روزی به نام روز «خبرنگار»- قسمت دوم | مکتب‌خانه | صفحه اصلی
نظرات (0)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

روزی به نام روز «خبرنگار»- قسمت دوم

۲۰ مرداد ۱۳۸۹ نیک آهنگ کوثر

۳- گوهرِ آن ادبِ سنجش‌گری و بررسی است

روزنامه‌نگاری متکی است بر ادبی حرفه‌ای برای سنجش‌گری و بررسی اصالت و صحت اطلاعات. وقتی که مفهوم بی‌طرفی برای اولين بار پديد آمد، به این معنا نبود که روزنامه‌نگاران پالوده از تعصب و تنگ‌نظری‌اند. در عوض، خواستار روشی هماهنگ و یکدست برای آزمون کردنِ‌ اطلاعات بود – يعنی رهيافتی شفاف به شواهد و مدارک – دقيقاً به اين دليل که تعصب‌های شخصی و فرهنگی دقتِ کارشان را مخدوش نکند.  روش بی‌طرف است، نه روزنامه‌نگار. به دنبالِ شهودِ متعدد رفتن، آشکار کردنِ هر چه که ممکن است درباره‌ی منابع، يا نظر خواستن از طرف‌های مختلف، همه نشانه‌ی چنين معیاری است. این ادبِ سنجش‌گری آن چيزی است که روزنامه‌نگاری را از ساير شيوه‌های ارتباطی مانند تبليغات، تخيل یا تفريحات متمايز می‌‌کند. اما نياز به روش حرفه‌ای يا هميشه به طور کامل به رسميت شناخته نمی‌شود و يا به درستی تعريف نمی‌شود. روزنامه‌نگاری در عين اين‌که فنون مختلفی را برای احراز واقعيت‌ها پديد آورده است، به عنوان مثال، کار کمتری در زمينه‌ی ايجاد سامانه‌ای برای آزمون کردن موثق بودنِ تفسيرهای روزنامه‌نگاران انجام داده است.

چند سال پیش در کانادا اتفاقی برای یکی از شهروندان عرب‌تبار کانادایی افتاد. «ماهر عرار» در فرودگاه نیویورک دستگیر و بعد از بازجویی به سوریه فرستاده شد و ماه‌ها در زندانی تحت شکنجه بود تا به ارتباط خود با القاعده اعتراف کند. فضای نشریات کانادا پر بود از مطالبی علیه این «عرب تبار» و انگار نه انگار که یک شهروند کانادایی است و حقوق برابری با همه دارد. بعدها معلوم شد اخبار کانالیزه از طریق یکی از نهادهای امنیتی در اختیار برخی خبرنگاران قرار گرفته تا عدم پیگیری حقوقی دولت نیز توجیه شود. پس از آزادی عرار از دست سوری‌ها و شکایتش از دولت، معلوم شد که امنیتی‌های کانادا با امنیتی‌های آمریکایی همکاری کرده بودند، آن هم علیه یک شهروند کانادایی عرب‌تبار. در فضای بعد از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، خبرهایی علیه شهروندان عرب‌تبار با استقبال زیادی از سوی بسیاری از آمریکایی‌ها و کانادایی‌هایی‌ها روبرو می‌شد.


قاعده سوم می‌گوید که «روش بی‌طرف است، نه روزنامه‌نگار». اما لطفا بگویید ما از کدام روش بی‌طرفانه‌ای استفاده می‌کنیم؟ همه ما! بسیاری از ما اصل را بر حقانیت یک سیاستمدار و یا جناحش می‌گذاریم و همه خبرها را از همین فیلتر عبور می‌دهیم. اگر واقعیتی با هدف ما منطبق نبود، کشک! لزومی به تاکید روی آن نیست و یا حذفش می‌کنیم و یا منحرف.

نقش روزنامه‌نگاران در این بین چه بود؟ اتکای بسیاری فقط به منابعی که منافعی در این بین داشتند. به عبارتی از خودشان نپرسیدند که چرا منبع، فرضا تنها یک طرف واقعیت را می‌گفته. چرا سوی دیگر را جستجو نمی‌کردند؟ این خطایی است که به طور روزمره همه ما مرتکب می‌شویم! چرا؟ پشتوانه، منافع، اعتقاد، تنبلی... به عنوان مثال اگر من مطالب مربوط به اعدام‌های ۶۷ را جستجو کنم و به هیچ وجه اشاره‌ای به قطع‌نامه ۵۹۸ و عملیات «فروغ جاویدان» در خبرها نکرده باشم، این انتقاد بر من وارد است که چرا تنها یک سوی ماجرا را دیده‌ام.


