جهانبگلو: بیانیه شماره ۱۸ موسوی پر از تضاد است | پادکست | صفحه اصلی
نظرات (15)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

جهانبگلو: بیانیه شماره ۱۸ موسوی پر از تضاد است

۱۵ تیر ۱۳۸۹ خودنویس
image

رامین جهانبگلو، هر هفته در دانشگاه تورنتو با دانشجویان و علاقه‌مندان به سیاست و فلسفه بحث می‌کند. این هفته اما، سخنان این مدرس دانشگاه تورنتو در یوتیوب انعکاس ویژه‌ای داشت، چرا که گفته بود به نظر می‌رسد که رهبران جنبش سبز برنامه‌ای برای آینده ندارند و می‌خواهند از وضعیت موجود، مثل اسپارتاکوس رهایی یابند. با جهانبگلو در همین رابطه گفتگو کردیم.

جهانبگلو در جلسه پایان هفته پیش خود به این نکته اشاره کرد بود که به نظر می‌رسد رهبران جنبش برنامه‌ای برای آینده آن ندارند.

 

 

جهانبگلو معتقد است که باید از خودمان و از رهبران جنبش پرسید که به دنبال چه جامعه‌ای هستیم؟ به دنبال قانون اساسی جدید؟ وضعیت گروه‌های مختلف از جمله همجنسگرایان چه حالتی خواهد داشت؟ بحث‌های زیادی وجود دارد که جنبش مدنی هنوز نپرسیده است.

جهانبگلو می‌گوید که این جنبش دارد با نافرمانی مدنی جلو می‌رود، اما برنامه‌ای برای آینده خود ندارد.

جهانبگلو در باره بیانیه ۱۸ موسوی به خودنویس می‌گوید: «بیانیه ۱۸ میرحسین موسوی به نظر می‌آید خیلی تضاد دارد. ایشان از یک طرف در مورد اجرای اصول قانون اساسی صحبت می‌کند، اما باید دید که این [قانون اساسی] را باید اصلاح کرد برای موضوعی و مقصودی که ایشان در ذهنشان هست. از طرف دیگر [میرحسین موسوی] دارد در باره برقراری آزادی و برابری و اهداف انکار ناپذیر انقلاب اسلامی صحبت می‌کند، ما می‌دانیم که اهداف انکار ناپذیر انقلاب اسلامی با اهداف جنبش سبز یکی نبوده و یکی از بازیگران جامعه‌شناختی جنبش سبز که زنان باشند از همان ابتدای انقلاب از همان ابتدا در برابر اهداف انقلاب قرار گرفتند که آنرا در اولین تظاهراتشان هم دیدیم که گروه سیاسی هم نبودند اما مطالبات مدنی داشتند. بنابراین من فکر می‌کنم که گاهی همین مطالبات مدنی که بحث آزادی‌های منفی شهروندان ایرانی می‌شود، در تضاد مستقیم با قانون اساسی قرار می‌گیرد که امروزه وجود دارد و شاید آقای میرحسین و دیگران بیشتر می‌خواهند به همان استناد کنند برای حل و فصل مسائل در داخل ایران.»

 

گفتگوی کامل با رامین جهانبگلو را می‌توانید در بخش پادکست بشنوید.

ارزیابی این خبر:

3.80

Subscribe to comments feed نظرات (10 نوشته شد):

بل بلی گوش در ۱۵ تیر ۱۳۸۹
این آقای جهانبگلو هم خیلی پاورچین پاورچین حرکت میکنند. زمان ایشان درست میگویند ولی حق با شماست گذشته و نباید هیچ اداب و ترتیبی را در نظر گرفت و فقط و فقط رک و راست و پوست کنده حرف زد.
خود آقای جهانبگلو اصلاح طلبی بازی کردند و زیاد هم کردند و از درون ماجرا دیدند و تجربه کردند که این ملغمه اصلاح پذیر نیست.
این مشکل را نباید به رهبران جنبش سبز نسبت داد . در حقیقت تمام اجزا جنبش سبز به این مشکل دچار هستند . در حقیقت مانند اسپرتکوس از وجود ۱ یوغ رنج میبرند و وجود ان یوغ بر دور گردن آنها راه نفس را بسته و آنها را کلافه کرده است . نرسیدن هوایی تازه قدرت درست فکر کردن را از همه میگیرد و مردم ایران نیز از ان مستثنا نیستند .
آیا رامین و سایرین خودشان ایده ای در این مورد دارند ؟(گر تو بهتر میزنی بستان بزن )
یا مسیر رسیدن به ۱ جاده مناسب را میدانند ؟
قرار دادن جنبش سبز در مسیر مناسب در کلمات زیبا و راحت است و در عمل انقدر دست نیافتنی که همه را مایوس میکند و این نقطه قوت جمعی است که انبوه مردان و زنان سبز را چون خاشکی رقصان بر باد میبینند.
محمدرضا در ۱۵ تیر ۱۳۸۹
-19
واقعا متاسفم که آقای جهانبگلو آزادی مدنی رو هم معنی می داند با آن بی اخلاقی بی حد و مرزی که در آن هیچ کنترلی بر امیال و شهوات نیست و عده ای از افراد گمراه شده که راه درست زندگی کردن را نمی دانند بتوانند در خیابان های تهران مست کنند و عریان شوند و همجنس با همجنس در خیابان ها یکدیگر را در آغوش بگیرند و رفتارهای ناشایست ضداخلاقی انجام بدهند.
آقای جهانبگلو و همه کسانی که خودشان را طرفدار آزادی می دانند بهتر است در دیدگاهشان و تعریف خود از آزادی تجدید نظری داشته باشند.
قطعا آزادی مورد نظر و مورد تائید اصلاحات و آقای خاتمی و موسوی و رهبران جنبش سبز و مردم سبز آن آزادی رفتارهای همجنسگرایانه خواهان همخوابگی مرد با مرد نیست.
واقعا پایبندی به اصول اخلاقی آقایان خاتمی و موسوی و کروبی اینقدر غیرقابل فهم هست؟ این بیانیه ها کجاش تناقض داره؟ با چی تناقض داره؟ با اینکه همجنسگرایی رو تائید نمی کنه تناقض داره؟ خب چه خوب که چنین چیزهایی رو تائید نمی کنه و از نظر آقای جهانبگلو تناقض محسوب شده.
واقعا ایشان و هم اندیشانشان توقع دارند موسوی و خاتمی این رفتارهای زشت ضد اخلاقی عده ای گرفتار شده در بند شهوت و گمراه شده را تائید کنند؟
واقعا جالبه که ایشان فکر می کنند مردم ایران که رای سبز به موسوی و خاتمی دادند خواهان به راه افتادن کارناوال های همجنسگرایان در خیابان تهران هستند و از این نوع زندگی مرد با مرد حمایت می کنند.
واقعا آقای جهانبگلو که موسوی و خاتمی رو از آن جهت نقد می کند که چرا تائید نمی کنید هم آغوشی مرد با مرد را، هیچ شناختی از آزادی و فرهنگ ایران ندارند و صمیمانه برای ایشان و هم اندیشانش ابراز تاسف می کنم.
علی در ۱۶ تیر ۱۳۸۹
چرا داری چرت و پرت می گی محمد رضا جان؟
farideh در ۱۷ تیر ۱۳۸۹
محمد رضا به غیر از چرت و پرت که تا به حال چیزه دیگه ناگفته
دفاع از آزادی گرایش های مختلف (فکری - مدنی - سیاسی - و صد البته جنسی) چه منافاتی با اخلاق مدنی مورد نظر جنبش سبز داره دوست عزیز؟ چطور شد تا جایی که شما چندشتون نشه آزادی خوبه و همه باید آزاد باشن اما وقتی بحث به جایی می رسه که نفعی برای شما نداره (چون شما همجنسگرا نیستید) پیف پیف می کنید؟ اگر برای آزادی و برابری حد و مرز میلی و سلیقه ای قائل باشیم همان بلایی که سال ۵۷ سرمان آمد تکرار خواهد شد! آن زمان هم همه فکر می کردند باید با صراحت برخورد نکرد! همین شد که مخالفان هزارتا هزارتا اعدام شدند! اولین اصل اساسی آزادی خواهی این است که کسانی که مانند شما نیستند را تا زمانی که خصومتی و اسلحه ای به ناحق به روی شما نکشیده اند محترم بشمارید! کسی توقع ندارد شما از معاشقه ی دو مرد یا دو زن لذت ببرید اما زمانی که معاشقه ی آنها گلوی شما را نمی فشارد آزادیخواهی (یا حداقل ژست آزادیخواهی) ایجاب می کند که ماری هم به کارشان نداشته باشید! تا زمانی که از طرف رهبران ایدئولوگ و عملگرای جنبش سبز رک و بی تعارف با این مسائل برخورد نشود درجا خواهیم زد! کسانی که با میل و حب و بغض شخصی و بدون مطالعه ی پزشکی صرفاً چون چندششان می شود همجتسگرایی را سرکوب می کنند فردا روز ابایی هم از برخورد با دیگر اقلیت ها ندارند! پس مسئله سکسی نیست دوست عزیز! سئله احترام به اقلیت ها و احترام به تفاوتهاست! باید موضع ها روشن شود. کمی هم پیشنهاد می کنم در این باب مطالعه بفرمایید و صرفا از منظر چندش شخصی قضاوت ننمایید.
بیچاره! در ۱۵ تیر ۱۳۸۹
آقای دکتر، قربونت برم، کل ماجرای جنبش سبز سر به قدرت رسیدن اصلاح طلبها بود عزیز من. مجبور بودند ضرب شستی به خامنه ای نشون بدند که دست اونها را از قدرت کوتاه کرده بود. بعد هم که دیدند خامنه ای و آدمخوارهاش کوتاه نمیاند تصمیم گرفتند هم یک جوری طرفداران ساده لوح خودشون را راضی نگه دارند (به خاطر امنیت خودشون) و هم در مذاکره با خامنه ای را باز بگذارند. این کل ماجرا بود. ما هم این وسط فکر کردیم قراره چیزی نصیب این ملت فلک زده بشه. فکر کردیم این جنبش دمکراسی خواهیه. دلیل می خواهید؟ ببینید چطور ادبیات اصلاح طلبها و اصول گرایان به هم نزدیک میشه وقتی مقابل مخالفین جمهوری اسلامی قرار می گیرند. هیچ دقت کردید؟
جناب بیچاره عزیز
تصور میکنم از همین حرفا زدی که بیچاره شدی. یه کم چشاتو باز کنی میفهمی که اینطورام نبست. اینکه اصلاح طلبا خیلی با اصول گرا ها توفیر نمی کنن بحثی نیست اما اینکه هی وردی همه چی رو سند بزنی بنام این و اون که قربون اون بیچاره گیت برم ملت ایرانمیچاره بیچاره میکنی یه کوچولو وردار یه ذره کتاب بخون روزنامه بخون اصلاً آدرس بدم میفرستم در خونه تون که اون انگشتای نازنینت زخم نبینه.
بابا این مملکت همچینم که خیال وردت داشته بی صاحاب نیست. مردمم شنگول نیستن. حالا درسته این جماعت سی و دو ساله همچین خوش نشینی اختیار کردن نازنین اما دلیل نمیشه که هی تقی به توقی گل بزنی به مردم و بگی اصلاح طلبا این ور اصول گرا ها اونور بقیه هم لطفاً غاز بچرونن.
نه عزیزم اینجا درسته اصلاح طلبا سر جوب هی زور زدن بر گردونن سمت کرت خودشون اما جواب نمیده. داستان ذوب و موب و این حرفام دیگه تاریخ مصرفش تمومه.
راستی آدرس یادت نره، اگه خوندن سخته برات صوتیش کنم
محمدرضا در ۱۶ تیر ۱۳۸۹
-5
ادبیات اصلاح طلب ها و اصول گرایان در مقابل مخالفین کینه توزی که با روسری قرمز به اسلحه مسلح هستند و دوشادوش صدام به مردم بی گناه ایران صدمه جانی و مالی وارد کردند یا خاندان پهلوی و اطرافیانش که هنوز در توهمات شاه و شاه بازی سیر می کنند و از آزادی بی بند و باری جنسی و روش زندگی همجنسگرایی رو تائید می کنند به هم نزدیک میشه.
من واقعا هیچ اشکالی نمیبینم که این دو گروه یکی اصلاح طلب و یکی به شدت محافظه کار در مقابل گروه های همجنسگرایانه با هم هم نظر و هم عقیده هستند.
من هم به عنوان یک شهروند داخل ایران یک اصلاح طلب متعلق به جنبش سبز هستم و از نزدیکی این دو دیدگاه در مقابل سلطنتی ها و همجنسگراها و روسری قرمزها استقبال می کنم و باعث خوشحالی است که اصلاحات و اصول گرایان در برابر این گروهک ها موضع یکسانی همگام با اکثریت مردم دارند.
در جنبش سبز اصلاحات هیچ جایی برای این گروهک ها نیست و هیچ گاه وعده آزادی بی قید و بند جنسی و همجنسگرایی داده نشده بود که فردی مثل شما صابون به دلش بزنه و حالا که میبینه حمایتی از دیدگاهش در اصلاحات وجود نداره دست به تخریب اصلاحات میزنه.
عزیز برادر شما هنوز باور نداری به اینکه ملت هوشیار و آگاه هستند؟ هنوز نمیخوای بپذیری که ملت آزادی همجنسگرایی نمی خواهند؟ سلطنت پدر و پسر موروثی نمی خواهند؟ هنوز نمیخوای بپذیری که اصلاحات از بیشترین طرفدار و رای برخوردار هست. خب نپذیر.
تقی عبدالحسینی در ۱۶ تیر ۱۳۸۹
محمد رضا جان ، تمام صحبتهای آقای جهانبگلو در باره آزادی در یوتیوب هست . میتوانی یکجا ی ان پیدا کنی که ایشان تعریف آزادی را آنطور که شما گفتید "بی اخلاقی بی حد و مرزی که در آن هیچ کنترلی بر امیال و شهوات نیست و عده ای از افراد گمراه شده که راه درست زندگی کردن را نمی دانند بتوانند در خیابان های تهران مست کنند و عریان شوند و همجنس با همجنس در خیابان ها یکدیگر را در آغوش بگیرند و رفتارهای ناشایست ضداخلاقی انجام بدهند." دانسته باشد . یقین نه ! بلکه بر عکس ایشان از آزادی به معنای لذت پرستی به نشانه درک غلط از آزادی یاد میکند که من هنوز مطمئن نیستم که این درک غلطی باشد

اما در ارتباط با مساله همجنس گرایی مساله برای شما که در ایران هستی یقینا دشوار است و نیاز به مطالعه دارد . نکته مهم اینست که اینها هم بخشی از جامعه هستند که بدلائل فیرلوگیکی جنسی چنین هستند و از اینکه نتوانند زندگی مناسب خودشان را داشته باشند در رنج هستند و از این نظر در اقلیت هستند .

جامعه آزاد حقوق اقلیت ها را محترم میشمارد و از این نظر است که توجه به حقوق همجنس گرایان توسط کنشگران اجتماعی در دستور کار جوامع آزاد قرار گرقته است . نکته مهم بنظر من اینست که پیگیری این مساله موجب فهم عمیقتر آزادی میگردد و بدین سبب است که آنها معیار وجود آزادی را در این امر میدانند و در گفتگو هایشان از ان نام میبرند ، نه اینکه بخواهند همجنس گرایی را ترویج کنند !

در همین ارتباط شما به به راه افتادن کارناوال های همجنس گرایان اشاره کردید . من هم همچون شما در ابتدا این برایم مساله بود . روزی در قطار که به دانشگاه میرفتم خانمی که در کار تصحیح نوشتار انگلیسی به من کمک میکرد را دیدم که از کارناوال همجنس گرایان که در آنروز برگزار شده بود بر میگشت . پرسیدم که این دیگه چیست ؟ گفت برای اینکه با مسائل سکسی خودشان راحت باشند ...

حال شما میپرسید که در جامعه ای که حتا حقوق اقلیت های قومی رعایت نمیشود چه رسد به اقلیت های دینی و ... در نهایت همجنسگرایان که حتا در جوامع غرب هم مخالفان زیادی دارد چه اصراری وجود دارد که ما از این حق دفاع کنیم ، که بسیار سوال خوبیست . من هم هنگامی که صحبت ترک مجازات اعدام در ایران مطرح شد همین نظر را داشتم که بعد فهمیدم تا چه اندازه اشتباه میکردم


به خاطر همین ترک مجازات اعدام بود که دولت ترکیه مجبور شد با کردها به مذاکره بنشیند و دست از کشت و کشتار آنها بر دارد ! مگر نه اینست که برای کسانی که متهم به "پاورچین پاورچین حرکت " کردن هستند بهتر میبود در عوض این از دیگر آزادیها صحبت کنند تا وجهه خوبی هم برای خودشان کسب کنند ، پس چرا میبینیم همگی از این حق همواره در کلیه صحبتهایشان نام میبرند و دفاع میکنند ؟!

شما در نوشته بعدی تان از نزدیکی نوشته های طیف مختلف کنشگران اجتماعی در ایران ابراز نگرانی کرده اید و اینکه اینها همگی از آزادی های بیقید و شرط دفاع میکنند ... آنها را گروهک خوانده اید ... و اینکه اصلاح طلبان با اصول گرایان متحد میشوند در مقابل آنها ... ولی نکته ای را که فراموش کردید اینکه اینها همگی ملت ایران هستند و صحبت اینست که اینها چگونه در کنار یکدیگر میتواند زندگی خوبی را داشته باشند . اینجاست که میبینیم درک نه درست شما چگونه شما را از صحبت اصلی جدا میکند و در مقابل صحبت کنونی جامعه ما قرار میدهد . بیجهت نیست که آقای جهانبگلو موضوع صحبتش را آزادی قرار داده است چون بدرستی درک میکنند که اکثر ما درک درستی از آزادی نداریم ! پیروز باشد !
Arash در ۱۶ تیر ۱۳۸۹
-4
ايشان اگرتوانست برگردد اين حرفها را در تهران بزند بعد ديگران راسرزنش کند؟
پس شما میفرماید ایشان چون نمیتوانند این حرفها را در ایران به زنند نباید حرف به زنند ؟!
محمد در ۱۶ تیر ۱۳۸۹
آقای محمدرضای عزیز: دفاع از آزادی گرایش های مختلف (فکری - مدنی - سیاسی - و صد البته جنسی) چه منافاتی با اخلاق مدنی مورد نظر جنبش سبز داره دوست عزیز؟ چطور شد تا جایی که شما چندشتون نشه آزادی خوبه و همه باید آزاد باشن اما وقتی بحث به جایی می رسه که نفعی برای شما نداره (چون شما همجنسگرا نیستید) پیف پیف می کنید؟ اگر برای آزادی و برابری حد و مرز میلی و سلیقه ای قائل باشیم همان بلایی که سال ۵۷ سرمان آمد تکرار خواهد شد! آن زمان هم همه فکر می کردند برای رسیدن به کلیات باید جزییات را قربانی کرد! و باید با صراحت برخورد نکرد! همین شد که مخالفان هزارتا هزارتا اعدام شدند! اولین اصل اساسی آزادی خواهی این است که کسانی که مانند شما نیستند را تا زمانی که خصومتی ندارند و اسلحه ای به ناحق به روی شما نکشیده اند محترم بشمارید! کسی توقع ندارد شما از معاشقه ی دو مرد یا دو زن لذت ببرید اما زمانی که معاشقه ی آنها گلوی شما را نمی فشارد آزادیخواهی (یا حداقل ژست آزادیخواهی) ایجاب می کند که کاری هم به کارشان نداشته باشید! تا زمانی که از طرف رهبران ایدئولوگ و عملگرای جنبش سبز رک و بی تعارف پاسخی به این مسائل داده نشود درجا خواهیم زد! کسانی که با میل و حب و بغض شخصی و بدون مطالعه ی پزشکی صرفاً چون چندششان می شود همجنسگرایی را سرکوب می کنند فردا روز ابایی هم از برخورد با دیگر اقلیت ها ندارند! پس مسئله خوش آمدن یا نیامدن از یک رفتار سکسی نیست دوست عزیز! مسئله احترام به اقلیت ها و احترام به تفاوتهاست! باید موضع ها روشن شود. کمی هم پیشنهاد می کنم در این باب مطالعه بفرمایید و صرفا از منظر ترجیح شخصی قضاوت ننمایید.
محمدرضا در ۱۹ تیر ۱۳۸۹
-1
دوستان بسیار عالی نظراتشون رو بیان کردند و ممنونم که این مباحثه در فضای آزاد بدون سانسور و با پرهیز از خشونت لفظی و توهین و افترا صورت میگیره.
در مورد موضوع تائید یا نفی همجنسگرایی، به هر حال یک بیماری روحی و انحراف شدید اخلاقی است.
پاسخ آقای موسوی در مورد این سوال آقای جهانبگلو خیلی واضح و روشن هست.
جنبش سبز مدنی اصلاحات معتقد به پایه های اخلاق است و نحوه زندگی اقلیت هایی به اسم همجنسگرا که کاملا بر خلاف اصول اخلاقی و سعادت انسان ها است به رسمیت شناخته نمی شود.
البته که راهکار نحوه برخورد با این گروه از اقلیت های "عجیب" کتک زدن، اعدام، فحش، تحقیر، شکنجه و اعدام هم نیست.
بلکه با گفتمان اصولی و منطقی و مشاوره و کمک رسانی های اجتماعی و تشویق به بازگشت دوباره به سوی جامعه و حفظ ارزش های اخلاقی و احترام به حقوق بشر می توان عده خیلی زیادی از گمراهان اسیر شده در این راه خطا را به راه راست و به سوی رهایی و سعادت دعوت کرد و البته که نه با زور و تهدید و ارعاب و شکنجه و باتوم و مشت و لگد و استفاده از شیشه های نوشابه.
و آن عده که اصرار بر مسیر انحراف دارند و اصول اخلاق رو زیرسئوال می برند نباید انتظار تائید و تشویق و لوح و تقدیر و به راه انداختن کارناوال و انحراف آزادانه جامعه رو داشته باشند.
معتقدم به اینکه انسان ها حق زندگی کردن دارند و هیچ انسانی حق ندارد جان انسان دیگری را به خاطر نگرش سیاسی/فرهنگی/عقیدتی و تا آنجا که دست به اسلحه و بمب گذاری نبرده و تشکیلات نظامی و در جامعه ترس و خفقان ایجاد نکرده است، بگیرد.
حق گرفتن جان انسان ها با خدا است.
انسان ها و آن ها که در مقام نبوت نیستند در مقابل کسانی که از راه سعادت خارج شده اند و مسلح نیستند تنها اجازه دارند دعوت به نیکوکاری و پرهیز از زشتی ها و پلیدی ها و رفتارهای ضداخلاقی کنند نه سنگسار و اعدام و تهدید و تحقیر شخصیت انسان ها.
به هر حال اقلیت هایی که خود را همجنسگرا می دانند خطاکار هستند و دست به کارهای ضداخلاقی/ضد فرهنگی/ضد حقوق بشر می زنند و این افراد شایسته مورد تشویق قرار گرفتن و مورد حمایت قرار گرفتن نیستند و آن ها به رسمیت شناخته نمی شوند و در جامعه امکان بروز آزادانه رفتارهای ضداخلاقی و ضدحقوق بشری نخواهند داشت و راهکار را در مشاوره و آموزش درست زندگی کردن و تغییر در نحوه نگرش به لذت هایی دنیوی به آن ها می دانم.
رفتارهای همجنسگرایانه از ضداخلاقی ترین و منحرف ترین و قبیح ترین اصول اخلاقی است و هیچ جای تائید ندارد.
این به خاطر خوش آیند من یا اطرافیانم نیست.
به خاطر اصلاح این عده و دعوت به سوی راه درست زندگی کردن و پرهیز دادن از انحراف و کجروی که منجر به سقوط اخلاقی و زندگی ناسالم و عدم رضایت از زندگی و خودکشی و زوال بشریت می شود است.
آقای جهانبگلو در ایراد چنین پرسش هایی انتظار چه پاسخی را دارند و چه هدفی از طرح چنین به اصطلاح نقدگونه هایی دارند.
فکر می کنم پاسخ کاملا روشن هست و ایشان را به مطالعه رساله ها و کتاب های اخلاقی دعوت می کنند.
کافی است کمی تامل کرده و بپذیرند که جنبش سبز و اصلاحات، یک خواست حداکثری مردمی اخلاق گرا است که هرگونه دروغ/تهمت/توهین/تمسخر/تقلب/نادیده گرفتن حقوق شهروندان/تجمیع قدرت در دست یک شخص/نفاق/زور/باج گیری/قتل/کشتار/شکنجه/اعدام/بمب گذاری/عوام فریبی/ایجاد ترس و نفی نقش مذهب و اخلاق در زندگی/برتری طلبی های قومی.نژادی.گروهی عقیدتی/جنگ های تحمیلی/رفتارهای ضدارزش های انسانی و ضدحقوق بشر محکوم است.
مسئله احترام به حقوق اقلیت ها مسئله حقوقی و کاملا درستی هست منتها موضوع اینجاست که عده ای به اسم همجنسگرا یک اقلیت نیست.
یک دیدگاه غلط به زندگی است که هیچ نتیجه ای جز سقوط و تباهی ندارد.
به آقای جهانبگلو هم نمیگوئیم که حق پرسش کردن ندارید یا پرسش نکنید و انتقاد نکنید، بلکه پیشنهاد می کنم پرسش هایی کنید که پاسخ شان دارای ابهام است و روشن نیست یا حداقل در جهت پیشبرد جامعه به سوی سعادت گام بردارید.

موفق باشید.
تقی عبدالحسینی در ۲۳ تیر ۱۳۸۹
محمد رضا جان ، همچنان میبینم که توجهی به حرف من نکردی . همجنس گرایی به عنوان یک انحراف اخلاقی با تفاوت جنسیتی ، اگر درست بگویم ، یکی نیستند . با توجه به اطلاعات شما در این ارتباط پرداختن به این موضوع بدون مطاله بیشتر در این زمینه مفید نخواهد بود . بدینجهت بود که پیشنهاد مطاله در این زمینه بنظرم مفید بود .

با اینهمه شما راه بسیار طولانی ای را آمده اید . میدانید که گوینده بسیار مورد احترام و با سابقه تلویزیون کانادا ، آقای پیتر مانزبریدج ، فتوای حکم اعدام همجنسگرایان آقای علی سیستانی را در مقابل نظریات مثبت ایشان قرار میداد و از ان بعنوان یک تناقض ذکر کرد ؟ حال آنکه شما بنظر میرسد که ان فتوا را درست نمیدانید بلکه حتی اذیت و آذر آنها را هم بر نمیتابید ! حتی من هم که در این مورد با شما صحبت میکنم هنوز موضع کامل و قاطعی ندارم و چه بسا که آقای جهانبگلو هم چیزی شبیه ما باشد .

سوالی که من از شما داشتم این بود که کجا ی گفتار آقای جهانبگلو شما ترویج بی بند و باری ... به ان صورتی که گفتید پیدا کرده اید؟ داشتن پاسخ روشن برای مسائل مختلف اجتماعی لازمه هر کنشگر اجتماعیست و آقای جهانبگلو اینرا بیان میکنند نه چیز دیگر . ایشان میگویند کنشگران اجتماعی نبایستی از زیر بیان روشن افکارشان بگریزند ، تقیه کنند ، و همان طور که دیدیم مثل آقای خمینی بعدن خلاف آنچه قول داده اند عمل کنند . این اگرچه یک رسم متداول در سیاست امروز و دنیاست ولی همواره توست کنشگران اجتماعی مورد انتقاد بوده است و سعی کرده اند مانع ان شوند که اتفاق بیفتد .

یک پیشنهاد دیگر هم دارم و ان اینکه مگر شما سخنگوی آقای موسوی هستید ؟ اگر نیستید لااقل بگویید برداشت من اینست که آقای موسوی اینطور فکر میکنند ! 
مجموعه نتایج: 10 | نمایش: 1 - 10

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

شهروند روزنامه‌نگاران؛ تعیین کننده آینده رسانه‌ها

شهروند روزنامه‌نگاران؛ تعیین کننده آینده رسانه‌ها
در دومین روز کنفرانس «آزادی اینترنت» که در محل «موزه رسانه‌ها» در «واشینگتن دی‌سی» برگزار شد، مدیران برخی رسانه‌های شهروندی در باره تجربه‌های‌شان برای رساندن صدای شهروندانِ علاقه‌مند به حضور در فضای خبری سخن گفتند. «نیک آهنگ کوثر»، سردبیر «خودنویس» هم درباره سایت و امکانات استفاده از «خودتونز» به عنوان ابزاری مشارکتی سخن گفت. ...
علمی-فن‌آوری | خودنویس

دور بعدی مذاکرات؛ سه هفته‌ی دیگر در مسکو

دور بعدی مذاکرات؛ سه هفته‌ی دیگر در مسکو
پس از پایان دور سوم مذاکرات بغداد میان ایران و گروه ۱+۵، کاترین اشتون، در کنفرانس خبری حاضر شد و اعلام کرد دور بعدی مذاکرات در مسکو برگزار خواهد شد. سعید جلیلی هم گفت گفتگوها مفصل و طولانی بود اما ناتمام ماند....
سیاست | سروش جعفری

یک رهبر شاعر و هزاران شعر بر دهان دوخته‌شده

یک رهبر شاعر و هزاران شعر بر دهان دوخته‌شده
رییس‌دفتر رهبر جمهوری اسلامی گفته است که «رشد شعر در کشور به علت حمایت‌های آیت‌الله خامنه‌ای است»، اگر چنین باشد، سرکوب شاعران در ایران و اجازه ندادن به چاپ آثار آنان را باید به حساب چه کسی گذاشت؟...
هنرستان | مصطفی خلجی

ارشاد از شکایت طفره رفت: مردم خود درباره گوگل اقدام کنند!

ارشاد از شکایت طفره رفت: مردم خود درباره گوگل اقدام کنند!
پس از این که اعلام شده بود ایران از گوگل به خاطر حذف نام خلیج‌فارس از نقشه‌های سرویس «گوگل مپز» شکایت می‌کند، حالا وزیر ارشاد اسلامی گفته: «خواسته ما این است که مردم منتظر تصمیم ادارات دولتی نمانند و در ارتباط با این موضوع چه ایرانیان داخل و چه ایرانیان خارج از کشور از خود واکنش نشان دهند.»...
علمی-فن‌آوری | نسترن فرمانیان

یک کارگر: جلوی دوربین به ما خانه دادند، چهار روز بعد پس گرفتند!

یک کارگر: جلوی دوربین به ما خانه دادند، چهار روز بعد پس گرفتند!
یکی از دریافت کنندگان مسکن مهر گفته که در جریان سفر محمود احمدی‌نژاد به مشهد جلوی دوربین تلویزیون به او خانه دادند و بعد از چهار روز به او اعلام شد که باید خانه را تخلیه کند....
جامعه | سهند خوانساری

ما را دنبال کنید