بنیصدر: اشغال کنندگان سفارت آمریکا باید از مردم ایران پوزش بخواهند
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
ابوالحسن بنیصدر معتقد است که ضربههای اقتصادی و مالی و جانی و همچنین حاکمیت استبداد، پیامدهای اشغال سفارت آمریکا و گروگانگیری دیپلماتها بهوسیله دانشجویان مسلمان پیرو خط امام بوده است. نخستین رئیس جمهوری ایران به خودنویس گفت که این دانشجویان در قبال مردم ایران مسوولاند و هم باید واقعیت را بگویند، خطای خود را بپذیرند و هم از مردم پوزش بخواهند، چون مردم ایران هستند که بهای کار آنها را پرداختهاند.
ابوالحسن بنیصدر، نخستین رئیس جمهوری ایران مدت کوتاهی بعد از اشغال سفارت آمریکا توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، کار خود را به عنوان رئیس قوه مجریه آغاز کرد. از نظر او، دانشجویان مسوولیتهایی در قبال مردم ایران دارند. او معتقد است که پیآمد اشغال سفارت، آغاز دوران استبدادی بود که تا به امروز تداوم یافته است، همچنین میگوید که جنگی که باعث شد فرصتهای یک نسل خراب شود نتیجه این عمل دانشجویان بوده است. در همین ارتباط با او گفتگو کردهام:
آقای دکتر، رفتار آن سال دانشجویان و رهبرانشان در اشغال یک سفارت بیگانه (سفارت آمریکا) چه ضررهایی به منافع ملی رسانده و آیا تحت هیچ شرایطی آن کار قانونی بوده است یا نه؟
دو امر باید از هم جدا کنیم. یکی اشغال است که در کشورهای مختلف به خاطر عصبانیت و جوش آمدن احساسات عمومی پیش میآید، یکی دیگر گروگانگیری است. اولی قانونی نیست و در کشورهای مختلف رخ داده و یک تنبیههایی هم برای کسانی که این کار را کردهاند اعمال میشود. اما دومی از این مقوله نیست از مقوله گروگانگیری است و تداوم بخشیدن در تصرف نگاه داشتن یک سفارت خارجی است که هم غیر قانونی است و هم پیامدها دارد که در مورد کشور ما داشته است.
پیامد مهم این اشغال و تداوم آن چه میتوانست باشد؟
۱- انقلاب ایران بر ضد استبدادی بود که از ۲۸ مرداد سال ۳۲ که به تازگی خانم کلینتون بابت آن اظهار تاسف کرده، ایران تحت تابعیت آمریکا بوده است. بنابرین آن انقلاب برای آمریکا شکست دومی بعد از شکست ویتنام محسوب میشد.
آمریکا [در آن زمان] در موقعیت دفاعی قرار داشت و روحیه مردم آمریکا، روحیه مخالفت با مداخله این کشور در امور دنیا بود، که انتخاب آقای کارتر نتیجه آن نگاه بود. گروگانگیری این وضعیت را تغییر داد. اگر به اسناد آن دوره مراجعه کنید، میبینید که هشدار داده شده که دوباره آن روحیه تهاجمی را در آن جامعه ایجاد کند که کرد و «ریگانیسم» را بیاورد که این پیامد مهمی بود.
۲- از نظر اقتصادی بالا کشیدن پولهای ایران در آمریکا به علاوه محاصره اقتصادی که باعث شد ما واردات را با قیمتی تا ۲۵٪ بالاتر وارد کنیم.
۳- ضربه نفتی ما را تبدیل کرد به ضد ضربه نفتی که باعث شد در دوران جنگ، قیمت نفت از بشکهای ۳۴ دلار در بازار رسمی (۴۴ دلار در بازار آزاد) به زیر ۱۰ دلار سقوط کند.
۴- جنگی را روی دست ایران گذاشت که یک نسل و جامعه فرصت رشد را از دست داد و آن فرصت شد فرصت تخریب. فرصت رشد هشت سال است و نسلی از ۱۸ سالگی تا ۲۶ سالگی این دوره را در جنگ گذراند. بخشی از این نسل هم کشته و معلول شد و بخشی دیگر هم [استعدادها] از ایران گریختند.
۵- سطح درآمدها در ایران سقوط کرد. به ترتیبی که تاریخ نشان میدهد که در انتهای جنگ، ارزهای ایران تمام شد به نحوی که جنگ قابل ادامه نبود [۱۲ میلیارد دلار هم قرض کرده بودند].