چرا ما در هنگام تنظیم یک خبر، به جوانب آن نگاه نمی‌کنیم، و فقط آنچه هم‌گروهی سیاسی ما می‌گوید را منعکس می‌کنیم و نمی‌خواهیم جزئیات ماجرا را بررسی شود؟ اگر کسی سوال کند، حتما ریگی به کفش دارد. نه؟


۴- کسانی که به کار روزنامه‌نگاری می‌پردازند بايد فاصله‌شان را از موضوعی که پوشش می‌دهند، حفظ کرده و مستقل بمانند.

استقلال از لوازم بنیادين روزنامه‌نگاری است که سنگ بنای موثق بودنِ آن است. استقلال روح و ذهن، به جای خنثی بودن، اصلی است که روزنامه‌نگاران باید بر آن تمرکز داشته باشند. در عين اين‌که سرمقاله‌نویس‌ها يا مفسران بی‌طرف و خنثی نيستند، منبع اعتبار آن‌ها کماکان دقتِ آن‌ها، انصاف عقلانی‌شان و توانايی‌شان در آگاهی‌بخشی است – نه تعهد و وفاداری‌شان به یک گروه يا نتيجه‌ی خاص. اما در مسيرِ مستقل ماندن بايد از فرو افتادن به ورطه‌ی نخوت، نخبه‌گرايی، انزوا يا پوچ‌گرايی بپرهيزيم.

لطفا این جمله تکراری را باز برایم تکرار نکنید که شرایط ایران به نحوی است که باید به طریقه معنوی با سیاستمداران بخوابیم. شما فکر می‌کنید در این طرف دنیا به روزنامه‌نگارانی که با سیاسیون زیادی رفیق گرمابه و گلستان می‌شوند چه می‌گویند؟ روزنامه‌نگاری با لابی‌گری فرق می‌کند. با راه اندازی اتاق فکر برای کاندیداها فرق می‌کند. روزنامه‌نگاری بیان واقعیت است نه تبلیغ خمیردندانی به نام سیاستمدار!

یک بحث خیلی ساده؛ آیا بسیاری از ما داوطلبانه به طریقه معنوی با سیاسیون خوابیده‌ایم یا اجباری؟ طبیعتا اعضای سرویس‌های غیر سیاسی و به «صفحه لایی‌»ها در هر روزنامه‌ای می‌توانند کار کنند، بچه‌های سرویس حوادث و ... اما بچه‌های حوزه سیاست و حتی اقتصاد...

به ماجرا جور دیگری نگاه کنیم. کار در سرویس‌های سیاسی موقعیتی درخشان به بسیاری از ما داده تا سیاسیون را از نزدیک ببینیم و تحت تاثیر قرار دهیم، برای موقعیتی بهتر! چه اشکالی داشته؟ لابد هیچ! اما اشکال بزرگ‌تر این است که به خاطر منافع کوتاه یا بلند خود از درج واقعیت‌ها و پرسیدن سوال‌هایی که باید می‌پرسیده‌ایم طفره رفته‌ایم تا موقعیت آینده‌مان به خطر نیافتاد! یادم نمی‌آید در زمانی که در روزنامه همشهری کار می‌کردم، جراتش را داشتم که از عطریان‌فر در باره بازداشتگاه وصال بپرسم یا نه؟ البته وقتی سال‌ها بعد می‌خواستم بیوگرافی‌اش را کار کنم، دیگر رئیسم نبود و پرسیدم. نگرانی برای امنیت شغلی در روزنامه‌هایی که حزبی‌ها مدیر آنند باعث می‌شود خفه بشویم.

حالا در چنین روزنامه‌ای، آیا دانستن حق مردم است؟ دانستن چه؟ دانستن آنچه حزب می‌پسندد. دانستن آنچه تامین کننده مالی می‌پسنند. این حالا از روزنامه داخلی است، اما وقتی خارج می‌شوید و در رسانه‌ای مدرن و آنلاین کار می‌کنید، آیا جرات دارید مثلا از نماینده دور اول مجلس مثلا شیراز در باره ریشه‌های برخورد با بهاییان در حوزه انتخابیه‌اش سوالی کنید؟ در همان زمانی که او نماینده بوده احتمالا تعدادی از موکلانش ناپدید شده‌اند...همین. سوال می‌کنید؟ طبیعی است که نه! چون رسانه شما مصلحت سیاسی را بر واقعیت ارجحیت می‌دهد.

استاد اخلاق روزنامه‌نگاری ما می‌گفت شما نمی‌توانید در آن واحد که برای یک کمپین کار می‌کنید، در رسانه مشغول به کار باشید و تازه بعد از پایان کمپین، باید حوزه‌تان را تغییر دهید. چون شما نسبت به سیاستمدار و یا رقیبش دارای موضٰعی هستید که می‌تواند روند اطلاع‌رسانی را مخدوش کند. اتفاقا همین سوال را از دو تن از استادان روزنامه‌نگاری کانادایی پرسیدم. گفتند که وظیفه سردبیر نیز این است که نگذارد چنین فردی با حضور در سرویسی که مرتبط با حوزه همان سیاستمدار و یا رقیب وی است، به روند سالم اطلاع‌رسانی ضربه وارد کند، حتی با احتمالی بسیار کم. اما اگر خواست در بخش «نظر» مطلبی در همان ارتباط بنویسد، باید نوشت که برای کدام ستاد کار می‌کرده. به عبارت کار در ستاد خبری و کمپین، مانع ادامه کار در حوزه خبری مرتبط می‌شود. حالا لطفا بررسی کنید چه تعداد از روزنامه‌نگاران وطنی، همزمان با کار در ستاد‌های تبلیغاتی، برای رسانه‌ها کار می‌کرده‌اند و الان در چه‌ حوزه‌ای فعالیت می‌کنند. گناه هم صرفا بر گردن آنها نیست! با این روش رشد کرده‌اند. حتی در شرایط آزاد خارج از کشور. از دوستان اگر فرق «پروپاگاندا» با روزنامه‌نگاری را بپرسید، حتما با اتهامات زیادی روبروی‌تان می‌کنند. از حماقت و بازیچه حکومت شدن تا پول گرفتن و غیره. اما به عنوان مثال از دوستان اگر بپرسید که چرا وقتی رهبران سیاسی و حامیان مالی‌شان در باره حقوق بشر و برابری و نقض حقوق زندانیان سیاسی حرف می‌زنند، از گفتن در باره سوابق این نقض گسترده در ۳۲ سال گذشته خجالت می‌کشند؟ چرا در باره تبعیض در دانشگاه‌ها بعد از «انقلاب فرهنگی» نمی‌خواهند چیزی بگویند؟ چرا در باره اعدام‌هایی که بعدها معلوم شده کاملا بی دلیل بوده سکوت کرده‌اند؟ چرا در باره نقض حقوق اقلیت‌های دینی به‌ویژه بهایی‌ها بیانیه نداده‌اند و ...


بحث‌های زیادی وجود دارد که نمی‌خواهیم بزرگ‌شان کنیم. منافع و مصلحت‌سنجی‌ها مانع بزرگی است. می‌توانیم شعار بدهیم. می‌توانیم پای بحث با حامیان مالی و هم‌فکران بنشینیم و سوی در حذف نگاه‌های مخالف و منتقد به هر نامی بکنیم. اسم بگذاریم، با روش‌های احساسی نگذاریم  مخاطبان تشنه آزادی «مار» را از «مار» تمییز دهند، اما واقعیت سر جایش است.


به نظر من می‌توانیم بگوییم که روزنامه‌نگار نیستیم. فعال سیاسی هستیم که کار رسانه‌ای تبلیغی، یا به عبارتی «پروپاگاندا» می‌کند. روزنامه‌نگاری که کار «حامیانه» انجام می‌دهد، چشم بر واقعیت‌ها نمی‌بندد. روزنامه‌نگاری «حامیانه» با جانب‌داری کور فرق می‌کند. چرا بسیاری از روزنامه‌نگاران خارج از کشور که به خاطر فشار حاکمیت و برای نجات جان خود بیرون آمده‌اند، روزنامه‌نگاری «حامیانه» را تجربه نمی‌کنند؟ حمایت‌شان از نگاهی سیاسی یا اجتماعی سر جایش باشد، اما واقعیت‌ها را هم ببینند و به مخاطب نشان دهند. روزنامه‌نگاری «دوم خردادی» به نظرم واقعی نبود. جانب‌دارانه بود. حالا همان روش را به نحوی رادیکال‌تر داریم خارج از کشور پیاده می‌کنیم.


این بحث را برای این راه انداخته‌ام که خودم را نیز به خاطر خطاهایم سرزنش می‌کنم. مثل طرفداران دموکراسی هستم که می‌خواهند به مردم‌سالاری دست یابند اما می‌دانند آن دور دورهاست و برای آنکه از مسیر دور نشوند هی به خودشان نقشه و اطلاعات و همه چیز در باره هدف‌شان را گوشزد می‌کنند. دموکراسی آن دور دورهاست، اما تلاش می‌کنیم به آن برسیم. می‌توانیم به روزنامه‌نگاری منطقی هم نزدیک شویم. باید بیشتر در این باب گفتگو کنیم.


* قواعد روزنامه‌نگاری، ترجمه داریوش محمدپور


ارزیابی این خبر:

4.20

Subscribe to comments feed نظرات (0 نوشته شد):

مجموعه نتایج: | نمایش:

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

شهروند روزنامه‌نگاران؛ تعیین کننده آینده رسانه‌ها

شهروند روزنامه‌نگاران؛ تعیین کننده آینده رسانه‌ها
در دومین روز کنفرانس «آزادی اینترنت» که در محل «موزه رسانه‌ها» در «واشینگتن دی‌سی» برگزار شد، مدیران برخی رسانه‌های شهروندی در باره تجربه‌های‌شان برای رساندن صدای شهروندانِ علاقه‌مند به حضور در فضای خبری سخن گفتند. «نیک آهنگ کوثر»، سردبیر «خودنویس» هم درباره سایت و امکانات استفاده از «خودتونز» به عنوان ابزاری مشارکتی سخن گفت. ...
علمی-فن‌آوری | خودنویس

دور بعدی مذاکرات؛ سه هفته‌ی دیگر در مسکو

دور بعدی مذاکرات؛ سه هفته‌ی دیگر در مسکو
پس از پایان دور سوم مذاکرات بغداد میان ایران و گروه ۱+۵، کاترین اشتون، در کنفرانس خبری حاضر شد و اعلام کرد دور بعدی مذاکرات در مسکو برگزار خواهد شد. سعید جلیلی هم گفت گفتگوها مفصل و طولانی بود اما ناتمام ماند....
سیاست | سروش جعفری

یک رهبر شاعر و هزاران شعر بر دهان دوخته‌شده

یک رهبر شاعر و هزاران شعر بر دهان دوخته‌شده
رییس‌دفتر رهبر جمهوری اسلامی گفته است که «رشد شعر در کشور به علت حمایت‌های آیت‌الله خامنه‌ای است»، اگر چنین باشد، سرکوب شاعران در ایران و اجازه ندادن به چاپ آثار آنان را باید به حساب چه کسی گذاشت؟...
هنرستان | مصطفی خلجی

ارشاد از شکایت طفره رفت: مردم خود درباره گوگل اقدام کنند!

ارشاد از شکایت طفره رفت: مردم خود درباره گوگل اقدام کنند!
پس از این که اعلام شده بود ایران از گوگل به خاطر حذف نام خلیج‌فارس از نقشه‌های سرویس «گوگل مپز» شکایت می‌کند، حالا وزیر ارشاد اسلامی گفته: «خواسته ما این است که مردم منتظر تصمیم ادارات دولتی نمانند و در ارتباط با این موضوع چه ایرانیان داخل و چه ایرانیان خارج از کشور از خود واکنش نشان دهند.»...
علمی-فن‌آوری | نسترن فرمانیان

یک کارگر: جلوی دوربین به ما خانه دادند، چهار روز بعد پس گرفتند!

یک کارگر: جلوی دوربین به ما خانه دادند، چهار روز بعد پس گرفتند!
یکی از دریافت کنندگان مسکن مهر گفته که در جریان سفر محمود احمدی‌نژاد به مشهد جلوی دوربین تلویزیون به او خانه دادند و بعد از چهار روز به او اعلام شد که باید خانه را تخلیه کند....
جامعه | سهند خوانساری

ما را دنبال کنید