شهروندان و روزنامه‌نگاران باید پیگیر جنایت‌های دهه ۶۰ باشند | پادکست | صفحه اصلی
نظرات (30)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

شهروندان و روزنامه‌نگاران باید پیگیر جنایت‌های دهه ۶۰ باشند

۲۸ تیر ۱۳۸۹ خودنویس
image

بر سر پیگیری آنچه جنایت‌های دهه ۶۰ خوانده می‌شود، گروهی معتقدند نباید «الان» سران جنبش سبز را وادار کرد که در این باره سخن بگویند و هر کسی صلاحیت پیگیری و طرح سوال از رهبران جنبش و مسوولین دهه ۶۰ را ندارد. الهه‌شریف‌پور-هیکس، پژوهشگر سابق سازمان دیده‌بان حقوق بشر در مورد ایران اما اعتقادی دیگر دارد، و خواهان تشکیل یک کمیته حقیقت‌یاب و پیگیری شهروندان و روزنامه‌نگاران است.

بخش پادکست خودنویس - الهه شریف‌پور-هیکس نام آشنایی در حوزه حقوق بشر برای بسیاری از فعالان و روزنامه‌نگاران ایرانی است. گزارش‌های این محقق و فعال باعث شد بسیاری از رسانه‌ها و نهادهای حقوق بشری با ابعاد مختلف نقض حقوق بشر در ایران آشنا شوند.

از شریف‌پور در باره پیگیری وقایع دهه ۶۰ سوال کردیم.

شریف‌پور می‌گوید که هیچ‌کس از ابعاد دقیق قتل عام زندانیان در دهه ۶۰ مطلع نیست و کلیات ماجرا مورد بحث است. ابعاد و اسرار آن فاجعه هنوز گفته نشده. [در مورد اعدام‌های سال ۶۷] سازمان عفو بین‌الملل موارد مربوط به نزدیک به  نفر۳۰۰۰ را بررسی کرده.

شریف‌پور در این باره که عده‌ای از مقام‌های اصلاح‌طلب، اتفاقات دهه ۶۰ را اشتباه می‌نامند گفت که اینان باید  به خاطرات آیت‌الله منتظری و بخش‌هایی که هنوز منتشر نشده رجوع کنند.

این فعال و محقق حقوق بشر معتقد است که باید یک کمیته حقیقت‌یاب ابعاد این فاجعه را بررسی کند. همه شهروندها و نهادهای دموکراتیک باید این جنایت‌ها را پیگیری کنند؛ «همه این کانال‌ها می‌توانند شاکی باشند. رسانه‌های خبری باید این جنایات را افشا کنند. شخصیت‌های حقوقی می‌توانند پیگیر این پرونده باشند.»

 شریف‌پور در باره نقش مهم روزنامه‌نگاران در بررسی ابعاد جنایت‌هایی از این دست می‌گوید: «روزنامه‌نگاران بودند که جنایات زندان ابوغریب و گوانتانامو را افشا کردند که منتهی به پیگیری سازمان‌های دیگر شد. نقش خبرنگاران، باز کردن دریچه‌های افکار عمومی بر جنایاتی است که اتفاق افتاد.به عنوان مثال در مورد مسائلی که در دولت بوش اتفاق افتاد، این روزنامه‌نگاران بودند که افکار عمومی را با فجایع آشنا کردند که منتهی به تشکیل پرونده برای مقام‌های آمریکایی شد.»

 نکته مهم دیگر مورد اشاره خانم شریف‌پور، طفره رفتن مقام‌های قضایی و مسوولان از پاسخ‌گویی است، از جمله آیت‌الله موسوی اردبیلی؛ «ایشان و آیت الله هاشمی رفسنجانی به جلسه‌ای اشاره‌ای کرده‌اند که گروهی تسمیم گرفتند که اعدام‌ها ادامه یابد. همه کسانی که در این جلسه بوده‌اند می‌توانند جزو آمران  این ماجرا از آنها اسم برد. اما باید کمیته حقیقت‌یاب باید تشکیل شود. به این جلسه در کتاب خاطرات و همچنین نماز‌های جمعه که توسط این دو امامت شده اشاره شده است.»

شریف‌پور در باره مسوولیت مقام‌های نظام می‌گوید که گاه مسوولینی مثل آقای بنی‌صدر از فجایعی مثل کشتار ترکمن‌صحرا توسط آیت‌الله خلخالی بی‌اطلاع بوده‌اند. اما باید کمیته‌ای تشکیل شود و مرجع بی‌طرفی همه ابعاد را بررسی کند و طبیعتا تا زمان اثبات نقش، باید اصل را بر برائت گذاشت. اگر آقای میرحسین موسوی در سال ۱۳۶۷ جمله‌ای در دفاع از اعدام‌ها گفته باشد(در گفتگو با تلویزیون اتریش)، تنها به صرف آن بخش از صحبت‌ها نمی‌شود در باره ایشان قضاوت کرد. نخست‌وزیر زمان مسوولیت‌هایی داشتند و باید مسوولیت‌هایی را بپذیرند. گزارش بناید برومند بر اساس اسناد سازمان عفو بین‌الملل، یکی از معتبرترین سازمان‌های حقوقی است.

شریف‌پور امیدوار است که آقای موسوی و کسانی که در جریان این اعدام‌ها بوده‌اند، چون بهتر می‌توانند توضیح بدهند که نقششان درچه حدی بوده و تا چه حد اطلاع داشته‌اند، اثر بیشتری بگذارند. او معتقد است که چون آیت‌الله منتظری ابعاد ماجرا را می‌دانسته، اگر اطلاع‌رسانی را منتهی به خاطراتش نمی‌کرد که بعضا به طور سربسته ارائه شده، شاید می‌شد جلوی جنایت‌های بعدی[پس از سال ۶۷] را گرفت.

او می‌گوید: «باید آمران و عاملان جنایت‌های دهه ۶۰ شناسایی شوند و عدالت در قبال‌شان اجرا شود. تا آن زمان ما نمی‌توانیم برگردیم و بقیه جنایت‌ها توسط مقام‌های مختلف حکومت را بررسی کنیم. روند و سیاست حاکم بر جمهوری اسلامی این است که متاسفانهنهادهای امنیتی و قضایی و زندان‌های مخفی و زندان‌بان‌های مخفی همیشه حرف آخر را می‌زنند.»

کل گفتگوی خودنویس و الهه شریف‌پور-هیکس را می‌توانید در بخش پادکست خودنویس بشنوید.

ارزیابی این خبر:

4.42

Subscribe to comments feed نظرات (15 نوشته شد):

بل بلی گوش در ۲۸ تیر ۱۳۸۹
آندسته که معتقدند که الان صلاح نیست و وقت آن نیست و از این دست پشت گوش اندازیها، باید بگویند پس کی وقت و صلاح است تا در مورد قتل عام هزاران ایرانی در بند تحقیق مستقل از سوی مراجع بین المللی انجام و گزارش به ملت داده شود.
آیا این خواست آنها مشوقی برای تداوم جنایت های بدون مکافات نمیباشد؟
azad در ۲۸ تیر ۱۳۸۹
مساله دهه ۶۰ مساله دیروز نیست ،مساله امروز و آینده ایران است ! مهمترین بخش این مساله پاسخگوی و مسولیت پذیری است که شاقولی برای دمکراسی است . کسانی که در این جنایات سهمی هرچند کوچک داشته اند ،با پاسخگوی به سوالات مردم میتوانند بخش بزرگی از مردم را همراه خود کرده و قدمی در جهت آشتی ملی بردارند .
هاله در ۲۹ تیر ۱۳۸۹
دمت گرم نیک​​آهنگ جان. نباید بذاریم این مساله فراموش بشه. ممنون به خاطر همه تلاشهات کاکو.
حامد در ۲۹ تیر ۱۳۸۹
موضوع حالبیه اتفاقا من هم میخواهم بدونم چرا آن ۲۰ سالی که موسوی به سیاست و دولت کاری نداشت و داشت برای خودش نقاشی میکرد هیج کدام از روشنفکرها و روزنامه نگاران شجاع فعلی یادشان نبود که از نقش آقای موسوی در قتل عام سال 67 پرده برداری کنند ولی حالا که موسوی اومده وسط میدان و بزرگنرین چالش ۳۰ ساله اخیر را برای همین حاکمیت درست کرده روشنفکرهای غیور و شجاع برون مرزی ما شنبه به شنبه از نقش موسوی در این ماجرا میخواهند که پرده برداری کنند!!! واقعا ما ایرانیها مردم زمان خودمان نیستیم یا ۲۰ سال تاخیر فاز داریم یا ۲۰ سال تقدم فاز!! البته روشنفکرهایمان به حای ۲۰ سال ۴۰ سال اختلاف فاز دارند!!!!
هنه می بخشیم مه فراموش می کنیم در ۲۸ مرداد ۱۳۸۹
-1
میرحسین موسوی در این سال‌ها علی‌رغم کناره‌گیری از دنیای سیاست، مسئولیت‌های سیاسی حاشیه‌ای داشت. از جمله سال ۱۳۶۸ با حکم خامنه‌ای عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام شد که این عضویت کماکان ادامه دارد. از سال ۱۳۷۵ نیز عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی بوده‌است. همچنین در دورهٔ ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی (۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶) مشاور سیاسی رئیس جمهوری و در دوره محمد خاتمی (۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴) مشاور عالی رئیس جمهوری بوده‌است.
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86_%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%DB%8C
در ۳۰ تیر ۱۳۸۹
-2
از این بیست سال بعد از موسوی، هشت سال که که دوران رفسنجانی بود و دوران خفقان و اختناق. با وجود اینکه منتظری انتقادش را کرده بود، چنین انعکاسی در جامعه نداشت و جز در خارج کشور به آگاهی رسانی و دادخواهی از مراجع حقوق بشر در این مورد پرداخته نمیشد. بهمین دلیل هم اغلب مردم از ان فجایع بیخبر بودند. بعد هم که دود و دم خاتمی همه را گرفت که موثرترین و مهم ترین عامل در این مورد نا آگاهی بخش اعظمی از جامعه بود. با ورود اینترنت و ورود نسل جدید که با کامپیوتر و اینترنت آشنا بودند و همچنین همه گیر شدن ماهواره، طبعا آگاهی در این مورد بطور انفجاری بالا رفت.
مسلما اگر این آگاهی در زمان خاتمی وجود داشت، اینطور دود و دمش همه گیر نمیشد و سلطان اشکها و لبخندها، بر جایگاه ریاست جمهوری و به نام اصلاح طلب تکیه نمیزد.
بنظر من این سوال، سوال مبتذلی است.سوال اساسی اینست که در این بیست سال که آقای موسوی داشتند حمام آفتاب میگرفتند، چرا به انتشار خاطراتشان از دوران مسولیت، اقدام نکردند و مانند آقای منتظری در این مورد به مردم اطلاع رسانی کنند. آیا ۲۰ سال وقت برای اطلاع رسانی و نوشتن خاطرات، کافی نیست؟
میپرسی چرا ؟ برای اینکه نسل جوان ما بدون اینکه بدونند و یا بخواهند بدونند داشتند شمشیر را از دست راست به دست چپ رژیم میدادند، موسوی اون موقع که نشسته بود نقاشی میکرد و نون و ماست میخورد بله کسی کارش نداشت ولی فکر میکنید کسانی که دوره این آقایان را دیدند باید ساکت بشینند تا شما اشتباه سال ۵۷ را تکرار کنید ؟ کار به جایی کشیده شده بود که حتا رفسنجانی را اگر خودش جا نمیزد داشتید قهرمان میکردید.
در ۲۹ تیر ۱۳۸۹
11
سوال خیلی جالبی بود
گل و بلبل در ۲۹ تیر ۱۳۸۹
-2
دوست عزیز، من تصور نمی کنم عضویت آقای موسوی در مجلس تشخیص مصلحت نظام و شورای عالی انقلاب فرهنگی با حکم ولی امر مسلمین ، و بطور همزمان نشستن بر اریکه ی ریاست فرهنگستان هنر و استادی دانشگاه به معنای دوری ایشان از سیاست و دولت بوده و صرفا بزعم شما نقاشی کشیدن تلقی گردد .
چنانچه منظورتان دوری از رأس قدرت باشد ، فکر می کنم بهتر است آن را در مجادلات و اختلافات ایشان با خامنه ای (رئیس جمهور وقت) و پشتیبانی قاطع خمینی از موسوی جستجو کرد و دنبال این مطلب باشید که چرا ایشان را به "نخست وزیر امام" ملقب کردند.
حامد در ۲۹ تیر ۱۳۸۹
دوست گرامی کسی ادعا نمیکنه که موسوی یا هر کس دیگه ای اشتباه نکرده و معصوم است. بزرگترین اشتباه رو پدر و مادرهای ما مرتکب شدند که افسار انقلاب رو سپردند به یکسری افرادی که به غیر از قال الصادق و قال الباقر گفتن هیچ هنر دیگه ای نمیدونستند. پس اگر میخواهید بازجویی کنیم بهتره یقه پدر و مادر هایمان را در وهله اول بگیریم که این انقلاب رو سپردند دست نااهلشان یا اصلا یک پله بالاتر اینکه ازشون بپرسیم آب و نونتون کم بود که یک کاره بلند شدید انقلاب کردید!!!؟ بنابراین اگر بخواهیم به گذشته شخمی زده شود باغچه همه اقشار جامعه باید مورد عنایت قرار گیرد. خلاصه اینکه دیکته ننوشته غلط نداره و باید قدری نسبی به قضایا و افراد نگاه کرد و بدونیم که کاوه آهنگری در کار نیست هر چه هست همین بضاعتی است که در ایران امروز وجود دارد با همه خوبیها و بدیهایش. شما چه بپسندید و چه نپسندید موسوی تاثیرگدارترین شخصیت فعلی سیاسی ایران است که اولا مثل خیلی از سایر سیاستمدارهای دیگه دزد سرگردنه نبوده، در ثانی از مدیریت کلان سیاسی و اقتصادی سر در می آورد و ثالثا اینکه تجربه مدیریت بحران در کوران جنگ را داشته است. همین ۳ معیار برای من سکولار کافی هستش که معتقد باشم برای جامعه بحران زده فعلی ایران موسوی نه بهترین گزینه بلکه مناسبنرین گزینه میتواند باشد.
در ۳۰ تیر ۱۳۸۹
-2
حرف شما در این مورد که کاوه آهنگری در کار نیست و هر چه هست همین بضاعتی است که در ایران وجود دارد را صد در صد تایید میکنم. اما مسلما این به ان معنی نیست که زمام کار را بدست همان سیاستمداران ورشکسته ای بدهیم که کار ما را در وهله اول به اینجا کشاندند. ما انسانهای بزرگ در کشورمان بسیار داریم و لازم نیست که جنایتکارانی را بر کشورمان بگماریم که یکبار مردود شدند و هزینه ای چنین سنگین روی دست کشور گذاشتند.
در مورد اینکه گفتید چرا انقلاب کردید، این درست است که قبل از انقلاب رفاه نسبی در جامعه وجود داشت، آزادیهای اجتماعی هم وجود داشت، اما از آزادی های سیاسی خبری نبود. نتیجه همین نبود آزادی سیاسی، نا آگاهی قشر عظیمی از اجتماع نسبت به حقوق و آزادی های خودشان بود. تمدن شاه تمدن بلواری بود و فقط روبنا و ظاهر بود.
اینکه گفتید که همه مسئولند و از جمله پدران و مادرانمان که این درست است اما مسولیتها یکی نیست. در زمان قتل عام خاوران، پدران و مادران ما نخست وزیر "امام" نبودند.کسی که چنین پستی را اشغال کرده مسولیتی بمراتب بزرگ بر دوش دارد، بالاخص که در مقابل کانال تلویزیونی استرالیا، از ان جنایت دفاع هم میکند. پدران و مادران ما البته خبطی بزرگ کردند و ان اعتماد به افرادی مثل موسوی و سپردن سر رشته کارها به امثال اینها بود که اگر ما عاقل باشیم، از اشتباه آنها درس میگیریم و آنرا تکرار نمیکنیم، بالاخص پس از این تجربه گران قیمت.
ضمنا در مورد تجربه موسوی در اداره جنگ گفتید. اتفاقا طولانی کردن جنگ و بپایان بردن ان در شکست، در حالی که این جنگ میتوانست زودتر، با خسارت کمتر و با پیروزی و دست بالای نظامی و سیاسی ایران و پرداخت غرامت از طرف اعراب خاتمه یابد، یکی از مواردی است که آقای موسوی باید به ان جواب دهند. چنین کاری نا با سیاست ورزی مطابقت دارد و نه با منافع ملی ایران. شما میدانید چند نسل طول خواهد کشید تا نسلهای آینده خسارت این جنگ را بپردازند؟
در مورد تجربه موسوی در مدیریت کلان اقتصادی و سیاسی گفتید. فکر نمیکنم خرج کردن ذخایر ارزی ایران و ریختن ان در تنور جنگ نیاز به مدیریت کلان اقتصادی داشته باشد. اداره کشور با برقراری اختناق، کشتار، سرکوب و زندان و بستن دهان مخالفین نیز مصداق مدیریت سیاسی بشمار نمیرود.
گل و بلبل در ۳۰ تیر ۱۳۸۹
برای من اعتقادتان به موسوی قابل احترام است و امید دارم به خواسته ی خود دست یابید دوست سکولار من .
من در مورد پدر و مادر شما نمی توانم مدعی باشم ولی تا آنجایی که پدر و مادر من عنوان می کنند اساسا افسار انقلاب (بزعم شما) در دست مردم نبود تا بخواهند آن را تحویل این یا آن دهند و نطفه ی آن در غرب منعقد گردید و به اجرا در آمد و تاریخ نیز بر درستی این نظریه شهادت می دهد .
در خاتمه آرزو می کنم که شما و دوستانتان بار دیگر بزرگترین اشتباه پدران و مادرانمان را تکرار ننموده و همان افسار سابق الذکر را به همان افرادی که جز گفتن "قال اصادق" و "قال الباقر" هنر دیگری در چنته ی خویش ندارند نسپرید و تاریخ را تکرار نکنید .
به قول آن بزرگ :
کسانی که از تاریخ گذشته ی خود نمی آموزند، خود محکوم به تکرار آن هستند .
موفق باشید.
navid در ۲۹ تیر ۱۳۸۹
-1
آفرین گل و بلبل

موسوی سوگلی امام بود ،بعد از فوت امام ایشون با چشمی گریان و قلبی شکسته از دایره قدرت به بیرون پرتاب شد ،به ویژه بعد از فوت احمد آقا یار گرمابه و گلستان آقای موسوی جای در درگاه رهبری جدید نداشت . دستگاه مافیای همین است داداش ،نمیشه که تا آخرش بتازی !! یکی میاد یکی میره ولی چه نسب ما میشه ؟ هیچی !!!
گل و بلبل در ۲۹ تیر ۱۳۸۹
-1
از نیک آهنگ ، سرکار خانم الهه هیکس و خودنویس به خاطر انجام این مصاحبه آموزنده با بی نهایت سپازگزارم . امیدوارم دوستان در خودنویس این فرصت را داشته باشند که در صورت امکان غلط های املائی موجود در متن گزارش را اصلاح فرمایند.
خانم الهه هیکس هم بدانند که دوستش داریم و وجودش مایه ی افتخار ماست .
سلام من اصلان با این گفتی شما موافق
نیستم
به نظاره من انها که در زمانه جنگ
به جای دشمن اسلاهارو
به سمته مردمه خودشون گرفتن این کمترین کاری بدش که انجام دادن اگر میخواهد واقعن دنباله اینو بگیرید پس ببینید ان موقع ایران در چه حالتی بدش و مجاهدین چه ها که نکردن
منم از ایران فرار کردم اما خانومه عزیز مگه شما کم کشتید یک سوزان به خودتون بزنید یک جالوزام به انها به امیده آنروز
در ۳۰ تیر ۱۳۸۹
-2
اولا مجاهدین در سال ۶۵ به عراق رفتند، زمانیکه ایران دیگر در حالت دفاعی نبود (جنگ فقط در دو سال اول جنگ دفاعی بود) بلکه صدام از خرمشهر بیرون رفته بود و این خمینی بود که با شعار فتح کربلا از طریق قدس منابع و سربازان کشور ما را برای هجوم به عراق بکار گرفت و کشورمان را درگیر تهاجم به عراق کرد. بگذریم از اینکه این تهاجم، چه انزوای شدیدی را برای ایران بهمراه آورد. بنا بر این، مجاهدین سلاح ها را به سمت مردم نشانه نگرفتند. این خمینی بود که با ادامه جنگ، سبب شد که سلاح های تمام دنیا، بسمت ایران نشانه رود.
ثانیا حتی اگر اینطور که شما میگویید باشد، و اگر اینها در میدان جنگ بودند، البته که در میدان جنگ، قوانین جنگ حاکم است، اگر نکشی، کشته میشوی. اما مساله این نیست. مساله اینست که چرا این فجایع را زمانی بر سر اینها آوردند که سلاحشان را گرفتند، زندانی کردند و در زندانهای تحت مراقبت خود قرار دادند، انموقع که دیگر سلاح در دستشان نبود، زندانی بودند با تمام حق و حقوق یک زندانی، حقوقی که در کنوانسیون ژنو تصویب شده و امضای دولت ایران هم بر پیشانی ان است که به معنای تعهد دولت ایران بر اجرای مفاد ان قطعنامه است. فجایعی که در ان زندانها بر زندانیان رفت کار فقط کار یک گروه گانگستر و راهزن است و نه یک دولت قانونی با موقعیت مشخص حقوقی.
ثالثا، اجرای عدالت یک چیز است، انتقام گیری چیز دیگر. دستگاه عدالت یک حکومت مشروع و مردمی انتقام گیری نمیکند.
در ۳۰ تیر ۱۳۸۹
-2
اینهایی که بهشان اشاره کردی که رفته بودند فرانسه. کی بود که انقدر به فرانسه فشار آورد که دولت بی اخلاق فرانسه را با چند قرداد نان و آبدار تشویق به برقراری انواع و اقسام تضییقات علیه اینها کرد و جایی برای اینها جز عراق نگذاشت. از قول فاطمه رجبی، همسر غلامحسین الهام (از حقوقدانان شورای نگهبان) میگویم که گفت انحصار طلبی موسوی، منافقین (مجاهدین خلق) را به سمت عراق راند ./نقل به مضمون/. مگر ما تظاهراتی را که اراذل و اوباش خط امام، در زمان موسوی، هر روز جلوی سفارت فرانسه براه می انداختند و خواهان استرداد مجاهدین میشدند را یادمان رفته؟
ایرانی در ۲۹ تیر ۱۳۸۹
این چه حرفیست که عده ای می گویند الان زمان این حرفها نیست و باعث تضعیف جنبش میشه ، آزادی اگر بخواهد با رفسنجانی و موسوی بر قرار شود آزادی نیست دهن کجی به آزادی است. همه کسانی که در جمهوری اسلامی در غارت کشتار و تجاوز دست داشته اند باید پاسخگو باشند.
دوست عزیزم باب
نفرت شماراازتروریستهایی که درکنار صدام زندگی رابرمردم ماتنگ کردنددرک می کنم.دوست مادرمن قربانی یکی ازجنایات آنهابودبدون اینکه فردی سیاسی باشد.اماقضاوتتان خیلی بی رحمانه است.آنهاهرچقدرهم جنایت کرده باشند،حقشان نبودشکنجه شوندوقبل ازاعدام موردتجاوزقراربگیرند.حق داشتنددردادگاهی وباحضوروکیل مدافع محاکمه شوندنه باچندسؤال وجواب.حق داشتندحتی درصورت اعدام سنگ قبری برمزارخودداشته باشندنه اینکه درگورهای دست جمعی باآن وضع فجیع دفن شودتاچندی بعدخانواده هاشان استخوانهایی رادرمحل بیابندکه سگهاوکفتارهاجویده بودند.می دانیدچه به روزشان آمد؟
من ازاین انقلاب وآرمانهای مسخره انقلابیونش متنفرم.معتقدم همه سروته یک کرباس بودند.اماآنچه برسرقربانیان دهه ٦٠بویژه ٦٧آمدچیزی فراترازیک جنایت ساده وحتی تصفیه حساب سیاسی بود.اصلاازکجامعلوم یک عده مخالف سیاسی بی ربط راهم باآن تروریستهاسربه نیست نکرده باشند؟
البته دلیل اینکه دریک سال اخیرعده ای یادقربانیان دهه ٦٠ افتادندچیزدیگریست.کسانیکه از٦٧تا٨٨به اندازه کافی وقت داشتندتاپرونده این جنایت راحداقل دردادگاههای خارج کشورمطرح کنند.اطلاع دارم که برخی خانواده های آنهاحتی به کمیسیون اصل٩٠مجلس ششم که خیلی هم فعال بوده مراجعه کردندوجواب گرفتند:ازعهده ماخارج است.
این قضیه داخل ایران تابواست وهمه فعالین سیاسی هم این راخوب می دانند.اماخوب......برای کاسبی.....خودنمایی.....ژست گرفتن جلوخارجیها......وخیلی کارهای دیگرهمیشه سوژه خوبیست.هیچوقت هم کهنه نمی شود.به خصوص که الان به لطف جنبش سبزمرده های سیاسی هم ازگوردرآمدند!می شودازهمه سیاستمداران داخل ایران درمورداین جریان سؤال کرد....درحالیکه هم سؤال شونده وهم سؤال کننده ازاول می دانندکه جوابی درکارنخواهدبود!
اگرخانم هیکس که فعال حقوق بشراست وگردنش هم زیرتیغ رژیم نیست،قبول زحمت بفرمایندوبعداز٢١سال این قضیه رامثل یک پرونده حقوق بشری دنبال کند،من یکی که ممنون زحمات ایشان خواهم بود.
جنبش سبز و خفقان آدميت

"تن آدمی شريف است به جان آدميت"
نه همان نوار سبز است نشان آدميت

اگر آدمی به رنگ است و لباس و کله‌ی گچ
چه ميان مانکن ها و ميان آدميت

نه به پرچمی بده گير و نه رنگ را جدا کن
و بدان که رنگرنگست روان آدميت

تو نگو در اين شرايط همگان شوند يکسان
که به قالبی نگنجد همگان آدميت

تو که پشت هم بگوئی سخن از دموکراسی
مگذار چيره گردد خفقان آدميت

همه يکصدا وليکن مشو غافل از حقيقت
که هزار لهجه باشد به زبان آدميت

نه بگير خرده بر آن که به خود نبسته سبزی
نه هر آنکه بسته بنشان سر خوان آدميت

تو نه مبصر کلاسی و نه ناظم دبستان
تو نه ژاندارم سبزی نه آجان آدميت

چه خوشست سبز بودن به ميان جمع و جنبش
که گشاده سبزه‌زاريست جهان آدميت

چو نشان سبز بينی به ميان آستينی
نه يقين کنی همانست نشان آدميت

چه بسا که بدنهادی به لباس سبز اندر
نه که آدمش بگيری به گمان آدميت

کاتالوگ نگير در کف که بيابی آدمی را
چه خوشست گر بگيری پی‌ ِ آن آدميت

هادی خرسندی
farideh در ۲۹ تیر ۱۳۸۹
و خانم هیکس عاجزانه از شما تشکر میکنند که به ایشان اجازه مرحمت فرمودید.
irani در ۲۹ تیر ۱۳۸۹
-2
کاملا با این نوشته موافقم، این چه حرفیست که عده ای می گویند الان زمان این حرفها نیست و باعث تضعیف جنبش میشه ، آزادی اگر بخواهد با رفسنجانی و موسوی بر قرار شود آزادی نیست دهن کجی به آزادی است. همه کسانی که در جمهوری اسلامی در غارت کشتار و تجاوز دست داشته اند باید پاسخگو باشند.
در ۲۹ تیر ۱۳۸۹
-5
این [...] رو از دکون کدوم عطاری پیدا میکنی نیکی جون، تا پشتوانه اشتباهات عجیب و غریب خودت کنی...
در ۲۹ تیر ۱۳۸۹
-4
این خانم رو که تصویرش اینجا اینطور خندان هست و نگاهی معنادار دارد، همیشه توی شبکه تلویزیونی "صدای آمریکا" ناراحت و غمزده و نگران و افسرده می بینم.
چطور شده اینقدر اینجا توی خودنویس چشم هایش برق می زنه و لبخندی معنادار بر لب هایشان نقش بسته.
این نگاه و لبخند، هر چه هست نگاه و لبخندی با نیت پاک نیست.
امیدوارم خودنویس این عکس لبخند و نگاه خانم الهه هیکس رو حذف نکنه.
برام خیلی جالب بود.
نمیدانم. من کف بینی و خال بازی بلد نیستم، خودت بگو. میخوای از این به بعد بهش بگیم که هر وقت خواست یک عکسی تو خودنویس بندازه بجای لبخند برای شما سینه بزنه!
منظور دوگانگی شخصیتی و نداشتن نیت پاک هست.
متوجه نیستی شما چرا؟
مطمئنا عکس هایی از اظهار تاسف آقای خاتمی برای رویدادهای تاسف آور در کنار عکس های با لبخند هم از ایشان در جراید و رسانه ها منتشر شده.
اما لبخند و اظهار تاسف آقای خاتمی کجا و این لبخند و برق چشمان و چهره همیشه غمگین خانم الهه هیکس کجا.
بعضی افراد دیگه اینقدر چهارپا و ببعی نیستند و می تونند فرق بین اظهار تاسف پاک و بی آلایش رو با چهره ناراحت و مظلوم به خود گرفتن رو تشخیص بدهند.
نیازی به کف بینی و خال بازی نیست ننه جان.
simorg در ۲۹ تیر ۱۳۸۹
-3
تمام
دست اندر کاران نظام در اعدام ها دست داشته اند و موسوی هم از
آنها جدا نیست
قابل توجه دوستان ،
امید که صبر تحمل را پیشه نماید ،در نخستی دادگاهی که در ایران آینده برگزار خواهد شد ،به این پرسش هم پرداخته خواهد شد ،پس اگه خیلی هم عجله دارید ،هم اکنون اگر کیفر خواستی دارید پست کنید به شعبه رسول الله ،مقام معظم رهبری سابق .
نیکان عزیز
از بابت مصاحبه با خانم الهه شریف پور متشکرم. خوشحالم که به حرف کسانی که به سکوت و خاموشی دعوتت میکردند گوش ندادی. امیدوارم که روزی تمام آنها که در این قتل عامها دست داشتند، در مورد نقش خود در حضور مردم و افکار عمومی ایران و جهانیان توضیحات کافی و وافی را در مورد نقش خود بدهند و از خانواده های قربانیان رفع ظلم شود.
یک پدر در ۱۱ مرداد ۱۳۸۹
-1
جدا چطور ممکنه ملت ما قادر بشه به آزادی و احترام حقوق بشر و حکومتی پیشرفته دست پیدا کنه وقتی تعداد عظیمی از نسل با سواد از خواندن این همه منابع تاریخ معاصر خود عاجز است و درک سیاسی ندارد و حتا قادر نیست شرایط سیاسی و شعور اجتماعی تمام احاد ملت را در هر زمان باز شناسی کند . واقعا تلخ است که چشم بر روی خون این همه مبارزی که بدلیل مقاومت با این رژیم جان عزیز شان را برای این مملکت داده اند بست و به سادگی یک آب خوردن گفت " بزرگترین اشتباه رو پدر و مادرهای ما مرتکب شدند که افسار انقلاب رو سپردند به یکسری افرادی که به غیر از قال الصادق و قال الباقر گفتن هیچ هنر دیگه ای نمیدونستند." اگر آنهایی که با شقاوت در زندان ها یا پای جوخه های تیر جان عزیز شان را دادند زنده بودند اکنون پدرانی محسوب میشدند که با این کم لطفی ها به حساب نیامدند. بله وقتی شبانه روز با تبلیغات مذهبی از رادیو و تلویزیون افراد نا آگاه پدر، مادر، یا پسر در خانواده ها همدیگر یا همسایه و افراد فامیل را لو میدادند به وفور بودند و شما از شرایط ساخت مبارزه ان زمان بی خبرید به ناچار در این بزنگاه تاریخی بدلیل عدم آگاهی این نسل تحصیل کرده مخصوصا حال که دیگر نقاب اسلام دروغین این رژیم برای بیشتر مردم ریخته است بی تردید سرزنش و ملامت فراوانی رادر آینده از فرزندان شما به پای شما خواهد نوشت اگر دست از بی تفاوتی بر ندارید.
مجموعه نتایج: 15 | نمایش: 1 - 15

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

شهروند روزنامه‌نگاران؛ تعیین کننده آینده رسانه‌ها

شهروند روزنامه‌نگاران؛ تعیین کننده آینده رسانه‌ها
در دومین روز کنفرانس «آزادی اینترنت» که در محل «موزه رسانه‌ها» در «واشینگتن دی‌سی» برگزار شد، مدیران برخی رسانه‌های شهروندی در باره تجربه‌های‌شان برای رساندن صدای شهروندانِ علاقه‌مند به حضور در فضای خبری سخن گفتند. «نیک آهنگ کوثر»، سردبیر «خودنویس» هم درباره سایت و امکانات استفاده از «خودتونز» به عنوان ابزاری مشارکتی سخن گفت. ...
علمی-فن‌آوری | خودنویس

دور بعدی مذاکرات؛ سه هفته‌ی دیگر در مسکو

دور بعدی مذاکرات؛ سه هفته‌ی دیگر در مسکو
پس از پایان دور سوم مذاکرات بغداد میان ایران و گروه ۱+۵، کاترین اشتون، در کنفرانس خبری حاضر شد و اعلام کرد دور بعدی مذاکرات در مسکو برگزار خواهد شد. سعید جلیلی هم گفت گفتگوها مفصل و طولانی بود اما ناتمام ماند....
سیاست | سروش جعفری

یک رهبر شاعر و هزاران شعر بر دهان دوخته‌شده

یک رهبر شاعر و هزاران شعر بر دهان دوخته‌شده
رییس‌دفتر رهبر جمهوری اسلامی گفته است که «رشد شعر در کشور به علت حمایت‌های آیت‌الله خامنه‌ای است»، اگر چنین باشد، سرکوب شاعران در ایران و اجازه ندادن به چاپ آثار آنان را باید به حساب چه کسی گذاشت؟...
هنرستان | مصطفی خلجی

ارشاد از شکایت طفره رفت: مردم خود درباره گوگل اقدام کنند!

ارشاد از شکایت طفره رفت: مردم خود درباره گوگل اقدام کنند!
پس از این که اعلام شده بود ایران از گوگل به خاطر حذف نام خلیج‌فارس از نقشه‌های سرویس «گوگل مپز» شکایت می‌کند، حالا وزیر ارشاد اسلامی گفته: «خواسته ما این است که مردم منتظر تصمیم ادارات دولتی نمانند و در ارتباط با این موضوع چه ایرانیان داخل و چه ایرانیان خارج از کشور از خود واکنش نشان دهند.»...
علمی-فن‌آوری | نسترن فرمانیان

یک کارگر: جلوی دوربین به ما خانه دادند، چهار روز بعد پس گرفتند!

یک کارگر: جلوی دوربین به ما خانه دادند، چهار روز بعد پس گرفتند!
یکی از دریافت کنندگان مسکن مهر گفته که در جریان سفر محمود احمدی‌نژاد به مشهد جلوی دوربین تلویزیون به او خانه دادند و بعد از چهار روز به او اعلام شد که باید خانه را تخلیه کند....
جامعه | سهند خوانساری

ما را دنبال کنید