۶- از رهگذر گروگانگیری استبدادی در ایران حاکم شد، کودتای خرداد ۶۰ هم نتیجه آن است و ایران امروز گرفتار این استبداد است و این استبداد ایران را دائما در بحرانهای خارجی و داخلی نگاه داشته که یکی بحران هستهای است ... روزمره هم صحبت حمله به ایران است.
اینها پیامد گروگانگیری است.
آقای دکتر بنیصدر، مسوولیت دانشجویان یک طرف هست، مسوولیت رهبرانشان یک طرف. دانشجویان اشغال کننده الان میانسال هستند و جا افتاده. مسوولیت اینها در مقابل مردم ایران چیست؟
مسوولیت آنها این است که حقیقت را بگویند!
تحقیقات زیادی در این باره شده است. خصوصا در آمریکا، من هم این ماجرا را رها نکردهام. روشن است که این طرح در آمریکا* تهیه شده و به ایران منتقل شده و توسط دانشجویان به عنوان یک طرح انقلابی اجرا شده. اقل مسوولیت این است که بگویند چگونه به صرافت گروگانگیری افتادند و بگویند مجرا که بود. و این فکر چگونه به فکر آنها آمده؟ تا ندانید تاریخ چگونه جریان یافته از آن بیرون نمیتوانید بیایید. چه مجاریای بود که بدون اطلاع شورای انقلاب و بدون اطلاع کمیتهای که آقای خمینی معین کرده بود که این دانشجویان باید با تصویب آن انجام می دادند و از آن کمیته تنها آقای خوئینیها از آن اطلاع داشتهاند و اخیرا هم «سردار مشفق» گفته که مدارک قطعی دارد که آقای خوئینیها عامل آمریکاییها بوده و این طرح را که در آمریکا تهیه کردهاند او اجرا کرده. این حرف یک مقام رسمی دولتی است. این مدارک را برای چه روزی نگاه داشتهاند؟ در کشور ما سه بار در باره گروگانگیری صحبت شده؛ یک بار در مورد حل قرارداد الجزایر است، یک بارش را که سردار مشفق گفته است، و دو مورد هم اخیرا آقای نقاشان و یکی هم فرمانده وقت سپاه که یکی گفته مجاهدین انقلاب اسلامی تصدی کردهاند گروگانگیری و معامله را و یکی دیگر هم اینکه سپاه نقش داشته. این همه اطلاعی است در کشوری که این همه از گرگانگیری صدمه خورده، به عرض مردم ایران رسیده است. درخارج البته من خیلی کار کردهام. کتاب گروگانگیری هست، اطلاعاتی که به دست آوردهام را به فارسی در آوردهام و در اختیار گذاشتهام، اما سانسور مانع از آن شده که جمهور مردم اطلاعات مرتبط را به دست آورند.
مسوولیت دوم، انتقاد از خود جدی است! دانشجویی باید به خود بگوید که از جانب مردم چه مسوولیت و ماموریتی داشته که عملی بکند که در سطح حاکمیت ملت است. تصرف یک سفارت خارجی، محتاج موافقت یک ملت است. خب اگر رای عمومی بدهند، قطع رابطه میکنند. چه نمایندگی از ملت ایران داشتند؟ چرا این طرز فکر ولایت مطلقه باید در کله هر کسی باشد؟ که به خودش اجازه بدهد از سوی ملت تصمیم بگیرد و آن ملت را گرفتار پیامدهای تصمیم خود بکند.
سومین کار، پوزش از مردم ایران است! چون مردم ایران هستند که بهای این کار را پرداختهاند.
چهارمین کار، «حر» شدن و آزاد شدن است! باید کاری که خطا بوده و به عنوان دانشجو انجام دادهاند را جبران کنند!
--------------
ابوالحسن بنیصدر در پایان توضیح داد که بر اساس تحقیقاتی که در آمریکا انجام گرفته، از جمله در ۱۹۸۳ تحقیق رابرت پاری در باره «اکتبر سورپریز» دو سند مهم پیدا کرده نشان می دهد طراحان این عمل، راکفلر و کیسینجر بودهاند که در پی مراجعه* اشرف پهلوی به آنها این طرح را ریختهاند برای اینکه محمدرضا پهلوی را به آمریکا بیاورند. به گفته بنیصدر، این طراحان با کار خود خواستهاند تحولی را در وحیه جامعه آمریکا بوجود بیاورند و به کارتر و«کارتریسم» خاتمه بدهند و «ریگانیسم» را جانشین آن کنند که کردند.
Subscribe to comments feed نظرات (15 نوشته شد):
متاسفانه اصلاح طلبان در بیان روایت سی ماه اول انقلاب از طریق سانسور و تحریف و دروغ، روایتی از انقلاب را بیان کردند که نسل جوان، علت این مصیبت عظمی را انقلاب می داند و نه کودتاهای در انقلاب، که گروگانگیری یکی از موثرترین کودتاها برای جایگزینی آزادیها با استبدادی سرکوبگر بود که مطابق قاعده قدرت، خود نیز بعدها از قربانیان آن شدند.
کلنگ از آسمون افتاد و نشکست وگرنه من کجا و بی وفایی
آمریکا باید به خاطر کودتای 28 مرداد عذر بخواهد که توسط مادلین آلبرایت و کلینتون به هرشکلی عذر خواسته ، ایشان غافل از کاسه های داغتر آش مثل شما بودند وگرنه همین را هم شاید نمیگفتند ، واقعا شرم آوره که اسناد کودتا چاپ شده و خود دولتهایشان میگن کودتا کردند و مزدورانشون میگن ، کدوم کودتا؟ و گروگانگیرها هم که به مردم ایران ضربه زدند باید از مردم عذر بخواهند و باید که دنبال پاداش از اربابان آمریکایی باشند که این عمل سودمند را به نفع آقایان جنایتکاران و بازگشت دوباره آنها به صحنه سیاست آمریکاانجام دادند.
1- خیانت به امید:
(شرح 12 اشتباه)
تاریخ انتشار: مهر 1360(بخش اعظم زمان نوشتن کتاب زمانی است که بنی صدر در پناهگاه بوده است یعنی 25 خرداد تا 7 مرداد 1360)
http://www.4shared.com/file/MvmZpeNa/Banisadr_______.html
2- درس تجربه:
تاریخ انتشار: شهریور 1380
http://www.banisadr.com.fr/Books/Dars-Tajrobe/Dars-Tajrobe.html
البته این وسط هم یک عده هستند که کارشان جعل برای تخریب است اینها چرا از خودشان شروع نمی کنند؟
از من بپرسید هر دوی این ها مقصزند و آقای بنی صدر میتونند که با شجاعت به اشتباهات گذشته شون اعتراف کنند و از کملت ایران پوزش بخواهند و بعد از دیگر گناهکاران و مقصرین این فاجعه هم بخوان که همین کار رو بکنند!
درود بر خودنویس که مصاحبه خوبی با ایشون انجام داد! و چهار تا سوال درست از ایشون کرد!
شهرام فریدونی
جدی پیشنهاد می کنم که این کتاب را بخوانید
نقد کردن عملکرد خود که اشاره می فرمایید، یک موضوع است و عذرخواهی از مردم به شکلی که خود ایشان در مصاحبه فرموده اند، چیز دیگری.
اگر ایشان به همین روشی که خود فرمودند بابت تمامی رفتارهای اشتباه گذشته ی خود عذرخواهی کرده بودند، می توانستند الگوی بسیاری از سیاستمدارانی باشند که هر آنچه خواسته اند طی ۳۳ سال گذشته کرده اند و نه تنها خود را مستحق می دانند، بلکه سیاست را در نزد خانواده ی خود موروثی هم کرده اند.
، اگر شما ناراحتیت از انقلابه که ، اون دست مردم ایران بوده و هست و باید انجام میشده ، به علت دیکتاتوری ، و بنی صدر هم نه رهبر انقلاب بوده و نه اینکه رهبر گروگانگیرها و نه رهبر کودتاهایِ انجام شده بعد و قبل از انقلاب ،و تا وقتی دیکتاتوری هست و فساد هست ،مردم انقلاب میکنند هر کسی میخواد باشه ، شما اصل حرفتون رو بزنین ، آسمون و ریسون رو به هم نبافین ، اصلش اینه که شما از طرح این مسائل و مسائل اصلی ایران ناراحتید و به یک شکلی باید این رو نشون بدهید ، مردم همه چوبند ؟ و باید بگذارند یک عده وابسته و حقوق بگیر هر بلایی که خواستند سر ایران و مردمش در بیاورند و این حرفها رو نزنند؟ والا شما هم بیایید مسائل اصلی رو مطرح کنید و یا به مساله طرح شده بیافزایید .
«اگوی» ایشون هنوز هم خیلی بزرگه و به ایشون اجازه پوزش از ملت ایران رو نخواهد داد!
بلی، دیوانه ها و اوباشی که از دیوار یک سفارت بالا رفتند و 444 روز ایران را بعنوان گروگان گیر به همه جهانیان معرفی کردند، از دید من یکی باید تا آخر عمر دهانشان را ببندند و روزه سکوت بگیرند، اما فعلا که اون عبدی نقد میدهد و راهنمایی میکند، اون یکی خانمه رو هم همه ما دیدیم و قیافه ایشون بدون شرحه
بله، آقای بنی صدر به ملت ایران یک عذر خواهی بزرگ بدهکارند که در پاریس حرف در دهان خمینی میگذاشتند و در بهمن سیاه 57، دست خمینی را گرفتند و آوردند ایران
آیا ما این عذرخواهی ها را خواهیم دید؟
بگمان من اگر در زندان اتفاق نیافتد ( مثل آه و ناله هایی که از طارق عزیز و ننه من غریبم هی حسنی مبارک) در حین آزادی این افراد هرگز نخواهیم دید
میپرسید چرا؟
جواب: طبیعت اینها چیزی بغیر از این برای ارائه ندارد! فراموش نکنیم که نیش عقرب نه از ره کین است
شهرام فریدونی
در مورد دست بوسی این توضیح شاید بکار بیاید:
در کل دست بوسی به دو هدف انجام می شود، یکی اظهار چاکری و نوکری و دیگری اظهار عشق و محبت. اگر بنی صدر دست بوسی را به قصد اظهار چاکری انجام داده بود،باید دست آقای خمینی را در زمان گرفتن حکم ریاست جمهوری که از نظر سمبلیک، زمان اینکار بود انجام می داد، در حالیکه در آن لحظه می بینیم که بنی پر غرور ایستاد و در حالیکه آقای خمینی حکم را در حال نشسته به او داد، حتی ذره ای خم نشد تا حکم را بگیرد. و بعد در سخنرانی خود ( که قسمت اصلی آن را رادیو نلویزیون سانسور کرد.)سخن از قانونیت و مشروعیت خود تنها به خاطر رای مردم، سخن گفت و از این طریق علت سر خم نکردن در برابر مقام ولایت فقیه را اظهار کرد.
دیگر اینکه اگر این دست بوسی به قصد اظهار چاکری بود،تاریخ روابط این و به چالش کشیدن نهایی خمینی، رد کردن رشوه های و وعده قدرت بیشتر را برای اطاعت کردن از ایشان و نیز تهدید آقای خمینی به کشتن و اعدام در صورت عدم اطاعت و با این وجود، در برابر خمینی ایستادن به ما می گوید، که بوسیدن دست خمینی، هیچ به معنی اظهار چاکری نبوده است.
تنها دلیل دوم در مورد بوسیدن دست آقای خمینی توضیحی بدون تناقض است. واقعیت این بود که بنی صدر عاشقانه به خمینی عشق می ورزید و با وجود علم او به باورهای استبدادی در او و با این وجود، و در عین انتقاد کردن ازاو، هنوز او را مانند پدر خود دوست داشت. بنا براین این دست بوسیدن تنها از منظر روابط عاطفی پسری به پدر خود بدون تناقض قابل توضیح است. بسیاری از شما که این نوشته را می خوانید، حتما در لحظه هایی از زندگی خود و در روابطی قرار گرفته اید که دست مادر و پدر و فرزند و معشوق خود را بوسیده اید. پس نیک می انید که آن بوسه ها نه به عنوان اظهار چاکری که با هدف اظهار عشق و محبت است که انجام می شود.
امیدوارم که سلطنت طلبان و استالینستهای سابق، که اولیها، به علت شدت سرکوب، برای ما راهی جز انقلاب نگذاشتند ( همان کاری که این رژیم انجام داده است.) و استالینستهایی که هر یک خود را لنین زمان می دانستند و از طریق ایجاد جنگ داخلی در پی انقلاب اکتبر خود بودند و از این طریق از عوامل اصلی استقرار استبداد در وطن شدند، لحظه ای با وجدان خوابیده خود خلوت کنند و در زمانی که خطر حمله بوطن روز بروز بیشتر می شود، از این بی اخلاقیها دست بردارند و بجای آن در اطلاع رسانی در جهت فعال کردن ایرانیان برای حرکت با هدف سرنگونی این رژیم تبهکار از طریق بسیج عمومی، بوظیفه انسانی و ملی خود عمل کنند.
یادم هست که کودکی ده دوازده ساله بودم ،که به بازدید پدر بزرگم رفتیم،و پدر مصرانه از من خواست ،که بر دستهای پدر بزرگ بوسه،زنم ،متمردانه پاسخ دادم ،بابا جان من حتی دوست ندارم ،که دست خودت را ببوسم،حال انتظار داری دستهای زمخت پدر بزرگ را ببوسم ؟؟ ،چون حالت نا خوش ایندی به من دست میدهد ،اندکی احساس حقارت میکنم ،و فکر میکنم اجباری در ان نهفه است ،همان احساسی را که نسبت به بوسیدن دسته بیل و کلنگ دارم ،به من دست میدهد ،پدر چنان زهر چشمی با نگاهش از من گرفت ،که در ان لحظه حاضر شدم که پای پدر بزرگ را ببوسم .
مدتهای مدیدی ،نسبت به بوسیدن دست با او درگیر بودم ،بقول امرزیها چنان گیر سه پیچ نسبت به دست بوسی دادم ،که این پدیده کم کم .در خانواده منسوخ شد .بوسیدن دست در فرهنگ دینی ما ،به ویژه در خانواده های مذهبی نهادینه شده است .به خسوس در چند نسل پیشین .اینکه برخی از دوستان گاهن بوسیدن دست امام راحل را توست آقای نبیصدر حربه نمودهاند ،شیوه درست و انسانی نیست ،به باور من این یک اشکال فرهنگی است .بهتر است ،که برخی از دوستان نسبت به شیوه مریدی و مرا دی این فرهنگ سنتی توجه کنند .
-------------
این گفتگو در بخش پادکست منتشر شده است.
http://www.khodnevis.org/persian/permalink/category/23.1.html
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
به خودنویس بپیوندید »
اخبار
شهروند روزنامهنگاران؛ تعیین کننده آینده رسانهها
در دومین روز کنفرانس «آزادی اینترنت» که در محل «موزه رسانهها» در «واشینگتن دیسی» برگزار شد، مدیران برخی رسانههای شهروندی در باره تجربههایشان برای رساندن صدای شهروندانِ علاقهمند به حضور در فضای خبری سخن گفتند. «نیک آهنگ کوثر»، سردبیر «خودنویس» هم درباره سایت و امکانات استفاده از «خودتونز» به عنوان ابزاری مشارکتی سخن گفت. ...دور بعدی مذاکرات؛ سه هفتهی دیگر در مسکو
پس از پایان دور سوم مذاکرات بغداد میان ایران و گروه ۱+۵، کاترین اشتون، در کنفرانس خبری حاضر شد و اعلام کرد دور بعدی مذاکرات در مسکو برگزار خواهد شد. سعید جلیلی هم گفت گفتگوها مفصل و طولانی بود اما ناتمام ماند....یک رهبر شاعر و هزاران شعر بر دهان دوختهشده
رییسدفتر رهبر جمهوری اسلامی گفته است که «رشد شعر در کشور به علت حمایتهای آیتالله خامنهای است»، اگر چنین باشد، سرکوب شاعران در ایران و اجازه ندادن به چاپ آثار آنان را باید به حساب چه کسی گذاشت؟...ارشاد از شکایت طفره رفت: مردم خود درباره گوگل اقدام کنند!
پس از این که اعلام شده بود ایران از گوگل به خاطر حذف نام خلیجفارس از نقشههای سرویس «گوگل مپز» شکایت میکند، حالا وزیر ارشاد اسلامی گفته: «خواسته ما این است که مردم منتظر تصمیم ادارات دولتی نمانند و در ارتباط با این موضوع چه ایرانیان داخل و چه ایرانیان خارج از کشور از خود واکنش نشان دهند.»...یک کارگر: جلوی دوربین به ما خانه دادند، چهار روز بعد پس گرفتند!
یکی از دریافت کنندگان مسکن مهر گفته که در جریان سفر محمود احمدینژاد به مشهد جلوی دوربین تلویزیون به او خانه دادند و بعد از چهار روز به او اعلام شد که باید خانه را تخلیه کند....دیگر مطالب پادکست
- پادکست گفتگو با رضا پهلوی-بخش چهارم
- پادکست گفتگو با رضا پهلوی-بخش سوم
- گفتگو با رضا پهلوی در باره شکایت از علی خامنهای، نقض حقوق بشر در دوران پهلوی و ارتباط با پرویز ثابتی-قسمت دوم
- پادکست بخش نخست گفتگو با رضا پهلوی
- حکومت ایران بیاعتبار است، اما اپوزیسیون نتوانسته به اندازه این بیاعتباری اعتمادسازی کند
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید