعقد گردید و به اجرا در آمد و تاریخ نیز بر درستی این نظریه شهادت می دهد .
در خاتمه آرزو می کنم که شما و دوستانتان بار دیگر بزرگترین اشتباه پدران و مادرانمان را تکرار ننموده و همان افسار سابق الذکر را به همان افرادی که جز گفتن "قال اصادق" و "قال الباقر" هنر دیگری در چنته ی خویش ندارند نسپرید و تاریخ را تکرار نکنید .
به قول آن بزرگ :
کسانی که از تاریخ گذشته ی خود نمی آموزند، خود محکوم به تکرار آن هستند .
موفق باشید.
موسوی سوگلی امام بود ،بعد از فوت امام ایشون با چشمی گریان و قلبی شکسته از دایره قدرت به بیرون پرتاب شد ،به ویژه بعد از فوت احمد آقا یار گرمابه و گلستان آقای موسوی جای در درگاه رهبری جدید نداشت . دستگاه مافیای همین است داداش ،نمیشه که تا آخرش بتازی !! یکی میاد یکی میره ولی چه نسب ما میشه ؟ هیچی !!!
خانم الهه هیکس هم بدانند که دوستش داریم و وجودش مایه ی افتخار ماست .
نیستم
به نظاره من انها که در زمانه جنگ
به جای دشمن اسلاهارو
به سمته مردمه خودشون گرفتن این کمترین کاری بدش که انجام دادن اگر میخواهد واقعن دنباله اینو بگیرید پس ببینید ان موقع ایران در چه حالتی بدش و مجاهدین چه ها که نکردن
منم از ایران فرار کردم اما خانومه عزیز مگه شما کم کشتید یک سوزان به خودتون بزنید یک جالوزام به انها به امیده آنروز
ثانیا حتی اگر اینطور که شما میگویید باشد، و اگر اینها در میدان جنگ بودند، البته که در میدان جنگ، قوانین جنگ حاکم است، اگر نکشی، کشته میشوی. اما مساله این نیست. مساله اینست که چرا این فجایع را زمانی بر سر اینها آوردند که سلاحشان را گرفتند، زندانی کردند و در زندانهای تحت مراقبت خود قرار دادند، انموقع که دیگر سلاح در دستشان نبود، زندانی بودند با تمام حق و حقوق یک زندانی، حقوقی که در کنوانسیون ژنو تصویب شده و امضای دولت ایران هم بر پیشانی ان است که به معنای تعهد دولت ایران بر اجرای مفاد ان قطعنامه است. فجایعی که در ان زندانها بر زندانیان رفت کار فقط کار یک گروه گانگستر و راهزن است و نه یک دولت قانونی با موقعیت مشخص حقوقی.
ثالثا، اجرای عدالت یک چیز است، انتقام گیری چیز دیگر. دستگاه عدالت یک حکومت مشروع و مردمی انتقام گیری نمیکند.
نفرت شماراازتروریستهایی که درکنار صدام زندگی رابرمردم ماتنگ کردنددرک می کنم.دوست مادرمن قربانی یکی ازجنایات آنهابودبدون اینکه فردی سیاسی باشد.اماقضاوتتان خیلی بی رحمانه است.آنهاهرچقدرهم جنایت کرده باشند،حقشان نبودشکنجه شوندوقبل ازاعدام موردتجاوزقراربگیرند.حق داشتنددردادگاهی وباحضوروکیل مدافع محاکمه شوندنه باچندسؤال وجواب.حق داشتندحتی درصورت اعدام سنگ قبری برمزارخودداشته باشندنه اینکه درگورهای دست جمعی باآن وضع فجیع دفن شودتاچندی بعدخانواده هاشان استخوانهایی رادرمحل بیابندکه سگهاوکفتارهاجویده بودند.می دانیدچه به روزشان آمد؟
من ازاین انقلاب وآرمانهای مسخره انقلابیونش متنفرم.معتقدم همه سروته یک کرباس بودند.اماآنچه برسرقربانیان دهه ٦٠بویژه ٦٧آمدچیزی فراترازیک جنایت ساده وحتی تصفیه حساب سیاسی بود.اصلاازکجامعلوم یک عده مخالف سیاسی بی ربط راهم باآن تروریستهاسربه نیست نکرده باشند؟
البته دلیل اینکه دریک سال اخیرعده ای یادقربانیان دهه ٦٠ افتادندچیزدیگریست.کسانیکه از٦٧تا٨٨به اندازه کافی وقت داشتندتاپرونده این جنایت راحداقل دردادگاههای خارج کشورمطرح کنند.اطلاع دارم که برخی خانواده های آنهاحتی به کمیسیون اصل٩٠مجلس ششم که خیلی هم فعال بوده مراجعه کردندوجواب گرفتند:ازعهده ماخارج است.
این قضیه داخل ایران تابواست وهمه فعالین سیاسی هم این راخوب می دانند.اماخوب......برای کاسبی.....خودنمایی.....ژست گرفتن جلوخارجیها......وخیلی کارهای دیگرهمیشه سوژه خوبیست.هیچوقت هم کهنه نمی شود.به خصوص که الان به لطف جنبش سبزمرده های سیاسی هم ازگوردرآمدند!می شودازهمه سیاستمداران داخل ایران درمورداین جریان سؤال کرد....درحالیکه هم سؤال شونده وهم سؤال کننده ازاول می دانندکه جوابی درکارنخواهدبود!
اگرخانم هیکس که فعال حقوق بشراست وگردنش هم زیرتیغ رژیم نیست،قبول زحمت بفرمایندوبعداز٢١سال این قضیه رامثل یک پرونده حقوق بشری دنبال کند،من یکی که ممنون زحمات ایشان خواهم بود.
"تن آدمی شريف است به جان آدميت"
نه همان نوار سبز است نشان آدميت
اگر آدمی به رنگ است و لباس و کلهی گچ
چه ميان مانکن ها و ميان آدميت
نه به پرچمی بده گير و نه رنگ را جدا کن
و بدان که رنگرنگست روان آدميت
تو نگو در اين شرايط همگان شوند يکسان
که به قالبی نگنجد همگان آدميت
تو که پشت هم بگوئی سخن از دموکراسی
مگذار چيره گردد خفقان آدميت
همه يکصدا وليکن مشو غافل از حقيقت
که هزار لهجه باشد به زبان آدميت
نه بگير خرده بر آن که به خود نبسته سبزی
نه هر آنکه بسته بنشان سر خوان آدميت
تو نه مبصر کلاسی و نه ناظم دبستان
تو نه ژاندارم سبزی نه آجان آدميت
چه خوشست سبز بودن به ميان جمع و جنبش
که گشاده سبزهزاريست جهان آدميت
چو نشان سبز بينی به ميان آستينی
نه يقين کنی همانست نشان آدميت
چه بسا که بدنهادی به لباس سبز اندر
نه که آدمش بگيری به گمان آدميت
کاتالوگ نگير در کف که بيابی آدمی را
چه خوشست گر بگيری پی ِ آن آدميت
هادی خرسندی
چطور شده اینقدر اینجا توی خودنویس چشم هایش برق می زنه و لبخندی معنادار بر لب هایشان نقش بسته.
این نگاه و لبخند، هر چه هست نگاه و لبخندی با نیت پاک نیست.
امیدوارم خودنویس این عکس لبخند و نگاه خانم الهه هیکس رو حذف نکنه.
برام خیلی جالب بود.
متوجه نیستی شما چرا؟
مطمئنا عکس هایی از اظهار تاسف آقای خاتمی برای رویدادهای تاسف آور در کنار عکس های با لبخند هم از ایشان در جراید و رسانه ها منتشر شده.
اما لبخند و اظهار تاسف آقای خاتمی کجا و این لبخند و برق چشمان و چهره همیشه غمگین خانم الهه هیکس کجا.
بعضی افراد دیگه اینقدر چهارپا و ببعی نیستند و می تونند فرق بین اظهار تاسف پاک و بی آلایش رو با چهره ناراحت و مظلوم به خود گرفتن رو تشخیص بدهند.
نیازی به کف بینی و خال بازی نیست ننه جان.
دست اندر کاران نظام در اعدام ها دست داشته اند و موسوی هم از
آنها جدا نیست
امید که صبر تحمل را پیشه نماید ،در نخستی دادگاهی که در ایران آینده برگزار خواهد شد ،به این پرسش هم پرداخته خواهد شد ،پس اگه خیلی هم عجله دارید ،هم اکنون اگر کیفر خواستی دارید پست کنید به شعبه رسول الله ،مقام معظم رهبری سابق .
از بابت مصاحبه با خانم الهه شریف پور متشکرم. خوشحالم که به حرف کسانی که به سکوت و خاموشی دعوتت میکردند گوش ندادی. امیدوارم که روزی تمام آنها که در این قتل عامها دست داشتند، در مورد نقش خود در حضور مردم و افکار عمومی ایران و جهانیان توضیحات کافی و وافی را در مورد نقش خود بدهند و از خانواده های قربانیان رفع ظلم شود.
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
به خودنویس بپیوندید »
اخبار
شهروند روزنامهنگاران؛ تعیین کننده آینده رسانهها
در دومین روز کنفرانس «آزادی اینترنت» که در محل «موزه رسانهها» در «واشینگتن دیسی» برگزار شد، مدیران برخی رسانههای شهروندی در باره تجربههایشان برای رساندن صدای شهروندانِ علاقهمند به حضور در فضای خبری سخن گفتند. «نیک آهنگ کوثر»، سردبیر «خودنویس» هم درباره سایت و امکانات استفاده از «خودتونز» به عنوان ابزاری مشارکتی سخن گفت. ...دور بعدی مذاکرات؛ سه هفتهی دیگر در مسکو
پس از پایان دور سوم مذاکرات بغداد میان ایران و گروه ۱+۵، کاترین اشتون، در کنفرانس خبری حاضر شد و اعلام کرد دور بعدی مذاکرات در مسکو برگزار خواهد شد. سعید جلیلی هم گفت گفتگوها مفصل و طولانی بود اما ناتمام ماند....یک رهبر شاعر و هزاران شعر بر دهان دوختهشده
رییسدفتر رهبر جمهوری اسلامی گفته است که «رشد شعر در کشور به علت حمایتهای آیتالله خامنهای است»، اگر چنین باشد، سرکوب شاعران در ایران و اجازه ندادن به چاپ آثار آنان را باید به حساب چه کسی گذاشت؟...ارشاد از شکایت طفره رفت: مردم خود درباره گوگل اقدام کنند!
پس از این که اعلام شده بود ایران از گوگل به خاطر حذف نام خلیجفارس از نقشههای سرویس «گوگل مپز» شکایت میکند، حالا وزیر ارشاد اسلامی گفته: «خواسته ما این است که مردم منتظر تصمیم ادارات دولتی نمانند و در ارتباط با این موضوع چه ایرانیان داخل و چه ایرانیان خارج از کشور از خود واکنش نشان دهند.»...یک کارگر: جلوی دوربین به ما خانه دادند، چهار روز بعد پس گرفتند!
یکی از دریافت کنندگان مسکن مهر گفته که در جریان سفر محمود احمدینژاد به مشهد جلوی دوربین تلویزیون به او خانه دادند و بعد از چهار روز به او اعلام شد که باید خانه را تخلیه کند....دیگر مطالب پادکست
- پادکست گفتگو با رضا پهلوی-بخش چهارم
- پادکست گفتگو با رضا پهلوی-بخش سوم
- گفتگو با رضا پهلوی در باره شکایت از علی خامنهای، نقض حقوق بشر در دوران پهلوی و ارتباط با پرویز ثابتی-قسمت دوم
- پادکست بخش نخست گفتگو با رضا پهلوی
- حکومت ایران بیاعتبار است، اما اپوزیسیون نتوانسته به اندازه این بیاعتباری اعتمادسازی کند
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید